پاسخ به چند پرسش

فرزانه عظیمی در گفتگو با عصرنو

در پی انتشار بیانیه «هیات هماهنگی سازمان اتحاد فداییان خلق ایران - طرفداران وحدت چپ» و ادامه فعالیت در جهت پیشبرد امر وحدت، سوالاتی پیرامون این بیانیه و فعالیت بیرونی آن شده است. فرزانه عظیمی یکی از اعضای این هیات به بخشی از این سوالات پاسخ داده است.

------------------

شما و سایر دوستانتان در هیات هماهنگی نزدیک به سه دهه پیش در جریانات متفاوتی فعالیت داشتید و با ایجاد «سازمان اتحاد فداییان خلق ایران»، موفق شدید پس از انشعابات متعدد در جنبش فدایی و جریانات چپ، برای اولین بار وحدتی را در صفوف این جنبش ایجاد کنید و در حال حاضر نیز نزدیک به سه دهه است که تلاش در راه وحدت چپ را در مقیاسی وسیع تر در پیش دارید. چگونه شد که علیرغم پذیرش طرح وحدت در آخرین کنگره سازمان، نتوانستید با بخش دیگر سازمان اتحاد فداییان خلق ایران بر سر پروژه وحدت چپ به توافق برسید و اکنون با نام «هیات هماهنگی سازمان اتحاد فداییان خلق ایران» فعالیت می کنید؟

کاری که ما می کنیم یعنی ادامه پروژه وحدت در جهت همان گامی است که در تشکیل سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران برداشته شد. ما با تشکیل این سازمان نشان دادیم که طیف های مختلف فدائیان و حتی بیشتر از آن، نیروهای همسو در چپ ایران می توانند به جای تاکید بر اختلافاتشان با یکدیگر و در نتیجه تشدید دوری هایشان، بر اشتراکات خود تکیه کنند و نزدیکی هایشان را تقویت نمایند. صفوف شان را فشرده تر نموده و به دوران پراکنده تر شدن ها پایان بدهند . تلاش برای پیشبرد پروژه وحدت چپ هم دقیقا در همین راستا بوده و هست.

حدود دو سال پیش ما در کنگره فوق العاده خواستار پیشبرد پروژه وحدت چپ و به نتیجه رساندن آن بودیم، اما رفقای دیگرمان خواستار توقف آن بودند. هیچ کدام از این دو نظر در آن کنگره اکثریت نداشت و کنگره در این مورد نتوانست به نتیجه روشنی برسد. متاسفانه پس از گذشت دو سال از کنگره فوق العاده و علیرغم پیشبرد گفتگوها برای پیدا کردن راه حلی مشترک، به هیچ نتیجه ای نرسیدیم. تنها راه حلی که رفقا پیش روی ما گذاشتند این بود که ما نیز وحدت را رها کنیم و از این پروژه دست بکشیم. آن ها بدون حضور ما و خارج از موازین اساسنامه ای، کنگره برگزار کردند و بدون ما تصمیم گرفتند. با این وجود، بار دیگر از این رفقا دعوت کردیم برای رسیدن به تفاهم، هیاتی از هر دو طرف اداره سازمان را به عهده بگیرد و مشترکا کنگره سازمان را برگزار نمائیم، اما آن ها باز هم نپذیرفتند. ما همچنان بر این راه حل پافشاری داریم در عین حال حق خود می دانیم که با نظر و مواضع خودمان در جنبش حضور داشته باشیم. به همین دلیل نیز نشست جمعی مان، هیاتی را برای سازمان دادن فعالیت جمعی اعضای طرفدار وحدت، تنظیم رابطه با بخش دیگر سازمان و ادامه فعالیت ها در زمینه پیشبرد پروژه وحدت تعیین کرد. این هیات پس از فرصتی که در نشست تعیین کرده بودیم و با توجه به این که نتیجه ای از گفتگوهای جدید حاصل نشد، اقدام به انتشار علنی بیانیه کرد.

