بحران خودساختۀ بعدی ترامپ

ترجمه از: 
کارآنلاین

15 اکتبر 2017 را در تقویم تان ثبت کنید!

تا آن تاریخ دونالد ترامپ باید بار دیگر پایبندی ایران به برجام را راست آزمائی کند.

در واقع به یمن خرد سرشار "بزرگترین مجلس شورای دنیا"، یعنی مجلس سنای امریکا، رئیس جمهور امریکا باید هر 90 روز یک بار به پایبندی ایران به برجام گواهی دهد. ترامپ تا حالا دو بار چنین کرده است؛ البته هر دو بار هم در آخرین فرصت ممکن و فقط پس از یک جنگ مغلوبه با یک مشت آدم گلوبالیست – به نام "تیم امنیت ملی" ترامپ – و پس از آن که این عده با استغاثه از او خواسته بوده اند که از پیمان برجام پا پس نکشد. ترامپ در مصاحبه ای با روزنامۀ وال استریت [به تاریخ 25 ژوئیه] گفته است که "اگر به عهدۀ من بود، من همان 180 روز پیش ایرانیها را متخطی اعلام کرده بودم."

نکتۀ عجیب و غریب این است که این درست به عهدۀ ترامپ است که تحقیق کند ایران از برجام تخطی نکرده باشد. اما اگر او دست روی دست بگذارد و هیچ کاری نکند، ممکن است یا تقریباً قطعی است، که کنگره دست به تمدید نابجای تحریمها بزند؛ اقدامی که نتیجه اش به احتمال قوی به هم خوردن توافق برجام خواهد بود.

البته ایرانیها متوجه این خُردک نمایش پرخاشجویانه شده اند. هم حسن روحانی، رئیس جمهور، و هم علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، اخیراً گفته اند که اگر ایالات منحده تحریمها را تمدید کند، ممکن است ایران تعداد محدودی از فعالیتهای هسته ای اش را ازسرگیرد. این اظهارات، چنان که آریان طباطبائی خاطر نشان می کند، به شدت قلب شدند، اما [در مضمون واقعی شان هم] به ما یادآوری می کنند که ایران در کار سبک سنگین کردن گزینه های خویش است.

از این قرار وقت یک هشدار رک و پوست کنده فرارسیده است: اگر ایالات متحده از برجام کنار بکشد، امکان برای دسترسی ایران به موشک بالیستیک قاره پیما با قابلیت حمل کلاهک اتمی فراهم خواهد شد؛ خیلی سریع، حتی پیشتر از آن که ترامپ دفتر ریاست جمهوری اش را ترک کرده باشد.

ایالات متحده در سال 2003 از چارچوب توافق شده با کره شمالی پا پس کشید. سه سال بعد کره شمالی نخستین سلاح هسته ای اش را منفجر کرد و تابستان امسال دست به آزمایش موشکهای دوربرد خود زد که قادر به حمل سلاحهای هسته ای تا نیویورک و لس آنجلس اند.

اگر ایالات متحده از برجام کنار بکشد، ممکن است ایران نیز همچون کرۀ شمالی عمل کند و البته حتی سریعتر. روشن است که این بدترین سناریو است، اما توجه به رویدادهای نوامبر سال گذشته آشکار می کند که وقوع رویدادهای نامحتمل و حتی نامتصور هم ابداً منتفی نیست. (...)

اول یک ذره خبر خوب: یکی از اهداف برجام این بود که در صورت خروج ایران از برجام، زمانی را که این کشور  برای عبور از "خط گریز" (break out) لازم دارد تا بتواند با استفاده از تجهیزات شناخته شده اش بمب اتمی بسازد، به یک سال و بیشتر افزایش دهد. خوب، این هدف حاصل است! البته به نظر من این "تدبیر ابلهانه" ای بوده است، دست کم به این دلیل که در صورت گفته شده ایرانیها قاعدتاً از تجهیزات شناخته شده شان، که بر پایۀ تعهدات پیش از برجام ایران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی است، استفاده نخواهند کرد. بیرون آمدن ایران از آژانس هم طبعاً یک بحران یکسالۀ "مرگ یا زندگی" را ایجاد خواهد کرد، که در جریان آن امکان عمل برای ما فراهم خواهد بود. این راه ابلهانه ای برای ساختن یک بمب است و به لحاظ ژئوپولیتیک به این می ماند که بر تأسیسات غنی سازی نطنز تابلوی "بمباران ام کنید!" را نصب کنید.

