ارزيابى ساختار سياسى جمهورى اسلامی
در پالتاک اتحاد جمهورى خواهان ايران
با حسن شريعتمدارى، مهرداد مشايخى و فرخ نگهدار


گزارش از گروه پالتاک اتحاد جمهوريخواهان ايران

شنبه چهارم مارس ٢٠٠۶ جلسه بحث و سخنرانى در اتاق اينترنتى اتحاد جمهوريخواهان ايران به ارزيابى ساختار سياسى جمهورى اسلامى ايران اختصاص يافت. در اين نشست که بيش از صدو بيست نفر از کشورهاى مختلف حضور داشنتد، آقايان حسن شريعتمدارى، فرخ نگهدار و مهرداد مشايخى پس از ارائه نظرات خود در باره موضوع، به پرسش و پاسخ و گفت و شنود با حاضران نشستند.
نادر زرکارى که در کنار پروين عابدى، مديريت اتاق بحث را به عهده داشت پس از ايراد مقدمه کوتاهى بلندگو را به آقاى حسن شريعتمدارى سپرد.
حسن شريعتمدارى در آغاز گفتار خود گفت، آنچه در ايران جريان دارد، نتيجه به ثمر نشستن يکى از گرايشهاى فکرى است که در اسلام به روايت ايرانى شرکت داشته و در انقلاب ١٣۵۷ نيز موثر بوده است. وى گفت که اين ترکيبى است از بنيادگرائى علوى و گرايشى صوفيانه.
به عقيده سخنران اسلام در "ظهور مجدد خود" گرايش قوى به بازگشت به روزهاى آغازين خود داشت که وى آن را بنيادگرايى سلفى ناميده و آن را گرايشى مشترک ميان شيعيان و سنى ها دانست.
حسن شريعتمدارى عنوان کرد که به عقيده او در ميان سنى ها ، وهابى ها راديکالترين مدافعان بنيادگرايى سلفى هستند. او سيد جمال الدين اسد آبادى و نواب صفوى را در ايران نمايندگان اين تفکر شمرد و گفت که اين گروه از بنيادگرايان ميخواهد از تمام دستآوردهاى تکنيکى دنياى مدرن استفاده کند اما به لحاظ فکرى و اجتماعى ميخواهد جامعه را به صدر اسلام بازگرداند. به نظر سخنران گروه مذکور بنيادگرايان، مدرنيته را به دو قسمت ، تکنيک مدرن و تفکر اجتماعى مدرن تفکيک ميکند. اولى را حفظ و با دومى مبارزه ميکند.
آقاى شريعتمدارى سپس به بيان نظر خود در باره انواع بنيادگرايى پرداخت. او گروهى را که منتظر ظهور نجات دهنده اى به نام مهدى هستند، گروه فاتاليست و دسته ديگر را گروه ولائى و علوى ناميد. او در ادامه گفت گروه دوم که در دنيايى غير واقعى زندگى ميکند دست دردست گروه اول و با اتکا به نيروهاى نظامى و امنيتى توانسته با پايه اجتماعى نسبتا وسيعى در قدرت شرکت کند.
حسن شريعتمدارى از اين مقدمه نتيجه گرفت که نميتوان با نيروى برشمرده تنها در عرصه سياست مقابله کرده و انتظار پيروزى داشت. او تاکيد کرد که مقابله بايد در تمام ابعاد از جمله فرهنگى و اجتماعى صورت بگيرد.
او در ادامه گفت بنيادگرايان با استفاده از دستاوردهاى تکنيکى غرب ميخواهند به ايجاد يک آلترناتيو همه جانبه فکرى در مقابل آن برسند.
شريعتمدارى در ادامه افزود، با توجه به خودبزرگ بينى و غرب ستيزى ريشه دار در خاورميانه و به ويژه در ايران، پايگاه اجتماعى بنيادگرايان به مراتب بزرگتر از پا يگاه ايدئولوژيک آنان است.
سخنران سپس نتيجه گرفت که
1- نيروهاى معتدل اجتماعى با بسنده کردن به مبارزه سياسى شانسى براى بر هم زدن تعادل نظام تحت سلطه بنيادگرايان ندارند.
2- نيروهاى معتدل مجبور هستند براى بر هم زدن تعادل مذکور در حاکميت، يک تعادل اجتماعى آلتوناتيو را که هم جهانبينى بنييادگرايانه سلفى و هم جهانبينى سرمايه دارى هار را نفى ميکند به وجود بياورند.
شريعتمدارى با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه يادآور شد که حتى به زير کشيده شدن بنيادگرايان از حاکميت به معناى خلع آنها از قدرت اجتماعى شان نخواهد بود. او از اين نکته نتيجه گرفت که نيروهاى معتدل لازم است با کار فرهنگى، اجتماعى و سياسى پايگاه اجتماعى متقابل را به وجود آورده و گسترش دهند.

