كفاشان
سنديكايى براى آزادى
حسن دارالشفايى



بين سال هاى ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۲ سنديكاى كارگران كفاش تهران يك سلسله فعاليت پرثمر و پيگير براى پياده كردن قانون بيمه هاى اجتماعى در صنف و فعاليت هاى ورزشى و هنرى كردند. همچنين براى بهداشتى كردن كارگاه هاى كفاشى و ايجاد فضايى جهت كار و كوشش مداوم كرده اند.

سنديكاى كارگران كفاش تهران تاريخچه پرفراز و نشيبى را پشت سر گذاشته كه براى يادآورى كارگران جوان و چراغى راهنما جهت فعالين صنف كفاش بازگو مى شود. اولين اتحاديه كفاش تهران در سال ۱۲۹۷ تشكيل شده بعد از فترتى كه در دوران حكومت رضاخان افتاد يعنى از شهريور ۱۳۲۰ كه اتحاديه ها در تهران فعال شدند، در اتحاديه مركزى كارگران نمايندگان كفاش شادروانان آقايان مهدى حقيقت، حسن مسگرزاده و على اكبر اسكافى نقش فعالى داشتند. اول ماه مه هر سال جشن بين المللى كارگران براى كارگران ايران به خصوص كارگران كفاش پرارزش و بااهميت بود كه در هر شرايطى جشن خود را برپا مى كردند. در اوايل دهه ۱۳۲۰ كه اتحاديه ها فعال شدند كارگران جوان و روشنفكر در صنف به طور چشمگيرى فعال شده و در گسترش اتحاديه نقش بارزى داشتند از جمله آقايان حسين باباخانى، عبدالله احياء، محمدتقى قانعى، صادق موذنى و ميران چاپاريان كه از اوايل تشكيل سنديكا تا ساليان سال دست از فعاليت سنديكايى برنداشتند.
سال ۱۳۲۸ كه كشور ما متحمل شديدترين ضربات ضددموكراسى و برقرارى حكومت فاشيستى خاندان پهلوى بود سازمان هاى كارگرى تحت فشار شديد و كنترل دستگاه هاى انتظامى قرار داشتند. محمدرضا پهلوى با تشكيل مجلس فرمايشى موسسان و به تصويب رساندن متمم قانون اساسى اختيارات ضدمردمى فوق العاده اى گرفت، در چنين شرايطى سنديكاى كارگران كفاش يك بار ديگر رسالت تاريخى خود را انجام داد و از تمام سنديكا هاى كارگرى تهران دعوت به عمل آورد و در سينمايى مراسم باشكوهى برگزار كرد و دبير سنديكاى كارگران كفاش بعد از تشريح وضع دوران اختناق حكومت رضاخان تا شهريور ۱۳۲۰ و تضييقات فعلى پيشنهاد تحريم هفدهمين دوره انتخابات قانونگذارى مجلس را داد كه مورد تصويب و استقبال نمايندگان كارگران قرار گرفت. با اينكه بعد از شهريور ۱۳۲۰ قانون كارى كه بتواند از كارگران حمايت كند وجود نداشت اتحاديه كارگران كفاش تهران توانست از حق كارگران در برابر كارفرمايان شديداً دفاع كرده و طبق قوانين بين المللى مزايا و حق اخراجى دريافت كند و اغلب اختلافات طرفين را مستقيماً و بدون دخالت ديگران و مقامات دولتى حل و فصل و حتى از اخراج هاى بى مورد فصلى شديداً جلوگيرى مى كرد و در جريان تدوين و تصويب قانون كار با ساير اتحاديه هاى كارگرى همكارى مى كرد و در سخت ترين شرايط حكومت نظامى جلسات سنديكايى خود را در دره هاى كوهستان هاى شمال تهران يا باغ هاى اطراف تشكيل و كارگران را سازمان مى داد. بعد از كودتاى ۲۸ مرداد كه سخت ترين شرايط براى سنديكاى كارگران كفاش و ساير سنديكا هاى اصيل كارگرى به وجود آمد ارتباط كارگاهى كارگران قطع نشد و با اتحاد و اتفاق به تدريج فعاليت خود را با وضع موجود تطبيق داد. دفاتر و اسناد سنديكايى را مخفى و در منزل دوستان به دور از چشم مامورين نگهدارى مى كرد.
