مروراجمالی وقایع غرب ترکمن صحرا
درنیمه ی دوم 1357 تا انقلاب وتشکیل ستاد انقلابیون
یوسف کـُر
hamraq@yahoo.de
اولین تظاهرات جداگانه ترکمنهای غرب ترکمن صحرا برعلیه رژیم مستبد پهلوی در اربعین
سال1357هـ. ش( پائیز) در شهر بندر ترکمن صورت گرفت. در حالیکه تظاهرات قبل از آن از
جانب اهالی شهر بطور مشترک برگزار ميشد.
انقلابیون شهر در کنار تداوم نمایشگاه کتابهای مترقی و ممنوعه( که بیشتربا جلد سفید
چاپ میشدند) و شرکت در توزیع عادلانه نفت( که در فصل زمستان جزو احتیاجات مهم مردم
بود) در رابطه با همکاری با صیادان، دهقانها و دیگر اقشار و اصناف نیزفعال بودند.
یکی ازموارد قابل توجه در قبل از انقلاب، همکاری فعال آنها با دهقانهائی است که
زمینهایشان را برادران طائی( ازثروتمندان مهاجرشهربندرترکمن) با حمایت ساواک و
ژاندارمری غصب کرده بودند و در درگیریهای ناشی از آن چندین دهقان زخمی، معیوب، کشته
وتعداد زیادی سالها زندانی و بی خانمان شده بودند. در جریان پس گرفتن زمینهای غصبی
مذکور، اموال سازمان کشاورزی و دامداری غاصبان نیز تاراج شده بود و من صحنه های
پایانی این ماجرا را بطور تصادفی از داخل اتوبوس تهران- بندر تماشا کردم.
از دیگر اقدامات فرهنگی قابل توجه برگزاری مراسم بزرگداشت 14 بهمن سالروز تولد
دانشمند انقلابی معروف ایران دکتر تقی ارانی( مؤلف چندین اثرعلمی- اجتماعی و
کتابهای درسی) در محل کارگاه تعمیراتی وسائل خانگی در خوجانفس بود. او در زندان رضا
شاه بهمراه حاجی خان اُغوزی( از جوانان تحصیل کرده و فعال کومیش تپه درجریان ایجاد
حکومت محلی 1303) و قربان محمد سیوری( اهل کومیش تپه ودانشجوی دانشکده افسری) کشته
شد.
قرار شد روز 19 بهمن بمناسبت بزرگداشت واقعه 19 بهمن 1349( واقعه ی سیاهکل) که برای
ما یادآور آغاز مبارزات جانبازانه برای سرنگونی رژیم دیکتاتورپهلوی و استقرار رژیمی
دموکراتیک و مستقل در کشور بود، راه پیمائی و متینگ برگزار شود. ولی آیت الله خمینی
تأیید نخست وزیر منتخب خود( مرحوم مهدی بازرگان) را روز نوزده بهمن اعلام کرد و ما
در بندر تورکمن راه پیمائی را به بعد از برگزاری مراسمی در سالن دبیرستان
ماغتیمقولی واگذار کردیم تا راه پیمائی ما ترکمنها بعد از راه پیمائی خمینی چی های
شهر و جدا از آنها صورت گیرد. آن روز در لحظات پایانی تظاهرات خبر ناگوار سازماندهی
توطئه مشترک ارگانهای امنیتی و انتظامی رژیم سلطنتی( ساواک، ژاندارمری، شهربانی) و
مرتعجین منطقه در گنبد دریافت شد. برای مشارکت در تقابل انقلابیون تورکمن با توطئه
گران تاعصر بیست و یکم بهمن که بطرف بندر راه افتادیم در گنبد بودیم. اول شب چند
ساعتی از بازگشت خسته و کوفته مان نگذشته بود که اطلاع یافتیم شهربانی و ژاندارمری
بندرترکمن به جمعی از نیروهای مذهبی( شیعه وغیرترکمن) واگذار شده است. در نتیجه
انقلابیون ترکمن ساختمان شهرداری را اشغال و آنجا را ستاد " شورای انقلابیون خلق
ترکمن" اعلام کردند. ازصبح فردا( دوشنبه) متن شعارگونه اعلام سرنگونی رژیم موروثی
شاهنشاهی و تبریک پیروزی انقلاب بمردم به دو زبان ترکمنی و فارسی چندین بار از
بلندگو خوانده شد و با افزایش اجتماع ترکمنهای شهر و روستاهای اطراف در مقابل
ستادمان، تصمیم به برگزاری متینگ گرفته شد. قرارشد با در نظرگرفتن نگرانی های
اجتماع کنندگان( که در اظهارات و سئوالاتشان به موردهائی چون تجربه ی 28 مرداد و
توانائی روحانیت در اداره درست کشور دائماً اشاره میکردند) سخنرانیهای متینگ عمدتاً
تهیجی باشد. ابتدا شهید جلیل آرازی و سپس شهید پرویز ایرانپور سخنرانی کردند.
