افشاگری جناح های حکومتی و مواضع استراتژیک بخشی از چپ

مناظره ها پشت سر هم تکرار می‌شوند و کاندیداهای فیلتر شده ولایتی دزدی‌ها، فساد مالی، جنایات، فساد شخصیتی، اختلاس‌ها  و عدم کفایت‌های یکدیگر را افشا و بر ملا می‌کنند. جناحی از چپ ایران در حالی که پیراهن بیژن، حمید، مسعود و دیگر فدائیان پاکباز را برتن کرده اند، بعنوان نمایندگان سیاسی پیشگام نسل‌های نوین، جنبش دانشجوئی، جنبش زنان، کارگران و روشنفکران و دیگر نیروهای بالنده آینده ساز، ناپاکی‌های چرکین جناح‌های حکومتی را بر تن خویش مالیده و بر آن می بالند. از آن تاسف بار تر این است که این جناح عملا پاشنه اشیلی است که امروز کلیت جنبش چپ ایران را در زمینه استراتژی انتخاباتی فلج کرده است.  بلوغ سیاسی - اجتماعی جنبش مدنی مردم ایران، آلترناتیو بمراتب شایسته تری را می طلبد. این در وحله اول وظیفه چپ آزاده و دموکرات ایران است که آلترناتیو نوین، استراتژی سوم و راهکار نوینی را خارج از محدوده رسواگران سیاسی – حکومتی، ارائه دهد. عدم ارائه آلترناتیو سوم نشانه ای از ورشکستگی استراتژیک انتخاباتی است. نسلی که دیگر جوان نخواهد شد، در صورت عدم کارآوری و بهره وری سیاسی، توسط نسل های نوین جنبش مدنی، آزاده و دموکراتیک بصورت جبر تاریخی  کنار زده خواهد شد. شاید هم حاشیه نشینی و حضور در سایه‌های تحولات سیاسی چپ، امروز نشانه ای از این روند محتوم تاریخی می‌باشد.

کارنامه سیاسی  آقای خمینی برای همه ما روشن است. خواستم این نوشته را با گفته هائی از ایشان قبل از اینکه به ایران بیاید آغاز کنم. بگذارید کارنامه سیاه سیاسی ایشان را که به کشتار و آوارگی بسیاری ، و سلب آزادی و محرومیت از حقوق طبیعی دهها میلیون نفر، و تاحدود زیادی ویرانی ارزش‌های فرهنگی و ساختار اقتصادی کشور ما انجامید را با جملاتی از وعده های ایشان مقایسه کنیم. هدف از این نوشته پاسخی است به آن عده از دوستان "چپ دموکرات" که سخنان قبل از انتخاباتی آقای روحانی را به مثابه پرچم هویتی خویش بر افراشته و هویت مستقل برنامه ای، سیاسی و استراتژیک چپ مدرن و نسل های نوین را با خونابه های ناپاک پورمحمدی ها و امثال ایشان آلوده می نمایند.

 "حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است". "مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند". " در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند". " اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏كند". " زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردهاست". " علما خود حكومت نخواهند كرد". " همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت. جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود". " هیچ سازمانی و حکومتی به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است. آزادی و دموکراسی به تمام معنا در حکومت اسلامی است، شخص اول حکومت در حکومت اسلامی با آخرین فرد در امور مساوی است". "دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است"، "امام خمینی".

اینها همه گزیده هایی از سخنان آقای خمینی و قبل از آمدن به ایران اند. عملکرد ایشان کاملا و صد در صد مقابل گفته‌ها و وعده هایشان بود، و فجایعی را در کشور ما آفرید که  در تاریخ بشریت کم سابقه بود.  آیا مشابه همین وعده ها را آقای روحانی و دیگر کاندیداهای فیلتر شده حکومتی قبل از انتخابات به زبان نمی آورند؟ آیا برای سنجش وعده های قبل از انتخاباتی آنها  در درجه اول نباید هم به کارنامه زندگی سیاسی آنها، هم به بافت های  ذهنی و شخصیتی ایشان، و اینکه ایشان درون کدام گروه‌بندی قدرتی  سیاسی – اقتصادی- اجتماعی قرار دارند، توجه کرد. کارنامه زندگی سیاسی آقای روحانی را چگونه می‌شود ارزیابی کرد؟ باورمندی‌های ذهنی ایشان درون چه پاردایمی قرار می‌گیرد؟ ارزش های شخصیتی ایشان بعنوان یک روحانی نمایانگر چه خصلیت هایی ‌اند؟ ایشان در کدام محافل و گروه بندی‌های قدرتی سیاسی اقتصادی قرار دارند.

واقعیت دیگر این است که کلیت نظام ولایت فقیه، در مقابل فشارهای  اجتماعی از پایین، جنبش های مدنی و ازادی‌خواه، از یک طرف مجبور به عقب نشینی و عکس العمل شده است، و  بطور همزمان همه کاندیداها تلاش دارند تا با انگشت گذاشتن بر زخم‌های دهها ساله مردم و سوء استفاده از احساسات آنان، مردم را در این انتخابات فریب داده و پشت سر خود بکشانند، تا بعد از اینکه انتخابات تمام شد و  مجددا سر کار آمدند، ایشان هم به همان‌گونه به وعده‌های خویش عمل کنند که آقای خمینی عمل کرد.

