تشكل غيردولتى -سيب- در نخستين ساعات پس از فاجعه در بم حاضر بود.حضور سريع و
بى وقفه يا انگيزه شكل گيرى اين گروه شايد به تجربه حوادث ناگوار در رودبار،
بيرجند، طبس و... باز مى گردد، تجربه اى كه نشان داد غالب گروه ها و افراد گوناگون
داخلى و خارجى بسيارى مايل به انجام كمك هاى مادى و معنوى خود به حادثه ديدگان
هستند كه هر كدام را از طريق كانال هاى غيررسمى و غيردولتى به دست حادثه ديدگان
برسانند.
طبق گفته هاى يكى از موسسان و فعالان اين
NGO در
روز هاى نخست پس از وقوع زلزله در بم، سيل كمك هاى جنسى چنان بى پايان، روانه بوده
كه دست اندركاران -سيب- تصميم مى گيرند مركزى را در تهران تنها به جمع آورى و
ساماندهى اين كمك ها اختصاص دهند.
به گفته وى نخستين ستاد اعزامى سيب به بم در سومين روز پس از وقوع زلزله همراه با ۴
كاميون شامل اجناس اهدايى براى كمك به بازماندگان راهى بم مى شود.
او توضيح مى دهد: -وقتى به بم رسيديم، هيات مستقر در بم توانست با سازماندهى توزيع
چادر ها وظايف خود را شروع كند...- و ادامه مى دهد: -آن گونه كه پرس وجو كرديم
ميزان اين كمك ها به بيش از ۲۵۰ تن كالا بالغ مى شود.-
اما در بم همه چيز ويران شده است. سازمان غيردولتى سيب در نخستين اقدام خود نسبت به
ايجاد فضاى شاد براى بازى كودكان اقدام و نخستين كمپ هاى شادى براى كودكان و زنان
را راه اندازى كرد. به گفته مسئولان اين NGO،
اين نخستين حركت براى از بين بردن روحيه نااميدى در مردم منطقه بود، كه به گفته
اعضاى اين تشكل: -حدود ۴۰۰ كودك و نوجوان بمى گرد هم جمع شده تا در كلاس هاى
شعر خوانى، قصه خوانى، نقاشى و انشانويسى كه براى آنها برپا شده بود شركت كنند.- با
ورود امدادگران به بم دامنه فعاليت -سيب- گسترش يافته و كلاس هاى آموزش خانواده نيز
راه اندازى مى شوند.
به اذعان دوستانى كه در جريان اوضاع روز هاى اول زلزله قرار داشته اند، وضعيت امروز
شهر (پس از ده ماه) تغيير محسوسى نسبت به روز هاى رفته نكرده، جنب و جوش ها و آمد و
شد ها شايد نسبت به گذشته كمتر شده باشد، اما گرد غم و بوى مرگ در هر كوى و برزن
شهر فراموش شده پراكنده است. خانه هاى موقت، درها انباشته برهم، چادر ها و كانكس ها
در كنار آوار هاى هنوز به جاى مانده از زلزله نخستين چشم انداز بم است.
اينجا بم است
اينجا بم است، ده ماه پس از زلزله اى كه بنا به آمار غيررسمى جان نزديك به ۷۰ هزار
نفر از مردمان محروم و فراموش شده را گرفت. اهالى همه را به ساختمان هاى گذشته
راهنمايى مى كنند: -اينجا بانك مسكن بود، اينجا بيمارستان امام خمينى، اينجا
دانشگاه پيام نور و اينجا گورستان ! و در هر اشاره به گورستان مى رسيم.