چرا مکانیسم های دمکراتیک درون سازمان نتوانست منجر به آن شود که راه حلی مورد قبول طرفین پذیرفته شود؟ ایجاد اختلاف در هر جمعی امری ناگزیر است. چه راه کارهایی را برای حل اختلافات در سازمان فعلی و نیز در وحدت چپ پیش رو پیش بینی کرده اید؟

ما اختلاف در هر تشکیلات را یک امر مثبت و پیش برنده ارزیابی می کنیم. اختلاف همیشه وجود دارد. مهم راه برخورد به این اختلافات است. اگر هر کسی بخواهد حتما و صددر صد به خواسته های خود برسد، بدون این که توجهی به خواست طرف دیگر داشته باشد، قطعا تفاهمی ایجاد نخواهد شد. مکانیسم های دمکراتیک و اساسنامه هم کمکی نخواهد کرد. ما سال هاست که بر سر مسائل مختلف سیاسی اختلاف داشته ایم، اما همیشه به جز این پروژه وحدت، بالاخره توانسته ایم به شکلی به توافق برسیم. به نظر می رسد که مساله وحدت یا پرهیز از وحدت برای هر دو طرف اهمیت اصلی داشت و به همین جهت این بار نتوانستیم علیرغم تلاش های مداوم، راه حل مشترکی بیابیم. 

آیا این اعلامیه به معنای انشعاب و جدایی در سازمان است؟ اگر نیست آیا نمونه ای در تاریخ احزاب و سازمان ها وجود دارد که چنین شیوه ای به کار رفته باشد؟ این شیوه چه تجارب و درس هایی را در خود دارد که آن را از جدایی های شناخته شده تا کنونی متفاوت می کند؟

اعلان مواضع ما به معنای استقلال فکر و عمل ماست. ما آگاهانه دست به انشعاب نزدیم، زیرا که جنبش ما انشعابات متعددی را پشت سر گذاشته است و تجربه مثبتی از آن ها در دست نیست. یعنی به دنبال انشعاب، اختلافات فیمابین حل نشده است و در سازمان کوچک تر دوباره بازتولید گشته است. این نمونه تا آن جا که من اطلاع دارم حداقل در دهه های اخیر متفاوت از روش های دیگر است و نقطه قوت اش هم در این است که تلاشی جدید را آغاز کرده است. ما هم چنان که مخالفت با پروژه وحدت را حق آن رفقا می دانیم، تلاش کردیم که در عین دفاع از حقوق سیاسی و تشکیلاتی خود در پیشبرد نظراتمان، تمام پل های موجود بین خود و سایر رفقا را با یک انشعاب از بین نبریم. 

ما هم چنان راه گفتگو را باز گذاشته ایم و از هر امکانی برای بازسازی روابط خود با رفقایمان استفاده می کنیم. خوشبختانه رفقای ما در آخرین اعلامیه مشترکشان با شورای موقت سوسیالیست های چپ ایران و تعدادی از کنشگران چپ تحت عنوان «روند و نتیجه پروژه شکل دهی تشکل بزرگ چپ» اعلام کرده اند که آن ها نیز «در حد توان خود برای غلبه بر پراکندگی چپ رادیکال و آزادیخواه» و «در راستای همگرایی و انسجام آن» خواهند کوشید. ما اگر امروز نمی توانیم همراه و همگام شویم، شاید فردا بتوانیم در یک مسیر حرکت کنیم. افکار انسان ها و خود آن ها تغییر می کنند. چه بسا که در ادامه راه، دوباره همفکر و همراه یکدیگر شویم. شاید این درسی باشد که ما را در وحدت با جمع های دیگر نیز یاری رساند.

شما پس از انتشار بیانیه تان روابطتان را با رفقای بخش دیگر سازمان چگونه تنظیم می کنید؟

ما روابط صمیمانه ای با این رفقا داریم و حتی در مواردی که امکانپذیر و ضروری باشد، به اقدامات عملی مشترک دست می زنیم. ما همان طور که در اطلاعیه نشست مان نیز اعلام کرده ایم، آماده ادامه هر گونه گفتگویی هستیم. اما به موازات آن، فعالیت خود را نیز در زمینه های مختلف از جمله پروژه وحدت ادامه می دهیم. 
طبیعی است که تا زمانی که رفقای ما این پروژه را «علیرغم تلاش های قابل ارج»، « ناکام در رسیدن به هدف خود» ارزیابی کرده و شکست خورده تلقی می کنند، نمی توانیم در این زمینه فعلا حرکت مشترکی داشته باشیم. اما به هر حال ما دو بخش از یک سازمان هستیم.

