|
|
مـصا حبه کار آنلاين با عـلی مختاری عـضـوهـیأت سیاسی ـ اجرائو مسئول روابط عـمومی سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت)
ما با سياست "همه با هم" مخالفيم!
ما با مشروطه خواهان سلطنتی و اسلامی بر سر دفاع از رفـراندوم نه ائتلافی داریم و نه چنین ائتلافی را برای هـمگانی کردن ایده رفـراندوم ضروری می دانیم. ما با هـر اقـدام و ائتلافی که به نام دفاع از هـمه پرسی انجام گیرد و بر جمهوریت و اعـتبار جمهوریخواهان در جامعه خدشه وارد کند، مخالـف هـستیم.
آیا گمان نمی کنید که در پشتیبا نی از "فـراخوان ملی برگزاری رفـراندوم " عـجله
کاری و شتا ب زدگی صورت گرفت؟
شتا ب زدگی؟ نـه. البته انتشار بیا نیـه درخواست رفـراندوم توسط نیروهای سیاسی-
دانشجویی داخل کشور یک رویکرد تازه است و بنا به اهـمیت و تأثیر آن ما ضروری دیدیم
هـرچه سریعـتر اظهار نظرکنیم. پیامد انتشار فـراخوان هم نشانگر این اهـمیت است. اما
ایده رفـراندوم به عـنوان راه برد گـذار مسالمت آمیز از نظام استبدادی فـعلی به
استقـرار دمکراسی در ایران پدیده خلـق الساعـه ای نیست که واکنش ما در مقـابل آن
ناشی از شتابزدگی و عـاری از رایزنی های ضرور و سنجش جوانب مختلـف آن باشد.
رفـراندوم به مثابه یک راه برد که در مخـتصا ت کشور ما نظام سیا سی حاکم هـدف آن
است به مرور زمان و در بطن مبارزه جاری جنبش دمکراسی عـلیه استبداد و به عـنوان
بدیل مشی اصـلاح طلبانه شکل گرفـته وما در یک سال گذشته به سهـم خود پیوسته بر
ضـرورت هـمگا نی کردن ایده رفـراندوم به مـثابه مناسب ترین شکـل و دمکراتیک ترین
راه انتقال از جمهـوری اسلا می به جمهوری دمکراتیک و سکولار تأکید کـرده ایم. این
خواست در دو سا ل گـذشته در هـر حـرکـت اعـتراضی که دانشجویان و جوانان در داخـل
کشور به راه اند اخـته اند، طرح شده و" رفـراندوم سا ختـارشکن" و تعـیین حـکومت با
رای آزادانه مردم ترجیع بند شعـارهای تظاهـر کـنندگان بود ه و احـزاب و سا زمانـهای
اپوزيسیـون، عـمـدتآً نیروهای چـپ و دمکراتیک از ایـن تظاهـرات و مطا لبه دانشجو
یان پشتیبا نی کرده اند.
در هـمان ماهـهای بعـد ازتشکیل مجلس هـفـتم و افـول اصـلاحات، زما نی که اصلاح
طلبان هـمه راه را با توهـم پراکنی بر روی جنبش دمکراسی بسته می نمودند و تسلیم
طلبانه تبلـیغ می کردند، جـز تداوم مشـی شکست خورده اصلاح حکومت، راه چا ره ای نیست
و" اگر موضـع اصلاحی را کنار بگـذاریم دیگر چـه باقـی می ماند؟ یا انفـعا ل و انزوا
و یا شورش و انقـلاب"، چا لشی سنگین اما خاموشی زیر پوسته رویداها عـلیه رفـراندوم
جریان داشت و اصـلاح طـلبان تلاش می کردند نگـذارند اید ه رفـراندوم پژواک هـمگانی
در گستره ایران بیا بد. با نظر بر این چا لش بود که ما در هـمان زمان در بیانیه
"تزهایی پیرامون رویداهای سیاسی کشور" از تقـویت ایده بالنده رفـراندوم خـبر دادیم
و اکـنون نو نهـال راهگشای جنبش جوانه زده و با لندگی و اعـتلای آتی آن در گرو
برخورد ماست.