با توجه به حضور آژانس در ایران در چارچوب تعهدات پیش از برجام آن، اگر ایران تصمیم بگیرد که به سلاح هسته ای دست یابد، مطمئناً با احتیاط بسیار دست به عمل خواهد زد: ساختن تجهیزات لازم در خفا و تظاهر به رعایت تعهدات در علن. چنین روشی تا عبور از خط گریز قطعاً بیشتر از یک سال وقت می برد.

و اما خبر بد این که برای ایران بسیار ساده تر خواهد بود اگر آژانس از اختیار دسترسی به تجهیزات اتمی ایران در چارچوب برجام ساقط شود. آنگاه دیگر اصلاً نیازی به ساختن امکانات مخفی برای غنی سازی نخواهد بود. در این حالت آژانس دیگر قادر به نظارت بر منابع اورانیوم ایران و بر کارگاه های تولیدکنندۀ سانتریفیوژ نخواهد بود. طبعاً آژانس خواهان بازدید از این تأسیسات خواهد شد، اما ایران دیگر زیر هیچ تعهدی برای پذیرش خواست آژانس نخواهد بود. اگر هم در این حیص و بیص ایالات متحده به عنوان صنعتگر یک بحران جدید با ایران شناخته شود، آن گاه دیگر حمایت چندانی، حتی در میان متحدان اروپائی واشنگتن، برای اعمال فشار بر ایران نخواهد بود تا به آژانس اجازه دهد صرفاً از روی حسن نیت نگاهی به دوروبر تجهیزات اتمی ایران بیاندازد.

ایران در گذشته کوشیده بود مادام که ممکن بود تجهیزات غنی سازی اش را مخفی بدارد. دستگاه های اطلاعاتی ایالات متحده این سامانه های کشف کردند اما آیا می توان مطمئن بود که کار آنها کامل بوده است؟ واکنش دیگر کشورها به اتهاماتی که دولت ترامپ به ایران وارد می کند، چه می بود اگر یک سایت مخفی دیگر در ایران کشف می شد؟ دشوار نیست ببینیم که حتی اگر چنین چیزی حقیقت می یافت، باز دیگران ترامپ را باور نمی کردند.

و چون پایان دادن به برجام می تواند به معنای پایان امکان دسترسی خارق العادۀ آژانس به تأسیسات هسته ای ایران باشد، در صورت گفته شده آژانس جز درخواست عاجزانه ای برای بازدید از آن سامانۀ مفروض نخواهد توانست کرد. قاعدتاً ایرانیها هم به سادگی به این درخواست جواب منفی خواهند داد و از ما خواهند پرسید که چه خیالی برای آن سامانه در سر داریم.

البته امکان ضعیفی وجود دارد که آژانس در وضعیت اضطراری حادی خواهان یک "بازرسی ویژه" شود. ایران موظف است مبتنی بر تعهدات پیش از برجام اش در کادر توافق پادمانی، این درخواست را بپذیرد. اما، چنان که از نام آن پیداست، بازرسی ویژه ابزار بسیار نامرسوم و خارق العاده ای است. آژانس فقط یک بار در یک موقعیت تعرضی این درخواست را طرح کرده است: سال 1993 از کرۀ شمالی. کرۀ شمالی هم با کنار کشیدن از پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای به این درخواست جواب داد. حتی اگر ایران دست به اقدام سنجیده تری بزند، باز هم می تواند در کار وقفه ایجاد کند و راه مذاکره در مورد محدودیتهای امر را پیشه کند. نتیجه این که در بهترین حالت دسترسی بسیار محدودتر و کندتری، نسبت به آنچه قاعدتاً در چارچوب برجام میسر است، به سایت مفروض حاصل خواهد شد. تازه اینها همه با این فرض که آژانس آمادۀ چنین معارضه با ایران باشد؛ آمادگی ای که در برابر سوریه هم نشان داده نشد و به مراتب دشوارتر هم  حاصل خواهد شد اگر معلوم شود که این امریکاست که مشکل ساز شده است و نه ایران.

