"دست سپاە از اقتصاد کوتاە!" باید شعار کارگران باشد

آمار دقیقی از میزان حضور سپاە پاسداران در اقتصاد ایران در دست نیست، اما طبق برآوردهای مختلف این حضور از نزدیک بە نیم شروع می شود تا در اختیار داشتن بیشترین درصد. طبق گزارشی در دویچە ولە فارسی "مطابق آماری که رئیس جمهور هم به آن استناد کرده در اجرای ابلاغیه خامنه‌ای ۸۷ درصد از شرکت‌ها، بنگاه‌ها و اموال دولتی به بخش خصوصی واقعی واگذار نشده و در اختیار تشکیلات شبه‌دولتی و نهادهای حاکمیتی گذاشته شده است". دست اندازی سپاە بە اقتصاد ایران، کشور را وارد یک شرایط غیرعادی کردە و روزبروز آن را با مشکلات عدیدەتری روبرو می کند.

آنچە در رسانەهای توجیە کنندە این حضور مطرح می شود این است کە در غیاب یک بخش خصوصی کارا کە بتواند در شرایط ویژە کشور، بە اقتصاد سروسامان دادە و بە اصطلاح خودشان توطئەهای دشمنان را خنثی کند، حضور بخش سپاە بە عنوان نیروی مومن و متعهد بە انقلاب ضروری است. در صورتیکە همین افراد فراموش می کنند کە اتفاقا حضور سپاە کە از دورە احمدی نژاد شدت گرفت و بە هشتاد و یک درصد رشد پیدا کرد (طبق آمارها این حضور در دوران رفسنجانی بالاتر از ٦ درصد بودە و در دوران اصلاحات بالاتر از چهار درصد)، خود مانع اصلی از رقابتی شدن سالم در حوزە اقتصاد در کشور است، و فراتر از این، این حضور اساسا یک تجویز ایدەئولوژیک و سیاسی است از طرف بیت رهبری و هستە اصلی قدرت در جهت راندن بخش مدنی از اقتصاد و جلوگیری از نزدیک شدن اقتصاد ایران بە جهان. حضور سپاە کە تحت عنوان خودکفائی بە جلو بردە می شود، در واقع تلاش برای قبضە کردن کل اقتصاد در دست نیروهای ایدەئولوژیک، و از این طرق ایجاد آن چنان ساختار اقتصادی است کە امکان تسلط رژیم را بر کشور، طولانی و بە بیانی ابدی کند.

در آستانە اول ماە مە روز جهانی کارگر، هر سالە جنبش کارگری در ایران بیشتر با طرح خواستەهای صنفی و سندیکالیستی بە پیشواز این روز مهم می رود. شعارهای کە بیشتر غم نان دارند و کمتر با ساختار سیاسی کشور، بخوان اقتصاد سیاسی، گرە می خورند. و درست در تمامی این سالها بر خلاف تلاش قابل تحسین و بی وقفە کارگران، نە تنها وضعیت طبقە کارگر و زحمتکشان در ایران بهتر نشدە است، بلکە روزبروز بدتر هم شدە است. در واقع جنبش صنفی و سندیکالیستی طبقە کارگر نتوانستە ساختار قدرت را بە عقب نشینی های استراتژیک و مهم در راستای تحقق خواستەهای خود، اگرچە صنفی و سندیکالیستی، وادار کند.

یکی از دلایل این عدم موفقیت می تواند همین امنیتی ـ نظامی کردن بخش مهمی از اقتصاد ایران باشد. واضح است در جائیکە نظامیان حضور دارند، فضا بشدت امنیتی می شود و امکان تاثیرگذاری نیروهای مدنی (کارگران) بر آنان بشدت محدود. و درست در تمامی این سالها، بعلت وجود همین فضای امنیتی در محیط های کار این چنینی، طبقە کارگر از کمترین شکل تعرضی علیە آن، نسبت بە بخشهای دیگر اقتصاد بهرەمند بودە است. سپاە پاسداران با ایجاد دولت موازی، از کارائی جنبش کارگری در ایران کاستە و از تاثیرات آن بر فضای سیاسی کشور ممانعت های جدی بوجود آوردەاست.

درست در چنین شرایطی، موضوح طرح شعارها و مطالباتی کە ساختار و مناسبات قدرت با اقتصاد را مد نظر دارد، باید بە سطح مطالبات کارگری فرابروید. از جملە شعارهائی از قبیل 'دست سپاە از اقتصاد کوتاە!' باید بە خواستەهای روز جنبش کارگری تبدیل شود. کارگران از این طریق می توانند بە عقب نشینی نهادهائی از اقتصاد ایران یاری رسانند کە نسبت بە بخشهای دیگر اقتصاد، یعنی بخش دولتی و خصوصی، بیشترین خصومتها و حساسیت ها را نسبت بە جنبش کارگری در ایران دارند.

نوک تیز جنبش کارگری باید بر شراکت سپاە در اقتصاد متمرکز شود.

افزودن نظر جدید