سال ٢٠١٦ در آینۀ رویدادها

مقدمە

بە روزهای آخر سال ٢٠١٦ میلادی نزدیک می شویم، سالی از لحاظ سیاسی، عمدتا پر از رویدادهای تلخ و در همان حال مثل همیشە، سال امید برای یک زندگی و جهان بهتر کە هیچ وقت بشر را علیرغم شرایط دشوار زندگی اش ترک نکردە است.

دو بعد ملی و فراملی

برای اینکە بتوان بە مهمترین رویداهای این سال پر اهمیت اشارە داشت، برای تسهیل مسئلە می توان آن را در دو بعد ملی و بین المللی تقسیم کرد.

بعد ملی

در بعد ملی ما کماکان شاهد ادامە سیستم دیکتاوری در ایران هستیم کە بعلت سیاستهای سرکوبگرانە حکومت حاکم، حقوق اساسی مردم در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در گسترەای وسیع پایمال می شود. در کشور ما هنوز دمکراسی و آزادی وجود ندارد و یک حکومت دینی با استفادە از خشن ترین متد ممکن بە قدر قدرتی خود ادامە می دهد. تحت لوای چنین وضعیتی ما شاهد آن بودیم کە:

ـ  کماکان سطح اعدامها در ایران بسیار بالاست (حداقل ٣٠٠ مورد تاکنون گزارش شدە است) و ایران بار دیگر متاسفانە از طرف سازمانهای معتبر بین المللی مورد انتقاد جدی قرار گرفت. فعالین اقلیتهای قومی و مذهبی اکثریت طیف اعدامی ها را تشکیل می دهند؛

ـ علیرغم فعال شدن نسبی روزنامەها و نشریات اصلاح طلب و میانەرو، هنوز روزنامەنگاران محدود و زندانی می شوند، آزادی بیان بشدت تحت فشار است. در نشریات ایران هنوز جائی برای دگراندیشان اپوزیسیون وجود ندارد؛

ـ در کشور ما هنوز کارگران نمی توانند تشکلات مستقل و طبقاتی ـ صنفی خود را بنیان نهند، و حتی جمهوری اسلامی درصدد شد کە با بردن قانون کار بە مجلس، آن چند نیم بند قانونی را کە بە نوعی بە نفع کارگران بود هم از آن حذف کند کە خوشبختانە با مقاومت و فشار کارگران، زحمتکشان و جامعە مدنی کل روند فعلا متوقف شدەاست؛

ـ بعد از انتخاب روحانی بە ریاست جمهوری انتظار آن می رفت وضعیت حقوق بشر بە مراتب بهتر شود، اما در عوض شاهد آن بودیم کە حتی تضییقات بر خود افراد معتقد بە نظام هم فزونی گرفت کە خود را بویژە در لغو سخنرانیها نشان داد؛

ـ علیرغم پیامدهای مثبت برجام در عادی کردن رابطە با جهان خارج، متاسفانە هنوز اقتصاد کشور از سطح بالای بیکاری، رکود اقتصادی، تورم و ناپایداری قیمت ارز می نالد. عادی کردن رابطە با جهان خارج، هنوز نتوانستە در بعد اقتصادی نتایج مورد نظر را برای ایران بە ارمغان آورد. دخالتهای جمهوری اسلامی در منطقە، رجزخوانی علیە اسرائیل و شعارهای ضد غربی، روند عادی شدن روابط را بشدت متاثر کردەاست؛

ـ هنوز در بعد اکوسیستم، کشور با معضلات بسیار جدی روبروست، بطوری کە خود مسئولان رژیم اعتراف می کنند کە بیش از نصفی از خاک کشور بە کویر و مناطق خشک تبدیل شدە است. مشکل ریزگردها، بویژە در مناطق جنوبی و غربی کشور، مشکلی بسیار جدیست، و جمهوری اسلامی در تمامی عمر سی و چند سالە خود هیچوقت برنامە جدی برای حفظ طبیعت کە بعد مهم و اساسی زندگی و ادامە آن است، از خود نشان ندادە است. جمهوری اسلامی طبیعت را فراموش کردە است؛

