|
|
ســازمــانهــای غيــردولتــی
بهروز خليق
شکلگيری سازمانهای غيردولتی در ايران در اساس به سالهای بعد از ۷۶ برمیگردد. با تغيير فضای سياسی کشور و طرح جامعه مدنی، زمينه برای شکلگيری سازمانهای غيردولتی فراهم آمد. در طی اين سالها سازمانهای غيردولتی سریعاً گسترش يافتند، بگونهای که هم اکنون سازمانهای غيردولتی در شهرهای کوچک و برخی روستاها حضور دارند.
تعريف
"سازمانهای غيردولتی" يا Nongovernment organisations) NGOs) پديدهای است مربوط به دوران جديد از زندگی شهرنشينی که بر اساس ضرورتها و برای حل مسائل مختلف زندگی اجتماعی شکل گرفتهاند.
سازمانهای غيردولتی به انجمنها، موسسهها، بنيادها، شرکتهای غيرانتفاعی و يا هر شخصيت حقوقی ديگر اطلاق ميشود که به موجب نظام حقوقی جزئی از بخش دولتی محسوب نميشوند و فعاليت منفعتطلبانه ندارند.
مهمترين مشخصههای سازمان غيردولتی:
1 ـ غيردولتی است.
2 ـ بدون سود است. چنانچه در اين سازمانها سودی عايد شود، نميتوان آن را تحت عنوان سود توزيع کرد.
3 ـ مستقل است.
4 ـ متکی بر کار داوطلبانه اعضا است.
5 ـ فعاليت آن با رويکرد به منافع همگانی است.
6 ـ بصورت رسمی شکل ميگيرد.
اگر دولتها اقدام به تشکيل موسسه هائی بکنند که به لحاظ حقوقی موسسه های دولتی محسوب نميشوند ولی بجهت اينکه تابع و تحت تاثير حوزه قدرت هستند، در قلمرو سازمانهای غيردولتی نمی گنجند.
نقش چندگانه سازمانهای غيردولتی
سازمانهای غيردولتی دارای نقش چندگانه در جامعه هستند:
ـ برای تحقق خواستهای مردم، دولت را تحت فشار قرار میدهند.
ـ بعنوان ابزار مشارکت مردم، دولت را در اجرای امور ياری مینمايند.
ـ زمينه را برای دمکراسی مشارکتی و کاهش نقش دولت در جامعه فراهم میسازد.
عملکرد سازمانهای غيردولتی
سازمانهای غيردولتی دارای عملکردهای متعددی هستند که در زير به برخی از آنها اشاره ميشود:
ـ سازماندهی مبارزه مدنی مردم برای احقاق حقوق شهروندی
ـ اعمال فشار به دولت برای تأمين مطالبات گروههای مختلف اجتماعی
ـ زمينهسازی برای رشد فرهنگ دمکراتيک و فرهنگ مشارکت
ـ مشارکت در اداره امور کشور
ـ کمک به حل معضلات کشور و تلاش برای رفع نابسامانیها، فقرزدائی و...
ـ بهرهگيری از طرحها و نظرات کارشناسانه بدون صرف هزينه و بودجه
ـ بهرهگيری بدون هزينه از نيروهای فکری و فيزيکی مردم جهت پيشبرد و ترقی کشور
سازمانهای غيردولتی در ايران
شکلگيری سازمانهای غيردولتی در ايران در اساس به سالهای بعد از 76 برميگردد. با تغيير فضای سياسی کشور و طرح جامعه مدنی، زمينه برای شکلگيری سازمانهای غيردولتی فراهم آمد. در طی اين سالها سازمانهای غيردولتی سريعاً گسترش يافتند، بگونهای که هم اکنون سازمانهای غيردولتی در شهرهای کوچک و برخی روستاها حضور دارند.
آمارها ارائه شده نشان از وجود حدود 2500 سازمان غيردولتی در کشور ما دارد. ميتوان گفت که 85 درصد سازمانهای غيردولتی بعد از سال 76 شکل گرفتهاند. بعنوان نمونه ميتوان به سازمانهای غيردولتی زيست محيطی اشاره کرد. تعداد اين سازمانها طی سالهای 1377 تا 1380 از 30 سازمان به بيش از 200 سازمان افزايش يافت.
