پيش نويس اسناد ديدگاهی ارائه شده به کنگره دهم
چند تز استراتژیک ( دیدگاهی – برنامه ای )
ماشاالله سلیمی و منوچهر مقصودنیا
جهانی شدن
- جهانی شدن بيش از همه به آن روندی گفته میشود كه در طی آن تعداد بيشتری از كشورهای جهان، آن كشورهایي كه دارای شرايط اقتصادی و سياسی مناسب میباشند، به جرگه كشورهای پيشرفته میپيوندند .
- طی این روند « اقتصادهای ملی بازتر شده و بیش تر تحت تاثیر اقتصاد فراملی قرار می گیرند . »
این روند بعد از فروپاشی "سوسياليسم عملاموجود » شتاب فزايندهای يافته است و بسترهای مناسب خود را در عرصههای مختلف اقتصادی، سياسی و فرهنگی ايجاد كرده و در حال گسترش آن می باشد .
- جهانی شدن امری اجتنابناپذير بوده و در ادامه روند تكاملی جوامع بشری میباشد.
طی اين پروسه تقسيم جغرافيايی مجدد در توليد، بازار كار، مصرف و سرمايهگذاری در بعد اقتصاد جهانی صورت گرفته و گسترش خواهد يافت. در اين راستا، سرمايهگذاری در كشورهای پيرامونی و مبادلات اقتصاد جهانی افزايش خواهد یافت.
- در این راستا فرصتها و امكانات وسيعی در سطح جهان بوجود آمده است . وهر آن كشوری كه نتواند و يا نخواهد از اين امكانات گسترده استفاده نمايد از دايره تحولات قابل پيشبينی آينده جدا مانده و زيان جبران ناپذيری را متحمل خواهد شد.
- جهانی شدن در عرصه اقتصاد محدود نمانده ، به عرصه های سیاست و فرهنگ نیز گسترش یافته است . که از آن جمله می توان به افزایش شکل گیری روند استقرار دمکراسی در کشورهای جهان دوم و سوم و نیز تبادل فرهنگی میان ملل گوناگون تاکید کرد .
- گرچه جهانی شدن در کلیت خود ، با روند تکاملی جهان تطابق دارد ، اما بدون پیامد های منفی نیز نمی باشد .
- فاصله میان بسیاری از کشورهای توسعه نیافته ( جهان سوم ) بدلیل عدم دسترسی به تکنولوژی پیشرفته ، نابسامانی زیر ساختهای اقتصادی ، نبود انباشت سرمایه و حاکم بودن سیستم های استبدادی و ضد ملی در آنها ، باکشورهای پیشرفته ، از یکسو عمیق تر شده و از سوی دیگر کشورهای پیشرفته بیشترین سود را از این روند از آن خود کرده اند .
در عین حال باید تاکید کرد که طی این روند سرمایه جهانی به ویژه بخش مالی آن با ناکار شدن قوانین ملی ، آزادی عمل بیشتری یافته و یکه تاز سیاست گذاری های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی گشته است .
– ما ضمن باور به اینکه سرمایه داری پایان تاریخ نیست ، بر این نظر هستیم که مدل رشد اقتصادی کشور، نظام سرمایه داری است . ما بعنوان یک نیروی چپ و دمکرات در چهارچوب این نظام ، با تاکید بر ارزشهای سوسیالیستی و استقرار و نهادینه کردن دمکراسی ، برای تامین حقوق زحمتکشان ، توزیع عادلانه ثروت و در راه بالا بردن سطح رفاه اجتماعی مبارزه مبارزه می کنیم
- ما بر این باوریم که جامعه ، برای دستیابی به چنین اهدافی ، احتیاج به احزاب دمکرات و فراگیر چپ و راست دارد . ما به سهم خود تمامی تلاش را در راه شکل گیری حزب چپ دمکرات ، فراگیر و تاثیر گذار انجام خواهیم داد .
منطقه
ـ منطقه خاورميانه، عمدتاً از كشورهای اسلامی تشكيل شده است. در جهان اسلام با بيش از يك ميليارد جمعيتی كه در دهها كشور مختلف زندگی میكنند، به جز كشور تركيه، كشور دمكراتيكی وجود ندارد. در اكثر اين كشورها رژيمهای ارتجاعی، عقبافتاده و مستبد كه خود بستر مناسبی برای رشد و گسترش بنیادگرائی و تروريسم بينالمللی میباشد ، حاكم میباشند. نبرد اصلی در اين كشورها نبرد بين دمكراسی و استبداد و يا نبرد بين مدرنيته و سنت میباشد.
ـ خطر اصلی در منطقه (خاورميانه و آسيای ميانه) بنيادگرايی اسلامی میباشد. دسترسی اين نيروها به قدرت دولتی و سلاح هستهای (مثلاً سلاح هستهای پاكستان) میتواند منطقه و جهان را با فاجعهای جبرانناپذير روبرو سازد.
- اين نيرو به هيج منشور و قانون بينالمللی پايبند نبوده و به آنها در عمل گردن نمیگذارد. اين نيرو از بكارگيری هيج سلاح كشتارجمعی و از نابودی ميليونها انسان هراسی نداشته و ندارد.
– عدم موفقیت و گیر کردن امریکا در عراق ، افزایش نفوذ طالبان در افغانستان و پیروزی دمکرات ها در انتخابات اخیر کنگره و سنای آن کشور ، موضع بنیادگرائی اسلامی و بویژه حاکمیت جمهوری اسلامی را در منطقه تقویت کرده و افق استقرار دمکراسی و تجدد را در این مناطق بشدت تیره نموده است .
- قدرت گیری حماس در فلسطین و حزب الله در لبنان امکان استقرار صلح بین اسرائیل و فلسطین ها را در چشم انداز نزدیک از بین برده و موضع جنگ طلبانه طرفین را تقویت کرده است .
کمک های لجیستکی نظامی و مالی جمهوری اسلامی به حزب الله لبنان و نیز حماس و حمایت سوریه از این دو جریان ، از عوامل جدی تقویت این دو جریان تروریست و بنیادگرا در منطقه می باشد !
بنابراین استقرار صلح و ثبات در منطقه با همکاری جمهوری اسلامی و سوریه جز توهم چیز دیگری نیست !
برخی اصول راهنما در باره سیاست خارجی
- در سیاست خارجی اصل حفظ و دفاع از مصالح و منافع ملی است . و از این منظر دوست و یا دشمن دائمی وجود ندارد.
– هر آن سیاست خارجی ای که مصالح و منافع ملی ما تامین کند ، باید از آن استقبال کرده و آنرا تقویت نمود .
- ما مخالف جدی سیاست پیروی از این یا آن بلوک بندی بوده و اعتقاد داریم چنین سیاستی زیان های جبران ناپذیری بر منافع ملی ما در عرصه های مختلف و بویژه در امر استقرار دمکراسی وارد آورده است .
– به باور ما به کارگیری سیاست موازنه مثبت راه کار مناسب دوری از سیاست دنباله روانه و یا تقابل و دشمنی با این یا آن بلوک بندی جهانی است .
– اعتقاد به همزیستی مسالمت آمیز با کشورها و دولت های جهان و پشتیبانی از صلح جهانی ، ازجمله اصول مان در سیاست خارجی می باشد .
22.12.2006