ـ در بعد ملی ـ قومی هنوز سرکوب بشدت ادامە دارد، و بخش مهمی از افراد اعدامی مربوط بە فعالان مناطق قومی ـ ملی بودند. رژیم کماکان درکی بشدت امنیتی از حقوق اقلیتها دارد. همچنین در مناطق قومی، شاهد درگیریهای پراکندە نظامی بویژە در کردستان و سیستان و بلوچستان بودیم کە در آن جان انسانهای دیگری فدا شد. عکس العمل رژیم، کماکان بر پایە نظامیگری شدید قراردارد؛

ـ در بعد اختلاس و ارتشا، شاهد افشاگریهای فراوان و مهم در درون خود رژیم بودیم. از جملە اخبار مربوط بە فیش حقوقهای نجومی و حسابهای شخصی رئیس قوە قضائیە می توانند نمونەهای قابل توجە باشند. در نظام جمهوری اسلامی بعلت عدم کنترل نهاد قدرت توسط جامعە مدنی، اختلاس و ارتشا و فساد مالی در اوج خود قرار دارد؛

ـ در سالی کە گذشت دولت روحانی بشدت تحت فشار جناحهائی بود کە مخالف برجام و عادی شدن رابطە ایران با جهان خارج بویژە با غرب بودند، اما دولت روحانی توانست این فشارها را تحمل کردە و بە حیات دولت خودش ادامە بدهد. در این رابطە با توجە بە نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری در سال آیندە میلادی، بحث انتخابات یکی از مباحث مهم و داغ تقریبا روزانە روزنامەها بود. در واقع سال ٢٠١٦، بعنوان سال شروع این بحث، توانست بخشی از روندهای مربوط بە انتخابات را برای فعالین و علاقمندان روشن کند. مهمترین خصوصیت روندهای موجود این بود کە اصولگرایان اساسا از یک تفرقە ذاتی رنج می برند، تفرقەای کە در عدم وجود یک کاندیدای واحد خود را نشان می دهد. از این لحاظ میانەروها و اصلاح طلبان در موضع فائق تری قرار داشتند؛

ـ در سال ٢٠١٦، دولت روحانی سعی کرد انحصار سپاە بر فعالیتهای اقتصادی را محدود کردە تا از این طریق بتواند بە جلب نظر شرکتهای خارجی در ایران جهت سرمایەگذاری دست بزند، امری کە با مقاومت شدید سپاە روبرو شد، بطوریکە دولت ناچار شد در بعضی زمینەها از جملە در زمینە نفت مناقصەهائی را بە سپاە تحویل بدهد؛

ـ در همین سال پروژە ساخت سد در غرب کشور کە برنامەی بجاماندە از دوران احمدی نژاد بود، ادامە یافت، پروژەای کە بشدت نظر انتقادگرانە فعالین محیط زیستی و مدنی را برانگیختە است. فاجعە محیط زیستی دریاچە ارومیە بخوبی علت و جدیت این انتقادها را مطرح می کند، اما دولت روحانی نە تنها پروژە سدسازی را متوقف نکرد، بلکە حتی هیچ فاکتی درخصوص اینکە لااقل بشیوە جدی در ظاهر بە نظرات منتقدان توجە نشان می دهد هم مشاهدە نشد.

بعد فراملی

در بعد بین المللی هم سال ٢٠١٦، سال منحصربفردی بود. در این رابطە از جملە می توان بە مسائل زیر اشارە داشت:

ـ موج ترورها بە شیوە جدی تری بە اروپا سرایت کرد. ما شاهد آن بودیم کە در فرانسە و بلژیک، گروههای اسلامی تروریست دست بە کشتار افراد مدنی و عادی جامعە زدند، تا از طریق ارعاب و خشونت بتوانند بە اهداف خود نائل آیند. تروریسم اسلامی بە یمن جنگ سوریە این بار از امکانات بهتری جهت تروریزەکردن جامعە اروپا برخوردار شد؛

