انديشه سياسی

رضا جاسکی

از این رو نمی‌توان طبقه متوسط را به طور ذاتی دموکراسی‌طلب یا محافظه‌کار تلقی نمود، زیرا بسته به تغییر شرایط، ممکن است جهت‌گیری خود در طرفداری از، یا مخالفت با، حکومت استبدادی را عوض کند و یا اینکه بر تعلل و دودلی خود فایق آمده و در لحظات حساس جبهه خود را انتخاب نماید. چهارم اینکه طرفداران نظریه مشروط دلایل خود را معمولاً نه بر پایه تاریخ توسعه دموکراسی در غرب، بلکه نحوه گسترش دموکراسی در کشورهای در حال رشد قرار می‌دهند.

فرخ نعمت پور

ظاهرا برای جلوگیری از وقوع انقلاب تنها یک راە باقی می ماند و آن هم رفرم تدریجی است. اینکە بتوان بشیوە مدیریت شدە، گام بە گام چنان تغییراتی را ایجاد کرد کە بتوان بە اهداف رسید بدون انقلاب. بدون اینکە امر تغییرات تدریجی را کم اهمیت جلوە بدهیم، اما تجربە نشان دادە است کە تحول در دیکتاتوری بدون انقلاب ناممکن است.

محمدرضا نیکفر

تحولات پیش رو به احتمال بسیار طبق الگوی کلاسیک انقلاب پیش نخواهد گرفت. ما پا در روند یک “دگرگشت” پیچیده و طولانی گذاشته‌ایم. دگرگشت به نقطه تعیین‌کننده‌اش می‌رسد آنجایی که به رژیم تحمیل شود که مشروعیت‌اش را به رأی بگذارد. برای تحمیل چنین چیزی به رژیم ابتدا باید یک نبرد سنگر به سنگر را پیش برد. تنها اتکا به نبرد خیابانی، خطرناک است. باید همه سنگرهای مدنی را تصرف کرد. ...

رضا جاسکی

نفی واقعیت‌ها، مثلاً ملاقات‌های خمینی با روشنفکران در قبل از انقلاب، اگرچه بعد از مرگ وی می‌تواند بر مشروعیت او بیافزاید اما نفی این جنبه از شخصیت وی فقط درست مانند یک بومرنگ بسوی ما باز خواهد گشت. تنها وظیفه ما قرار دادن خمینی در یک زمینه تاریخی با توضیح قول‌ها و گفتارهایی که به آن‌ها خیانت کرد (و یا اینکه فقط از سر مکر و حیله بر زبان اورد)،و جنایت‌هایی که مرتکب شد، می‌باشد. هرچه باشد امروز اکثر افراد، پدر ژوزف، عالی‌جناب خاکستری‌پوش را نه به خاطر نوشته‌های عرفانی‌اش بلکه اعمال سیاسی‌اش در جنگ سی‌ساله، به عنوان یک رهبر مذهبی که همراه با عالی‌جناب سرخپوش از هیچ مکر و حیله‌ای در راه اهداف «متعالی» خود کوتاهی نمی‌کردند، بیاد می‌اورند.

فریبرز رئیس دانا

شعار اصلی مردم به گمان من- که در پذیرفتن یا رد کردن آن مخیرند، اما این حق مرا برای از سینه بیرون کشیدن درد فرو خفته از بین نمی برد- برقراری دموکراتیسم واقعی و اطمینان بخش، مبارزه ریشه ای با فساد و بی عدالتی، خواست و تضمین آزادی، آزادی همه ی زندانیان سیاسی، مبارزه با گرانی، تغییر سریع و روشن مسیر اقتصاد از آنچه هر دو جناح طالب آنند و مبارزه ریشه ای با فقر است.

مت بلومینک

اختراع اینترنت همان اثرات دوگانه‌ای را به دنبال آورده است که سقراط به ابداع «نوشتار» در دوران باستان نسبت می‌داد. از جمله ره‌آوردهای مهم اینترنت امکان ذخیره‌سازی نامحدود اطلاعات و خاطرات انسانی است، اما حافظه‌ی اینترنتی اکنون جای حافظه‌ی خود ما را گرفته است. چگونه می‌توان از اثرات مثبت اینترنت بهره برد، و با اثرات منفی آن بر حافظه‌ی انسانی مقابله کرد؟

من از پيوند دموكراتيك ميان همه مخالفان گفته‌ام. جدال در شرايط دموكراتيك جدا از هرگونه قهر و خونريزی انجام می‌گيرد. ما در شرايط دموكراتيك انسان‌های برابری هستيم كه با برابرهای خود متمدنانه و آشتی‌جويانه جدال می‌كنيم. درحاليكه در شرايط غير دموكراتيك پيروزها پس از هر جنگ و جدال كشتگان را می‌شمارند، دموكرات‌ها پس از هر جدال و مبارزه، رأی‌ها را برمی‌شمارند تا نتيجه بگيرند.