تمام این ماجراها می توانند بسیار سریع رخ بدهند. کافی است نگاهی به جدول زمانی برنامۀ هسته ای کرۀ شمالی بیاندازیم. کرۀ شمالی بازرسان آژانس را در آوریل 2009 از کشور اخراج کرد و کوتاه مدتی پس از آن دست به ایجاد تأسیسات غنی سازی جدیدی در یونگ بیون زد. 18 ماه بعد، وقتی یک دانشمند امریکائی از سایت بازدید کرد و به چشم خود دید که 2هزار سانتریفیوژ در آنجا مستقر شده اند، شوکه شد. احتمالاً با این تعداد سانتریفیوژ می شد در عرض یک سال اورانیوم کافی را برای ساختن چندین بمب تولید کرد. تنها سؤالی که می تواند در این ارتباط مطرح شود این است: ایران در کار استقرار چه نوع سانتریفیوژی است. برجام کار تحقیق ایران روی ماشینهای پیشرفته تر را کند کرده، اما متوقف نکرده است. اگر ایران می خواست آن تأسیسات فرضی را با آخرین نسل سانتریفیوژهایش پر کند، حتی تعدادی حدود 2000 سانتریفیوژ هم برای تولید اورانیوم کافی برای چند سلاح هسته ای در عرض یک سال کفایت می کرد.

اگر زمانی ایران مادۀ لازم را در اختیار داشته باشد، خواهد توانست به سرعت آن را برای ساختن یک سلاح هسته ای به کار گیرد؛ سلاحی که می تواند بر موشکهای بالیستیک قاره پیمای مشابه هواسونگ-14 کرۀ شمالی، که حدس من این است که ایران در کوتاه مدت قادر به ساخت آنهاست، نصب شوند. ایالات متحده متخصصان ایرانی را بابت کمک به کرۀ شملی در طراحی نوعی موتور جدید برای موشکهای سنگین تحریم کرده است؛ آشکار است که جدیدترین موشکهای کرۀ شمالی به چنین موتوری مجهز اند. تصاویر موتور چندمرحله ای موشک هواسونگ مشابهت قابل توجهی را با موتور موشکهای فضائی ایران نشان می دهند.

سال 1998 کمیسیون رامسفلد پیش بینی مشهوری کرد دایر بر این که کرۀ شمالی و ایران قادر اند، در عرض 5 سال پس از تصمیم برای دست یافتن به قابلیتهائی نظامی هسته ای، ایالات متحده را با تهدید واقعی بزرگی مواجه کنند. این البته "بدترین سناریو" بود که حدود 20 سال هم از آن گذشته است. فکر می کنید پس و پیش ایران نسبت به کرۀ شمالی چقدر است؟ یک نکته برای "قوت قلب": در اثر گردش زمین، ایران احتیاج به موتورهای قدرتمندتری نسبت به هواسونگ-14 ار تا بتواند ایالات متحده را نشانه برود. به این ترتیب می توان فکر کرد که "انشاءالله گربه است."

دقت کنید! هیچ چیز حاکی از آن نیست که "تهران" در پاسخ به اضمحلال توافق برجام، به سمت ساختن سلاح هسته ای رو خواهد آورد و باید هم بیاورد. ایرانیها مدتهاست مشخص کرده اند که در صورت پایبندی اروپائیها به این توافق، آنها اجازه خواهند داد که امریکائیها پایشان را از آن بیرون بکشند. اما آنها به توافق پایبند خواهند ماند و بازرسیهای آژانس هم ادامه خواهند یافت. من عمیقاً امیدوارم لغو تحریمهای اتحادیۀ اروپا برای حفظ ائتلاف سیاسی در ایران، که از فرجام حمایت می کند، کافی باشد. شاید فتوای "رهبر" علیه بمب به واقع عمل کند. شاید محمدجواد ظریف عمیقاً به خلع سلاح هسته ای باور داشته باشد. شاید حملات سایبری بتوانند ما را نجات بدهند. بفرمائید! این هم یک راه اش است.