ـ در این سال موج مهاجرت قوی بە اروپا سرانجام توسط همکاری میان اروپا و ترکیە مهار شد، هرچند از شمال آفریقا کماکان صدها و هزاران مهاجر روزانە سوار بر قایقهائی کە امنیت و کیفیت آنان بشدت پایین است، روانە اروپا می شوند. هم چنین در کشورهای اروپائی بخش مهمی از متقاضیان پناهندگی بە کشورشان یا بازگشتند و یا برگردانیدە شدند. پناهندگان، آن انسانهائی هستند کە از جنگ، ناامنی و بی حقوقی از کشورهای خود بە امید جستجوی یک زندگی بهتر در ممالک اروپای می گریزند. باید گفت کە مهاجرت باعث تقویت جریانات راست در بعضی کشورهای اروپای شد، جریاناتی کە ضد سیاست پناهندە پذیری ممالک خود و تحدید بیش از پیش آن هستند. لازم بە گفتن است کە در جریان موج پناهندگی اخیر، کشورهای روسیە و ترکیە توانستند در جهت کسب امتیاز از کشورهای غربی از این موج استفادە خود را ببرند؛

ـ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موضوع و رویدادی مهم در سال ٢٠١٦ بشمار می رود. در این انتخابات برای اولین بار کسی توانست پیروز شود کە پوپولیست بود، فواصل معین و مهمی حتی با حزب مطبوع خود داشت و خواهان بازنگری در یک سری از سیاستهای مهم آمریکا بویژە در بعد بین المللی بود. زبان زن ستیزانە و ضد مهاجر و راسیستی ترامپ، تمجید از پوتین، تهدید بە پارە کردن برجام، و سرانجام عقب کشیدن از تعهدات محیط زیستی آمریکا، از جملە شعارها و مواضع بحث برانگیز وی بودند. و نیز برای اولین بار شاهد آن بودیم کە آمریکا از طریق نهادهای امنیتی خود و شخص رئیس جمهور وقت، اوباما، از تاثیرات روسیە بر روندهای انتخاباتی بگویند، امری کە بنوبە خود بر تضعیف موقعیت آمریکا در سطح جهانی تاثیرات خاص خود را داشت؛

ـ مورد مهم دیگر سال ٢٠١٦، تحرک و قدرت گیری روسیە بعنوان یک مدعی نوین ابرقدرت در جهان بود. روسیە این حرکت خود را با اشغال کریمە در جریان بحران اوکرائین شروع کرد، با دخالت فعالانە خود در جنگ سوریە آن را عمق بخشید و سرانجام با تاثیرگذاریهای معین بر ترکیە، بسط بیشتر رابطە با ایران بویژە در استفادەکردن از پایگاە هوائی نوژە، تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و سرانجام گسترش بی سابقە صنعت تسلیحاتی خود، آن را بنوعی تثبیت کرد. روسیە هم اکنون بە قدرتی فعال در عرصە خاورمیانە و بین المللی تبدیل شدە است. روی کارآمدن افراد نزدیک بە روسیە در جریان انتخاباتهای کشورهای استونی و بلغارستان و مولداوی نمونەهای دیگری از این فاکتها هستند؛

ـ ادامە جنگ داخلی سوریە کە بزرگترین فاجعە چند سال اخیر است، مورد مهم دیگری است کە جهان ما را بشدت در سال ٢٠١٦ همانند سالهای قبل از خود متاثر کرد. هنوز در این کشور روزانە صدها تن کشتە و زخمی می شوند، افراد بیشماری آوارە می شوند، شهرها بە تلی از خاکستر تبدیل شدە و گروههای تروریستی کە از طرف کشورهای مرتجع عربی و ترکیە تجهیز و مسلح می شوند، در آنجا بشدت فعال هستند. از طرف دیگر مثلث ایران، سوریە و روسیە نیز تنها بر ادامە جنگ بعنوان یگانە راەحل این بحران پای می فشارند. واقعیت این است کە جنگ، این کشور را بە ویرانەای تبدیل کردە است. در اواخر سال ٢٠١٦ شاهد آن بودیم کە بلوک ایران روسیە و سوریە شاهد پیشرفتهائی در میادین جنگ از جملە در بازپسگیری شهر مهم و استراتژیک حلب بود، اما علیرغم این تحول مهم، هنوز افق پایان جنگ، تیرە و تار است. سخنان ترامپ درخصوص ایجاد مناطق امن در سوریە، می تواند وضعیت را از آنچە کە هست در آیندە بغرنجتر کند؛