با اين وجود رقم سازمانهای غيردولتی در ايران در مقايسه با ميزان آن در سطح جهان فوقالعاده پائين است. رقم سازمانهای غيردولتی در سطح جهان به سه ميليون رسيده است. يعنی برای هر دو هزار نفر يک سازمان غيردولتی وجود دارد(جمعيت جهان 6 ميليارد در نظر گرفته شده است). در حاليکه در ايران به ازای 25 هزار نفر يک سازمان غيردولتی وجود دارد.
حوزههای فعاليت سازمانهای غيردولتی
سازمانهای غيردولتی عمدتاً در حوزههای محيط زيست، جوانان، کودکان، زنان، خيريه، امداد و بهداشت، حقوق بشر و آسيبهای اجتماعی در ايران فعالند.
وضعيت فعلی سازمانهای غيردولتی
ـ تعدای از سازمانهای غيردولتی در مرحله نوباوگی قرار دارند.
ـ تعدادی در مرحله رشد سرِيع قرار دارند.
ـ تعداد قابل توجهی نيز دچار افول و مرگ زودرس سازمانی هستند.
نوع سازمانهای غيردولتی
سه گروه در ايران در قالب سازمانهای غيردولتی فعاليت ميکنند:
گروه اول ـ موسسههای خيريه
اين گروه ريشه در بافت مذهبی و سنتی کشور دارند. در اين گروه انسانهای خيری فعاليت ميکنند که با هدف خيرات و صواب و ياریرسانی به ايتام، زنان سرپرست خانوار و.... شکل گرفتهاند.
گروه دوم ـ سازمانهای غيردولتی زرد
اين گروه عمدتاً توسط مديران، همسران مديران، دوستان و بستگان آنها از سال 76 باينسو بوجود آمدهاند. اين گروه از مواهب بودجههای دولتی بهرهمندند. تشکيل اين گروه از سازمانها به مکانيسمی تبديل شدهاند که بودجههای دولتی وارد اين قلمرو میشوند و زمينه را برای پولشوئی اين افراد فراهم میآورند. دولت اين گروهها را بعنوان سازمانهای غيردولتی که بر سياستگذاری دولت نظارت دارند، به مجامع بينالمللی گزارش ميدهد. اين گروه اغلب بصورت هيئت امنائی اداره ميشوند، بازرس ندارند و ملزم به شفاف سازی امور مالی و گزارشدهی نيستند. آنها تمايل به عضوگيری فراگير ندارند.
گروه سوم ـ سازمانهای غيردولتی واقعی
اين گروه سازمانهای غيردولتی واقعی بوده و از بطن جامعه برخاسته، غيردولتی و مستقل هستند. اين گروه ميکوشند که از محل حق عضويت اعضا و کمکهای مردمی (از طريق برپائی نمايشگاهها، کنسرتها، بازارچهها و ...) برای پيشبرد اهداف خود هزینه کنند. اين گروه سعی ميکند اصول دمکراتيک (بهرهگيری از خرد جمعی، انتقادپذيری و...) را رعايت کنند. آنها انتخابات آزاد دارند، بازرس، منتخب مجمع عمومی است، گزارش مالی شفاف ارائه ميدهند و درها بر روی مراجعهکنندگان باز است. اين گروه در حال پويائی و بالندگی هستند، بيش از پيش در عمل صيقل ميخورند و به پيش ميروند. در اين تشکلها صاحبان افکار و انديشههای متفاوت در کنار هم قرار ميگيرند و اهداف مشترکی را پيش ميبرند.
