انديشه سياسی

رضا جاسکی

کتاب هابز در مورد نحوه عمل‌کرد قدرت و دولت است. اما نکته جالب‌تر اینکه در سرتاسر کتاب چند صد صفحه‌ای وی، فقط سه باراز لویاتان نام برده می‌شود. هابز، یک بار از آن به عنوان دولت و انسان نام می‌برد اما نه هر انسانی بلکه انسانی مصنوعی، مانند یک ماشین. بار دوم از لویاتان به مثابه خدا یاد می‌کند اما نه هر خدایی بلکه خدایی که میرنده است و زندگی جاودان ندارد. و بار آخر این هیولای انسانی و الهی اما میرا به یک «حاکم» بدل می‌گردد.

رضا جاسکی

بعد از سقوط دیوار برلین و فروپاشی سوسیالیسم واقعاً موجود این فقط احزاب کمونیست نیودند که دچار شکست شدند. مسلما، این احزاب و دیگرانی که خود را به نوعی در این چارچوب قرار می‌دادند دچار رکود گشتند. اما برخلاف تصور برخی ناقوس شکست سوسیال دمکراسی نیز در دهه هشتاد با قدرت‌گیری تاچر و ریگان، پیشروی نئولیبرالیسم و دفن کینزیسم به صدا در آمده بود.

محمدرضا نیکفر

هم نظام شاهی یک نظام تبعیض بود، هم معرف کامل نظام ولایی آپارتایدِ خودویژه‌ی آن است. بنابراین اگر بخواهیم به عمق رویم، در جایی که مسأله‌ی عمده‌ی سیاسی در ایران را نظام ولایی و چاره‌ی آن را سکولار شدن می‌خوانیم، سزاوار است که سکولاریزاسیون را در معنای کنونی ایرانی‌اش به عنوان رفع تبعیض معرفی کنیم و هنجار و بایستگی عدالت را بر آن ناظر بدانیم.

رضا جاسکی

نیروهای سیاسی در صحنه جامعه نقش‌های خود را بازی می‌کنند. همان‌ طور که زمانی اریک هابسبام در مورد نقش بازیگران صحنه سیاسی گفت: اهمیت نقش بازیگران در یک درام، به این معنی نیست که خود آن‌ها ضرورتاً کارگردان، صحنه‌پرداز، و ... باشند. ما فقط می‌توانیم نظرات خود را در مورد آینده ایران با مردم در میان بگذاریم و خود را برای آنچه که فکر می‌کنیم راه ممکن آینده ایران است آماده سازیم. این به معنی آن نیست که سازمان‌های انقلابی با توجه به امکانات بسیار محدود خود می‌توانند خود را برای انواع سناریوها آماده سازند. اما آن‌ها باید با توجه به اهداف و شرایط نیروهای انقلابی خود را سازماندهی کنند.

فرخ نعمت پور

سرانجام اینکە واقعیت این است کە یک پدیدە زمانی می‌تواند بە مرحلە نفی متعادل برسد کە ضد خود را تنها در درون خود پروراندەباشد و امکان رشد آن را فراهم کردەباشد و نە جایی دیگر. ضد هیچ پدیدەای را نمی‌توان در بیرون از آن پدیدە پرورانید. بنابراین برجستە تر شدن عامل خارجی با ظهور جهانی‌شدن اگرچە یک پدیدە قابل توجە و عینی است، اما در روند تغییر قدرت سیاسی در کشورها یک پدیدە معقول نیست.

محمود میرمالک ثانی

شکست کاندیدای مورد نظر رهبر، ابراهیم رئیسی در انتخابات 29 اردیبهشت امسال(1396) زخمی است عمیق بر امیال و آرزوهای وی. بنابراین، سخنان آقای خامنه‌ای و تمرکز او روی دولت روحانی پیش از اینکه در جهت تقویت قانون‌مداری متمرکزشده باشد به آنارشیسم و افراط‌گرایی هرچه بیشتر نیروهای خودسر، دامن خواهد زد. خواست وی تضعیف دولت و نهایتاً به زیر کشیدن آن است، تا تحقیری که وجودش را می‌آزارد، ترمیم یابد بی‌آنکه منافع ملی کشور مدنظر قرار گیرد

