اين راه را تهران هم مى تواند برود!
پيرامون آزمايش هسته اى کره شمالى
يادداشت نشريه الکترونيکی اخبار روز
جلوگيرى از تحقق برنامه هاى هسته اى حکومتى که خواست ملت خود را ناديده مى گيرد و براى تامين امنيت خود و يا صدور ايدئولوژى خود به جهان، به سوى مسلح شدن به سلاح هسته اى در حرکت است، اگر غيرممکن نباشد، بسيار دشوار است. بقاى جمهورى اسلامى، همواره خطر تبديل آن به يک قدرت اتمى را با خود به همراه خواهد داشت. براى از بين بردن اين خطر، نه سازش با حکومت مستبد و «پذيرفتن» آن، که تلاش براى حل ريشه اى و راديکال منشاء خطر، يعنى پايان دادن به چنين حکومتى تنها راه ممکن و مفيد است
آزمايش هسته اى کره شمالى در روز دوشنبه ۹ اکتبر، هر چند جهان را شگفت زده و تا حدودى خشمگين و بيش از آن نگران ساخته است، اما در عين حال يک بار ديگر نشان داد که هيچ وسيله ى قابل اتکايى در دنياى کنونى ما براى جلوگيرى از گسترش تسليحات اتمى و خارج شدن بيشتر اين تسليحات از کنترل وجود ندارد. کشورهاى غربى در چند سال گذشته، تلاش زيادى کردند که مانع تجهيز کره شمالى به سلاح هاى اتمى شوند، آن ها همه راه ها از تحريم و تهديد تا تطميع را پيمودند و نتيجه اى نگرفتند. روز گذشته نهمين قدرت هسته اى جهان در شرايطى متولد شد که پيش از آن، همواره از نيت صلح آميز فعاليت هاى هسته اى خود سخن مى گفت.
آزمايش هسته اى کره شمالى، در عين اين که جهان و به ويژه مردم صلح دوست آن را در نگرانى و هراس فرو برده، اما در دل مشتى از صاحبان قدرت، که تصور مى کنند با دست يابى به قدرت تخريبى اتم مى توانند بر بقاى حکومت هاى خود بيفزايند، شور و اميدى تازه اى به وجود آورده است. بعد از دست يابى پيونگ يانگ به سلاح اتمى، اکنون تهران مى تواند با اطمينان خاطر بيشترى به روياهاى اتمى خود بيانديشد و باور کند که «طرابلس» تنها مدل قابل تقليد نبوده و نيست. و چه کسى مى داند که حکومت جمهورى اسلامى ايران تنها کانديد و مشتاق پيوستن به قدرت هاى اتمى جهان باشد و اين فهرست همچنان طويل تر نشود.
منطق جهان کنونى مى گويد راهى را که پيونگ يانگ پيمود، تهران هم مى تواند بپيمايد. فشارهايى که آمريکا و اروپا به نام «جامعه ى جهانی» بر حکومت اسلامى ايران وارد کرده اند، نتوانسته است مانع پيشروى مستقيم و مداوم آن به سوى دست يابى به فناورى هسته اى شود و امروز بعد از تجربه پيونگ يانگ، لحظه اى نبايد در اين موضوع ترديد کرد که هر حکومتى که بى توجه به منافع مردم خود به سوى فناورى هسته اى مى رود، توليد سلاح هاى اتمى را در چشم انداز خود قرار داده است.
حتى اگر اراده ى «جامعه ى جهانی» بر تحريم و تنبيه سخت جمهورى اسلامى هم قرار گيرد، دشوار مى توان تصور کرد چنين تحريم و تنبيهى کارساز شود. زيرا همواره در همان جامعه ى جهانى قدرت ها و محافلى هستند که به خاطر منافع سياسى و يا اقتصادى خود «اراده ى جهانی» را ناديده گرفته و شرايط و وسائل زيرپا گذاشتن آن را فراهم آوردند و فضاهايى را ايجاد مى کنند که قارچ هاى اتمى از درون آن ها سر بر کشد.
جلوگيرى از تحقق برنامه هاى هسته اى حکومتى که خواست ملت خود را ناديده مى گيرد و براى تامين امنيت خود و يا صدور ايدئولوژى خود به جهان، به سوى مسلح شدن به سلاح هسته اى در حرکت است، اگر غيرممکن نباشد، بسيار دشوار است. بقاى جمهورى اسلامى، همواره خطر تبديل آن به يک قدرت اتمى را با خود به همراه خواهد داشت. براى از بين بردن اين خطر، نه سازش با حکومت مستبد و «پذيرفتن» آن، که تلاش براى حل ريشه اى و راديکال منشاء خطر، يعنى پايان دادن به چنين حکومتى تنها راه ممکن و مفيد است.
تهاجم نظامى، آن گونه که برخى محافل در آمريکا در صدد اجراى آن هستند، مورد پشتيبانى نيروهاى دموکراتيک در جامعه ى ايران قرار نخواهد گرفت. زيرا مردم ايران و نيروهاى سياسى آزادى خواه آن ها، مدت هاست به اين حقيقت واقف شده اند که مشکل کنونى جامعه ى ما در درجه ى اول وجود استبداد دينى و محروميت ملت و کشور از آزادى است و مهم ترين و مقدم ترين وظيفه و رسالتى که در برابر ملت ايران قرار دارد، تعويض اين استبداد با يک حکومت دموکراتيک است. چنين جابجايى خطر «ايران هسته اي» را نيز در کنار مسائل بسيارى ديگرى، بلاموضوع خواهد ساخت. جنگ در ايران به تعويض استبداد با يک حکومت دموکراتيک منجر نخواهد شد.
تغييرمحور فشار به حکومت اسلامى از «برنامه ى هسته اي»، به حقوق بشر و دموکراسى، موضوعى است که نيروهاى دموکراتيک ايران همواره آن را مطرح کرده و خواهان توجه به آن از سوى همه ى کشورها و محافل جهانى شده اند. تمرکز فشار جهانى بر تهران با هدف اعتراض به نقض حقوق بشر و پايمال ساختن آزادى هاى دموکراتيک، اقدامى است که به طور مستقيم جنبش دموکراسى خواهى در جامعه ى ما را تجهيز و تقويت مى کند. براى يک لحظه نيز نبايد فراموش کرد که همين جنبش است که رسالت و وظيفه ى بزرگ برقرارى دموکراسى در ايران و ارسال پيام صلح دوستى و برادرى به جاى جنگ و تروريسم و گسترش نفرت از تهران به سراسر جهان را بر عهده دارد و جهان چنان چه حقيقتا نگران تهديد هسته اى از سوى جمهورى اسلامى است، بايد هر آن چه در توان دارد، براى حمايت از اين جنبش و تقويت آن به کار ببرد.