بیتِ رهبری چه خوابی برایِ انتخاباتِ امسال دیده است؟

پیرامونِ نامزدیِ رییسی برای انتخاباتِ دورهٔ دوازدهم ریاست جمهوری اسلامی

آقایِ رییسی پس از مِنّ‌‌و‌مِنّ‌هایِ زیاد سرانجام دعوت‌کنندگان‌اش را مرهون پذیرشِ نامزدی در انتخاباتِ پیشِ رو کرد و پا رویِ فرشِ قرمزِ تشریفاتیِ پهن شده به سویِ خیابانِ پاستور نهاد. در بارۀ این کاندیداتوری دوست دارم چند نکته را بسیار کوتاه گوشزد کنم.

آقایِ رییسی کاندیدایِ بیتِ رهبری است!

این همه تشریفات و دعوت و مقدمه چینی، جای‌گاهِ کنونیِ آقایِ رییسی در ساختارِ قدرت و جای‌گاهِ پیش‌بینی شدۀ آیندۀ او در آن به عنوانِ یکی از نامزدهایِ اصلیِ جلوس بر اریکۀ ولایتِ فقیه پس از درگذشتِ آقایِ خامنه‌ای، نشان می‌دهد پا گذاشتنِ او به میدانِ انتخاباتِ دورهٔ دوازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران تصمیمِ شخصی نیست، او را بیتِ رهبری واردِ میدان نموده است. آنچه از هفته‌ها پیش نخست آرام آرام پچ‌پچه شد و سپس اندک اندک به آوایِ بلند و به دفعات بیشتر و بیشتر بر زبان‌ها و قلم‌ها آمد که "رییسی اگر بیاید اجماع در اصولگرایان پیش می‌آورد" [نقل به معنی]، نیز این پیام را می‌رساند که آقایِ رییسی نامزدِ بیتِ رهبری برایِ ریاستِ جمهوری است.

بیتِ رهبری می‌خواهد آقایِ روحانی برود!

پیامِ دومِ این نامزدی این است که آقایِ روحانی شخصِ موردِ نظر و موردِ حمایتِ بیتِ رهبری برایِ رییسِ جمهورِ دوازدهمین دوره شدن نیست! پیامِ بیتِ رهبری با این کار به او این است که نمی‌خواهد او یک دورِ دیگر رییسِ جمهور شود. این که رابطۀ بیتِ رهبری و نمادِ آن آقایِ خامنه‌ای با آقایِ روحانی و کابینه‌اش گل و بلبل نیست بر کسی پوشیده نیست، از جمله به دلیلِ ناخشنودی از رابطۀ آقایِ روحانی با خودی‌هایِ پیشین که سال‌هاست از قطارِ قدرت بیرون انداخته شده‌اند. این هم بر کسی پوشیده نیست که بالاترین چشم‌داشتِ هستۀ سختِ قدرت از آقایِ روحانی "برجام" بود. این گمانه بسیار درست می‌نماید که بیتِ رهبری با برجام کار آقایِ روحانی را به "فرجام" رسیده می‌داند، ولی اگر کسی مانند رییسی را به میدان نمی‌آورد نشانۀ این می‌بود که هنوز نمی‌خواهد پروندۀ ریاستِ جمهوریِ آقایِ روحانی را ببندد و هنوز می‌تواند یک دورۀ دیگر هم تحمل‌اش نماید. فراسنجی که به این گمانه نیرویِ بیشتری می‌بخشد نیازی است که احتمالِ درگذشتِ آقایِ خامنه‌ای در دورۀ چهارسالۀ ریاستِ جمهوریِ دوازدهم فرارویِ بیتِ رهبری می‌گذارد. در چنین حالتی اگر آقایِ رییسی رییسِ جمهور باشد، هم گسستی در حضورِ ولیِ فقیه در حکومت پیش نمی‌آید و هم برکشیدنِ او بر اریکۀ ولایتِ فقیه بسیار آسان‌تر پیش می‌رود و دردسرِ کم‌تری با رقیبانِ او پیش می‌آید.

مهندسی انتخابات برایِ پیروز کردنِ آقایِ رییسی؟

پیامِ سوم این است که شاید تاخت و تازی تازه برای برگرداندنِ قوۀ مجریه به اردوگاهِ خودی‌تر در راه باشد. من بر این باورم که آقایِ رییسی را بیتِ رهبری واردِ میدان نموده نه برایِ این که برایِ پیروزی در انتخابات با کاندیداهایِ دیگر رقابت کند، بلکه برایِ این که حتما برندۀ میدان باشد. این بسیار نگران کننده است زیرا آنان که او را واردِ میدان نموده‌اند می‌دانند اگر معیار رای مردم باشد او هیچ شانسی برایِ پیروزی نخواهد داشت، به ویژه این که زیرِ سایۀ شومِ عضویتِ او در "هیئتِ مرگ" مامورِ کشتارِ هزاران زندانیِ سیاسی در سال ۱۳۶۷، پرونده‌اش در پیشگاه رای دهندگان بسیار سیاه است. از این‌رو رییس جمهور نمودنِ آقایِ رییسی نیاز به مهندسیِ انتخابات دارد. من باور نمی‌کنم بیتِ رهبری برایِ پایین کشیدنِ آقایِ روحانی از صندلیِ ریاستِ جمهوری و نشاندنِ آقایِ رییسی بر آن، بدونِ طراحیِ مهندسیِ انتخابات و بدونِ فراهم آوردنِ آمادگیِ بسامد برایِ بسیجِ امدادهایِ غیبی برایِ پیاده کردنِ آن، او را به میدان فرستاده باشد. البته در جمهوری اسلامی انتخابات همواره و در همهٔ سطوح مهندسی می‌شده، مهندسی می‌شود و، تا زمانی که شورای نگهبان و ساختار حقوقی حکومت به شکل کنونی باقی است، مهندسی خواهد شد. آنچه اینجا موردِ نظر است مهندسی در ترازِ ۱۳۸۴ و به ویژه ۱۳۸۸ است. این که آقایِ روحانی نه استواری و پایداریِ آقایِ موسوی را دارد و نه محبوبیت آقایِ خاتمی را، می‌تواند سببِ آسودگیِ خیالِ بیتِ رهبری از برآمدِ اعتراضیِ مردم و در نتیجه سببِ آمادگیِ بیشتر برایِ ماجراجوییِ بیشتر باشد.

۱۸ فروردین ۱۳۹۶

بخش: 

افزودن نظر جدید