ـ ادامە تنش ایران با کشورهای عربی بویژە عربستان سعودی، قطر و بحرین یکی دیگر از شاخصهای منفی وضعیت منطقە خاورمیانە است. ایران با این کشورها بر سر نفوذ خود در کشورهای سوریە و یمن درگیر یک جنگ نیابتی شدید گردیدە است. عربستان سعودی کە بعد از مرگ ملک عبداللە کە چهرە معتدلی بود، شاهد روی کار آمدن طیف جوان و تندروی از سیاسی کاران جوان و ضد ایرانی گشت کەبا تخصیص بودجەهای کلان و دخالت در جنگ یمن درصدد برآمد جلو پیشرویها و بلندپروازیهای ایران در منطقە را بگیرد. در داخل ایران دولت روحانی کە درصدد بهترکردن رابطە ایران با عربستان سعودی بود، در یک بازی داخلی ناخواستە از طرف تندروها کە بە تسخیر سفارت آمریکا در تهران دست زدند، مواجە شد و بدین ترتیب ارادە مثبتی کە با روی کارآمدن دولت جدید بوجود آمدە بود، بنوعی در نطفە خفە شد. واقعیت این است کە مناسبات ایران و عربستان بشدت متشنج است و بعلت این رقابت شدید، منابع مالی و انسانی هنگفتی از هر دو طرف صرف این رقابت و دشمنی غیرعقلانی می شود. البتە با هماهنگی ایران و عربستان در تثبیت سقف تولید اوپک در پاییز ٢٠١٦ و نیز سخنان طرف عربستانی در آخرین نشست پاییزی کشورهای حوزە خلیج فارس درخصوص لزوم استفادە از روشهای سیاسی برای خاتمە دادن بە بحران سوریە، بارقەهائی چند از امید جهت حل مسالمت آمیز این بحران شکل گرفتە است، هرچند هنوز بدبینی بە خوش بینی در این خصوص می چربد؛

ـ مرگ فیدل کاسترو، شخصیت مهم و جهانی انقلابی در کوبا در سن ٩٠ سالگی از جملە یکی دیگر از حوادث مهم سال ٢٠١٦ بود کە افکار عمومی را در جهان بشدت بسوی خود معطوف نمود. فیدل کاسترو رهبر انقلاب رهائی بخش کوبا، کمونیست ضد سرمایەداری کە جامعە کوبا را از دست رژیم دیکتاتور و فاسد باتیستا آزاد نمود، رهبری کە لااقل ٦٠٠ بار توسط نیروهای امنیتی ایالات متحدە طرح ترورش ریختە شد، توانست جامعە کوبا را در عرصەهائی همچون آموزش و بهداشت همگانی بە موفقیتهای مهمی رهنمون شود، اما با آغاز محاصرە اقتصادی آمریکا و بویژە بعد از فروپاشی شوروی کە نقش مهمی در کمک بە این کشور داشت، وارد شرایط بسیار دشواری شد و نتوانست بە اهدافی کە خود برای خود تعریف کردەبود برسد. همچنین کوبا کماکان از لحاظ سیاسی سیستمی بستە و تک حزبی است و دمکراسی در آن با مشکلات عدیدەای روبروست. مرگ کاسترو کە از احترام خاصی برخوردار بود، معانی و گفتەهای متضادی را در افکار عمومی جهانی برانگیخت؛

