آمادگی برای فشار، آمادگی برای شورش

نه، به رئیسی! نه، به خمینی، به خامنه‌ای و به بیت رهبری است!

با سپاس پیشاپیش از همهٔ کسانی که وقت گران‌بهای خود را وقف خواندن این نوشته می‌کنند.

 ۱) ابراهیم رئیسی به دستور مستقیم روح‌الله خمینی از عاملان و آمران مستقیم سرکوب، شکنجه و کشتار بوده و مانده است. دست و جان ابراهیم رئیسی شخصاً به خون فرزندان آزادهٔ ایران آلوده است. او نمایندهٔ کشتارگری خمینی است.

۲) ابراهیم رئیسی، معاون اول قوهٔ قضائیه بوده است. او نمایندهٔ بیداد قاضی‌القضاتی است. ابراهیم رئیسی، دادستان کل دادگاه ویژهٔ روحانیت است. او نمایندهٔ تلاش بیهودهٔ حکومت ولایی برای خاموش کردن منتقدان و اصلاح‌گرایان مذهبی است. ابراهیم رئیسی متولی آستان قدس رضوی است. او نمایندهٔ استبداد، غارت و فساد خامنه‌ای است.

۳) ابراهیم رئیسی در فاصله‌ای کوتاه بر کشانده شده است تا به مقام ریاست جمهوری و به احتمال قریب به یقین به مقام رهبری سوم، فرا کشانده شود. ابراهیم رئیسی، نمایندهٔ بیت رهبری و نماد استمرار حکومت ولایی است.

۴) حسن روحانی، بخشی از تاریخ این نظام است. حسن روحانی، دهه‌ها در بخش نظامی – امنیتی نظام اسلامی فعالیت کرده است. حسن روحانی در چهار سال ریاست جمهوری خود، کوشیده است، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی را پیش برد. بیت رهبری در تلاش برای حفط جایگاه اقتصادی سپاه پاسداران، سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی دولت آقای روحانی در زمینهٔ خصوصی‌سازی را عملاً متوقف کرده است. اما دولت روحانی در زمینهٔ مربوط به مسائل کارگری نیروی پیش‌برد سیاست‌های نولیبرالی بوده است، هر چند دولت وی در نتیجهٔ مبارزهٔ متحد کارگران، اعلام کرده است لایحهٔ ضد کارگری اصلاح قانون کار را پس می‌گیرد. حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری خود در مقابله با اقدامات سرکوب‌گرانهٔ بیت رهبری و در تلاش برای تأمین آزادی‌های سیاسی و مبانی حقوق بشر و حقوق شهروندی ناپیگیر بوده است. قول‌هایی که حسن روحانی در جریان مبارزات انتخاباتی جاری به مردم داده است، تا زمانی که ما به ازای عملی نیابد، نمی‌تواند مبنای قضاوت عینی عمل‌کرد او باشد.

۵) رئیسی نماد جاری جنایت‌پیشگی و غارت‌گری نظام ولایی است. او به کارنامهٔ جنایت‌بار خود اذعان و افتخار می‌کند.

۶) روحانی نماد بخشی از نظام است که از بیت رهبری فاصله گرفته است. برخورد ولی فقیه و بیت رهبری با روحانی، بیش از گفته‌های انتخاباتی خود او مبین این امر است.

۷) با این حال نقطهٔ اتصال و هم‌سویی اکثریت قاطع مردم آزادی‌خواه ایران، نه در دوگانهٔ شرکت یا عدم شرکت در انتخابات همواره غیرآزاد و غیردموکراتیک جمهوری اسلامی و به تبع آن نه در دوگانهٔ رأی سلبی به رئیسی یا رأی ایجابی به روحانی است. نقطهٔ اتصال و هم‌سویی ما در باور به سرنگونی، براندازی، برکناری، اصلاحات و تغییرات حکومت نیست. به باور من نقطهٔ اتصال ما می‌تواند در وادار کردن هستهٔ مقاوم حکومت ولایی، در وادار کردن بیت رهبری به عقب‌نشینی‌های هر چه بیش‌تر باشد، در تلاش برای تحمیل شکست مهندسی خرد و کلان بیت رهبری و اعوان و انصار آن.

۸) در شرایط حضور گستردهٔ مردم در صحنه، خامنه‌ای و بیت رهبری بر سر یک دوراهی قرار خواهند گرفت. گزینهٔ نخست، یعنی در پیش گرفتن مهندسی کودتایی دیگر از جنس کودتای انتخاباتی سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸، شاید بتواند قدر قدرتی گذرایی برای بیت رهبری در سال‌های پیش روی متظاهر کند، ولی نتیجهٔ این اقدام حذف بخش اعتدال‌گرای حکومت از ساختار قدرت و مقاومت محتمل مردم در برابر کودتاست و موقعیت بیت رهبری را در درازمدت تضعیف خواهد کرد. گزینهٔ دوم یعنی تن دادن به نتیجهٔ شبه انتخاباتی رقابتی موجب بازماندن گزینهٔ اصلح و آشکار بیت رهبری از دست‌یابی به بالاترین مقام شبه انتخابی نظام است. این نتیجه نیز به معنای شکست بیت رهبری از تحمیل ارجح امیال خود به مردم در انتخاباتی غیر آزاد است.

۹) خامنه‌ای و بیت رهبری در تلاش آن‌اند که صورت خود را با سیلی سرخ نگه دارند. نمایش قدرقدرتی بیت رهبری و نماد آن نمی‌تواند خاک بر چشم آزادی‌خواهان ایران بپاشد. ایجاد انسجام در بیت رهبری شدنی نیست. روند اوضاع نه در راستای پیروزی که در راستای تضعیف و شکست بیت رهبری است. این بازی برای بیت رهبری بازی دو سر باخت است.

۱۰)  آزادی‌خواهان ایران برای استفادهٔ بهینه از موقعیت پیش‌آمده تنها یک راه پیش روی دارند. حضور گسترده در صحنه و آمادگی کامل برای تقابل با هر روی‌کرد بیت رهبری در هر زمین بازی. در حکومت‌های استبدادی این همواره مردم نیستند که میدان رقابت را تعیین می‌کنند، اما آن مردمی پیروزترند که آمادگی تقابل با بیدادگران در هر زمین بازی ممکن را برای خود فراهم کرده باشند. هم آمادگی کامل برای اعمال فشار بر حکومت ولایی ایران بر باد ده از جمله با استفاده از موقعیت‌های ناشی از شکاف انتخاباتی و هم آمادگی کامل برای برآمد مقطعی یا شورش عمومی. هم دو خرداد ۱۳۷۶ و هم ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ علیرغم تفاوت‌های آشکار خود، دست‌آوردهای شایانی برای آزادی‌خواهان ایرانی داشتند.

۱۱)  باور من این است که آزادی‌خواهان ایران توان تقابل با سیاست‌پردازان بیت رهبری در هر شرایطی را کسب کرده‌اند.

 

 

 

بیژن اقدسی

پنج‌شنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ (۱۸ مه ۲۰۱۷ میلادی)

 

افزودن نظر جدید