سرکوب راه‌ حل نيست!
ش_ سيامک

تعويق در حل مسئله‌ مليت‌ها، ميتواند در ادامه‌ روند خود به‌ تعميق مواضع نيروهاى افراطى هم در داخل حاکميت (تقويت گرايش‌هاى شوينيستى) و هم در داخل آن دسته‌ از نيروهاى قومى بيانجامد که‌ سوداى ديگرى در سر دارند. امرى که‌ به‌ نفع مليت‌هاى ايران که‌ از يک پيشينه‌ مشترک تاريخى برخوردارند، نيست

تعويق در حل مسئله‌ مليت‌ها، ميتواند در ادامه‌ روند خود به‌ تعميق مواضع نيروهاى افراطى هم در داخل حاکميت (تقويت گرايش‌هاى شوينيستى) و هم در داخل آن دسته‌ از نيروهاى قومى بيانجامد که‌ سوداى ديگرى در سر دارند. امرى که‌ به‌ نفع مليت‌هاى ايران که‌ از يک پيشينه‌ مشترک تاريخى برخوردارند، نيست

چاپ کاريکاتورى در روزنامه‌ دولتى "ايران"، که‌ در آن به‌ ترک‌زبانهاى هموطنمان توهين شده‌ بود، موجى از اعتراضات مردمى را درشهرهاى مختلف کشورمان، با خود به‌ همراه‌ آورد. گستردگى، عمق و شدت اين رويدادها، عملا و مشخصا بار ديگر جدى بودن مسئله‌ ملى و قوميت‌ها را در ايران بارزتر و آشکارتر کرد، و ضرورت برخوردى جدى، عميق و عادلانه‌ با آن را در دستور روز قرار داد.
همچنانکه‌ ميدانيم رژيم از يک طرف به‌ سرکوب مردم ناراضى دست زد، و از طرف ديگر به‌ توقيف موقت اين روزنامه‌ و دستگيرى طراح کاريکاتور مذکور و مسئول درج آن در نشريه مبادرت ورزيد. يعنى بار ديگر کارها و برخوردهاى مستبدانه‌، خودسرانه‌ و غير قانونى خود را ادامه‌ داد. با سرکوب مردم، و دستگيرى دو کارمند عادى که در درج کاريکاتور مذکور نقش داشته‌اند، بدون آن‌که هيچ مجوز قانونى طبق معيارهاى مورد پذيرش جامعه‌ جهانى، وجود داشته باشد، جمهورى اسلامى بار ديگر نشان داد که‌ نه‌ تنها هيچ طرح مشخصى براى حل معضل حقوق مليت‌ها در ايران ندارد، بلکه‌ حتى به‌ اجراى بندهاى قانون اساسى خويش در اين مورد هم پايبند نيست. رژيم، طبق معمول شمشير از رو بسته‌ را بار ديگر از نيام برکشيد، و هر آنچه‌ را که‌ در توان داشت براى ارعاب مردم و جامعه‌ به‌ کار بست.

در مورد چاپ اين کاريکاتور، حدس و گمان‌هاى بسيارى وجود دارند. از جمله‌ اينکه‌ اين عمل ناشى از انگيزه‌ فردى عاملان آن بوده باشد، و يا اينکه‌ اين کار به‌ نوعى با کسانى ارتباط داشته‌ باشد که‌ در مورد حقوق مليت‌هاى ايران داراى ديدگاه‌هاى غير واقع‌بينانه‌ وتندروانه‌ هستند، و با انجام اين عمل خواسته‌اند که‌ جو عمومى را ملتهب کرده‌، به‌ قول معروف از آب گل آلود ماهى گرفته‌ باشند. و نيز احتمال اينکه‌،‌ در حاکميت جريانهائى پشت سر اين مسئله‌ هستند، که‌ در پى آنند تا با فضا سازى، ماشين سرکوب خود را شديدتر به‌ راه‌ انداخته‌، و در شرايط کنونى مملکت، پيشاپيش تعرض خود را در مقابل اعتراضات احتمالى کرده‌ باشند.

اما فارغ از همه‌ اين حدس و گمان‌ها، يک امر مسلم وجود دارد، و آن حقوق مليت‌هاى ساکن ميهنمان است که‌ احقاق آن عامدانه‌ مسکوت گذارده‌ ميشود. واقعيت اين است که‌ به‌ جز سرکوب و تحقير، نه‌ در دولت پهلوى و نه‌ در جمهورى اسلامى هيچگاه راه‌ حل مشخصى براى حل اين مسئله‌ وجود نداشته‌ و ندارد. بنابراين در چنين جوى هر نوع اقدامى از اين دست ميتواند به‌ شدت جو را ملتهب کند و مردم خشمگين را به‌ خيابانها بکشاند.

کاملا مشخص است که‌ تعويق در حل مسئله‌ مليت‌ها، ميتواند در ادامه‌ روند خود به‌ تعميق مواضع نيروهاى افراطى هم در داخل حاکميت (تقويت گرايش‌هاى شوينيستى) و هم در داخل آن دسته‌ از نيروهاى قومى بيانجامد که‌ سوداى ديگرى در سر دارند. امرى که‌ به‌ نفع مليت‌هاى ايران که‌ از يک پيشينه‌ مشترک تاريخى برخوردارند، نيست، وميتواند آينده‌ ميهنمان را با دشواريهاى بسيار عديده‌اى روبرو کند. بى گمان امکان حل اين معضل به‌ شيوه‌اى منطقى وجود دارد، شيوه‌اى که‌ در آن هم حقوق مليت‌هاا تامين شود و هم همزيستى مسالمت آميز و تاريخى آنها در يک روند داوطلبانه حفظ گردد.

۷ خرداد ۱۳۸۵