یعـنی ایرادها و ابزار مخالفـت ها عـلیه فـراخوان ملی برگزاری رفـراندوم، آن هـم
از طرف بخـشی از اپوزيسیون، موجب ترديد نشده است؟
نمی توان به ایرادهایی که طرح شده اند بی توجه بود و يا با پا سخ سردستی از آن
گذشت. ایرادی که متوجه متن بیانيه، عـملی کردن رفـراندوم، مرزبندی با این و آن نیرو
باشد، سازنده و بهـتر از سکـوتی است که بخـشی از نیروهای داخل اخـتیار کرده اند. با
ابزار مخـا لفـت سا زنده می توان به جنـب و جوش درون جـنبش و گـسترش فـضا ی گـفـتگو
دامن زد. مـخا لفـت با رفـراندوم را می توان با پشـتیبانی از تلاشی که برای شکستن
انسداد و فـضا ی اخـتناق انجام می شود، همراه کرد. اما سکوت را مردم به چـه چیزی
تعـبیر کنند! سکوت در فـضایی که حکومت می خواهـد بر جنبش دمکراسی تحـمیل کـند، خوره
اعـتما د است.
مخـا لـفـت و دشمنی حکومـت و اصـلاح طـلبان حکومتی با رفـراندوم جای گـفـتگو ندارد.
رفـراندوم نظام سیا سی را هـدف گرفـته است و اصلاح طـلبان با نفـس گـذار از نطام
مـخالفـت دارند. از هـما ن زمانی که ایده رفـراندوم وارد صـحنه چا لش با مشی اصلاح
طلبان شد، آنان زمانی تفـسیر دمکراتیک از قـانون اساسی و زمانی دیگر مسئولیت پذیر
کردن ولایت فـقـیه را طرح کرده تا از نفـوذ و گسترش خواست رفـراندوم در جامعـه کم
کنند و اکنون با صراحـت به دشمـنی با مدافـعـان رفـراندوم برخاسته اند. اگرحجاریان
تئوریزه کـننده مشروطه خواهـی اسلامی با رفـراندوم مـخالفـت نمی کرد، جای تردید
داشت. سـحرخیز، حجاریان، خا تمی از رادیکالیسم نهـفـته درخواست رفـراندوم هـراس
دارند و بهـتر از هـر کسی می دانند که این خواست، حکومت را از هـردو جنبه حقـیقی و
حـقـوقی آن هـدف قـرار داده است.
اما آنچه مربوط به واکنش برخی از نیروهای اپوزسیون می شود: این نیروها از جوانب
متفـاوت، با تأکید بر باور و پایبندی به اصل هـمه پرسی به نقـد بیانیه فـراخوان ملی
برگزاری رفـراندوم پرداخـته اند و سرانجام به اجـتناب از خواست رفـراندوم رسیده
اند. ما هـم با آنـها آنچه که عـمدتاً در نواقـص و فـراتر از آن درتنا قـض متن
بیانیه نوشته اند هـم نظریم. ما هـم براین نظرهـستیم اگر نیروهای باورمند به
جـمهـوری دمکـراتیک وسکولار چـنین بیانیه ای می نوشتند تأکید بر مؤلفـه های نظام
جمـهوری، جـدایی دین از حکومت، انتخـا بی بودن هـمه نهادهای قـدرت و مخـالفـت صـریح
با نظا م موروثی و مشروطه لا ئیک و مشروطه اسلامی، و تو زیع عـادلانه قـدرت سیاسی
با توجه به کثـیرالمله بودن ایران و شکـل حکومـت آینده را نادیده نمی گرفـتند. اما
پرسیدنی است که چـرا به دلـیل کمبود این و آن مطالبه در متن بیانيه ای که آن را
متعـلـق به مـتحد برنامه ای خود نمی دا نیم درعـمل به اجتناب از پشتیبانی خواست
رفـراندوم که حکومت را هـدف گـرفـته است، برسیم آن هـم وقـتی که می توانیم با صـدور
اطلاعـیه ای مستقـل به دفاع از رفـراندوم و برنامه جمهـوری خواهان دمکراتیک و