استراتژی حمایت مطلق از جناح های حکومتی در وحله اول نشانگر بن بست استراتژیک این جناح از چپ ایران ‌است. نسلی از چپ ایران که همزمان با اقرار به اینکه در مبارزه سیاسی خویش شکست استراتژیک خورده‌، نقش نصیحت دهندگانی را پیدا کرده است که بنا به مثال مشهور انگلیسی "اگر در مقابله با رقیبت نمیتوانی برنده بشوی، با آنها همراه شو" ، الان به استراتژی ورشکسته همراهی و همگامی با جناح هایی از قدرت سیاسی حکومتی روی آورده ‌است.

استراتژی سیاسی برنامه ای ما از عوامل متعدی تاثیر پذیر است. این استراتژی بر بستر ارزش‌های انسانی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زیست محیطی و فلسفی و ارزش‌های مشابه آن، پیش زمینه های شکل گیری ساختار استراتژی برنامه ای سیاسی خود را تشکیل می دهد. این ارزش‌ها با ضد ارزش‌های ولایتی، رانت خواری، اختلاس، ضد انسانی و ضد آزادی، ضد فرهنگ متعالی همخوانی ندارند. به همین خاطر است که ما از نظر برنامه ای و ارزشی در صف اپوزیسیون سیاسی مقابل حکومتی قرار داریم. اگر می‌خواهیم به عنوان آپوزیسیونی تاثیر گذار و واقعی در جامعه حضور داشته باشیم، باید در وحله اول سمبل، پرچمدار و پیشگام حفاظت و حراست از این ارزش‌های  والای انسانی باشیم. همپیاله شدن با رسوا شدگان سیاسی، اخلاقی، و چشم پوشی بر جنایات پورمحمدی‌ها، ما نمی توانیم خود را در درون صف آزادی‌خواهان، عدالت طلبان و آزادگان سکولار تعریف نماییم. بهتر است خود و مواضع‌‌مان را در خارج از این پاردایم تعریف نماییم.

تعریف هویت سیاسی برنامه ای مستقل، هیچ‌گاه به مفهوم داشتن سیاست تاکتیکی آشوب گرانه نیست، بلکه بر عکس، این همیشه حکومتیان بوده اند که نیروهای آزادیخواه، عدالت جو و آزاده کشوری را زیر ضرب گرفته ، مورد ضرب و شتم قرا داده، موجب فرار آنها از کشور گشته و یا آنها را در زندانها اسیر کرده و مورد شکنجه و کشتار قرار داده اند. لذا، اینگونه تهمت زدن‌ها به آزاده ترین نیروهای چپ دموکرات از طرف بعضی از پیش کسوتان که آلترناتیو سوم و آلترناتیو تحول، خشونت طلب است، نه تنها غیرقابل باور ، بلکه شایسته رئیسی ها و پور محمدی ها است. علّل چنین رفتارهای تهمت آمیز چه می باشد، آینده نشان خواهد داد. اگر اینقدر خطر احتمالی روی کار آمدن رئیسی ها برای شما جدی می باشد، می‌توانید اکثریت غالب افشاگری های خویش را روی شناساندن ماهیت جناح اصولگرایان حکومتی اختصاص دهید. اما اینکه استراتژی خود را در حد رای دادن به جناح پورمحمدی – روحانی پایین می آورید، دیگر از خط قرمز گذشته اید و نمی‌توانید خود را در درون آزادگان چپ دموکرات  که پیشگامان آلترناتیو سوم می باشند تعریف نمائید.

 تحلیل از مضمون ماهیتی  استراتژی برنامه ای سیاسی چپ ایران در مقابل حکومت جمهوری اسلامی ایران بصورت عام، و انتخابات فرمایشی بصورت خاص، باید برپایه تجزیه و تحلیل جامعه شناسانه  و اقتصادی سیاسی ساختاربندی اجتماعی، ارزش یابی روانشناسی گروهبندی های سّنی، جنسی، اتنیکی و طبقاتی اجتماعی و غیره است. این تجزیه تحلیل‌ها و این شاخص‌های اجتماعی به ما چه چیزهایی را نشان می دهند؟

 استراتژی به بن بست رسیدگان چپ ایران بر این پایه متکی است که ای وای بر ما اگر به روحانی رای ندهیم و رئیسی اصول گرا روی کار بیاید، مسئولی این عقب گرد ما خواهیم بود. این جلو رفتن‌ها و عقب گردهای انتخاباتی در نظام های دو حزبی حکومتی در تمامی کشوها مشاهده می‌گردند و  دلایل زیادی ممکن است داشته باشند. حمایت از جناح بد حکومتی در مقابل جناح بدتر لزوما به این مفهوم نیست که در دراز مدت روندی صعودی به سمت آزادی و دموکراسی خواهد داشت. امکان بازگشت مجدد و افتادن زیر چرخه‌های خفقان و دیکتاتوری ارتجاعی در هر مرحله ای به نحوی موجود خواهد بود.  نقش چپ  آزاده، دموکرات این است که یک آلترناتیو سیاسی برنامه ای مستقل و جداگانه ای را ارائه داده و با اتکاء به نیروها و جنبش های مدنی مردمی اجتماعی نه تنها راه چنین بازگشتی را ببندد، بلکه همگام با حرکت به پیش، این کاروان نهادهای دمکراتیک ساختار اجتماعی، پایه های آینده را بصورتی استوار پایه ریزی نماید. چپ دموکرات و آزاده نیروی راستین صلح و ضد جنگ است که ارزش‌های نوین انسانی اجتماعی و زیست محیطی را در برنامه و استراتژی خویش تبلور داده و استراتژی آلترناتیو سومی را ارائه می دهد.

 

افزودن نظر جدید