انديشه سياسی

هادی منسوبی

اين بلبشو كه ميبينيم، از امريكا تا عربستان، از اتحاد شوروي تا چين، از فمينيستها تا ترتسكيستها در مسكو يا پكن، در كانادا يا ريشدار و بي ريشها، عينك دار و لنز دارها، در حقيقت در حال غوطه وري در مجاز ناشي از بحران و رفتن بسمت مجاز جانشين، يعني طَي مسافت بين دو دوره تحولي تاريخي و ساختن و سوار شدن وسيله بعدي هستند.

نظر1
رضا جاسکی

ازآنجاکه ائتلاف‌های سیاسی معمولاً از بالا شکل می‌گیرند، نمی‌توان آن را با همبستگی که معمولاً از پایین ایجاد می‌شوند یکی کرد . ائتلاف‌های سیاسی ممکن است زودگذر باشد، درحالی‌که همبستگی که از پایین شکل می‌گیرد معمولاً پایدارتر است. طبعاً در اینجا لازم به تذکر است-اگر بخواهیم از اصطلاحات اشلی تیلور استفاده کنیم- همبستگی‌های قوی پایدارتر هستند.

رضا جاسکی

نکته دیگر آنکه افراد فقط عضو یک گروه نیستند و معمولاً در گروه‌های متفاوت شرکت دارند؛ اعضای یک حزب کارگری می‌توانند در یک جبهه دموکراتیک میهنی شرکت داشته باشند. از این رو باید به مسئله همبستگی و اتحادهای سیاسی به طور جداگانه نگاه کرد. همبستگی در اشکال متفاوت قوی و ضعیف وجود دارد. برای پیشبرد یک مبارزه طولانی و سخت سیاسی، نوع اول همبستگی حائز اهمیت زیادی است.

رضا جاسکی

بزرگ‌ترین اشتباه انقلابیون روسیه اعم از بلشویک، منشویک و اس.ار. عدم تلاش کافی برای اتحاد سوسیالیست‌ها حول یک پلاتفرم انقلابی بود. اگر آن‌ها شجاعت پذیرش چنین اقدامی را داشتند، شاید گونه‌ای از تکثرگرایی و دموکراسی در روسیه نهادینه می‌شد. آیا انقلابیون امروزی وُسع نادیده گرفتن چنین درسی را دارند؟

رضا جاسکی

در قرن بیستم جنبش سوسیال‌دموکراسی به عنوان قوی‌ترین بخش جنبش کارگری در کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری توانست موفقیت‌های چشمگیری را بدست اورد. این موفقیت‌ها، در درجه اول نتیجه تلاش‌های احزاب سوسیال‌دموکراسی بود. سیاست سوسیال‌دموکراسی بر پایه سازش طبقاتی با سرمایه‌داران نهاده شده بود. موقعیت و چشم‌اندازهای این جنبش در شرایط کنونی از شرایط مساعد قرن گذشته به دور است. اگر سرمایه را به عنوان جناح مقابل سوسیال‌دموکراسی در نظر بگیریم، آن‌ها به دلایل مختلف با نمایندگان طبقه کارگر حاضر به سازش شدند.

رضا جاسکی

 "ما می‌خواهیم صاحبان سرمایه را از قدرتی که به‌واسطه مالکیت خود اعمال می‌کنند، محروم کنیم. همه تجارب نشان می‌دهند که تأثیر و کنترل کافی نیستند. مالکیت نقش مهمی ایفا می‌کند. من می‌خواهم به مارکس و ویگفُرش رجوع کنم: ما اساساً نمی‌توانیم بدون تغییر مالکیت، جامعه را تغییر دهیم. "

رودولف مایدنر، روزنامه کنفدراسیون اتحادیه صنفی سوئد، «جنبش اتحادیه»، ۱۹۷۵

رضا جاسکی

بنابراین اگر حداقل بپذیریم که در دوران ما ایدئولوژی سوسیال‌دموکراسی بر پایه «تقدم سیاست» و جماعت‌گرایی بنا شده است، امروز هر دو این پایه دچار تزلزل گشته‌اند. توصیف بهتر و جامع‌تر این است که سوسیال‌دموکراسی در طی تاریخ در پی پاسخ به سه معضل بزرگ خود، رابطه فرد و جمع، گرایش‌های ضد سرمایه‌داری و دفاع از بازار، و تنش بین پراگماتیسم و اتوپیسم بوده است.

