چالشهای انتخابات پارلمانی هلند

تا کمتر از یک هفته دیگر شهروندان هلند برای انتخاب پارلمانی جدید به پای صندوقهای رای خواهند رفت.

در پی‌ نتایج دو رفراندوم/انتخابات جنجالی سال ۲۰۱۶، ابتدا رفراندوم در انگلیس و پیروزی طرفداران خروج از اتحادیه اروپا و سپس انتخابات در آمریکا که منجر به ظهور رئیس جمهوری پوپولیست شد، انتخابات هلند اولین میدان محکی است که به گفته بسیاری می تواند نشانه‌ای از ادامه یا توقف روند تضعیف اتحادیه اروپا یا پتانسیل رشد نظرات پوپولیستی در اروپا را به دست دهد. با در نظر داشت دو انتخابات پیش رو در دو کشور مهم اروپایی، ابتدا فرانسه و سپس آلمان، برآوردی از چگونگی‌ ادامه این روند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از همین رو و در اتفاقی‌ غیر معمول شاهد پوشش گسترده رسانه‌های جهانی‌ از انتخابات هلند می‌باشیم.

نظام سیاسی هلند دموکراسی سلطنتی پارلمانی است. پارلمان (یا مجلس سفلی) از ۱۵۰ کرسی تشکیل شده که با روش تناسبی در یک حوزهٔ انتخابیهٔ سراسری توسط مردم برگزیده می‌شوند. به طور سنتی مقام نخست‌وزیری به رهبر حزبی می‌رسد که بیشترین آرا را در انتخابات به‌دست آورده باشد.

انتخابات هلند بنا به تاریخ، فرهنگ و فضای سیاسی حاکم بر این کشور مختصات خاص خود را دارد.

همان گونه که سیستم انتخابات نیز در این کشور از ویژگی‌ خاص خود برخوردار است؛ سیستمی‌ که در آن نبود مانعی به نام حد اقل آرا امکان ظهور و نمایندگی‌ احزابی تک موضوعی و ایده هایی حتی غیر متعارف را فراهم کرده است، نمونه آن دو حزب مدافع حقوق حیوانات و حزب افراد بالای ۵۰ سال، که در پارلمان صاحب کرسی اند. در این دوره از انتخابات ۲۸ حزب و گروه وارد عرصه رقابت شده‌اند. تشکیل دولت درهلند معمولا ائتلافی است. به این معنا که پیش نمی‌آید که یک حزب حائز اکثریت مطلق شود.

تاریخ سیاسی هلند پس از جنگ جهانی دوم با قدرت گرفتن ساختار حزبی متکی بر نیروهای اجتماعی انسجام یافت. حزب دمکرات مسیحی سالهای متمادی آرا و منافع کشاورزان، دامداران و دیگر اقشار سنتی هلند را نمایندگی‌ می کرد. با اوج گرفتن فشار و اعتراضات اقشار مدرن شهری (کارگران، اقشار میانه و...) و فعال شدن در عرصه سیاسی، حزب سوسیال دمکرات هلند در میدان سیاسی این کشور قدرت گرفت و برای چندین دهه به یکی از دو حزب قدرتمند تبدیل گردید.

با پایان دوران جنگ سرد و ضعیف شدن احزاب چپ، بحران هویت گریبان حزب سوسیال دمکرات هلند را نیز گرفت. این حزب در یک پروسه گام به گام از خواستگاه خود فاصله گرفته و رسالت گذشته را برای خود قائل نبود. بصورتی که در ائتلاف با احزاب راست بسیاری از قوانین حمایتی را، که خود در بوجود آمدن آنها نقش داشت، تغییر دادند. این چرخش فکری به ریزش نیروی وسیع اجتماعی حزب سوسیال دمکرات منجر شد و قدرت و نیروگیری چند نیروی چپ مختلف را ممکن ساخت (حزب سوسیالیت، حزب چپ سبز). همچنین بر اثر تحولات سیاسی - اجتماعی یکی دو دهه اخیر، حزب دمکرات مسیحی نیز تضعیف شده و شرایط رشد احزاب لیبرال و راست میانه فراهم گردید.

در نگاهی‌ کلی‌ به سهم افکار سیاسی از دایره قدرت، از زمان پایان جنگ جهانی‌ دوم ۲۸ انتخابات در این کشور برگزار شده، که در نتیجه حزب دموکرات مسیحی‌ ۲۰، حزب لیبرال ۱۵، سوسیال دموکرات ۱۴ و حزب سوسیال - لیبرال ۷ بار امکان حضور در دولتی ائتلافی را پیدا کردند.

