در دفاع از سوسياليسم(۵)
جنبش فدائى همچنان "براى سوسياليسم" مبارزه خواهد نمود
جمعى از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران- اكثريت(داخل كشور)
گرامى باد ياد و خاطره حماسهآفرينان سياهكل، پيشگامان جنبش فدائى و پويندگان راه سوسياليسم
سى و ششمين سالگرد تولد جنبش فدائى را به تمامى فدائيان و دوستداران جنبش فدائى شادباش مىگوئيم، و براى رفقايى كه همزمان با اين روز فرخنده در راه برگزارى پربار كنگره دهم سازمان فدائيان خلق ايران- اكثريت تلاش نمودهاند. و همچنين به نمايندگان كنگره در راستاى اعتلاى سازمان براى دستيابى به آرمانهاى انسانىاش، آرزوى موفقيت مىنمائيم.
رفقا!
سى و شش سال از حماسه فدائيان خلق در جنگلهاى سياهكل گذشت. جنبش فدائى در تاريكترين روزهاى ميهنمان و در اوج سركوب و اختناق، در ايام سرمستىهاى سلطنت پهلوى و در آستانه تمدن بزرگ پا به عرصه وجود گذاشت، و در كمتر از هشت سال توانست به جنبشى تودهاى و ميليونى تبديل گردد. بعد از انقلاب سال ١٣۵۷ فدائى نامى آشنا و قابل احترام براى دوست و دشمن شد. فدائى الگويى براى ديگران در عرصه مبارزه و مقاومت گرديد، و با خلق "فرهنگ فدائى“، نام و كلام فدائى در جاى جاى ميهنمان طنين انداخت. دهها چريك جوان، به محض آزاد شدن از زندان و دل كندن از خانههاى تيمى، ناباورانه در رأس جنبشى فراگير قرارگرفتند. كه تا چند ماه قبل حتا تصور آن هم به ذهنشان خطور نمىكرد. فدائيان در اين پيكار صادقانه تمام توان مبارزاتى و تئوريك خود را بهكار گرفته، و براى آزادى و بهروزى خلق خويش از آبرو و اعتبار خويش هزينه نمودند.
رويدادهاى سال ۵۷ و رشد انفجارى فدائيان نشان داد، حركت فدائيان در فضاى آرمانگراى دهه پنجاه، انتخابى اشتباه نبوده است. گرچه تحليلهاى علمى امروزين ما حاكى از عدم امكان پيروزى شيوۀ چريكى است. ولى دستآوردهاى جنبش فدائى گوياتر از هر تحليل علمى، گواهى بر حقانيت آن جنبش است. هر چند ادامه مشى چريكى بعد از انقلاب مىتوانست تكرارى تراژديك باشد. ولى نقد جنبش چريكى دهه پنجاه بدون در نظر گرفتن و تأثير دادن شرايط آن روز جهان، واقعيتهاى ايران پس از كودتا، حاكميت مطلق سركوب و خفقان، ياْس حاكم بر جامعه روشنفكرى و مهمتر از همه فضاى آرمانخواهانه آن سالها، ما را به بيراهه خواهد كشاند.
آرمانهاى انسانى مبتنى بر نفى استثمار، عدالت اجتماعى، دفاع از كارگران و زحمتكشان، مبارزه با نظام سرمايهدارى و امپرياليسم، دفاع از دمكراسى و نبرد عليه ديكتاتورى و استبداد، دفاع از استقلال سياسى و حاكميت ملى، احترام به حقوق اقليتهاى ملى و مذهبى و مبارزه در راه سوسياليسم، به همراه صداقت انقلابى از صفات بارز جنبش فدائى بود. اين جنبش ضمن حفظ استقلال خود از احزاب برادر و داشتن نقد و انتقاد به جنبش كمونيستى حاكم، خود را كمونيستى پويا و بالنده و معتقد به ماركسيسم - لنينيسم مىدانست. و در دفاع از انترناسيوناليسم پرولترى كوچكترين ترديدى به خود راه نمىداد.