سکولار در تمام اجزای آن بپردازیم. برای ما متن بیا نیه که در آن صراحـتا بر اصلاح
ناپذیری حکومت، نفـی قـانون اساسی آن، دعـوت مجـلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی
نطام جا یگزین تأکيد شده زمینه ای است برای طرح خواست رفـراندوم که عـنوان این بیا
نیه را گرفـته است. بنابراين مسئله مرکزی در بيانيه، فراخوان برای همگانی کردن
خواست رفراندوم است. بی دلیل هـم نبود که عـلیرغـم اطلاع قـبلی از تحرکات مقـدماتی
از انتشار بیا نیه، زمانی اعلامیه سازمان صـادر شد که نیروهای سیاسی دانشـجویی داخل
کشور با انتشار اطلاعـیه دوم تأکید کردند هـدفـشان از این فـراخوان تبدیل رفـراندوم
به گـفـتمان ملـی است و نه ایجاد کمـیته اقـدام به آن گونه ای که شا هـد بودیم. ما
هـم در اطلاعـیه سازمان با اشاره به بیانیه دوم نوشتـیم نکته مرکزی در این اقـدام
طرح گفـتمان تغـییر حکومت با رأی آزادنه مردم در صـحنه سیاسی ایران است.
اما ایرادها و انتقـادها فـقـط مربوط به متن بیانیه نیست، برخی منتقـدان انتخـاب
رفـراندوم را به عـنوان یک مشی می دانند و نسبت به نفـوذ این شعـار در میان مردم
مثل شما خوشبین نیستند.
ببینیـد، مسئـله خوشبینی و یا بدبینی نیست. در سیاست، آن هـم زمانی که رژیم سرگرم
سرکوب و ایجاد فـضای یأس و نا امیدی در جامعه است، اندکی خوشبينی نه تنهـا بد نیست،
بلـکه امید آفـرین، زائیده حرکت و دعـوت به پیشروی است. موضوع این است که برای
پایان دادن به استبداد واستقـرار دمکراسی در ایران اپوزيسیون به طورعام و نیروهای
جمهمـوری خواه به طور خاص باید دو گام مقـدماتی اما اساسی بردارند.
الـف: توافـق روی برنامه و سیاست حـداقـلی که مبنای اتحـاد عـمل باشد.
ب: انتـخاب و توافـق روی راه گذار از استبداد به دمـکراسی.
تاکنون در جنبش به این پرسش پاسخهـای متفـاوتی داده شده است که من در اینجا روی پا
سخی که به مسئله راه گـذار داده شده است، مکـث می کـنم بدون آن که بخواهـم نسبت به
اولویت هـدف برراه وصـول آن تردید ایجاد کـنم. یک راه حـل، راه بردی است که اصلاح
طـلبان حکومتی و با درجاتی تفـاوت مجـموعـه نیروهای اصلاح طـلب درون و بیرون از
حکومت پیش پای مردم گـذاشته اند. این مشی نظـر به اصلاح حکومت دارد. پی گـیرترین
مدافـعان آن در درون و حاشـیه حکومت، نظـر به مشروط کردن قـدرت فـقـیه دارند و در
بیرون از حکومت مـدعی اند که از طریـق اصلاح نطام، تا جدایی دین از حکومت و رسیدن
به جمهـوریت پیش خواهـند رفـت. راهی که شکست آن تجربه شده و حکم تاریخی باطل شده بر
آن خورده است. سرنوشت مقـدر چنین تلاش هایی با هـر میزان نیروئی که برای دفاع از آن
بسیج شود به دلیل خـصلت ماندگار در چهار چوب نطام، از هـم اکنون روشن است. راه برد
دوم که بخشی از نیروها، قـبل از دوم خرداد 76، طی چند سال گـذشته و هـم اکنون دنبال
می کنند سرنگونی قـهـرآمیز حکومت از طریق شورشهای خیابانی سازمان یافـته و یا خود