تصویری از زمین بازی سیاست در هلند (با هفت بازیگر اصلی‌):

روند انحصاری ائتلاف و تشکیل دولت بین این چهار نگرش سیاسی تا سال ۲۰۰۲ ادامه پیدا کرد. در جریان انتخابات سال ۲۰۰۲ نیروهایی جدا شده از احزاب همیشه در قدرت با شعار نمایندگی کردن اقشار پایین جامعه و همه کسانی که خواست های خودشان را برآورده شده نمی دیدند، با طرح شعار های پوپولیستی پا به میدان گذاشتند. خارجی ستیزی، محدود کردن ورود و فعالیت مسلمانان، بازگشت به شرایط پیش از قرداد ماستریخت شعار مرکزی این جریان بود. با ترور رهبر آنان پیم فورتان (توسط یک فعال محیط زیست) طیف وسیعی از ناراضیان جذب این نیرو شدند. با پیروزی این گروه در انتخابات و در ائتلافی با حزب لیبرال و دموکرات مسیحی‌ دولتی دست راستی‌ تشکیل شد. ائتلافی که پایدار نماند و کوتاه زمانی‌ بعد بخاطر اختلافات داخلی‌ به سقوط و دوران عدم ثبات در میدان سیاست هلند انجامید. روندی که به مدت ده سال ادامه پیدا کرد.

از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲ همهٔ کابینه‌ها در میانهٔ راه استعفا دادند و هیچ کدام نتوانستند دورهٔ چهارسالهٔ دولت را تکمیل کنند. تنها در همین سال‌ها پنج انتخابات برگزار شد. جالب این که دو حزب لیبرال و دموکرات مسیحی‌ در سال ۲۰۱۰ نیز دوباره دولتی ائتلافی را با حمایت جریان پوپولیستی ( این باربا رهبری خرت ویلدرز) تشکیل دادند، که سرنوشت بهتری از سال ۲۰۰۲ نصیبشان نکرد.

طبق نظرسنجیهای جدید حزب (راست افراطی) آزادی با رهبری خرت ویلدرز پس از حزب لیبرال هلند بیشترین کرسی را در انتخابات از آن خود می کند. در الویت بندی این حزب حل بحران اقتصادی، بیکاری و دیگر مشکلات جامعه هلند جایی ندارند و شعار اصلی آن محدود کردن مسلمانان و پایان دادن به قوانین مهاجرتی کشور است؛ برنامه ای که مورد پذیرش بخشی ازاقشار پایین و عوام جامعه واقع شده که مسبب همه نابسامانیها را مهاجران در کل و مسلمانان بطور اخص می دانند.

با شروع مبارزات انتخاباتی، حزب لیبرال و دیگر احزاب راست تلاش دارند تا سوار بر شعارهای حزب آزادی بخشی از رأی دهندگان این حزب رابه سوی خود جلب کنند و از تعداد کرسیهای احتمالی آن بکاهند. این نکته نشاندهنده شرایط پس از انتخابات است، که دولت بعدی، علیرغم رشد نسبی دیگر احزاب چپ و میانه ولی به خاطر این که حزب سوسیال دموکرات بخش عمده ای از کرسی های خود را از دست خواهد داد، امکان تشکیل دولتی چپ یا حتی چپ میانه ممکن به نظرنمیرسد، فضا برای تشکیل یک دولت راست میانه فراهم است.

رویکرد احزاب با دوره های قبلی تفاوت دارد. بعضا تحت تاثیر برنامه حزب آزادی قرار گرفته و به یکی از چالشهای انتخاباتی منجر گردیده است. با توجه به کاهش تبعات بحران اقتصادی که از سال 2008 آغاز گردید، شعار تعدیل اقتصادی این بار کاهش یافته و اکثر احزاب با توسعه حمایت اقتصادی از اقشار کم درآمد و میانه سعی در جلب آرای رای دهندگان را دارند. شرایط حاکم بر مبارزات انتخاباتی، احزاب چپ را اسیر شرایط نموده بصورتی که بدنبال فضای ایجاد شده می دوند و قادر نیستند که روندها را در دست بگیرند، بخش عمده نیروهای اجتماعی که بدنبال احزاب راست افراطی افتاده اند و برآورده شدن مطالبات خود را در برنامه آنها می جویند، نیروی تاریخی احزاب چپ اند. تمامی شواهد نشان دهنده آن است که پس از فرو پاشی "سوسیالیسم واقعاً موجود"، احزاب چپ هنوز خود را بازنیافته اند. علی رغم این که با انباشت مطالبات اقشار مختلف مواجه ایم و احزاب راست نه می خواهند و نه قادر به حل مشکلات اند، احزاب چپ نتوانسته اند خواسته های نیروهای اجتماعی را سازماندهی کرده و سمت و سو بدهند.

روند نارضایتی ناشی ازبی توجهی و عدم پاسخگوی به خواسته های جامعه و پرهیز از تغییرات لازمه، در طول سالها منجر به تبدیل این نارضایتی ها به نگرانی و در بخشی از جامعه به عصبانیت رای دهندگان شده است. که نمود آن را در انتخابات می توان شاهد بود .نارضایتی که در همه بخشها ضرورتا به مسائل اقتصادی برنمی گردد، بلکه بهبود کیفیت زندگی و روابط درون جامعه را خواستار است.

در این دوره از انتخابات و با کوچک و حتی نصف شدن میزان رأی سه حزب عمده، فضایی برای رشد دیگر احزاب و افکار فراهم آمده است. در کنار گفتمان منفی و نظرات پوپولیستی و محافظه کارانه، شاهد گفتمان مثبت و مترقی نیز هستیم. از جمله جلوگیری از روند تضعیف اتحادیه اروپا، اولویت بخشی به حل مشکلات محیط زیستی و گرم شدن کره زمین.

افزودن نظر جدید