جنبش فدائى عليرغم لغزشها و بيراهه رفتنها، همواره در دفاع از منافع زحمتكشان و آرمانهاى والاى انسانى گام برداشته است. هر چند لغزشها و خطاهاى صورت گرفته از چريكهاى جوان و فاقد تجربه سياسى دور از انتظارنبود. ولى سياست ما در حمايت از جمهورى اسلامى به هر دليل و توجيهى كه بوده باشد، بزرگترين خطاى فدائيان خلق به شمار مىرود. دور گشتن ما از آرمانهاى نخستين سازمان و از بين بردن خط و مرز جنبش ماركسيستى - لنينيستى فدائيان با سوسيالدمكراسى، دومين خطاى بزرگ جنبش فدائى است. براى زدودن اين كجروىها از سازمان، ما بر اين باوريم كه با تكيه بر "فرهنگ فدائى“ و"صداقت كمونيستى فدائيان"، مىتوانيم با نقد علمى گذشته سازمان در فضائى رفيقانه، و به دور از بغض و كينههاى شخصى بر اين اشتباهات چيره گرديم. با نقد صادقانه اين جريان فكرى و سياسى در تمامى عرصهها، نقشى شفاف در مبارزات دمكراتيك و سوسياليستى كشورمان ايفاء خواهيم نمود. عليرغم نياز مبرم به واكاوى و بررسى علمى و جامع گذشته و حال سازمان، برخوردهاى انجام گرفته هرچند لازم ولى ناكافى بودهاند و متأسفانه بيشتر احساسى بودهاند تا علمى، حتا رگههاى كينهورزى را هم مىتوان تشخيص داد.
اينك كه همزمان با سى و ششمين سالگرد تولد جنبش فدائى، دهمين كنگره سازمان فدائيان خلق ايران- اكثريت در شرف برگزارى است، اين تقارن را به فال نيك گرفته رفقاى حاضر در كنگره دهم را دعوت مىكنيم، در رنسانس كمونيستى سازمان نقشى تاريخى ايفاء نمايند. ما در نبرد براى دمكراسى و سوسياليسم، صميمانه دست يكايك شما را مىفشاريم.
ما براى تحكيم پايههاى همبستگى و بالا بردن سطح رزمندگى سازمان و ارتقاء نقش آن در حيات سياسى جامعه و مبارزات دمكراتيك و طبقاتى، در پى تشكيل "فراكسيون كمونيستى“ سازمان هستيم، اين فراكسيون اساساْ فراكسيونى نظرى و در عين حال علنى است. كه هدف آن انسجام تئوريك رفقاى كمونيست و شفافيت بخشيدن به آراى موجود در سازمان و تلاش براى ترسيم نقاط عطفى در منتها عليه چپ و راست سازمان است. ما اعتقادى به منطبق ساختن اين دو نقطه نداريم، و از طرفى هم بر اين باوريم كه اين دو نقطه نبايستى در چنان فاصله بعيدى از هم قرار گيرند، كه نسبت به يكديگر بيگانه شوند. بر چنين اساسى است كه پيوندى محكم بر پايه اشتراكات و شناخت اختلافات شكل خواهد گرفت، و در عين حال از پاسيو شدن و دچار روزمرهگى گشتن سازمان جلوگيرى نموده و تأثيرگذارى آن را در مبارزات سياسى افزايش خواهد داد.
ما همچنين معترض شوراى مركزى سازمان در برگزارى زودتر از موقع كنگره دهم هستيم. و هنوز نتوانستهايم، ضرورت اين عجله هفت ماهه را درك كنيم. تسريع در برگزارى كنگره بدون اطلاع قبلى موجب عدم مشاركت نظرى خيلى از دوستان ازجمله خود ما، در اكثر بحثهاى كنگره گرديد. ما در پى ارائه اسناد ديگرى در مورد اساسنامه، مسائل ديدگاهى، برنامهاى و بهخصوص مسئله ملى بوديم. ولى متأسفانه با خلف وعده رهبرى سازمان، اين حداقل هم از ما دريغ گرديد. اميدواريم كنگره دهم با اتخاذ تمهيداتى از تكرار اين موضوع در آينده جلوگيرى نمايد.
با تبريك مجدد سى و ششمين سالگرد تأسيس سازمان، موفقيت كنگره دهم را در راه مبارزه براى دمكراسى و سوسياليسم آرزو منديم.
١۷/١١/١٣٨۵