در اينجا آقاى مهرداد مشايخى پشت ميکروفون قرار گرفت و آقاى حسن شريعتمدارى ادامه صحبت هاى خود را به دور دوم موکول کرد.
مشايخى با اشاره به نياز نيروهاى سياسى به يک تحليل ساختارى، ابراز داشت که بخشى از بنيانهاى ساختارى نظام جمهورى اسلامى در دوره اول رياست جمهورى محمد خاتمى متزلزل شد اما با آمدن محمود احمدى نژاد، نظام به تحکيم همان ساختارهاى متزلزل شده پرداخت.
مشايخى در ادامه گفت که به عقيده او نظام اسلامى ايران در هماهنگى با ديگر حکومتهاى ديکتاتورى در جهان قرار ندارد و از اين زاويه يک نظام استثنائى است. مهمترين استدلال وى براى توضيح نظريه مذکور اين بود که ديگر نظامهاى ديکتاتورى در زندگى خضوضى مردم به شدتى که جمهورى اسلامى مداخله ميکند، دخالت نميکنند. استدلال ديگر آقاى مشايخى براى استثنايى بودن حاکميت موجود ايران اين بود که بر خلاف نظام هاى ديکتاتورى ديگر که امکان رقابت را کاملا حذف ميکنند، جمهورى اسلامى به نيروهاى مشخصى که آنها را "خودى“ مينامد، امکان رقابت ميدهد. مشايخى مدعى شد که در عرصه فرهنگى حتى بخشى از نيروهاى غيرخودى نيز گاه امکان عرض اندام يافته اند.
سخنران در ادامه "سلطانيستى“ ويا "پادگانى“ دانستن ساختار جمهورى اسلامى را نادرست شمرده و ورود مؤلفه هاى ساختار "پادگانى“ به حاکميت را تنها پس از به قدرت رسيدن احمدى نژاد حائز اهميت شمرد. او همچنين افزود که ورود اين اين مؤلفه ها به ساختار قدرت هنوز به معناى تسلط آنها در ساختار نظام حاکم نيست.
مشايخى در ادامه گفت: "من فکر ميکنم اين رژيم در وهله اول بيان نظام ولايت فقيه روحانيت شيعه است. يعنى در راس بلوک قدرت روحانيت شيعه قرار داشته ودارد. درون اين بلوک نيروهاى ديگر اجتماعى که مهمترين آنها بازار و نيروهاى نظامى سپاه هستند نيز قرار دارند. خرده بورژوازى سنتى و فقراى شهرى از پايگاه هاى اجتماعى ساختار برشمرده هستند."
او افزود: "وجه ديگر اينکه، اين نظام بر ساختارى ايدئولوژيک متکى است. از اين ديدگاه نيز در دوره بعد از احمدى نژاد شاهد افزايش اين نقش هستيم."
مهرداد مشايخى برخورد با دگر انديشان به عنوان يکى از مشخصه هاى نظام و همچنين مواضع احمدى نژاد در عرصه جهانى را شاهد مدعاى خود شمرد.
او در ادامه افزود که به نظر وى تبعيض وجه مشخصه اين نظام است در حالى که ستم و استثمار مشخصه هاى آن نيستند گرچه در آن وجود دارند.
مشايخى در توضيح گفت که نيروهاى اجتماعى به نسبت دور بودن از جهان بينى گروه حاکم مورد ظلم و ستم بيشترى قرار ميگيرند. وى برخورد با زنان در جمهورى اسلامى را نمونه اى از برجسته بودن عامل تبعيض در جمهورى اسلامى شمرد.
سخنران سياستهاى جهانى نظام را بحران آفرين ناميد و اين بحران آفرينى را در دو وجه توضيح داد. او گفت که حکومتگران بر ايران به دليل نگرش بنيادگرايانه خود به ساختار سياسى – اقتصادى جهان، ناخواسته بحران آفرين عمل ميکنند. مشايخى اين نحوه نگرش را شيوه "جهادى " نام نهاد که با ساز و کارهاى جهان سرمايه دارى ليبرال در ناهماهنگى قرار ميگيرد. وى همچنين بحران آفرينى عامدانه به عنوان يک شيوه سياست پردازى را جنبه ديگر بحران آفرينى اين نظام دانست.