توضيحات، دوباره از سرگرفته مى شوند، -اينجا چهار نفر را با هم خاك كردند، اينجا
هفت نفر، اينجا ده نفر و...- اجساد شناسايى نشده و قبور آنها بى شمارند، قبورى كه
اثرى از سنگ قبر روى آنها ديده نمى شود و تنها با حاشيه سيمان دور آنها، مى توان
تفاوتشان را با بخش هاى ديگر سنگفرش تشخيص داد. و هشدار مى دهند: -همه جا قبر است و
بايد دقت كنيد پايتان را كجا مى گذاريد!-
ترياك هر كيلو ۴۸۰ هزارتومان
به گفته بوميان و افراد حاضر در محل، مواد مخدر نقل و نبات شهر بم است. ترياك هر
كيلو ۴۸۰ هزار تومان! در بم، فقر و اعتياد ملموس مى شود. نابسامانى ها و
سرگردانى ها پس از وقوع زلزله صدچندان شده و شايد به ندرت كودك يا نوجوانى را بيابى
كه سيگار كشيدن را حداقل يك بار تجربه نكرده باشد. تازه اعتياد به سيگار حداقل
ماجراست و اعتياد به انواع ديگر مواد مخدر براى بچه هاى ،۸ ۹ و ۱۵ ساله بمى چيزى
نيست كه باعث تعجب اهالى شود.
نبودن
بيمه، مهدكودك و عدم برخوردارى از حقوق مصرح در قانون كار بى تابى بمى ها را
صدچندان كرده.
حقوق كارگران بسته بندى خرما كه در سال گذشته، روزانه ۱۳۰۰ تومان بوده _ گويا امسال
رشد كرده و به ۲۰۰۰ تومان رسيده است!
مشكلات ديگر مربوط به وضعيت مدارس، آب آشاميدنى و سرويس هاى بهداشتى شهر است. يكى
از اعضاى -سيب- در اين باره مى گويد: -اولين مسئله در منطقه، آب آشاميدنى بود كه
متاسفانه به علت آلودگى در منطقه و استفاده از آب هاى راكد در حوضچه هاى غيربهداشتى
و آلوده، كودكان منطقه در وضعيت بسيار ناگوارى به سر مى بردند.-
با همه اين اوصاف، تامين آب آشاميدنى سالم در صدر برنامه هاى يارى رسانى قرار مى
گيرد و با هميارى نيرو هاى خارجى مستقر در محل به سرانجام مى رسد. با هماهنگى اين
NGO
در مجموع حدود ۳۰۰ سرويس بهداشتى در منطقه نصب شده است كه در كنار اين فعاليت ها،
تعداد ۲۰ عدد نانوايى نيز در مناطق محروم بم راه اندازى خواهد شد.
قصه عليرضا
-عليرضا- راننده ماشينى است كه هر روز چندين بار در محلات بم پرسه مى زند. او با
اشاره به وضعيت غيرقابل باور مردم اين منطقه مى گويد: -شما كه يك شب در اينجا مهمان
هستيد، فردا مى رويد، منى كه در بم زندگى مى كنم، مى دانم مردم الان چه مشكلاتى
دارند... الان كه ده ماه از زلزله گذشته، هنوز آوار بردارى شهر با همه اين تبليغاتى
كه مى كنند تمام نشده است. هنوز بعضى ها را سراغ دارم كه داخل چادر زندگى مى كنند،
حتى از اسكان موقتى كه قرار بود تا پانزدهم فروردين ماه انجام شود، خبرى نيست.
عليرضا از وضعيت امنيت شهر پس از گذشت ده ماه از وقوع زلزله مى گويد كه بسيار
نامساعد است.-
از سوى ديگر، اين مرد از پنجاه هزار تومان كمك دولتى به مردم خبر مى دهد كه براى
آواربردارى به آنها واگذار شده است كه البته اضافه مى كندكه اين ۵۰ هزار تومان به
روستاييان تعلق نگرفته است.
با پرس وجوى ميان مردم، درباره نوع ارزاق هلال احمر، برخى ابراز رضايت مى كنند و
برخى ديگر آغاز فصل سرما را يادآور مى شوند و اينكه البسه توزيع شده ميان اهالى به
هيچ عنوان مناسب آغاز فصل سرما نيست! -عليرضا- مانند بسيارى از بمى ها هر روز
انتظار مى كشد تا شب جمعه سر رسد و راهى گورستان شود، حال و روز همكارانش نيز چيزى
متفاوت از او نيست.