تقسيم بندی سازمانهای غيردولتی
بيشترين سازمانهای غيردولتی متعلق به جوانان، زنان، محيط زيست و امور خيريه است. آمارها حاکی از وجود 1100 سازمان غيردولتی دارد. محيط زيست حدود 200 سازمان و زنان حدود 330 سازمان را دربر ميگيرند. سازمانهای غيردولتی زنان در امور خيريه، محيط زيست، فقرزدائی، ارائه سرويس و خدمات به فارغالتحصيلان دانشگاهی زن، ورزش زنان، تنظيم خانواده، کشاورزی زنان، روابط بينالملل، کودک و نوجوانان، آموزش و تحقيقات حقوق زنان، بهداشت روانی و جسمی، اقليتهای مذهبی، نشريات، توسعه پايدار، حمايت از کارگران زن، مشاوره، زن و خانواده، باشگاههای دختران روستائی و ... فعاليت ميکنند.
شبکه سازمانهای غيردولتی
رشد کمی و کيفی سازمانهای غيردولتی، موضوع ارتباط و همکاری را در دستور کار آنها قرار داده است. در اين ارتباط موضوع شبکه و شبکهسازی در سازمانهای غيردولتی مورد توجه قرار گرفته است. اولين شبکه سازمانهای غيردولتی زنان در سال 74 در ارتباط با کنفرانس پکن شکل گرفت. دومين شبکه توسط سازمانهای غيردولتی زيست محيط در سال 78 تشکيل شد. سومين شبکه در سال 81 توسط سازمانهای غيردولتی جوانان بنام شبکه ملی تشکلهای غيردولتی جوانان بوجود آمد که پيش از 1000 سازمان غيردولتی جوانان را در بر ميگيرد و فراگيرترين شبکه سازمانهای غيردولتی است. قبلاً فعاليِت اين شبکه بصورت کار نيمهدولتی صورت ميگرفت و در واقع سازمان ملی جوانان بر فعاليتهای انجام شده نظارت داشت و نسبت به تغيير آئيننامهها و نظام نامهها حق رأی داشت ولی در نشست ارديبهشت امسال در نظام شبکه تغيير ساختاری صورت گرفت و اساسنامه آن بر پايه سازمان مستقل تدوين گرديد.
ميزان تأثيرگذاری سازمانهای غيردولتی
سازمانهای غيردولتی در عرصه کارشان تأثيرات مثبتی داشتهاند ولی آنها هنوز نتوانستهاند جايگاه خاصی را در مطبوعات کشور بخود اختصاص دهند و هنوز تبديل به جنبشی نشدهاند که در دولت و مجلس صدايشان پژواک داشته باشد.
قاعدتاً سازمانهای غيردولتی ميبايست در تصميمسازیها، تصميمگيریها، نظارت و اجرای پروژهها و برنامهها در ارتباط با دولت مشارکت داشته باشند. ولی آنها فاقد چنين موقعيتی هستند، بويژه اينکه مديران کشور يا اين پديده را نمیشناسند و يا اهميت چندانی برای آنها قائل نِستند.
چالشهای فراروی سازمانهای غيردولتی
نگاه امنيتی ـ سياسی حکومت به سازمانهای غيردولتی
مهمترين و جان سختترين مانع در مقابل سازمانهای غيردولتی، نگاه امنيتی ـ سياسی حکومت نسبت به نهادهای مدنی از جمله سازمانهای غيردولتی است. در ايران حکومت هيچگاه نسبت به سازمانيابی گروههای مختلف اجتماعی و نهادهای مستقل اجتماعی که بخشی از قدرت را در اختيار داشته باشد، نظر مثبتی نداشت. حکومت يا به سرکوب اين نهادها روی آورده و يا تشکل زرد و وابسته را شکل داده است. حکومتگران به تشکلهای نظير سنديکاها، اتحاديههای صنفی و حتی شرکتهای تعاونی نگاه امنيتی ـ سياسی دارند. بعنوان نمونه ميتوان به شرکت تعاونی صيادی که بيش از 40 سال پيش در شمال کشور تشکيل گرديد، اشاره کرد. از همان زمان قاعده اين بوده که مقامات امنيتی محلی نسبت به عضويت افراد در هيئت مديره ، بايد استعلام کنند.
هم اکنون طبق آئيننامه انتخابات هيئت مديره اتحاديههای صنفی، صلاحيت نامزدهای عضويت در هيئت مديره و بازرسی بايد به تأئيد هيئتی متشکل از نمايندگان وزارتخانههای کار، کشور و بازرگانی برسد. يعنی اعضای هيئت مديره يک نهاد مستقل را، بايد دولت تعيين صلاحيت کند.