ـ رای مردم انگلستان برای خروج از اتحادیە اروپا مورد مهم دیگریست کە باید بدان اشارە کرد. این خروج بحدی مهم وخارج از انتظار بود کە ارکان اتحادیە اروپا را کە یکی از تلاشهای مهم بشری جهت دست یازیدن بە ارگانهای ادارە فراملیتی است بەلرزە درآورد. بیکاری، شرایط دشوار اقتصادی و نیز موج پناهندگی از جملە عواملی بودند کە اکثریت مردم انگلستان (٥٢%) را بە رای دادن بە خروج از اتحادیە اروپا سوق دادند؛

ـ "دیگر جنگ نمی خواهیم" این سخنان خوان مانوئل سانتوس رئیس‌جمهور کلمبیا است کە با ژنرال رودریگو لوندونو موسوم به «تیمولئون جیمنز»؛ رهبر نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا «فارک» در یک مراسم رسمی با حضور مقامات ارشد از ١٥ کشور مختلف جهان در شهر کارتاگنای این کشور برای پایان دادن به جنگ داخلی ٥٢ ساله توافق‌نامه‌ای را امضا کردند. بر اساس این توافق‌نامه فارک با خلع سلاح‌ اعضای خود، سیستم سیاسی کلمبیا را رعایت خواهد کرد؛

ـ ضبط زیردریائی بدون سرنشین آمریکائی در آبهای جنوب چین توسط نیروی دریائی چین از جملە حادثە مهم دیگریست کە از اهمیت ویژەای برخوردار است. زیرا کە این اولین باریست کە چنین برخورد و حادثەای میان چین و آمریکا رخ می دهد. لازم بە یادآوریست کە اوباما در دوران دوم ریاست جمهوری اش عملا از انتقال توجە آمریکا از خاورمیانە بە شرق دور برای مهار چین گفت. اختلافات میان چین با کشورهای همسایەاش از جملە ویتنام، کامبوج و فیلیپین بر سر مالکیت جزایر جنوبی واقع در دریای زرد، این امکان را برای آمریکا فراهم آوردە است کە بتواند فعالانەتر با نفوذ چین در این منطقە مقابلە کند؛

ـ در آخرین روزهای سال ٢٠١٦ شاهد آن بودیم کە شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامەای در محکومیت دولت اسرائیل بخاطر ادامە سیاست شهرک سازی در مناطق اشغالی را صادر نمود. آنچە در صدور این قطعنامە بسیار جلب توجە کرد، رای ممتنع آمریکا به آن بود. در واقع رای ممتنع آمریکا بر خلاف برخورد همیشگی این کشور در این مواقع بودە است. این عمل دولت آمریکا بشدت واکنش خشم آلود اسرائیل را برانگیخت، اما از طرف دیگر با کف زدن اعضای شورای امنیت بعد از تصویب و عدم وتوی آن روبرو شد. رای ممتنع آمریکا اگرچە بە معنای ضمانت سیاستهای مشخص اجرائی در مقابل اسرائیل نیست، اما پیامدهای معین سیاسی برای اسرائیل در آیندە خواهد داشت؛

ـ تغییرات آب و هوائی و اقلیمی در جهان در سال ٢٠١٦ از جملە مسائلی است کە کل جامعە جهانی را در ابعاد گستردەای نگران کردە است. بنابر نظر کارشناسان، آنچه تغییرات اقلیمی و به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم و بە طبع آن در قرد بیست و یکم را از تغییرات گذشته متمایز ساخته است، ماهیت و سرعت آن می‌باشد، به طوری که این تغییرات شتاب بیشتری به خود گرفته و روند آن طوریست که میزان و گسترە آن قابل پیش‌بینی نیست. واقعیت این است کە بسیاری از جوامع و منابع علمی نگران روند احتمالی افزایش درجه حرارت زمین می باشند که اثرات آن ممکن است بسیار جدی باشد. چنانکە توسط کارشناسان پیش بینی می شد و این پیش بینیها هم بە واقعیت پیوستند، گرم شدن اقلیم اثرات منطقه ای مهمی از جمله تشدید سیلاب ها و خشکسالی ها را باعث شد. هم اکنون مشاهدە می شود کە در بعضی مناطق میزان بارندگی افزایش پیدا کردە و در مناطق دیگر شامل جنوب و جنوب شرقی آسیا آفریقای لاتین و صحرا در آفریقا با افزایش گرما و کاهش بارندگی همراه شدە است. افزایش درجه حرارت زمین، و ذوب شدن یخ های قطبی  جهان را در آستانە یک فاجعە محیط زیستی قرار دادەاست. بخشی از دلایل تغییر اقلیم، حداقل در قسمت عمده قرن اخیر، به فعالیت‌های بی‌رویه انسان و به ویژه فعالیت‌های صنعتی او ارتباط داده شده است. افزایش گازهای گلخانه‌ای نمود بارز آن می باشد. اثرات افزایش گازهای گلخانه ای با بروز پدیده گلخانه ای باعث گرمایش جهانی اقلیم و همچنین تخریب لایه ازن می شود. بدون تردید در صورتی که روند تغییرات اقلیمی به صورت فعلی ادامه پیدا کند و اگر بشر هرچە زودتر راەچارەای برای آن نیاندیشد، کلیه بوم‌نظام‌های طبیعی و مصنوعی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و الگوهای مختلفی که در رابطه با فعالیت‌های تولیدات غذایی در طول قرن‌ها شکل گرفته دگرگون شده و ساختار جوامع انسانی تحت تأثیر قرار خواهدگرفت؛