براى پيگيرى كار عملياتى و طرح تحقيقاتى
NGO
سيب يكى از بوميان از نحوه خاكبردارى ها و كشف اجساد و زندگان در گورستان بى انتهاى
بم مى گويد: -كسانى كه بازمانده اى داشتند، خانه هاى خود را خاكبردارى كردند، اما
بسيارى از كسانى كه بازمانده اى نداشتند، حتى خانه شان خاكبردارى نشد.-
با گذشت چيزى نزديك به ده ماه از زلزله بم، كانكس ها همچنان بر پا هستند و ظاهراً
به گفته بوميان اثرى از پيگيرى جدى ساخت وساز ها نيست. يكى از بوميان در اين باره
مى گويد: -قرار بود خانواده هايى كه تعدادشان زيادتر است يا از ۶ نفر به بالا است
يك كانكس در اختيار داشته باشند كه بعد اعلام كردند نه، كانكس نمى دهيم، يك ميليون
پول مى دهيم و باز اعلام كردند يك ميليون را نمى دهيم، و به جا ى آن در ساخت وساز
خانه ها يك اتاق بيشتر براى شما مى سازيم.-
گورستان خاموش
وسعت گورستان پشت رود و ميزان خرابى هاى آن در بم شهره است و پيرامونش حرف و حديث
بسيار.
اين منطقه كه يكى از محروم ترين مناطق بم محسوب مى شود، محل كوره هاى آجرپزى است كه
بيشتر كارگران فصلى و غيربومى در آنجا مشغول تكاپو براى بقايند! از آلونك هاى خشتى
بسيار كه مسكنش نام داده بودند هيچ خبرى نيست. با كمك هاى بين المللى سعى شده تا
وضعيت پشت رود خصوصاً از نظر امكان و دسترسى به آب آشاميدنى سالم بهبود نسبى پيدا
كند.
در ميان اين همه مشكل با شروع زمستان امكانات گرمايشى در برخى از كانكس هاى بم
عملاً وجود ندارد، زيرا برخى از اين كانكس ها از جنس
PVC هستند و روشن كردن بخارى در آنها امكان وقوع آتش سوزى را بسيار
افزايش خواهد داد.
فريبرز رئيس دانا كه يكى از پايه گذاران
NGO
سيب و از موثر ترين سامان دهندگان ستاد يارى رسانى بم به شمار مى رود دليل اصلى
حضور خود در بم را يك وظيفه انسانى مى داند و مى گويد: -ديدم كه به كمك هموطنان
مصيبت ديده بيايم، به ويژه اينكه با شهر بم يك ارتباط قلبى پيشين هم داشتم.
بلافاصله خواستيم راهى شويم. آمدن ما ابتدا به بم با مشكل روبه رو بود، اما ما به
هر صورت آمديم و به فعاليت ها ادامه داديم. ابتدا تنها بوديم ولى بعد هم دوستان
متعددى اين سو و آن سو به من پيشنهاد همكارى و كمك كردند. همين زمينه اى شد براى
دعوت از بقيه دوستان. سازماندهى اوليه آغاز شد و در همان مراحل اوليه به ذهنم رسيد
كه نام
NGO
سيب باشد. در همين راستا از على صداقتى خياط، على ديوسالار و حاج بهراميان و... كمك
خواستم و آنها آمدند، دريادلانه كمك كردند. هموطنان ديگر هم سخاوتمندانه يارى
رساندند و اين سازمان به راه افتاد.كسانى چون سيمين بهبهانى و شاعرانى مثل سيد على
صالحى، دوستان ديگرى مانند سعيد مدنى و آقاى عمويى، آقاى سحابى، آقاى پرويز بابايى
نيز به كمك آ مدند.- -رئيس دانا- از تلاش هاى ياران سيب كه آنها را بچه هاى اعماق
مى نامد نيز سخن مى گويد و از فعاليت هاى آنها در زمينه امداد، آموزش و... مى گويد.