اسفندیار طبری

عنصر اخلاقی‌ انقلاب از نظر کانت، آن همبستگی و شعور و هیجانی است که همگی‌ را به یکدیگر متصل می‌ کند. اما او کنش انقلابی‌ را کنشی پیشرفته و مترقی نمی بیند. ابزار اخلاقی‌ انقلاب بسیار محدود است و از این جهت همواره ناعادلانه می باشد. بی عدالتی انقلاب از نظر کانت، نتیجۀ خشونت است. انقلاب سیستم و نظم حکومتی به کلی‌ به هم می‌ ریزد و متوقف می‌ کند و استقرار یک نظم نوین را بسیار دشوار می‌ سازد.

فرخ نعمت پور

شکستن روایت بزرگ در درون نظام جمهوری اسلامی و گرویدن بخش مهمی از آن بە روایتی دیگر، یعنی پیدایش روایتهای کوچکتر در درون خود نظام، کە مدارگریزند، نشانگر تاثیرات فرهنگی و روانی پست مدرنیسم بر جامعە ما است کە اتفاقا تعیین کنندە رفتار انتخاباتی مردم نیز در مقاطع انتخاباتی شدە است

نظر2
مهدی فتاپور

اگر در آن زمان خطای تحلیل گران در مطلق کردن یک نوع گذار در شرایط آنروز جهان قابل فهم و توضیح است تداوم همان مطلق گرایی بمدت سی سال پس از انقلاب در شرایطی که تمامی تحولات جهان خلاف این مطلق گرایی حکم می کنند خطایی است غیر قابل تبیین.

مهدی فتاپور

تحولاتی که با سرنگونی نیروی حاکم و فروپاشی سیستم و جایگزینی آن با نیروهای خارج از حکومت صورت گرفت. پس از انقلاب بهمن و نیکاراگوئه که نمونه های تیپیک از انقلابات کلاسیک، سرنگونی و فروپاشی سیستم اند، ما با نمونه مشابهی در دوره مورد بحث مواجه نیستیم تنها می‌توان سرنگونی حکومت نجیب بدست مجاهدین و سپس طالبان را در این چارچوب بررسی کرد.

نظر2
فرخ نعمت پور

اقتصاد چنان برجستە شدە است کە همە ایدەهای انقلابی رژیم را بە کناری نهادە و دارد خواستە خود را بدون رودربایستی مطرح می کند. عجیب نیست کە در بحبوحە همە بحرانهای منطقەای کە حاکمیت خود را در آن گرفتار کردە است و بخش مهمی از سرمایە ملی را در خود هیولا آسا می بلعد (بحران سوریە، یمن، عراق و...)، خامنەای و همە طرفداران ایدە اسلام انقلابی از اهمیت اقتصاد و مشکلات آن می گویند

نظر2
رضا جاسکی

هر چه تلاش کردی، هر چه شکست خوردی، مهم نیست. باز هم تلاش کن، باز هم شکست بخور. این بار بهتر شکست بخور.
ساموئل بکت

رضا جاسکی

در جمهوری اسلامی محافظه‌کاران، اصلاح‌طلبان و نیز بخشی از اپوزیسیون، با ترسانیدن مردم آن‌ها را به شرکت در انتخابات تشویق می‌کنند. تکلیف ما در مقابل نیروهای حاکم روشن است. هدف آن‌ها کشانیدن مردم به پای صندوق‌های رأی و مشروعیت بیشتر بخشیدن به نیروهای حاکم است. اما وظیفه اپوزیسیون تشویق مردم به انتخابات از طریق ترساندن مردم نیست. یک رهبر سیاسی که در پی تغییر و تحول در جامعه است نمی‌تواند با تکیه بر ترس تغییری در جامعه ایجاد کند.

رضا جاسکی

برگزاری هر انتخاباتی در جمهوری اسلامی با وجود به کار گرفتن همه “شیوه‌های مهندسی” برای سران نظام یک ریسک محسوب می‌شود که می‌تواند خطراتی چون وقایع ۱۳۸۸ را به دنبال داشته باشد. از سوی دیگر آن‌ها به این موضوع واقفند که عدم برگزاری انتخابات نمی‌تواند گزینه‌ای برای آن‌ها محسوب شود. جمهوری اسلامی به عکس، دلایل زیادی برای برگزاری یک انتخابات “با شکوه”، “رقابتی” و آرام را دارد. انتخابات کم‌هزینه‌ترین راه برای حل تضادهای درونی با توجه به ساختار حکومتی آن است.