لازم به ذكر است كه بعد از كودتاى ۲۸ مرداد ۳۲ اولين اعتراض به حكومت كودتا توسط سنديكاى كارگران كفاش تهران به عمل آمد كه اول خواستار اضافه دستمزد و اجراى كار و بيمه هاى اجتماعى بود كه يك هفته ادامه داشت كه از كارگاه هاى خيابان هاى مركزى تهران شروع و به تدريج به كارگاه هاى بازار و جنوب شهر كشانده شد و نهايتاً با مذاكره نمايندگان سنديكاى كفاش و وزارت كار با ۵۰ درصد موفقيت به پايان رسيد. البته بعد از اتمام اعتصاب فرداى آن روز اعضاى هيات مديره را دستگير كردند كه بعداً با اعلام اعتصاب هاى بعد كارگران آزاد شدند و در سال ۱۳۳۵ به كوشش عده اى از كارگران كفاش سنديكا تشكيل و به ثبت رسيد در اين دوران سنديكا به نظم كارگاهى و جلوگيرى از اخراج و بستن قرارداد هاى دسته جمعى و مبارزه براى اجراى بيمه هاى اجتماعى مبادرت ورزيد، در اينجا جا دارد از آقايان سنديكايى كبير حسين سمنانى، احمد خوش سير و رضا مطبوع مسئولين وفادار سنديكايى در سال هاى بعد از ۱۳۳۵ ياد كنيم كه تا اوايل انقلاب به فعاليت سنديكايى وفادار ماندند و كوشش فراوانى به خرج دادند. يادآور مى شوم كه در جريان مبارزه ضدامپرياليستى ملت ايران كارگران كفاش دوش به دوش ساير هموطنان خود در سنگر سنديكا مبارزه كرده و شهيدانى هم از جمله سيدعبدالله عابد اصلى، حبيب يوسفى نژاد، خسرو يوازيان، كارگران ارامنه اماناس قازار- حزون شهيد شدند و هيات مديره كارگران كفاش در سال ۱۳۳۴ بارها دستگير و به جرم حمايت از كارگران سال ها در زندان بوده و تسليم نشدند.
بين سال هاى ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۲ سنديكاى كارگران كفاش تهران يك سلسله فعاليت پرثمر و پيگير براى پياده كردن قانون بيمه هاى اجتماعى در صنف و فعاليت هاى ورزشى و هنرى كردند. همچنين براى بهداشتى كردن كارگاه هاى كفاشى و ايجاد فضايى جهت كار و كوشش مداوم كرده اند. از جمله سنديكاى كارگران جوان را سازماندهى كرده و با مسئوليت قابل تحسين آقاى حاتم بيات سازمان ورزشى سنديكايى اقدام كرده تا در صورت امكان از دام هاى فساد كه در سطح جامعه وجود داشت كارگران را برحذر دارد و كارگران كفاش توانستند در اندك مدتى در مسابقات ورزشى كشتى و فوتبال با ساير سنديكا ها شركت كرده و موفقيت هايى به دست آورند. يكى از دستاورد هاى مهم تاريخ مبارزات سنديكايى كارگران كفاش تشكيل روزنامه ديوارى و بلافاصله به صورت مجله چاپ و در حد توان نشريه مملو از خواسته هاى كارگران و اخبار كارگاه ها و حوادث كارگرى و مطالب آموزشى سنديكايى بود كه اين نشريه مورد استقبال كارگران كفاش و ساير سنديكا ها قرار گرفت و تا ۱۳ شماره ادامه پيدا كرد كه نهايتاً به نام اتحاد كارگر چاپ مى شد.
«نتيجه كلى كه از اين بحث بر جاى ماند اينكه ضرورت واقعى ايجاب مى كند كه كارگران كفاش براى دفاع از حقوق صنفى خويش به اقداماتى مبادرت بورزند اين اقدامات كه هدف اساسى آن برقرارى و تشكيل يك اتحاديه سرتاسرى كارگران كفاش ايران است بايد در هر زمينه به عمل آيد و همين مسئله را بايد سنديكا هاى كارگرى مورد توجه قرار دهند و همه كارگران كه نيروى مولد قسمتى از ثروت كشور ما هستند بايد به ميدان فعاليت همه جانبه كشانيده شوند و ابتدا سنديكا هاى كارگرى، سپس اتحاديه ها و همچنين كنگره كارگران ايران و فدراسيون مركزى اتحاديه كارگران به وجود آيد. باشد كه در راه رسيدن به اين آرمان هاى مقدس كارگران ايران نشريه ما قابليت و ارزش و ارزندگى شايان تحسين خود را نشان دهد.» داخل گيومه به نقل از نشريه شماره ۴ سنديكا در دهه ۱۳۴۰ است! اين نوشته قطره اى از درياى مبارزات كارگران كفاش ايران بود كه از (تاريخچه مختصر سنديكاى كارگران كفاش تهران) به قلم زنده ياد سنديكايى بزرگ حسين سمنانى انتخاب شده است. با اميد به احياى سنديكاى كارگران كفاش تهران.

از روزنامه شرق