رئيس دانا با اشاره به منابع مالى اين
NGO
توضيح مى دهد: -NGO هاى
خيريه اى جهانى و ايرانى هستند كه وقتى از اينجا بازديد كردند، منابع مالى قابل
توجهى را در اختيار ما قرار دارند و همانطور كه مى بينيد ساختمان هايى را ساختيم و
فعاليت هايى را شروع كرديم.-
به گفته رئيس دانا به طور متوسط حدود ۱۶۰ كودك زير نظر -سيب- قرار دارند، تعدادى كه
گه گاه به ۲۵۰ تا ۳۰۰ تا هم مى رسند!
افتتاح براى كودكان بى سرپرست
-اين ها افرادى را از خانواده خود دارند كه تحت نظارت آنها هستند ولى نظارت، آموزش،
تغذيه، مشاوره، بهداشت، درمان و پرستارى توسط اينجا صورت مى گيرد.- مراسم رسمى
افتتاح مركز كودكان بى سرپرست كه در آن يك مدرسه ۴ كلاسه و يك خوابگاه همراه با
سرويس هاى بهداشتى با قطعات پيش ساخته داير شده است با يك دقيقه سكوت به ياد
قربانيان فاجعه بم، صداى آواز ايرج بسطامى و با نام دكتر ناصر زرافشان آغاز مى شود.
برخى كودكان بمى سرودى دسته جمعى را با هماهنگى و نظارت فعالان سيب اجرا مى كنند.
-فلفل نبين چه ريزه بشكن ببين چه تيزه!...- آقاى خراسانى كه از بوميان بم است
(متولى مكان مذكور وقف شده توسط پدرآقاى سينا ظهير، آسيد ابوالحسن ظهير) شعرى را كه
سروده با همان لهجه محلى براى حضار مى خواند.
محمدعلى عمويى نيز معتقد است: -سيب با كمترين امكانات، توانسته پوشش مناسبى براى
تعداد قابل توجهى از بچه هاى بم و مادران آنها فراهم كند. به اين مختصر هم اكتفا
نكرده، زمينى را در اختيار گرفته كه تا آنجا كه براى من توضيح دادند قرار است
مجتمعى سه طبقه اى، فرهنگى و آموزشى احداث كنند.-
سحابى از جست وجوى فرصتى مى گويد براى كمك رسانى به زلزله زدگان بم كه سرانجام آن
را يافته است و مى گويد: -با دوستان آمديم اينجا ببينيم چه مى توانيم بكنيم. در پى
اين جست وجو به دو كار رسيديم، يكى اينكه به معلمين آموزش و پرورش كه در اثر حادثه،
از بين رفتن خانواده و... دچار افسردگى شدند كمكى بكنيم و ديگر اينكه كمك به تجارت
خرما...-
-سحابى- در مورد برآيند تاثير گذارى
NGO
در فضاى سياسى جديد و پس از تحولات مجلس هفتم معتقد است: -NGO ها
مى توانند بسيار موثر باشند. NGO ها مثل
احزابند در امور سياسى، سخنگوى مردمند.-
-سعيد مدنى- نيز زمينه كار در چنين بستر هايى را بسيار مناسب ارزيابى مى كند. او
نگاه جالبى به قضيه دارد: -...يك نوع ورود راديكال به حوزه اجتماعى وجود دارد و يك
نوع ورود و رويكرد ليبرال. تفاوت اينها همه در اين است كه رويكرد راديكال در واقع
به بنيان ها و ريشه هاى به وجود آمدن مشكلات و بحران هاى اجتماعى واقف است و با علم
به آن وارد مى شود.