اين امر حتی در مورد خيريهها که رايجترين و سنتیترين نهادهای مدنی هستند، مشاهده ميشود. سازمان بهزيستی که يکی از متوليان امور مربوط به بنگاههای خيريه است، اساسنامهای را که در اختيار متقاضيان ايجاد چنين موسساتی ميگذارد، به قدری سختگيرانه است که اصلا به هيچ شکل قابل توجيه نيست. سازمان بهزيستی بعنوان بخشی از دولت در اساسنامه بنگاههای خيريه دخالت ميکند و حتی آن قدر سلب اختيار و سلب امنيت ميکند که در واقع امکان هيچگونه فعاليت را باقی نميگذارد.
فقدان قانون ناظر بر فعاليت سازمانهای غيردولتی
فقدان قانون ناظر بر فعاليت سازمانهای غيردولتی مشکل جدی اين تشکلها است. هنوز قانونی در مورد فعاليت سازمانهای غيردولتی به تصويب مجلس شورا نرسيده است. دفتر مطالعات و تحقيقات سياسی وزارت کشور چند سال قبل پيشنويسی را تهيه کرد که در روزنامهها منتشر شد. در عين حال مرکز پژوهشهای مجلس شورا با مشورت با برخی سازمانهای غيردولتی و حقوقدانان اقدام به تدوين پيشنويس در اين خصوص کرد. اما اين اقدامات به نتيجه معين نرسيد. پيشنويس وزارت کشور گرچه در برخی عرصهها برای سازمانهای غيردولتی راهگشا بود ولی حاوی اشکالات جدی بود، از جمله در مسئله نظارت دولت بر فعاليت سازمانهای غيردولتی.
تا کنون تنها بر پايه بخشنامهای که توسط شورای عالی اداری در اسفند ماه سال 78 صادر شده است، با سازمانهای غيردولتی برخورد ميشود.
مسائل مالی
تأمين مالی يکی ديگر از مشکلات سازمانهای غيردولتی است. در اکثر کشورها، سازمانهای غيردولتی از پرداخت ماليات معاف هستند و در پارهای از آنها از جمله آلمان، افراد و موسسات ميتوانند بخشی از ماليات خود را به سازمانهای غيردولتی پرداخت نمايند. اما در ايران وضع بگونه ديگری است. سازمانهای غيردولتی مجبور به پرداخت ماليات بر درآمد هستند. بعنوان مثال وزارت اقتصاد و دارائی از 42 ميليون دريافتی جبهه سبز بابت حق عضويت اعضا، 10 ميليون ريال ماليات مطالبه ميکند.
گرچه دولت بودجهای را برای کمک به سازمانهای غيردولتی در اختيار برخی از وزارتخانهها قرار ميدهد، ولی اين کمکها همچنان که گفته شد، در اختيار سازمانهای غيردولتی زرد و يا در خدمت وابسته کردن تشکلها به دولت قرار ميگيرند.
بهرهگيری از کمکهای فراملی و خارجی
مشکل ديگر سازمانهای غيردولتی عدم امکان بهرهگيری از کمکهای فراملی و خارجی است. در حالی که سازمانهای غيردولتی هند و پاکستان به بهترين وجه از اعتبارات بينالمللی و خارجی استفاده ميکنند، سازمانهای غيردولتی ايرانی جرئت نزديک شدن به موضوع را ندارند.
سازمانهای غيردولتی امروزه بعنوان مجاری سرمايه و فنآوری از کشورهای پيشرفته و ثروتمند به داخل کشورهای در حال توسعه عمل ميکنند. اينگونه سازمانها با برخورداری از امکانات ارتباطی و نفوذ قوی در دولتهای توسعه يافته، نقش قابل ملاحظهای را در افزايش کمکهای خارجی به کشورهای در حال توسعه دارند، بگونهای که در حال حاضر نيمی از کمکهای خارجی دولتهای ثروتمند از طريق سازمانهای غيردولتی به کشورهای در حال توسعه وارد ميشود.