اما از طرف دیگر، ظرفیت خودمان را برای از دست دادن زمان دست کم نگیریم. ما مستعدیم در حالی که نمی دانیم چه باید بکنیم، خودمان را قانع کنیم که اوضاع بر وفق مراد است. کرۀ شمالی از سالها پیش برنامۀ خود برای تولید موشکهای بالیستیک قاره پیمای قادر به حمل کلاهکهای هسته ای را آشکارا به بحث گذاشته بوده است. علیرغم نشانه های آشکاری که حکایت از وضع و نتیجۀ کنونی می کردند، ما ترتیبی دادیم که کار نکنیم جز این که فکر کنیم "حالا کو تا آن آینده؟"

من متوجه ام که توافق برجام فاقد حقارتی است که برخی می خواستند بر ایران اعمال کنند. من نیز دلم می خواست که روحانی هم مشاوری مثل "استیو بنن" می داشت. اما واقعیت همیشه قدری تلختر از انگارۀ ماست.

بنابراین خودمان را با این تصور که امکان دسترسی به توافق بهتری از آنچه که هست، وجود دارد، گول نزنیم. به نظر من برجام این است که هست، نه به این دلیل که بارک اوباما می خواسته پنهانی شریعت را به ما تحمیل کند، بلکه به این دلیل که ایرانیها هم از قدرت و نفوز معین برخوردار بوده اند. دولت بوش می بایست خوشحال می شد اگر می توانست به چنین توافقی دست یابد. این را کسانی چون تیلرسون، مک مَستر و دیگر مقامات امریکا، ولو با دندان قروچه، به طور ضمنی پذیرفته اند.

این فکر که توافق بهتری ممکن می بود، اگر فقط مایک پنس نگاه مصمم اش را به ایرانیها می انداخت، یک افسانۀ خرافی است. این همان منطقی است که به بیرون آمدن از "توافق اصولی" با کرۀ شمالی انجامید، به بازرسیها در آنجا پایان داد، به عراق هجوم آورد و در کار لغو "برنامۀ تیمار اوباما" (Obamacare) است. کسانی که مشغول فروش این زهرمار اند، اشتباه همیشگی شان را تکرار می کنند: آنها جوری عمل می کنند که گوئی هیچ کس قادر نیست نتیجۀ کار آنان را ترسیم کند. همه فکر می کردند کرۀ شمالی فرو خواهد پاشید. همه فکر می کردند در عراق سلاحهای هسته ای انبار شده اند. و هیچ کس نمی دانست که نظام بهداشت می تواند این قدر پیچیده باشد.

پس نگوئید که نمی توانستید نتیجۀ عمل تان را ببینید. اکر ما برجام را ترک کنیم، انتخاب را در به "تهران" سپرده ایم. در آن صورت ایران می تواند، اگر بخواهد، همۀ آنچه را که اکنون کرۀ شمالی انجام می دهد، انجام دهد. و من نگران ام که تهران، دیر یا زود، چنین کند. پس از همین حالا به شما می گویم: اگر از موشکهای بالیستیک قاره پیمای کرۀ شمالی خوشتان می آید، حتماً از بیرون آمدن از برجام نیز خشنود خواهید شد.

-----------------

جیمز لویس رئیس "برنامۀ عدم گسترش در آسیای شرقی" وابسته به "مرکز جیمز مارتین برای مطالعات عدم گسترش" در "انستیتوی میدلبوری تحقیقات بین المللی مونتری" است.

منبع: 
فارین پولیسی، 31 اوت 2017

افزودن نظر جدید