جوش است و هـر نیروی مدافع این مشی در حال تدارک هـژمونی عـملی و نظری خود بر این
روند می باشد. حاميان راه برد سرنگونی حکومت و رسیدن به قـدرت را به هـر بهانه ای
دنبال می کنند. مدافعان این مشی از درگیری داخلی، نزاع قـومی و مذهـبی گرفـته تا
حمله نطامی خارجی آشکار و پنهان بنا به شرایط روانی جامعه دفاع می کنند. راه برد
چهارم گذار از حکومت فعلی به دمکراسی با تکیه بر بسیج نیروهـا زیر شعار هـمه پرسی
است. نیروهای دمکرات و جمهوریخواه بیش از هـر نیروئی در تحقـق انتقال قـدرت از طریق
هـمه پرسی ذینفع هـستند و ما به دلیل خصلت دمکراتیک، مسالمت آمیز بودن و اتکای آن
بر رأی مردم از این مشی دفاع می کنیم و در جهت جلب پشتیبانی اپوزيسـیون از راه برد
رفـراندوم تلاش می کـنیم بدون آن که خود را صاحب انحصار حقـیقـت بدانیم و از اشتیاق
مان به گفـتگو در باره سایر اشکال دمکراتیک گذار از استبداد به دمکراسی کم شود. و
یا بخواهـیم نسبت به جباریت حکومت در برابر جنبش آزادیخواهانه مردم توهـم ایجاد
کنیم و يا آمادگی واکنش در شرايط دشوارتر را ناديده بگيريم.
اتفاقاً برخی از نیروها از همین زاویه که اشاره کردید به ایده رفـراندوم انتقاد
دارند. یعنی غـیر ممکن بودن رفـراندوم دمکراتیک در چهار چوب نظام کنونی و بلاموضوع
بودن آن در شرایط انقلابی.
ما نسبت به استبداد و آزادی ستیزی حکومت کوچکترین تردیدی نداریم و بر این نظر
نيستیم که خواست رفراندوم سهل الوصول است و جمهوری اسلامی با دیدن چند دهـزار امضا
به خواست رفـراندوم ساختار شکن تن خواهـد داد. اساساً رفـراندوم بازی در میدان
حکومت نیست، چالش مسالمت آمیز با حکومت است. قـدرت رفـراندوم به عـنوان راه بردی
برای گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی بستگی به میزان نفـوذ این ایده در میان
مردم، حضور آنان در صحنه چالش و پی گیری احزاب، سازمان، جمعیتها و نهادها در دفاع
از این مطالبه دارد. وضعیت تازه ای که باید با تبدیل رفـراندوم به گفـتمان ملی و
مطالبه عـمومی با تلاش هـمگانی ایجاد شود.
این که گفـته می شود حکومت به رفـراندوم تن در نمی دهـد و در شرایط انقلابی
رفـراندوم بلاموضوع است، نادیده گرفـتن وجوه مختلـف رفـراندوم است. فـقـط برای نفی
حکومت نیست که بگوییم، مردم در انتخـابات مختلـف، "نه" گفـته اند و نیاز به
رفـراندوم نیست. هـدف هـمه پرسی نه تنها نفـی، بلکه رسیدن به حکومت جایگزین به شیوه
دمکراتیک، مسالمت آمیز و بر اسای رأی مردم هـم هـست. و از قـضا نیروهای رادیکال
جامعه که دغـدغـه حکومت آینده را دارند و نمی خواهـند نوع حکومت جایگزین را به دست
حوادث روزهای " انقـلابی " بسپارند، باید از هـم اکنون به فـکر پروسه سازمان یافـته
و تغـییر دمکراتیک نظام باشند. رفـراندوم از چنین دنیامیسمی برخوردار است و تنزل آن
به جمع آوری امضا برای نفی حکومت، گمراه کردن کانون اصلی درگیری جاری بر سر
رفـراندوم است.