شما جمع خود را طرفدار وحدت چپ ناميده ايد و بابت آن هزينه داده ايد. چرا وحدت چپ اين همه براي شما اهميت دارد؟

حقیقت این است که هر کمیتی کیفیت جدیدی را با خود ایجاد می کند. از بین رفتن هر کمیتی نیز، امکان داشتن کیفیت مشخصی را از بین می برد. جمع های کنونی بیشتر شبیه محافل چپ هستند تا سازمان قوی چپ و با مشکلات و ضعف های خاص خود نیز مواجه اند. ما نیرو و انرژی بسیاری در تکرار کارهایی مشابه از دست می دهیم. ما به جای تمرکز فکر و نیروهای پراکنده مان، بیشتر انرژی مان را صرف جدل و رقابت با یکدیگر می کنیم. ما برای این که بتوانیم به عنوان نیرویی در جامعه مطرح باشیم، اول باید قدرت عمل داشته باشیم و این کار همان طور که گفتم حداقلی از کمیت و کیفیت را طلب می کند. جمع بزرگ تر با نیروی بیشتر، با ایده های متنوع تر، رقابت با سایر نیروها در عرصه سیاسی را جایگزین رقابت دائم با هم سنخ های خود در چپ خواهد کرد. قدرت عمل بیشتر، دخالتگری و تاثیرگذاری بیشتر را به دنبال دارد و تبدیل شدن به نیرویی جدی و مطرح در بازی سیاسی، خود شانس برد بیشتری را به دنبال خواهد داشت. این نوع وحدت، می تواند اراده مشترک برای تاثیر گذاری چپ بر جنبش ایران را بیشتر کند و می تواند راه خروجی از درون گرایی تاکنونی باشد. با توجه به این واقعیت است که حتی رفقایی هم که پروژه وحدت را شکست خورده تلقی می کنند، بر ضرورت وحدت چپ تاکید دارند.

نباید فراموش کنیم که چپ در داخل ایران اجازه و امکان داشتن هیچ گونه سازماندهی سیاسی و تشکیلاتی را ندارد و در واقع فعلا از زمین بازی بیرون است. همین امر امکان رشد و تقویت آن در بین نسل های جوان را بسیار محدود کرده است. از سوی دیگر نسلی که از مبارزه در دو رژیم شاهنشاهی و اسلامی سربرآورده است، تجارب بسیاری اندوخته، که متاسفانه تاکنون امکان انتقال آن به نسل جوان را به درستی پیدا نکرده است. چپ پراکنده و محافل متعدد، نه تنها جذابیتی برای نسل جوان نداشته است، بلکه حتی در بین طرفداران چپ نیز به سردرگمی بیشتر دامن زده و انگیزه پیوستن یا الگوبرداری از سازمان های موجود را به صفر نزدیک کرده است. عدم موفقیت در جذب نسل جوانی که به خصوص پس از جنبش ۸۸ به خارج از کشور رو آورد، یکی از شواهد این مدعاست. موفقیت در این زمینه مستلزم وجود یک چپ مطرح و موثر در صحنه سیاسی کشور است. وحدت چپ، می تواند امکان تاثیرگذاری و حضور چپ و برنامه مستقل آن در فضاي سياسي ايران را تقویت کند.