رضا جاسکی

مارکس جواب بسیاری از پرسش‌ها را نداد، برخی از نظراتش غلط، در مواردی مواضع متناقضی اتخاذ کرد، اما بسیاری از نظراتش درستی خود را بارها و بارها ثابت کرده‌اند. او هم تئوری پرداز و هم سیاست ورز بود. بااین‌حال تئوری را قربانی سیاست روزمره نکرد.

رضا جاسکی

حوادث بین انقلاب روسیه تا قدرت گرفتن هیتلر در آلمان تنها بیانگر دو شکست است. شکست روسیه و آلمان در ایجاد یک جامعه دموکراتیک. در این دو شکست، کمونیست‌ها و سوسیال‌دمکرات‌ها نقش مهمی را بازی کردند. هر دو تلاش‌های شجاعانه‌ای بودند برای یک جامعه بهتر. هر دو روزنه‌هایی از امید را بوجود آوردند و هر دو نشان دادند که جهان دیگری ممکن است، اما هر دو با وجود کسب موفقیت‌هایی، شکست خوردند.

رضا جاسکی

در مورد پارامتر دیگر یعنی کارایی دولت، استدلال طرفداران سلسله‌گرایی این است که پروسه دموکراتیزاسیون باید تا هنگامی‌که یک دولت با نهادهای توانمند و بی‌طرف وجود نداشته باشد متوقف شود. بنابراین استدلال هر پادشاه مستبدی می‌تواند راه بیسمارک را برای گسترش کارایی دولت برود. اما کشور ما، خود طعم بیسمارک ایرانی را تجربه کرده است و اگرچه رضاشاه موفقیت‌های بزرگی در راه ایجاد یک دولت کارا به دست آورد و رفرم‌های زیادی را انجام داد اما درست در مرحله ایجاد زیرساخت یک دولت بی‌طرف موفقیت کمتری داشت. مشکل اصلی در این است که ایجاد یک بوروکراسی کارآ و دستگاه دولتی توانمند در کشورهای استبدادی تا حد معینی به‌خوبی پیش می‌رود.

رضا جاسکی

کتاب هابز در مورد نحوه عمل‌کرد قدرت و دولت است. اما نکته جالب‌تر اینکه در سرتاسر کتاب چند صد صفحه‌ای وی، فقط سه باراز لویاتان نام برده می‌شود. هابز، یک بار از آن به عنوان دولت و انسان نام می‌برد اما نه هر انسانی بلکه انسانی مصنوعی، مانند یک ماشین. بار دوم از لویاتان به مثابه خدا یاد می‌کند اما نه هر خدایی بلکه خدایی که میرنده است و زندگی جاودان ندارد. و بار آخر این هیولای انسانی و الهی اما میرا به یک «حاکم» بدل می‌گردد.

رضا جاسکی

بعد از سقوط دیوار برلین و فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود این فقط احزاب کمونیست نیودند که دچار شکست شدند. مسلما، این احزاب و دیگرانی که خود را به نوعی در این چارچوب قرار می‌دادند دچار رکود گشتند. اما برخلاف تصور برخی ناقوس شکست سوسیال دمکراسی نیز در دهه هشتاد با قدرت‌گیری تاچر و ریگان، پیشروی نئولیبرالیسم و دفن کینزیسم به صدا در آمده بود.

محمدرضا نیکفر

هم نظام شاهی یک نظام تبعیض بود، هم معرف کامل نظام ولایی آپارتایدِ خودویژه‌ی آن است. بنابراین اگر بخواهیم به عمق رویم، در جایی که مسأله‌ی عمده‌ی سیاسی در ایران را نظام ولایی و چاره‌ی آن را سکولار شدن می‌خوانیم، سزاوار است که سکولاریزاسیون را در معنای کنونی ایرانی‌اش به عنوان رفع تبعیض معرفی کنیم و هنجار و بایستگی عدالت را بر آن ناظر بدانیم.