در لحظات قبل از برگزاری متینگ با زنده یاد پرویز ایرانپور( که یکسال بعد دربهمن
ماه 58 بهمراه زنده یادان نازدوردی نوشین و یوسف قاراجا توسط باندهای ترورحکومتی
شبانه دزدیده شدند و با حکم جلادی بنام حجت الاسلام خلخالی به شهادت رسیدند)
گفتگوئی پیش آمد از اینقرار: بدنبال توافق بر سر برگزاری متینگ یکی گفت
پرویزایرانپور در اینکار مهارت دارد والان هم در ساختمان بغلی پیش کارمندان شهرداری
است. خلاصه تا آمد پرسید "چی شد که میخواهید من سخنرانی کنم؟ شما که درپایان
تظاهرات روز اربعین در ایستگاه کومیش تپه به تمایل من با تندی جواب رد داده فقط
خودتان سخنرانی کردید." جواب دادم من شما را تا آن روز ندیده بودم و هیچ نقشی هم در
برخورد با شما نداشتم هر آنچه بود جلو همه صورت گرفت. یکنفر تصمیم خود را اعلام
داشت وبقیه هم سکوت کردند بعلاوه من درباره نقش و عملکرد شما در روزهای پس ازشکست
کودتای 25مرداد1332( 26 و27 مرداد) چیزهای خوبی شنیده بودم، شما گویا مسئول کمیته
مخفی حزب توده در این شهر بودید. کمیته پس از شکست کودتای 25 مرداد و فرارشاه( به
بغداد) بسیاری از کارگران منطقه را در راه آهن جمع کرده طی متینگی خواهان برچیده
شدن نظام موروثی سلطنتی و استقرار رژیم جمهوری پارلمانی میشوید. در آن اجتماع اعضای
کمیته ئی بنام" کمیته ی انقلابی کارگران تورکمن صحرا" انتخاب ميشود که شما هم جزو
انتخاب شده ها بوده و بمسئولیت آن برگزیده میشوید. این کمیته تحت رهبری شما نام شهر
را "بندرکارگر" اعلام میکند و شما در سخنرانی تان اعلام خودمختاری ترکمن صحرا را از
وظایف کمیته تان دانسته وعده میدهید که این مسأله به زودی بررسی و طی چند روزآتی
اعلام خواهد شد". دراینجا بلافاصله پرسید اینها را تو ازکجا شنیدی؟ جواب دادم در
دوره دانشجوئی از تاریخچه " ماشینلی ابا، کارخانه، هنرستان و شهرک راه آهن گرفته تا
بسته شدن هنرستان بدنبال دستگیری رئیس چپ آن وغیره تحقیقاتی را انجام دادم و
بیشترین اطلاعات را از اعضای سابق سازمان جوانان تشکیلات خودتان گرفتم. لابد
نورمراد آقا یادت هست که پیرمردی بوده و با الاغش نشریات حزب و پیامهای تشکیلاتی را
به روستاهای غرب تورکمن صحرا میرسانده و بعد از کودتای 28 مرداد وقتی زندانبانان به
او میگویند ترا گول زدند بیا عکس شاه را ببوس آزادت کنیم. جواب داده " ازآن نفرت
دارم".
دراینجا زنده یاد جلیل جلوتر آمد و به دوسئوال بعدی اش جواب داد: پرسید شما چی
هستید وبرنامه تان چیست؟ جلیل، جوان حاضرجوابی بود، بلافاصله جواب داد:" ما خلقی
هستیم ومیخواهیم عدالت برقرارشده، حقوق پایمال شده خلق تأمین شود". گفت "منهم
اعتقاد به آن دارم ولی فقط برنامه حزب توده را خواندم، آیا شما برنامه ائی دارید"؟
جلیل جواب داد: " برنامه ی ما مبارزه در راه دموکراسی وعدالت است تا خلق حقوق خود
را از طریق شوراهای منتخب خودشان کسب کنند". و در آخر پرسید چرا میخواهید سخنرانی
تهیجی باشد؟ جواب دادم از صبح چند نفرما را کنار کشیده صحبتهائی کردند برای من حرف
دو نفر آنها جالب بود. یکی میگفت خب ردارم آمریکائیها عدها ئی ازافراد زبده ساواک و
رکن دو( ضداطلاعات) شهربانی و ژاندارمری را در تیمهائی سازماندهی کردند و قریب
الوقوع دست بکار میشوند. و مدعی شد که این خبر را برای اینکه بیهوده کشته نشویم
میرساند. پرسیدم چرا نمیخواهید ما کشته نشویم؟ جواب داد " برای اینکه ترکمنچه مکتپ
گه رئک میگوئید. دومی هم از فعالیتهایش علیه رژیم سلطنتی و بلاهائیکه پس ا زدستگیری
بر سرش آوردند صحبت کرد و هشدارهائی داد. میگفت " 25 مرداد 1332 وقتی کودتای شاه
علیه دکتر مصدق شکست خورد و شاه فرار کرد آنقدرعکس شاه و خاندان سلطنت سوزاندیم که
فکرمیکردم دیگه غیرممکن است چیزی باقیمانده باشد ولی سه روزبعد( 28 مرداد) پس از
کودتای مجدد آنقدرعکس آنها همه جا ریخته بود که مطمئن شدم انگلیسیها بلدند مردم
ایران را سحر کنند". بعلاوه نگاهی بمردم اجتماع کرده بیاندازید همه حالت نگرانی و
تشویش دارند. از صبح ماها چندین بار داخل شان رفته صحبت کردیم تا انقلاب را
باورکنند و از اتفاق تاریخی که افتاده به شور و شوق بیایند. سئوال اصلی شان این است
که از کجا میدانیم حاکمان جدید برای ما ترکمنها بهتر ا زقبلی خواهند بود.
یکشنبه 18 بهمن 1383