آیا پروژه وحدت چپ به روند خود بدون حضور بخش دیگر سازمان ادامه می دهد؟ روند پیشرفت مذاکرات و پیشبرد اقدامات عملی برای وحدت چپ را چگونه ارزیابی می کنید؟ 

همانطور که گفتم تلاش های ما برای حرکت سازمانی واحد در راه این پروژه به نتیجه ای نرسید و با توجه به اعتقاد ما به ضرورت پیشبرد وحدت چپ، نباید بیش از این اجرای این پروژه را به تعویق انداخت. در ماه های اخیر، مذاکرات و اقدامات عملی برای وحدت چپ پیشرفت مثبتی داشته است و با تشکیل گروه های کار، حتی تدارک کنگره مشترک و برنامه ریزی و گام های عملی برای برگزاری آن نیز آغاز گشته است. در عرصه بیرونی نیز توانسته ایم برآمد سیاسی داشته و اطلاعیه های مشترک بدهیم. همین امر نشان می دهد که رمز موفقیت ما تاکید روی اشتراکات و نیز اراده واحد برای به سرانجام رساندن امر وحدت چپ است. این که ما در جریان کار با چندین منشور برنامه ای و سیاسی و یا طرح اساسنامه مواجه شویم، نمی توانست و نباید مانع از ادامه کار ما شود. باید در نظر داشت که هر یک از نیروهای درگیر در کار وحدت دارای اسناد برنامه ای و تشکیلاتی متفاوت بودند و با علم به این تفاوت ها در اسناد، با توجه به اشتراکاتشان وارد پروسه وحدت شدند. این واقع بینانه نیست که فکر کنیم همه اعضای یک تشکل بزرگ باید یک گونه فکر کنند و هم فکر و هم نظر در همه زمینه های سیاسی و تشکیلاتی باشند. همانطور که قبلا هم گفتم، مهم چگونگی برخورد با اختلافات است. همانطور که ما در فراخوان مشترک خود در تاریخ ۱۵ آبان ماه ۱۳۹۱ اعلام کرده ایم، خود را متعهد به مشارکت در روند وحدت می دانیم و معتقدیم که مشکلات و سختی ها در رسیدن به هدف، نباید مانع ما در پیگیری و جدی بودن در راه رسیدن به هدفمان شود. ما کمبودها را نیز تنها در حرکت عملی می توانیم بشناسیم و با آموزش از تجارب آن، در پروسه برطرف کنیم. 

ما معتقدیم که اگر این پروژه که در مسیر تاکنونی اش با افت و خیزهایی مواجه بوده است به سرانجام برسد، خود می تواند تحرک مثبتی در نیروی چپ ایجاد کرده و در ادامه، نیروهای بیشتری را تشویق به پیوستن به آن بکند. بسیار طبیعی است که نتایج تلاش ها در جهت وحدت چپ را با رفقای خود در بخش دیگر سازمان نیز درمیان خواهیم گذاشت و از آن ها هم مثل هر نیروی چپ دیگر برای کنگره مشترک دعوت به عمل خواهیم آورد.

منبع: 
عصرنو

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

در مورد این گفتگو و پروژه وحدت چپ گفتنی ها بسیار و قلم قاطع نیاز است و گوش شنوا باید طاقت شنیدن داشته باشد. اینکه چرا از بطن یکی از سه سازمان درون پروژه وحدت چپ انشعاب می شود. جای اما و اگر دارد. اینکه ذیل شعار وحدت چپ در سازمانی، گرایشی از آن ناخودآگاه انحلال طلبی می کند یا به قول شما انشعاب می کند با روح وحدت طلبی همخوان نیست. بنابراین تشکیل " هیات هماهنگی سازمان اتحاد فداییان خلق ایران" را نمی شود به فال نیک گرفت. همانگونه که تلاش های دوباره این هیات نمایندگی را ختم به نتیجه نمی بینم و در فاز نوین پروژه مدت حالت فیدبک صورت می گیرد.

