مخلص زور و زر

بعد از یک ماە نقل مکان کردن ترامپ بە کاخ سفید، هنوز آمریکا از لحاظ سیاسی وضعیت خود را تعریف نکردە است. کیسنجر از همان ابتدا گفت کە با روی کار آمدن ترامپ، ٩ ماە این روند طول می کشد و مک کین سناتور جمهوری خواە اخیرا از سردرگمی ترامپ گفته است.

اما علیرغم این وضعیت، می توان با توجە بە روند رویدادها بە دو شاخص اصلی در سیاست ترامپ دست یافت: مخلص زور و علاقمند بە آن کە باج دهد.

فاکتها هم اینهایند:

ـ با توجە بە توان نظامی روسیە کە با آمریکا برابری می کند و امکان مقابلە با آن وجود ندارد، او کماکان بر سیاست اعلام شدە خود با روسیە اصرار دارد. حتی استعفای مشاور امنیت ملی اش مایکل فلین، او را از این امر بازنداشتە است،

ـ افرایش دو درصدی سهم عضویت کشورهای اروپائی در ناتو، او را کمی دلگرمتر کردەاست،

ـ سرانجام این کە باج دهی عربستان برای همراهی آمریکا در تشدید فشار بر ایران، او را علاقمند بە ادامە روش اعلام شدەاش علیە ایران کردەاست.

خلاصە این کە او مخلص دو چیز است: زور و زر!

بخش: 

افزودن نظر جدید

Plain text

  • برچسب‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید.
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را بدون فاصله وارد کنید.

دیدگاه‌ها

شعار و پرچم عصر صنعت:
موفقيت تنها و بهترين راه شكست ديكران است.
خواه اين ديكران دشمن علني باشند و خواه أرام و نهفته.
در پيش صنعتي، موفقيت نابودي ديگران بود. و اصلا مفهوم نه علني و نه أرام نهفته نيز نداشت. يا من يا تو، هركس با من نيست بر من است.
بهمين دليل، هميشه يا در جنگ بودند و يا در كمين. در غير اين دو صورت، نابود بودند.
زر و زور نيز چنين بودند، اما در عصر صنعت، منابع و قدرت وجود دارند و نه زر و زور. اين اتفاقي است كه امروز در جهان دارد ميافتد، تبديل تمام زور و زرها، به منابع و قدرت. قدرت اصولا ويژه عصر صنعت است، و وظيفه اش تبديل هر زري به منابع است، حتا زور را نيز. و منابع يعني از كاربردي آمدن و به كاربردي ديكر رفتن. اين دو تحول، در گذشته اصولا نه وجود داشته اند و نه معني، بهمين دليل، انتخاب بين يا "بودّي" يا "نبودي" بود، يعني، يا جاي من يا جاي تو.
خشونت از جنگ تا تنبيه مجرمين، از تربيت فرزند تا ارامش زناشويي، از همين نمونه سر مشق ميگرفتند. هميشه، يكسوي غالب مطلق بمعني و ناشي از نبود سوي مغلوب.
بشر قرنهاي متمادي تنها در معادله يكطرفه و بدون مجهول طبيعت، يعني تنها يك عدد ثابت، زندگي كرده است از يكسو، و در راه تشكيل معادله يي دو سويه نيز تقلا كرده است، از سوي ديگر.
بهمين دليل، ترامپ ها و مشابه، نه دنبال دوست ميگردند، و نه دشمن. اين افراد مخصوص شرايط خودشان شكل گرفته و توليد ميشوند. كلا تمام بشريت سه گروه بندي دارد، افراد مبداء، افراد راه و ابزار، و افراد مقصد. گاهي بر حسب ضروريات، افرادي شكل مي گيرند و ساخته ميشوند كه تركيبي از اينها را در خود دارند. اقاي ترامپ و مشابه، تنها افراد راه هستند. يعني مي پيچند وقتي جاده مي پيچد. ايران نيز در همين وضعيت قرار دارد. و با اقاي ترامپ، تمام جهان به دو گروه تقسيم شده است، و هردو هدفشان اين پيچيدن هاست. و دل در حلق دارند، كه اكر نپيچيد و يا انوري پيچيد، چه خواهد شد و چه بايد كرد.