هشدار!

برای رضا شهابی و یاران همزنجیرش در زندان رجایی شهر کرج

 

بارها گفته ام و بار دگر می کویم

که گذشتن از جان در پیش ستمکاران

که کر و کور وستمباره و سرکوبگرند

 و ندانند سخن جز به ره استبداد،

و نپویند رهی جز ره ویرانی خلق،

بر شما راهروان ره فردای کارگر و زحمتکش،

نیست  روا.

 

دشمنان دلشادند

که شما، ای همه ی جان به کفان ره پیروزی خلق،

در بزنگاه نبرد بد و نیک،

پیشگا مید به میدانی کو درآن،

پهلوان با تن خود می جنگد.

و درآن خنجر را،

می زند بر دل و بر سینه ی خویش،

به فغان آمده از جور وجفا

 

گرهمه مردم کار و زحمت،

در همه سوی جهان،

صاحبان خرد و عزم نبرد،

 با ستم، بهره کشی، سرکوب و ویرانی،

1

 

همصدا یکسره فریاد کنند:

بگشایید زپای این مردم جان برکف زنجیر،

که به جز آزادی، آبادی، صلح و عدالت هیچ نمی خواهند

نیست گوشی شنوا

بر لب این همه شیطان صفتان

نتوان دید بجز لبخندی زهرآگین،

که نشانیش نباشد بجز از مکر و ریا.

 

دشمنان دلشادند

که شما ای همه مردان و زنان بی باک،

دست از پیکارش بردارید

و چنان با نیش خنجر خود بر خاک افتید،

که صف راهروان ره فردا شاید،

ار توان افتد و ماند برجا،

ره براو تنگ شود.

نشود جان همه مردم از بند رها

 

هان شما، سربازان راه رهایی،

هشدار!

بر زبانهای شما بانک رهایی باید

در تن و جان شما قدرت پیکار رواست.

باز خیزید و دگربار به فریاد بلند

بازگویید سخن از همه بیداد و ستم

بگشایید ره فردای میهن ما

بخش: 

افزودن نظر جدید