ـ بحران مزمن جهان سرمایەداری در سال ٢٠١٦ نیز تداوم یافت. این بحران کە در ابتدای قرن کنونی و در سال ٢٠٠٥ در نظام بانکی آمریکا در کاهش بخش نقدینگی پدید آمد، بسرعت بنابر ماهیت گلوبال و جهانی سرمایە بە دیگر کشورها سرایت یافت و کل اقتصاد جهانی را بە زیرا تاثیرات خود کشید. رشد بیکاری، ورشکستگی واحدهای تولیدی، رکود مزمن، کسربودجەهای کلان از جملە جلوەهای این بحران اند. سرمایەداری برای غلبە بر این بحران مثل همیشە درمان ایدئولوگهای راست خود را تجویز کرد کە عبارتند از کم کردن مالیاتها، اخراجهای دستەجمعی کارگران، حملە بە دستاورهای کارگران و زحمتکشان در ابعاد قوانین کار و حق ایجاد اتحادیەها و محدودکردن آنها، محدودکردن نقش دولت در اقتصاد و بە بیانی دیگر بازگشت بە لیبرالیسم آن هم در شکل نوین آن، یعنی نئولیبرالیسم.

سخن پایانی

نشریە اکونومیست در ویژەنامەای بە مناسبت کریسمس با اشاره به تحولاتی همچون برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیە اروپا)، انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری آمریکا، تراژدی سوریه و حمایت گسترده از «دموکراسی غیرلیبرال» در مجارستان، لهستان و برخی دیگر کشورها به این موضوع اشاره کرده است که جهان در بحث آزادی‌ها، سالی پر از عقبگرد را پشت سر گذاشته است. بر این اساس، در سالی که گذشت انگشت اتهام متوجه جهانی‌سازی شد و نه تنها ملی‌گرایی که حتی استبداد در جهان خودنمایی کرد.

اما شاید همین نشریە فراموش می کند کە بخش مهمی از عامل عقبگردها در زمینە آزادیها و دمکراسی لیبرال، سیاست خارجی برخی از کشورهای معرف دمکراسی لیبرال باشد کە با در پیش گرفتن سیاستهای جنگی و دورزدن نهادهای معتبر بین المللی، بی ثباتی هائی را در جهان ایجاد کردند کە بە پیدایش و رشد گروه های تروریست و جهادی منجر شد.

با پایان گرفتن سال ٢٠١٦، جهان کماکان در آستانە حل دردهای کهن جهانی، یعنی جنگ، فقر و ویرانی طبیعت ایستادە است. این دردها اگرچە کهن اند، اما همیشە تلاش نوین ما انسانها را می طلبند. باشد کە سال نوین، سال ٢٠١٧، سال تلاشهای گستردەتر و مؤثرتری جهت حل این معضلات باشد.

بە امید آن روز!

افزودن نظر جدید