رضا جاسکی

نیروهای سیاسی در صحنه جامعه نقش‌های خود را بازی می‌کنند. همان‌ طور که زمانی اریک هابسبام در مورد نقش بازیگران صحنه سیاسی گفت: اهمیت نقش بازیگران در یک درام، به این معنی نیست که خود آن‌ها ضرورتاً کارگردان، صحنه‌پرداز، و ... باشند. ما فقط می‌توانیم نظرات خود را در مورد آینده ایران با مردم در میان بگذاریم و خود را برای آنچه که فکر می‌کنیم راه ممکن آینده ایران است آماده سازیم. این به معنی آن نیست که سازمان‌های انقلابی با توجه به امکانات بسیار محدود خود می‌توانند خود را برای انواع سناریوها آماده سازند. اما آن‌ها باید با توجه به اهداف و شرایط نیروهای انقلابی خود را سازماندهی کنند.

نظر1
فرخ نعمت پور

سرانجام اینکە واقعیت این است کە یک پدیدە زمانی می‌تواند بە مرحلە نفی متعادل برسد کە ضد خود را تنها در درون خود پروراندەباشد و امکان رشد آن را فراهم کردەباشد و نە جایی دیگر. ضد هیچ پدیدەای را نمی‌توان در بیرون از آن پدیدە پرورانید. بنابراین برجستە تر شدن عامل خارجی با ظهور جهانی‌شدن اگرچە یک پدیدە قابل توجە و عینی است، اما در روند تغییر قدرت سیاسی در کشورها یک پدیدە معقول نیست.

محمود میرمالک ثانی

شکست کاندیدای مورد نظر رهبر، ابراهیم رئیسی در انتخابات 29 اردیبهشت امسال(1396) زخمی است عمیق بر امیال و آرزوهای وی. بنابراین، سخنان آقای خامنه‌ای و تمرکز او روی دولت روحانی پیش از اینکه در جهت تقویت قانون‌مداری متمرکزشده باشد به آنارشیسم و افراط‌گرایی هرچه بیشتر نیروهای خودسر، دامن خواهد زد. خواست وی تضعیف دولت و نهایتاً به زیر کشیدن آن است، تا تحقیری که وجودش را می‌آزارد، ترمیم یابد بی‌آنکه منافع ملی کشور مدنظر قرار گیرد

اسفندیار طبری

عنصر اخلاقی‌ انقلاب از نظر کانت، آن همبستگی و شعور و هیجانی است که همگی‌ را به یکدیگر متصل می‌ کند. اما او کنش انقلابی‌ را کنشی پیشرفته و مترقی نمی بیند. ابزار اخلاقی‌ انقلاب بسیار محدود است و از این جهت همواره ناعادلانه می باشد. بی عدالتی انقلاب از نظر کانت، نتیجۀ خشونت است. انقلاب سیستم و نظم حکومتی به کلی‌ به هم می‌ ریزد و متوقف می‌ کند و استقرار یک نظم نوین را بسیار دشوار می‌ سازد.

فرخ نعمت پور

شکستن روایت بزرگ در درون نظام جمهوری اسلامی و گرویدن بخش مهمی از آن بە روایتی دیگر، یعنی پیدایش روایتهای کوچکتر در درون خود نظام، کە مدارگریزند، نشانگر تاثیرات فرهنگی و روانی پست مدرنیسم بر جامعە ما است کە اتفاقا تعیین کنندە رفتار انتخاباتی مردم نیز در مقاطع انتخاباتی شدە است

نظر2
مهدی فتاپور

اگر در آن زمان خطای تحلیل گران در مطلق کردن یک نوع گذار در شرایط آنروز جهان قابل فهم و توضیح است تداوم همان مطلق گرایی بمدت سی سال پس از انقلاب در شرایطی که تمامی تحولات جهان خلاف این مطلق گرایی حکم می کنند خطایی است غیر قابل تبیین.

مهدی فتاپور

تحولاتی که با سرنگونی نیروی حاکم و فروپاشی سیستم و جایگزینی آن با نیروهای خارج از حکومت صورت گرفت. پس از انقلاب بهمن و نیکاراگوئه که نمونه های تیپیک از انقلابات کلاسیک، سرنگونی و فروپاشی سیستم اند، ما با نمونه مشابهی در دوره مورد بحث مواجه نیستیم تنها می‌توان سرنگونی حکومت نجیب بدست مجاهدین و سپس طالبان را در این چارچوب بررسی کرد.

نظر2

صفحه‌ها