والنتین کاتاسانوف مدیر مرکز مطالعات اقتصادی شاراپوف روسیه
ترجمه از:
ا. م. شیری

بانک‌های مرکزی را نهاد ناشر پول هم می‌نامند. برخی اوقات گفته می‌شود، که بانک‌های مرکزی بالاترین نهاد اعتباری، یک سازمان نظارت بانکی و تنظیم کننده معظم مالی نیز هستند. با این حال، شما در هیچ سندی نمی‌خوانید، که این ستادهای کل رباخواران (امروزه آنها خود را بانکداران می‌نامند)، مرکز مدیریت کارتل‌های بانکی هستند، بالاترین رکن قدرت هستند.

هادی منسوبی

اين بلبشو كه ميبينيم، از امريكا تا عربستان، از اتحاد شوروي تا چين، از فمينيستها تا ترتسكيستها در مسكو يا پكن، در كانادا يا ريشدار و بي ريشها، عينك دار و لنز دارها، در حقيقت در حال غوطه وري در مجاز ناشي از بحران و رفتن بسمت مجاز جانشين، يعني طَي مسافت بين دو دوره تحولي تاريخي و ساختن و سوار شدن وسيله بعدي هستند.

نظر1
رضا جاسکی

ازآنجاکه ائتلاف‌های سیاسی معمولاً از بالا شکل می‌گیرند، نمی‌توان آن را با همبستگی که معمولاً از پایین ایجاد می‌شوند یکی کرد . ائتلاف‌های سیاسی ممکن است زودگذر باشد، درحالی‌که همبستگی که از پایین شکل می‌گیرد معمولاً پایدارتر است. طبعاً در اینجا لازم به تذکر است-اگر بخواهیم از اصطلاحات اشلی تیلور استفاده کنیم- همبستگی‌های قوی پایدارتر هستند.

رضا جاسکی

نکته دیگر آنکه افراد فقط عضو یک گروه نیستند و معمولاً در گروه‌های متفاوت شرکت دارند؛ اعضای یک حزب کارگری می‌توانند در یک جبهه دموکراتیک میهنی شرکت داشته باشند. از این رو باید به مسئله همبستگی و اتحادهای سیاسی به طور جداگانه نگاه کرد. همبستگی در اشکال متفاوت قوی و ضعیف وجود دارد. برای پیشبرد یک مبارزه طولانی و سخت سیاسی، نوع اول همبستگی حائز اهمیت زیادی است.

رضا جاسکی

بزرگ‌ترین اشتباه انقلابیون روسیه اعم از بلشویک، منشویک و اس.ار. عدم تلاش کافی برای اتحاد سوسیالیست‌ها حول یک پلاتفرم انقلابی بود. اگر آن‌ها شجاعت پذیرش چنین اقدامی را داشتند، شاید گونه‌ای از تکثرگرایی و دموکراسی در روسیه نهادینه می‌شد. آیا انقلابیون امروزی وُسع نادیده گرفتن چنین درسی را دارند؟

رضا جاسکی

در قرن بیستم جنبش سوسیال‌دموکراسی به عنوان قوی‌ترین بخش جنبش کارگری در کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری توانست موفقیت‌های چشمگیری را بدست اورد. این موفقیت‌ها، در درجه اول نتیجه تلاش‌های احزاب سوسیال‌دموکراسی بود. سیاست سوسیال‌دموکراسی بر پایه سازش طبقاتی با سرمایه‌داران نهاده شده بود. موقعیت و چشم‌اندازهای این جنبش در شرایط کنونی از شرایط مساعد قرن گذشته به دور است. اگر سرمایه را به عنوان جناح مقابل سوسیال‌دموکراسی در نظر بگیریم، آن‌ها به دلایل مختلف با نمایندگان طبقه کارگر حاضر به سازش شدند.