برخی از احزاب و سازمان ها و فـعالین سیاسی با این دلیل که طرح بیانیه رفـراندوم
به شکل کنونی مرز بندی با سلطنت طلبان و جمهوریخواهان را به هـم ریخته و به "هـمه
با هـم" و قـرار گرفـتن در کنار سلطنت طلبان منجر شده است از پشتیبانی آن خودداری
کرده اند. نظر شما در اين زمينه چيست؟
ما هـم با سیاست "هـمه با هـم" مخالفـیم "هـمه با هـم" تجربه تلخی بود که در سال 57
به آن تن دادیم و گفـتیم "شاه برود و آنچه که باید بیاید بعـداً صحبت می کنیم".
هـشدار برخی از نیروهای مترقـی نسبت به تکرار چنین تجربه ای نه تنها درست، بلکه
هـوشیارانه و دلسوزانه است. اما با چنین هـشدار "هـوشیارانه" دعـوت به ترک میدان
چالش و سپردن ایده دمکراتیک هـمه پرسی به سلطنت طلبان، نه راه چاره است و نه راه
مصونیت جنبش از خطر انحراف. انحراف آنجاست که بخواهـیم یک سیاست دمکراتیک را که چـپ
و نیروهائی مترقـی تاکنون مدافـع آن بوده است به نیروی سیاسی رقـیب بسپاریم.
واقـعیت این است که در شرایط کـنونی، جـنبش ما نه از"هـمه با هـم" بودن بلکه از
تشـتت نظری، برنامه ای، سازمانی و جغرافـیایی رنج می برد. احزاب، سازمان ها و
نهادهای سیاسی جمهوریخواه چپ، دمکرات و ملی فاقـد برنامه اتحاد عـمل پایدار و
ارتباط پیوسته با نیروی اجتماعی جامعه و نقـشه عـملی هـستند. در چنين وضعيتی برجسته
کردن خطر "هـمه با هـم" بودن نه تنها در رفع این کمبود کمکی نمی کند بلکه باعـث
انزوای بیشتر، کم تحرکی، منزه طلبی و کلی گویی میگردد.
پروژه رفـراندوم بسیار مهـم تر ازکنکاش در مورد ائتلاف و عـدم ائتلاف این و آن فـرد
یا مشروطه خواهان است. اگر جمهوریخواهان یک پارچه وارد میدان شوند و به فـکر اعـمال
هـژمونی اندیشه جمهوریخواهان در حرکت رفـراندوم باشند و در صحنه عـمل نشان دهـند که
مدافعان رفـراندوم، جمهوریخواهان هـستند، آن گاه امضای مشترک چـند فعال سیاسی "چـپ"
را با شـماری مشروطه خـواه، به کـل به جـریانی که به دفاع از رفـرانـدوم برخاسته
اسـت عـمومـیـت نمی دهـند. این خطاست که بحـث روی راه برد رفـراندوم به سطحی تنزل
یابد که هـر فعال سیاسی و حزب و یا سازمان به فـکر برائت خود باشد تا گفـتگو برای
گشودن گره کور جنبش.
ما از استقـرار نظام جمهوری دمکراتیک و سکولار در ایران دفاع می کنیم و من فکر نمی
کنم که با انتشار اعلاميه سازمان در پشتيانی از رفـراندوم، در میان مردم نسبت به
جمهوریخواهی ما تردید ایجاد شده و مرز ما با سلطنت طلبان در هـم ریخته است. سیاست
سازمان ما در قـبال سلطنت طلبان روشن است. ما از گفـتگوی عـلنی با مشروطه خواهان نه
تنها پرهـیز نمی کنیم بلکه انجام گفـتگو با هـمه نیروهای سیاسی را از الزامات باور
به پلورالیسم و رقـابت سیاسی سالم و سازنده می دانیم. اما هـر گفـتگویی الزاماً
پذیرش ائتلاف و هـمکاری نیست. ما با مشروطه خواهان سلطنتی و اسلامی بر سر دفاع از
رفـراندوم نه ائتلافی داریم و نه چنین ائتلافی را برای هـمگانی کردن ایده رفـراندوم
ضروری می دانیم. ما با هـر اقـدام و ائتلافی که به نام دفاع از هـمه پرسی انجام
گیرد و بر جمهوریت و اعـتبار جمهوریخواهان در جامعه خدشه وارد کند، مخالـف هـستیم.
