حکايت مذاکرات مخفى ايران و آمريکا!
ش- سیامک
اين مذاکرات تنها نشستهائى تدارکاتى و موقت نيستند، بلکه مذاکراتى اصلى هستند که از بحث حول بدهبستانهاى منطقهاى شروع ميشود و به مسائل بزرگتر و پيچيدهتر میرسند. رژيم که در مورد مذاکرات افغانستان خود را فريبخورده، تحقير شده و پسرانده میبيند، در اين دور میکوشد که باختهاى خود را جبران کند
حکايت مذاکرات ايران و آمريکا در شرايط پر التهاب کنونى که در آن تهديدات طرفين بر عليه همديگر ادامه دارد، و پرونده هستهاى جمهورى اسلامى ايران در شوراى امنيت به مراحل خطرناکى وارد شده است، حکايتى پيچيده، مبهم و ظاهرا دشوار براى درک و تحليلى واقع بينانه است. البته اين امر پيش از هر چيز ناشى از غير علنى بودن اين مذاکرات است، چرا که هر دو طرف به سهم خود حاضر نيستند جزئيات آنرا براى افکار عمومى و رسانهها فاش سازند. در واقع مذاکرات تقريبا مستمر و پنهان آنها کماکان پا به پاى مشاجرات و تناقضات آشکار اين دو دولت کينهتوز ادامه دارد و بر روندهاى جاری تأثيرات خود را به جا میگذارد.
تا آنجا که به طرف آمريکا مربوط میشود، دولت اين کشور راجع به مذاکرات تقريبا مداومى که بهويژه از مقطع جنگ افغانستان و سرنگونى طالبان شروع شده و ادامه داشته است، چيزى ابراز نميکند و کاملا سکوت پيشه کرده است. تنها چيزى که در اين اواخر از طرف اين دولت نشان داده شد، پيشنهاد دولت وقت امريکا از طريق زلماى خليلزاد به دولت ايران براى مذاکره پيرامون مسائل و وضعيت کشورعراق بود. اما از آن مقطع به بعد طرف جمهورى اسلامى به انحاء مختلف و درمناسبتها و زمانهاى گوناگون اشاراتى به اين امر داشتهاست که از جمله آنها ميتوان به مقاله بلند حسن روحانى اشاره کرد که در جريان آن به مذاکرات آمريکا و دولت متبوعش درجريان جنگ افغانستان اشاره نمود، و همچنين بايد به سخنان رفسنجانى مراجعه کرد که از مذاکرات ايران و آمريکا در خود آمريکا در روزنامه اعتماد سخن به ميان آورد. البته به دنبال اينها نيزسخن از سلسله مصاحبهها و گفتارهائى است که در يکى دو هفته اخير در رسانههای عمومى مطرح شدند. که در اينجا به يک سرى از آنها مراجعه مِیکنيم.
حسن روحانى گفت: "ما قبلا هم با آمريکائيها مذاکره داشتيم. چند ماه پس از اشغال عراق بين ما و آمريکائيها با حضور سازمان ملل مذاکراتى شروع شد، در آن مقطع اين مذاکرات زياد مفيد نبودند و بيشتر بحثى بود تا به تفاهمى برسيم. ايسنا تاريخ ٢٨.٠۴.٢٠٠۶
راديو فرانسه در تاريخ ٣٠.٠۴.٢٠٠۶ در برنامه دوم خود چنين گزارش داد که جلال طالبانى رئيس جمهور عراق گفته که ايران و آمريکا در دکان (شهرى کوچک و سياحتى در کردستان عراق) با هم مذاکره کردهاند. اما در همان حال اين راديو در ادامه گزارش خود گفت که ايران و آمريکا در اين مورد چيزى نگفتهاند. که البته بعدا کامران قرهداغى سخنگوى رئيس جمهورى عراق اين مذاکرات را تکذيب کرد!
و سرانجام اينکه آصفى هم گفت که تا حالا راجع به هيچ موضوعى با آمريکا مذاکره نشده است. ايسنا ٣٠.٠۴.٢٠٠۶
بهراستى علت اين همه تناقضگوئى و سکوت چيست؟ در اين مورد که آمريکا و ايران به نوعى مشغول مذاکرات هستند هيچ شکى نيست، اما اين مذاکرات چه خصوصياتى را داراست؟ بنا بر اقرارهاى نيمهگفتهشده و وضعيت موجود ميتوان نکات زير را برشمرد:
١- با توجه به سابقه چندين ساله، اين مذاکرات تنها نشستهائى تدارکاتى و موقت نيستند، بلکه مذاکراتى اصلى هستند که از بحث حول بدهبستانهاى منطقهاى شروع ميشود و به مسائل بزرگتر و پيچيدهتر میرسند.
٢- اما اين مذاکرات نه تنها نتوانستهاند در موارد کلان به نتايجى برسند، بلکه در مسائل رده پايينتربه عنوان نمونه وضع افغانستان نيزهمچنانکه از اقرار خود سران رژيم پيداست نه تنها نتايج و دستاوردهائى براى جمهورى اسلامى نداشته است، بلکه رژيم در اين مورد خود را فريبخورده، تحقير شده و پسرانده میبيند.
٣- بنابراين جمهورى اسلامى خشمگين از اين وضعيت با توجه به توان و نفوذ خود در عراق به فشارهاى بيشترى بر آمريکا روى آورده است تا از اين طريق باختهاى خود را در مورد افغانستان جبران کند.
۴- و بالاخره اينکه هم اکنون اين مذاکرات در مورد عراق نيز نتايجى براى جمهورى اسلامى در بر ندارد، و به همين علت است که وزارت خارجه از بدون نتيجه بودن آن سخن ميگويد.
سرانجام در پايان ميتوان نتيجه گيرى کرد که مذاکرات غيرعلنى، مخفى و تقريبا مداومى که جمهورى اسلامى با آمريکا داشته و اخيرا نيز تشديد شده است، ميتواند با همين وضعيت ادامه يابد و سرانجام آن چيزى که ميتواند به آن تحولى اساسى بخشد، اولا علنى کردن آن است که ظاهرا قول آن داده شده است، و دوم تغييرى است که شايد در استراتژى اين دو کشور نسبت به همديگر در آينده پيش آيد.
۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۵