نقش ایران در تحولات عراق و اقلیم

ناظم دباغ، نمایندە اقلیم کردستان، از اتحادیە میهنی کردستان، در واکنش بە تحولات جاری اقلیم و عراق گفت کە "کردستان عراق طرح سلیمانی را پذیرفت." کە منظور او طرح خاتمە جدائی اقلیم کردستان از کشور عراق است. البتە باید گفت کە ناظم دباغ بدین وسیلە در کنار آن جریانی از اتحادیە میهنی قرار می گیرد کە بە همکاری با دولت مرکزی عراق برخاست.

بی گمان نقش ایران از طریق قاسم سلیمانی در تحولات جاری این خطە بسیار بارز است، چنانکە خود 'آراس شیخ جنگی' از کادرهای برجستە اتحادیە میهنی و از گردانندگان سناریوی اخیر، کە برادرزادە مام جلال هم هست، خود صراحتا بدان اشارە کردەاست. او از نقش ایران بخاطر عدم درگیری نیروهای عراقی با پیشمرگەها تشکر کرد.

بسیاری، از جملە کسانی کە خواهان مقاومت نیروهای مسلح کرد با نیروهای عراقی هستند، معتقدند کە حشد شعبی بخشی از سپاە پاسداران است و در واقع حرکت اخیر عراق در ورود بە مناطق مورد مناقشە میان کردها و دولت مرکزی، اساسا برنامە ایران بودە است و شخص قاسم سلیمانی در آن رل اصلی را بازی کردەاست. در واقع آنان این سناریو را سناریوی ایران، البتە با کمک ترکیە و حتی آمریکا و غرب، ارزیابی می کنند.

اما آیا واقعا همە چیز آنچنانکە نمایندە اقلیم در ایران و نیز مخالفان می گویند، کار ایران بود؟ باید گفت کە آری در واقع گردانندە اصلی برنامە و آنکە طراح مرکزی بود، ایران بود. جمهوری اسلامی از همان ابتدای قصد بارزانی برای اجرای همەپرسی، بە او هشدار داد و گفت کە این طرح را یک طرح اسرائیلی ارزیابی می کند و همە توان خود را برای جلوگیری از اجرای آن بکار خواهد برد. هشداری کە بارزانی بدان توجە نکرد و با اهمیت ندادن بە نقش مهم ایران در منطقە، در واقع می پنداشت کە امکانات این کشور با توجە بە رقابتهایش با غرب و با ترکیە در منطقە، در سطح نامطلوبی است.

ظاهرا بارزانی بە چند دلیل علیرغم آگاهی از توان و نفوذ ایران، تهدیدات جمهوری اسلامی را جدی نگرفت و علیرغم ملاقاتهای چند بارە قاسم سلیمانی با او و هشدارهایش در قبال اینکە اقلیم در صورت برپائی رفراندم بسیاری چیزها را از دست خواهد داد، توجە جدی مبذول نکرد. از جملە این دلایل چنانکە گفتە شد می توان بە امر وجود رقبای جدی ایران در منطقە اشارە کرد و همچنین بە دلیل جذب بخش مهمی از اتحادیە میهنی، بعنوان حزب نزدیک بە ایران، بە خود و دو شقە کردن آن.

بی گمان ایران نقش اصلی را در تحولات جاری عراق داشتە است، اما این بدان معنا نیست کە هر آنچە اتفاق افتاد تنها بر اساس خواست جمهوری اسلامی بود. در واقع خواست جمهوری اسلامی بر یک بستر تفاهم  گستردە جلو رفت کە در آن کشورهای بسیاری، مستقیم و غیرمستقیم، دست داشتند. و اینکە چرا این خواست مشترک وجود داشت اساسا بە مشکل امنیتی در عراق برمی گردد کە همە جهان را سالهای مدیدی است نگران ساختە است.

البتە علیرغم جلورفتن خواست ایران در تحدید قدرت کردها، اما این بمنزلە پایان تسلط کردها بر بخشی از مناطق خودشان نیست و بی گمان آنان می توانند کماکان در سە استان اصلی سلیمانیە، اربیل و دهوک با دوایر اداری و سیاسی خود باقی بمانند. جامعە غرب بە هیچ وجە زیر بار تکرار دوران صدام نخواهد رفت، زیرا کە نە فجایع انسانی دیگر را تحمل خواهد کرد و نە بعد از دادن این همە هزینە، بە بازگشت شرایط پیشین تن دردهد. ایران هم چنانکە خود بارها تاکید کردەاست ضمن تاکید بر قانون اساسی عراق و حقوق مندرجە کردها در آن، با تسلط اقلیمی کردها بر مناطق خودشان مشکلی ندارد.

پس مشکل امنیتی کە غرب نگران آن است و مشکل تغییر جغرافیای سیاسی کە ایران آن را بە ضرر خود ارزیابی می کند، نهایتا بە یک نوع همسوئی سیاسی میان ایران و کشورهای دیگر در عراق و اقلیم کردستان منجر شد و حادثە شانزدە اکتبر را در بازپس گیری مناطق مورد مناقشە رقم زد.

و شاید این همکاری اعلام نشدە و ضمنی، در کنار تاکید اروپا بر برجام، سفر سپهسالار ایران بە اروپا و ملاقات با مقامات نظامی آن دیار در ایتالیا، سخنان تیلرسون در مورد اینکە آمریکا مراودات ایران ـ اروپا را مختل نخواهد کرد، همە و همە نشان این باشند کە در مسیر بازگشت و تثبیت قدرتهای مرکزی در منطقە خاورمیانە، تفاهمی علنی و ضمنی صورت گرفتە باشد کە بی گمان تحدید قدرت کردها و بازگشت آنان بە مدار قدرت مرکزی، البتە با مختصات خود، بخشی از این پروژە کلان باشد.

بی گمان کردها هم از این وضعیت مطلعند. همکاری مستقیم و غیر مستقیم آنان با روند موجود در عراق کە نشانە آن، عقب نشینی و خودداری از جنگ و خونریزی گستردە بودە است،خود دلیلی بر این موضوع است.

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

بی شک انچه در کردوستان عراق اتفاق افتاد کار ایران بود و عدم ارزیابی رهبری اقلیم کردستان از شرایط موجود و ساده اندیشی آنها وتوهمی بیش نبود