نه در اطلاعـیه سازمان که در پشتیبانی از تبدیل رفـراندوم به گفـتـمان ملی صادر شده
می توان عـبارتی قابل تعـبیر به ائتلاف و نزدیکی با مشروطه خواهان کشف کرد و نه از
قـرار گرفـتن اطلاعـیه ما در کنار اطلاعـیه فلان جریان مشروطه خواه می توان چنین
نزدیکی را نتیجه گرفـت. بر عـکس، در هـمین اطلاعـیه صراحتاً تأکید شده ما مخالف هـر
نوع حکومـت و مقـام انتصابی تحـت عـنوان ولایـت، سلطنت و مکـتب در کـشورمان هـستیم.
بنابر ایـن می شود از رفـراندوم دفاع کرد بدون آن که مرزها و صفـوف در هـم بریزد
و"هـمه با هـم" از نوع سال 57 باشد.
تأثیر رفـراندوم بر روند اتحادها یی که سازمان دنبال می کند چـه خواهـد بود؟
واقـعیت این است که فـراخوان رفـراندوم در هـمین فاصله کوتاه آرایش بخشی از نیروهای
جنبش بر هـم زده و به شکل گیری جریانی منجر شده که روند تکوین آن پايان نيافته است.
ارزیابی از این جریان و واکنش در مقـابل آن به وقـت خود باید انجام گیرد اما سیاستی
که کنگره فـوق العاده ما در ارتباط با اتحادها تصویب کرده است، به قـوت خود باقی
است. ما از استقـرار جمهوری دمکراتیک و سکولار در ایران دفاع می کنیم و ایجاد اتحاد
و سیع جمهوریخواهان چپ، دمکراتیک، ملی-مذهبی، دین باوران لائیک را برای رسیدن به
این هـدف ضروری می دانیم. از نظر ما رفـراندوم نقـشه راهی است که از طریق آن می
توانیم به هـدف مورد نظر برسیم. این راه برد نه تنها مغایرتی با هـدف اتحاد وسیع
جمهوریخواهان دمکراتیک و سکولار ندارد بلکه تکمیل کننده تلاش هایی است که در جهـت
اتحاد جمهوریخواهان انجام می گیرد. همان طور که پیشتر اشاره کردم، ما جمهوریخواهان
هـراندازه هـم بر سر حداقـل هایی برنامه ای تفاهـم نشان دهـیم و به توافـق برسیم،
سرانجام باید نقـشه ای برای رسیدن به هـدف طراحی کنیم. ضرورت انتخاب راه گذار را
ميتوان به تاخير انداخت اما نميتوان ناديده گرفت. بنابر این برای ما که برای اتحاد
وسیع جمهوریخواهان دمکراتیک و سکولار تلاش می کنیم، راه گذار با تأمین اتحادهای
برنامه ای و سیاسی هـمراه است و اختلاف نظر و تفاهـم برداشت بر سر"نقـشه راه" با
نیروهایی که متحدین ما هـستند و در جایگزینی جمهـوری دمکراتیک به جای جمهوری اسلامی
هـدف یکسانی دارند، موضوع گفـتگو و محصول توافـق است و نه عامل جدایی و راه اندازی
اتحادهای تازه.