رضا جاسکی

 "ما می‌خواهیم صاحبان سرمایه را از قدرتی که به‌واسطه مالکیت خود اعمال می‌کنند، محروم کنیم. همه تجارب نشان می‌دهند که تأثیر و کنترل کافی نیستند. مالکیت نقش مهمی ایفا می‌کند. من می‌خواهم به مارکس و ویگفُرش رجوع کنم: ما اساساً نمی‌توانیم بدون تغییر مالکیت، جامعه را تغییر دهیم. "

رودولف مایدنر، روزنامه کنفدراسیون اتحادیه صنفی سوئد، «جنبش اتحادیه»، ۱۹۷۵

رضا جاسکی

بنابراین اگر حداقل بپذیریم که در دوران ما ایدئولوژی سوسیال‌دموکراسی بر پایه «تقدم سیاست» و جماعت‌گرایی بنا شده است، امروز هر دو این پایه دچار تزلزل گشته‌اند. توصیف بهتر و جامع‌تر این است که سوسیال‌دموکراسی در طی تاریخ در پی پاسخ به سه معضل بزرگ خود، رابطه فرد و جمع، گرایش‌های ضد سرمایه‌داری و دفاع از بازار، و تنش بین پراگماتیسم و اتوپیسم بوده است.

رضا جاسکی

مارکس جواب بسیاری از پرسش‌ها را نداد، برخی از نظراتش غلط، در مواردی مواضع متناقضی اتخاذ کرد، اما بسیاری از نظراتش درستی خود را بارها و بارها ثابت کرده‌اند. او هم تئوری پرداز و هم سیاست ورز بود. بااین‌حال تئوری را قربانی سیاست روزمره نکرد.

رضا جاسکی

حوادث بین انقلاب روسیه تا قدرت گرفتن هیتلر در آلمان تنها بیانگر دو شکست است. شکست روسیه و آلمان در ایجاد یک جامعه دموکراتیک. در این دو شکست، کمونیست‌ها و سوسیال‌دمکرات‌ها نقش مهمی را بازی کردند. هر دو تلاش‌های شجاعانه‌ای بودند برای یک جامعه بهتر. هر دو روزنه‌هایی از امید را بوجود آوردند و هر دو نشان دادند که جهان دیگری ممکن است، اما هر دو با وجود کسب موفقیت‌هایی، شکست خوردند.

رضا جاسکی

در مورد پارامتر دیگر یعنی کارایی دولت، استدلال طرفداران سلسله‌گرایی این است که پروسه دموکراتیزاسیون باید تا هنگامی‌که یک دولت با نهادهای توانمند و بی‌طرف وجود نداشته باشد متوقف شود. بنابراین استدلال هر پادشاه مستبدی می‌تواند راه بیسمارک را برای گسترش کارایی دولت برود. اما کشور ما، خود طعم بیسمارک ایرانی را تجربه کرده است و اگرچه رضاشاه موفقیت‌های بزرگی در راه ایجاد یک دولت کارا به دست آورد و رفرم‌های زیادی را انجام داد اما درست در مرحله ایجاد زیرساخت یک دولت بی‌طرف موفقیت کمتری داشت. مشکل اصلی در این است که ایجاد یک بوروکراسی کارآ و دستگاه دولتی توانمند در کشورهای استبدادی تا حد معینی به‌خوبی پیش می‌رود.

رضا جاسکی

کتاب هابز در مورد نحوه عمل‌کرد قدرت و دولت است. اما نکته جالب‌تر اینکه در سرتاسر کتاب چند صد صفحه‌ای وی، فقط سه باراز لویاتان نام برده می‌شود. هابز، یک بار از آن به عنوان دولت و انسان نام می‌برد اما نه هر انسانی بلکه انسانی مصنوعی، مانند یک ماشین. بار دوم از لویاتان به مثابه خدا یاد می‌کند اما نه هر خدایی بلکه خدایی که میرنده است و زندگی جاودان ندارد. و بار آخر این هیولای انسانی و الهی اما میرا به یک «حاکم» بدل می‌گردد.

رضا جاسکی

بعد از سقوط دیوار برلین و فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود این فقط احزاب کمونیست نیودند که دچار شکست شدند. مسلما، این احزاب و دیگرانی که خود را به نوعی در این چارچوب قرار می‌دادند دچار رکود گشتند. اما برخلاف تصور برخی ناقوس شکست سوسیال دمکراسی نیز در دهه هشتاد با قدرت‌گیری تاچر و ریگان، پیشروی نئولیبرالیسم و دفن کینزیسم به صدا در آمده بود.

صفحه‌ها