خانم فرزانه عظیمی محترم! پاسخ های شما بهت آور است. به جای تبیین علل انشعاب و بی اینکه به ارزیابی عوامل شکست پروژه اشاره کنی درصدد توجیه حرکت انحلال طلبانه خود برآمده اید. فرار بزرگ شما در پاسخ به پرسش هویداست. شما در برابر پرسش چرا مکانیسم های دمکراتیک درون سازمان نتوانست منجر به آن شود که انشعاب نکنید پاسخ صریح نمی دهید و طفره می روید، پاسخی که می توانست اختلافات را حل کنید و از اقدام انحلال طلبانه تان پیشگیری کند.
شما عنوان می کنی " اختلاف در هر تشکیلات را یک امر مثبت و پیش برنده ارزیابی می کنیم." این طفره رفتن است. هرچند که امری بدیهی است. اما اختلافات نباید باعث تحمیل اراده و نظر شود و برای متقاعد کردن باید فضای گفتمان را در روند دنبال کرد. اما شما به مجرد بروز اختلاف حوصله به خرج ندادید و با عجله و شتاب بنیاد پروژه نوین وحدت را کلید زده و بلافاصله آن را بر شالوده صدمه دیده پروژه شکست خورده قرار دادید. حیرت دیگر من و شاید برخی خوانندگان از گزاره شماست که " مهم راه برخورد به این اختلافات است." راه برخورد شما برای حل اختلاف ساده ترین و پرهزینه ترین بود سازمان شکنی. از کجا مطمئن بودید که " قطعا تفاهمی ایجاد نخواهد شد." شما کدام عمل تشکیلاتی را انجام دادید که به تفاهم منجر نشد؟ قطعا گامی در جهت تفاهم برنداشسته اید و گرنه تا امروز به ما نشان دهی یا خودمان متوجه می شدیم. مسئله شما رسیدن به تفاهم نبود. چون شما اساسا به مکانیسم های دمکراتیک و اساسنامه کوچکترین توجهی نکرده و به آنها نیز بهای لازم ندادید. ضمنا از کجا متوجه شدید که مکانیسم های دمکراتیک به شما کمکی نخواهد کرد؟ بفرمائید چرا ؟ و آیا از کدام مکانیسم استفاده کردید و کمک نکرد؟ اینها برای توجیه حرکت سازمان شکنانه تان است.
پاسخ گفته ای " حقیقت این است که هر کمیتی کیفیت جدیدی را با خود ایجاد می کند." می شود توضیح بیشتری دهید که چکونه هر کمیتی کیفیت جدیدی می دهد. چرا در بازه زمانی گذشته و کمیت قبلی اش این رابطه تاثیر کمیت بر کیفیت عمل نکرد؟ حتما کمیت جدید دلخواه شما پیشگوی به امورند.
در این گفتگو ادعا داری " جمع های کنونی بیشتر شبیه محافل چپ هستند تا سازمان قوی چپ و با مشکلات و ضعف های خاص خود نیز مواجه اند." این یافته شما بعد سالیان سکونت در این محافل است؟ چرا دیر عنوان کرده ای ؟ علت از دست دادن انرژی تنها به این به قول شما محافل چپ بازنمی گردد. در حیرتم از این راهبرد شما که " ما برای این که بتوانیم به عنوان نیرویی در جامعه مطرح باشیم، اول باید قدرت عمل داشته باشیم و این کار همان طور که گفتم حداقلی از کمیت و کیفیت را طلب می کند. جمع بزرگ تر با نیروی بیشتر،" شما در رابطه با ظرف و مظروف کدام را مقدم می شماری. گزاره شما تقدم کمیت بر کیفیت را عامل قدرت می داند که این در مورد سیاست ورزی نرم صدق نمی کند. وجود یک کیفیت است که می تواند کمیت کثیری را پیرامون خود جمع کند. اگر کیفیت در سازمان های چپ به اندازه کافی بود کمیت کثیر بعداز 57 به سازمان های حدا از هم - ببخشید به تعبیر شما محافل چپ – تبدیل نمی شد
مطمئن باشید که پروژه وحدت در فاز جدید نیز منجر به موفقیت نخواهد شد. چون وقتی که در فاز نخست پروژه وحدت با وجود شور و اشتیاق و سه سازمان بن بست را بغل می کنیم قطعا در فاز جدید و ریزش نیرو در اندازه سازمانی نتیجه بهتر از قبل نخواهد بود؟ باورکنید که پروژه وحدت چپ اگر متحقق شود رقابت با سایر نیروها در عرصه سیاسی را جایگزین رقابت دائم با هم سنخ های خود در چپ نخواهد کرد. در این رابطه باز عبارات زیاد خواهم نوشت