بیش از یک ماه از انتشار بیانیه و جمع آوری امضای حمایت از رفـراندوم سپری شده
است، آیا زمان ارزیابی از استقـبال مردم از این ببانیه فـرا رسیده است؟
هـمانطور که گفـتم از نظرما رفـراندوم راه گذار از جمـهوری اسلامی به نظام دمکراتیک
با رأی آزادانه مردم است. این راه باید با بسیج یک جنبش توده ای توانمند و از طریق
تبدیل رفـراندوم به یک مطالبه عـمومی طی شود. تبدیل شعار هـمه پرسی به مطالبه
عـمومی میلیونها شهـروند ایرانی نیازمند مبارزه مستمر و ایجاد ارتباط ملموس تر بین
این خواست با مطالبات صنفی روزمره مردم است. برخلاف برداشتهای سطحی، رفراندوم نه
تنها مغايرتی با مطالبات صنفی و دمکراتيک ندارد بلکه ما بر اين نظر هستيم که بدون
شرکت در تظاهـرات کارگران، معـلمان، پرستاران، دانشجویان، زنان و دفاع از آزادی
احزاب، مطبوعات، زندانیان سیاسی، سازماندهی نافرمانی مدنی نمی توان رفـراندوم را به
گفـتمان ملی تبدیل کرد. در مبارزه زنده و پویای روزمـره مردم است که خواست
رفـراندوم به عـنوان شعار محوری جنبش جاری خود را پیدامی کند. رسیدن به چنین
وضعـیتی و بازتاب آن نمی تواند به فـضای تنگ و سمبلیک یک سایت و جمع آوری امضا در
آن محدود باشد. میلیونها ایرانی که در انتخابات به حکومت رأی "نه" داده اند، نیروی
هـمه پرسی هـستند، آنان از فـرصتی که داشتند با عـدم حضور در پای صندق رأی و با
ریختن رأی مخالف به حکومت "نه" گفـته اند، اکنون زمان آن فـرا رسیده که ابتدا به
سراع این جمعـیت میلیونی برویم و در ادارات، کارخانجات، محله و مدرسه، روستاها،
دانشگاهها و واحدهای تولیدی به آنان بگوییم، چگونه می توانیم با دفاع از رفـراندوم،
نظام سیاسی کشور را با رأی آزادانه تعـیین کنیم. آن گاه به سنجش استقـبال مردم
بپردازیم.
این درست است که میلیونها نفـر از مردم کشور به دلیل سانسور و سرکوب از بحث
رفـراندوم هـنوز باخبر نیستند، اما احزاب و سازمانها که از آن باخبر هـستند و ما از
مواضع آنها اطلاع داریم؟
این نگرانی واقعی است که در صورت عـدم حمایت احزاب و سازمانهای جمهـوریخواه ایده
رفـراندوم سرنوشت تراژیکی پیدا خواهـد کرد. اما من بر این نظر هـستم که با گذشت
زمان و تمرکز بحـث روی اصل رفـراندوم به عـنوان نقـشه راه گذار، تغيير وضع خواهـد
کرد. جمهوریخواهان و نیروهای دمکرات سرانجام یک گره کور را بايد با هـم باز کنند و
آن نقـشه راه است. با گـذشت زمان و نزدیکی در برنامه وسیاست، این نیروها برای
یافـتن پاسخ به راه برد گذار و برنامه عـمل تحقـق هـدفی که روی آن توافـق کرده اند،
با داده های واقعی تر روبرو می شوند و به ناگزیر در برابر انتخابات راه بردهای مطرح
قـرار می گیرند. رفـراندوم یکی از این راه هاست. البته یگانه راه نیست اما تا زمانی
که به بدیلی فـرا گیرتر از آن در میان نباشد، بازیگران صحنه سیاسی کشور، به ویژه
احزاب و سازمانهایی که می خواهـند حضور مؤثر در معادلات داشته باشند با آن مواجه
خواهـند بود و در برابر این پرسش قـرار خواهـند گرفـت که وقـتی پیوسته در اسناد و
اعلامیه های خود می نویسند: "خواست و تلاش ما این است که رژیم جمهوری اسلامی به
روشی مسالمت آمیز و با مراجعه به آرای مردم تغـییر یابد"، چـه برداشتی از این گزاره
دارند، چگونه می خواهـند به آن عـینیت بخشند، یقـیناً برای تعلیق به محال که این
حرف را نمی زنند. و از اینجا گفـتگو تازه آغاز می شود.
از حضور شما در این مصاحبه متشکرم.
من هـم متشکرم.
|
|
|