فرخ نگهدار سخنران بعدى بود که به تشريح نظرات خود در باره ساختار ساسى نظام حاکم بر ايران پرداخت.
نگهدار گفت که بحث خود را به سه قسمت تقسيم خواهد کرد:

1- بررسى ساختار سياسى حکومت حاضر
2- بررسى روندهايى که به غلبه جناح راست بنيادگرا انجاميد.
3- راهکارها و راهبردهاى مقابله با ساختار حاضر

او گفت که به نظر وى سياست گذاران ايرانى با يک تحليل از رده خارج شده ، حکومت را مورد نقد قرار ميدهند. بنا بر عقيده نگهدار نيروهاى سياسى تحليل هاى خود در برخورد با نظام سلطانى پيش از انقلاب را به حال حاضر تعميم ميدهند و تنها ولى فقيه را در تحليل هاى خود به جاى شاه مينشانند.
او افزود واضح است که طبق قانون اساسى تمرکز قدرت در دست رهبر، مانند تمرکز قدرتى است که پيش از انقلاب در دستان شاه بود، اما بايد توجه داشت که حرکت به سوى شکل گيرى دولت مدرن به جايى رسيده است که ديگر امکان تمرکز تمام قدرت در دست يک نفر وجود ندارد. اکنون عملا قدرتى که طبق قانون به "رهبر" سپرده شده است ميان ارگانهاى مختلف تقسيم شده است.
آخرين سخنران جلسه همچنين افزود که تاثير دولت و مجلس بر زندگى روزمره جامعه واعضاى آن توسط سياستمداران به درستى شناخته نشده است و در تحليل ها، جايگاه شايسته خود را ندارد، در نتيجه اهميت تسخير دولت و يا مجلس توسط اين و يا آن نيروى سياسى مورد توجه مناسب قرار نميگيرد امرى که به سادگى به ارائه راهکارهاى نادرست ميانجامد.
نگهدار در ادامه تاکيد کرد که دو ارگان مهم دولت دولت و مجلس در ١۵ – ١۶ اخير دو بار توسط انتخابات دست به دست شده اند. دراين مسير يک بار قدرت گيرى اصلاح طلبان و بار ديگر قدرتگيرى بنيادگرايان را به دنبال داشت. او در تحليل چگونگى تسخير حکومت (دولت و مجلس) توسط بنيادگرايان ، نقش نيروئى را که "اصلاح طلبان حکومتى“ ميناميد از نيروى ديگرى که خارج از حکومت و در اپوزيسيون قرار دارد تفکيک کرده و نقش گروه اول را در قدرت گيرى بنيادگرايان برجسته تر از تاثير گروه دوم در اين امر شمرد.
فرخ نگهدار افزود که علاوه بر اين، عوامل ديگرى در امر قدرت گيرى بنيادگرايان تاثير داشته است که خارج از کنترل دو نيروى بر شمرده بوده است. او تغييرات در عرصه سسياست جهانى و برخوردهاى نيروهاى راستگرا در درون حاکميت را از جمله اين عوامل غير قابل کنترل شمرد.
او در ادامه گفت که بنيادگرايان طى هشت سال گذشته اپوزيسيون اصلى اصلاح طلبان بوده اند و عملا قتلهاى زنجيره اى و بحرانهاى مشابه را دراين مسير هدايت کرده اند. وى تاکيد کرد که به عقيده وى قدرت گيرى بنيادگرايان در تير ماه گذشته ناگزير نبود. نگهدار براى مستدل ساختن نظر خود دلائل زير را مطرح کرد. او تقسيم شدن آراى طرفداران اصلاح طلبان ميان چهار کانديدا را به عنوان دليل اول براى اثبات درستى نظر خود بيان کرد.
به نظر او دليل دوم عدم موفقيت اصلاح طلبان در انتخابات اخير، وجود بخشى بزرگى از آرا بود که به دليل تحريم و دلائل ديگر در صندوق ها وارد نشدند. او صاحبان اين آرا را به دو دسته کرد و آنها را چنين توضيح داد که يکى از اين دو گروه به دليل تبعيضات موجود در نظام جمهورى اسلامى به طور اصولى با شرکت در هر انتخاباتى مخالف است. گروه ديگر اما تحت تاثير شعار رفراندوم و شعارهاى مشابه قرار گرفته و بنا به تحليل فرخ نگهدار به گرفتن تصميم غلط در انتخابات درغلتيده است.
آقاى فرخ نگهدار در پايان سخنان خود به بحث هاى موجود در رابطه با صحت و سلامت انتخابات در ايران پرداخت. او در اين رابطه گفت که بر اساس تحليل وى ميزان تقلب در حدى نبوده است که توانسته باشد نتايج انتخابات را از اساس تغيير دهد.
پس از پايان اين بخش از سخنان آقاى فرخ نگهدار، سخنرانان با بيش از صدو پنجاه شنونده حاضر در اتاق مجازى پالتاک وارد گفت و شنود و بحث و تبادل نظر شدند.