نحوهء نگرش به مليتهاى ايران
على اکبرآزاد
همگان بايد خوب بدانند که مليتهاى ايران همگى خواهان در کنار هم بودن هستند و آنها در امکانهاى مختلف اين را به زبانهاى مختلف بيان کردهاند. آنها فقط خواهان تأمين حقوق خود در چهارچوب ايران هستند... اما حکومتهاى مستبد که مىخواهند همه امور را تنها از زاويه نگاه خود ببينند و تعيينکننده همه امورباشند، از اين هراس دارند که مليتهاى ايران مستقل از آنها در امور خود عمل کنند، چون آنها به آزادى و فرهنگ آزاد زيستن باور ندارند وهمانا استبداد است که شيرازهء عمل و تفکرشان را تشکيل مىدهد
ايران کشورى است با تنوع مليتهاى گوناگون. اين مليتها سالهاى سال است که در کنار همديگر در کشور واحدى نام ايران زندگى کردهاند. همواره تنها فشارهاى حکومتى آنها را به هيجان و حرکت آزاديخواهى و حقطلبانه واداشته است. آنجا که زبان و فرهنگ آنها مورد هجوم وتحقير و توهين قرار گرفته است و حقوق اقتصادى وسياسى آنها پايمال گشته است، به اعتراض برخاستهاند. مليتهاى ايران که سالها در کنار هم بودهاند متاسفانه از حقوق موجود بهطور برابر برخوردار نبودهاند. آنها نتوانستهاند از زبان مادرى و آزادى پوشاک و سخن گفتن و حق استفاده از پستهاى حکومتى و امکانهاى اقتصادى برابر برخوردار گردند. در روزگاران مختلف، حکام بر اساس مصالح خود اين مليتها را شامل حال سرکوب خود قرار دادهاند. انواع واقسام فشارهاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى به اين مليتها وارد شده است.
يکى از حربههاى جديد و قديم حکام در برابر مليتهاى مختلف مارک زدن به حقخواهى آنها بوده است و آنها را تجزيهطلب خواندهاند، همانطور که مبارزان دگرانديش را خرابکار و. .. ناميدهاند وبه اين وسيله امکان سرکوب آنها را فراهم آوردهاند. اين حربههاى تبليغاتى تنها جنبه سرکوب داشته است. در صورتىکه مليتهاى ايران به کرات خواهان مذاکره و همواره خواستار صلح بودهاند ولی حاکمان به آنها حمله کردهاند.
يکى ديگر از حربههاى حکومتيان پايين آوردن پرستيژ و ارزشهاى کميتى و کيفيتى مليتها بوده است. آنها و فرهنگ آنها را تا حد امکان به پايينترين سطح موجود کشيدهاند تا حقوق آنها را راحتتر پايمال کنند. آنها اولا از به رسميت شناختن آنها ابا داشته و زمانى که مجبور به پذيرش اين مليتها شدهاند، به آنها واژههاى اقليت، قومى دادهاند. آنها از اين واژهها تنها درجهت کم نشان دادن اين مليتها، ضعيف انگاشتن آنها استفاده کردهاند. آنها زمانى مشابه همين در موارد ديگر عمل کردهاند، نمونهاى در بالا آمد ونمونه ديگر اينکه مثلا در زندانهايشان منکر وجود زندانى سياسى بودهاند. تشابهها بسيار است. اما نکتهء مهمى که اينها مىخواهند از آن استفاده کنند، همانا پوشاندن اين مهم است که در ايران مليتهاى مختلفى وجود دارند. آنها حتى زمانى که به مناطق ملى هجوم سياسى ونظامى مىبرند، سعى مىکنند که به ملت آنطور توجيه کنند که به جنگ بيگانگان که مىخواهند کشور ايران را تجزيه کنند مىروند. آنها با اين وسيله امکان بسيج فرهنگى، سياسى، نظامى واقتصادى برعليه اين مليتها را فراهم مىآورند.
اما همگان بايد خوب بدانند که مليتهاى ايران همگى خواهان در کنار هم بودن هستند و آنها در امکانهاى مختلف اين را به زبانهاى مختلف بيان کردهاند. آنها فقط خواهان تأمين حقوق خود در چهارچوب ايران هستند. آنها خواهان به رسميت شناخته شدن خود هستند و برخوردارى ازحقوق خود. اما حکومتهاى مستبد که مىخواهند همه امور را تنها از زاويه نگاه خود ببينند و تعيينکننده همه امورباشند، از اين هراس دارند که مليتهاى ايران مستقل از آنها در امور خود عمل کنند، چون آنها به آزادى و فرهنگ آزاد زيستن باور ندارند وهمانا استبداد است که شيرازهء عمل و تفکرشان را تشکيل مىدهد. بر اين اساس آنها در مقابل هرگونه حقخواهى مليتها به انواع و اقسام شگردها روى مىآورند تا از دادن حق آنها خوددارى کنند.
مليتهاى ايران خود را تعريف نمىکنند، آنها تعريفى دارند که بسان بسيارى از واقعيتهاى جارى زندگى بشرى مستقل مىباشد و احتياجى به بازتعريف ندارند. اين مليتها در ايران وجود داشتهاند و مىخواهند در ايران باشند، اما نه زير سايه ظلم هيچ جبارى. آنها مىخواهند در موطن خود آزاد زندگى کنند و آزادى هم حق هر انسانى است. حکومتها نمىتوانند با علم کردن چندين دسته تندرو که عملا برعليه منافع مليتها هستند، کل آن مليتها که همواره خواهان صلح ومسالمت و همزيستى هستند را نفى و يا کوچک کنند. شوينيستها و تندروان در همهء مليتها وجود دارند، که وجود مليت ديگر را نفى و يا آنها را ناچيز مىدانند. اما اين شوينيستها موقت و زودگذر هستند و نمىتوانند راه صلح و حقخواهى مليتها را سد کنند. قدرت آنها محدود است، پس حکومتها هم نمىتوانند ازآنها براى سرکوب حقخواهى مسالمتجويانه مليتها استفاده بهينه بکنند. همانا اين بخش اصلى مليتها هستند که سرانجام به حق خود که متشکل از زندگى انسانى و حقوق انسانى است، خواهند رسيد.
جان کلام اين که مبارزه مليتها در ايران به شکل سياسى آن همواره تا زمانى که حق برابر مليتهاى ايران فراهم نشود، ادامه خواهد داشت. انواع و اقسام مارک زدنها و کوچک شماردن اين مليتها هم کارآيى طولانى نخواهد داشت. اگر بر مليتى ناروا حکم رانده شود، زمانى اين ناروايى به ضد خود تبديل خواهد شد. پس همانا بهترين راه همانا نگرش اصولى به مليتها و گردن نهادن به حقوق برابر آنها مىباشدو انرژى را نبايد صرف به کاربردن واژههايى برد که درواقعيت وجود ندارند. در ايران مليتهاى گوناگون حى وحاضر وجود دارند، مگر اينکه آنها را محو کرد و اينهم به گواهى تاريخ امرى ناشدنى است و تنها راه همانا به رسميت شناختن اين مليتها و دادن حقوق آنها است تا بتوان به راحتى همگى در کشور ايران که کشور همهء مليتهاى ايران است، زندگى را بگذرانند.
سه شنبه ۱۴ آذرماه ۱۳۸۵