اینبار شکست نخواهیم خورد. اینبار ما پیروز خواهیم شد

 اعتراضاتی که اینبار در نزدیک به صد شهر اتفاق افتاد بر خلاف جنبش ۸۸ که به بهانه تقلب در انتخابات شروع شده بود، مستقیما ریشه های مشکلات را نشانه گرفت. از بیکاری و فقر و گرانی تا اختلاس های هرروزه مقامات و بیحقوقی و بیحرمتی.

 افزایش هزینه های زندگی از یکطرف و کاهش قدرت خرید اکثریت مردم در کنار بیکاری ده میلیونی چنان مردم را تحت فشار بیسابقه ای قرار داد که علیرغم اینکه مردم میدانستند که اعتراضشان با توحش حکومت روبرو میشود ولی راهی جز اعتراض عمومی برای مردم باقی نگذاشت. حکومت تلاش عبثی کرد تا دستگیری هزاران نفره و به قتل رساندن دهها نفر از جوانان و مردم معترض صدای مردم را خاموش کند اما خودشان هم میدانند که این صدا دیگر خاموش نمیشود. خودشان دارند از فاز دوم اعتراضی که در راه است صحبت میکنند و ترس وجود همه آنها را فراگرفته است. میدانند اینبار ابعاد اعتراض حتی وسیعتر خواهد بود. این وضع به طور واقعی دیگر نه برای ما مردم قابل تحمل است ونه برای حاکمیت قابل تحمیل.

 در شرایطی که حتی زنده ماندن نیز برای اکثریت جمعیت دشوار شده است، اتحاد و همبستگی مردم تنها راه چاره و نجات است. حکومت با صدا و سیمای منفورش قصد دارد حرکت اعتراَضی به حق مردم را به دولتهای غربی نسبت بدهد، اما افکار عمومی به خوبی میداند مردم از وضع موجود، از دولتمردان و دروغ پردازی های هرروزه شان، از وعده وعیدهای تکراری و توخالی شان، و از اینکه چرا باید ثروت این مملکت صرف گروههای اسلامی در لبنان و یمن و سوریه و عراق و جنگ افروزی های منطقه ای حاکمان بشود، در حالیکه مردم از ساده ترین نیازهای زندگی باز مانده اند، در حالیکه صدها هزار کودک زندگی شان تباه شده، در حالیکه کارگر این مملکت مجبور است کلیه اش را برای ادامه زندگی اش به حراج بگذارد، در حالیکه میلیون ها دانشجوی این مملکت در دانشگاه باید بیگاری بکشند و بعد از دانشگاه بیکاری و در حالیکه میلیون ها کارگر شاغل و بازنشسته حتی حقوقشان ماهها پرداخت نمیشود، به ستوه آمده اند .

 اما کارگر کجای این ماجرا قرار دارد ؟

این روزها طبقه کارگر باید مهر خودش را به این جنبش بزند و پرچم خودش را به پرچم عمومی تبدیل کند چرا که خواست های کارگران امروز خواست های همه مردم است. باید همه مردم مثل تنی واحد متحد و یکپارچه شوند تا آنچه میخواهند را به کرسی بنشانند و پلکان قدرت طبقات دیگر نشوند و بلایی که در سال 57 به سرشان آمد دوباره تکرار نشود. باید ریشه نابرابری ها و تبعضات و ظلم و ستم را از بین برد و این کار طبقه ما، طبقه کارگر است. ما دهها میلیون نفریم. ما چرخ های تولید را در دست داریم، مدارس را در دست داریم، میلیون ها دانشجو از ما هستند، صدها هزار پرستار و صدها هزار کارمند زحمتکش از ما هستند، میلیون ها جوان بیکار از ما هستند، خدمات را ما برای جامعه تامین میکنیم و این قدرت را داریم که آنچه میخواهیم را بدست آوریم. زندگی انسانی حق ما و فرزندان ما، حق سالمندان و بازنشتسگان و حق همه مردم است. طب و تحصیل رایگان حق همه ما است. مسکن مناسب حق ما است. آزادی حق ما است. حرمت و منزلت حق ما است، رفاه حق ما است، برابری حق ما است. ما دیگر قبول نمیکنیم که اقلیتی از قبل کار ما صاحب همه چیز باشند و ما در فقر و محرومیت غوطه ور باشیم. دیگر تحمل نمیکنیم که کار کنیم اما حاصل کار ما به ثروت یک اقلیت تبدیل شود.

دیگر بس است. جامعه بیدار شده و به حرکت درآمده است. مردم درد مشترکی دارند و هیچ نیرویی جلو این موج انسانها را نمیتواند سد کند. ما پیروز خواهیم شد و این زندگی را عوض خواهیم کرد. این تصمیم و اراده ما میلیون ها زن و مرد است. چه کسی میخواهد جلو این موج انسانها را بگیرد؟ چه کسی میتواند اراده دهها میلیونی ما را در هم بشکند؟ اینبار نوبت ما است. ما کوتاه نمیاییم. بارها سر بلند کردیم و عقب مان راندند اما درد ما و خواست ها سر جایش باقی است. ما حق زندگی انسانی داریم. یکبار به دنیا میاییم و میخواهیم مثل انسان زندگی کنیم. یکبار به دنیا میاییم و آزادی میخواهیم. یکبار بدنیا میاییم و میخواهیم خوشبخت زندگی کنیم. مبارزه ما زنان و مردان در خیابان و کارخانه، در دانشگاه و در بیمارستان، علیه هرنوع تبعیض و تحمیل، چنان حق طلبانه است که حتی بخشی از طبقه ما را که برای سرکوب ما اجیر کرده اند، مردد و ناتوان کرده است. آنها هم از سرکوب و تبعیض و محرومیت و از دیدن اینهمه نابرابری و تحقیر و کنترل و فساد جانشان به لبشان رسیده است. آنها هم دیگر حاضر نیستند سینه خواهران و برادران کارگر خود را نشانه روند. ما آنها را هم میتوانیم به خودمان بازگردانیم و خود را قوی تر سازیم. اینبار قوی تر از همیشه سر بلند میکنیم.

بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک

 

افزودن نظر جدید