مشکلات درونی
سازمانهای غيردولتی با مشکلات زيادی مواجه هستند که در زير به برخی از آنها اشاره ميشود:
ـ نداشتن هدف مشخص
بسياری از سازمانهای غيردولتی پس از مدتی فعاليت، آرام آرام از بستر اهداف تعيين شده در اساسنامه خويش فاصله گرفته و به حوزههای ديگر برای ادامه کاری روی میآورند.
ـ فقدان برنامه و راهبرد مدون شده
برخی از سازمانهای غيردولتی فاقد برنامهای دقيق، نوشته شده، زمانبندی شده و جامع برای رسيدن به اهداف آن می باشند.
ـ نبود عملکرد حرفهای
گاه سازمانهای غيردولتی حرفهای عمل نميکنند. منظور از حرفهای عمل کردن، وجود روابط رسمی بين افراد در حين کار، انجام تمامی کارها و تعهدات در زمان تعيين شده است.
سازمانهای غيردولتی بينالمللی
سازمانهای غيردولتی در سطح بينالمللی نقش انکارناپذيری در تدوين برخی پيمانهای بينالمللی نظير "پيمان منع شکنجه و مجازات تحقيرآميز" و " پيماننامه کودک" داشتهاند. آنها با ارائه پيشنويس پيماننامه، طرح اصلاحيه، حضور در مذاکرات مربوطه و پيشبرد بحثها دوشادوش نمايندگان دولتها، اعمال فشار به نمايندگان دولتها برای رعايت حقوق فردی و نهايتاً اعمال نفوذ برای پيِوستن به پيماننامهها و اجرای دقيق مفاد آنها، از پيشتازان تقويت ابزارهای حقوقی بينالمللی هستند.
در سه دهه اخير گسترش سازمانهای غيردولتی از شتاب کمنظيری برخوردار گرديده است. بطور مثال در پاريس بيش از 1100، در بروکسل حدود 1000، در لندن حدود 900، در نيويورک حدود 700، در رم حدود 500، در ژنو حدود 400، در کپنهاک حدود 200 سازمان بينالمللی (صرفنظر از سازمانهای غيردولتی داخلی) فعاليت ميکنند.
تخمِن زده ميشود که در خلال دهه 90 ميلادی تعداد سازمانهای غيردولتی به بيش از 26000 عدد رسيده است.
ميتوان گفت که ساختارهای سياسی جهان نيز از سازمانهای غيردولتی تأثيرات جدی پذيرفته است. در دهههای قبل سيستهای جهانی را فقط دولتها ترسيم ميکردند. اما امروز انحصار را سازمانهای غيردولتی شکسته و بعنوان مولفه جديد وارد موازنه قدرت در سطح بينالمللی شدهاند. برخی از اين سازمانها منابع مالی مهم و ساختار مديريت هم حجم يک شرکت چندمليتی و پوشش خبری هم اندازه دولتها را در اختيار دارند. بعنوان نمونه: تعداد اعضای صندوق جهانی طبيعت نسبت به اواسط دهه 80 ميلادی تا کنون با رقم 5 ميليون نفر دو برابر شده است. اين سازمان دارای 3300 پرسنل است و بودجه سالانه آن بيش از 350 ميليون دلار می باشد. صلح سبز دارای حدود 3 ميليون عضو و 1140 کارمند است. عفو بينالملل دارای يک ميليون عضو در 162 کشور جهان است. دوستان زمين دارای يک ميليون عضو در 58 کشور جهان می باشد.
برای آگاهی از نقش سازمانهای غيردولتی به برخی موارد اشاره ميشود:
ـ آنها بانک جهانی را وادار کردهاند تا در سياستهای پرداخت خود به کشورهای در حال توسعه بازنگری کنند.
ـ آنها کمک کردند تا پست کميساريای عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد ايجاد شود.
ـ در سال 1999 برخی از کشورهای ثروتمند از جمله بريتانيا را وادار کردند تا طلبهای خود را به 41 کشور فقِر دنيا ببخشند.
بهروز خليق
|
|
|