کوروش را دریابید!

سالهاست روز هفتم آبان ماە کە بە روز کوروش، بنیانگذار و نخستین پادشاە هخامنشی، نامگذاری شدە است در سطر خبرها قرار می گیرد. در این روز، عدە زیادی از مردم با جمع شدن در پاسارگاد استان فارس، مقبرە کوروش، ضمن گرامیداشت خاطرە و نام این پادشاە تاریخی، آن را بە مناسبتی از جملە جهت طرح اعتراضات خودعلیە حاکمیت ایران تبدیل می کنند.

دستجات اصلی حاکمیت در ایران، عموما با کوروش و این روز تاریخی برخورد صرفا سیاسی می کنند و امسال نیز با تمهیدات گستردە امنیتی، از جملە بستن چهارراههای منتهی بە مقبرە کوروش، مانور نیروهای بسیجی و تهدید و ترسانیدن مردم سعی می کنند از تجمع مردم هواخواە این پادشاە در پاسارگاد جلوگیری کنند.

اما آیا کوروش و روز منتسب بە آن را می توان صرفا در چهارچوب یک نگاە سیاسی قرار داد؟

مشکل جمهوری اسلامی این است کە از همان ابتدا، انقلاب ایران را کە در نفی نظام پادشاهی پهلوی در ایران بود و با هدف ایجاد نظام جمهوری و ایجاد یک جامعە عادلانە، پیشرفتە و دمکراتیک برپا شدە بود و عملا بعدها بە اهداف آن خیانت شد را بە کل تاریخ ایران تسری داد، و با تبلیغ و ترویج ایدەهائی مانند 'نظام طاغوتی ٢٥٠٠ سالە'، عمل انقلابی مردم ایران در آن مقطع را عملی علیە کل تاریخ مردمی خاص تفسیر کرد! غافل از اینکە در نظامات غیر مدرن و سنتی هزارەهای قبل، عموما ساخت قدرت در بیشتر مناطق جهان یک ساخت الیگارشیک با حضور پادشاهی در راس آن بودە است کە عبور از آن در آن مقاطع بنوعی غیرممکن بودەاست. یک ساخت قدرت کە به علت گردش آن در نظامات اقتصادی ـ اجتماعی بردەداری و فئودالیسم، بر اساس تضاد طبقاتی و بهرەبرداری و استثمار مردم قرار داشتە است و اساسا نمی شود عمل انقلابی مردم در یک مقطع تاریخی را عمل علیە کل تاریخ خود ارزیابی کرد. بهمین جهت نظام جمهوری اسلامی از همان ابتدا بنوعی در مقابل تاریخ ایران قرار گرفت و بە جای اینکە با این تاریخ یک برخورد تاریخی، مشخص و میراث گرانە داشتە باشد، در تقابل صرف با آن برآمد و بدین ترتیب خود را در سنگر علیە تاریخ کشور خود قرار داد.

اما از طرف دیگر، میراث کوروش بە وسیلەای برای مانور گروهها و افراد سلطنت طلب تبدیل شدە است تا با بهانە قرار دادن این روز تاریخی، برای برگرداندن و احیای نظام سلطنتی در ایران، خودی نشان بدهند. غافل از اینکە نمی توان بر اساس دادەهای تاریخی با شکل کنونی نظام سیاسی در ایران برخورد کرد و انقلاب ٥٧ در حقیقت یک "نە" بزرگ تاریخی بە نظام سلطنت پهلوی در ایران بود کە بخش عمدەای از همان مفاد موجود در لوح مشهور و تاریخی کوروش کبیر را نیز بە بوتە فراموشی سپردەبود و با ایجاد یک نظام سرکوبگر، استبدادی و آزادی کش عملا بنیان‌های انقلاب ایران در آن مقطع را فراهم آورد.

تاریخ ایران با همە فراز و نشیب‌های آن و علیرغم همە انتقادات و تحسین‌هایی کە می تواند در ما برانگیزاند، تاریخ ماست و باید با آن فراتر از برخوردهای صرفا سیاسی، یک برخورد هویتی ـ تاریخی و میراث گرانە بر اساس کنش‌های انتقادگرانە و نە حذفی داشت، زیرا کە اساسا نمی شود تاریخ را، به‌عنوان رویدادهای انجام گرفتە، حذف کرد و آن را بە بوتە فراموشی سپرد.

جمهوری اسلامی و طیف‌هایی مشخص در درون آن باید بدانند کە همان‌گونە کە سمبل‌های خود را محترم می شمارند، باید بە سمبل‌های مردم ایران، در تنوع ملی ـ قومی آن احترام بگذارند و از دالان برخورد صرفا سیاسی با آنان نگذرند. تاریخ، تاریخ است و نظامی کە از هویت و وجود خود مطمئن است بی گمان رابطە مستقیم میان اکنون و گدشتە برقرار نمی کند.

کوروش کبیر، تاریخ ایران است و با لوح مشهور خود جوابی درخور در شرایط مشخص خود بە امر تنوع در این سرزمین دادە است. جوابی درخور، کە اکنون نیز تحسین برانگیز است.

از یاد نبریم کە او از جملە گفتە است 'او کە آدمی را از ماوای خویش براند، خود نیز از خواب خوش راندە خواهد شد'.

و شاید این اصل حدیث نظامی باشد در ضدیت با کوروش، و نە با کوروش در فرم پادشاە.

 

افزودن نظر جدید