نظر1
نیره انصاری

"... به دیگر سخن برجسته‌ترین عاملی که انقلاب فرانسه را از دیگر انقلاب‌ها متمایز می‌کند این است که دروازه ای بزرگ به روی حاشیه ها می گشاید. به این معنا که مسئله تنها این نبود که قدرت طبقات پایین جامعه آتشفشان وار به سوی بالا فوران کرد، بل، هر آنچه که در درون انسان نیز بود فرصت یافت تا نمود پیدا کند و به بیانی دیگر، مسئله تنها تغییرِ فرم اقتدار نبود، بلکه تمامی هنجارهای فرهنگی و تمدن آریستوکراتیِ اروپایی که طی سده ها به وجود آمده بود، هم‌زمان با انقلاب و دگرگونی دچار تزلزل و تَرَک ژرفی شد. انقلاب تنها بشارت بازگشت انسان‌های به حاشیه رانده شده به مرکز نبود، بل، بشیرِ موضوعات به حاشیه رانده شده نیز بود".

مراد ثقفی

در تقابل با این تاریخچۀ نسبتاً کوتاه حزب همچون نهادِ سیاست‌ورزی، می‌توان گفت که جنبش‌های اجتماعی سابقه‌ای بسیار طولانی دارند و به معنایی همزاد سیاست اند. اما تقابلی که در این نوشته قرار است گوشه‌هایی از آن مورد بررسی قرار گیرد، تقابل میان حزب و جنبش‌های اجتماعی به معنای باستانی آن نیست...بلکه تقابلی است میانِ احزاب و آنچه “جنبش‌های اجتماعی جدید” نامیده می‌شود. یعنی جنبش‌هایی اجتماعی‌ای که از اوایل دهۀ ۱۹۶۰ میلادی در اروپای غربی و آمریکا سر بر آوردند و هم‌اکنون در شکل‌های مختلف در تمامی کشورهای جهان بروز می‌کنند.

فرخ نعمت پور

در شرایط امروزین جهان، پیروزی یک جریان سیاسی، همزمان با فرض امکان در پیروزی دیگران نهفتە است. بە زبانی دیگر همە باید امکان حضور داشتە باشند تا بتوانند بر حسب توان پیشبرد خواستەهای خود، دوام قدرت سیاسی را واکسینە کنند. در غیر این صورت، نظامها روزی علیرغم همە تمهیدات فروخواهند ریخت.

نظر1
نیکولا ترتولیان
ترجمه از:
م.ت. برومند

تاریخ مارکسیسم به راستی شاهد پراتیک های جامعه گرایی نحیف و ایده آل ساختن بیش از اندازه فعالیت فلسفی یا زیبا شناسی بوده و گاه به یک بینش فروکاهنده رابطه ها بین یک وضعیت اجتماعی تاریخی و بیان فلسفی یا هنری آنها رسیده است. سرنوشت اجتماعی تاریخی متفاوت و حتا مخالف فلسفه های شلینگ و هگل نشان می دهد که نظرهای اجمالی لوکاچ به درستی ساخته شده و رویکرد هرمنو تیک به آن ها می تواند برای مرزبندی رابطه های بغرنج بین تاریخ ایدئولوژی و فلسفه ثمربخش جلوه کند.

نظر2
فرخ نعمت پور

معمولاً گفتە می شود کە بحران نظام ناشی از همین متناقض بودن دو عنصر جمهوریت و اسلامیت آن است. اما در اصل، اساس بحران این نیست. تا آنجائی کە بە بحرانهای جمهوری اسلامی برمی گردد، اساسا پایە آن در اسلامی بودن آن قرار دارد و نە در جمهوری بودن آن. زیرا نظامی کە جمهوری باشد منطقا دچار بحران نمی شود، زیرا کە همیشە مردم را پشت سر خود دارد و بنابراین با خطر ساقط شدن روبرو نمی شود. پس آنچە منشا بحران است، اسلامی بودن نظام است. شاید چنین ادعائی عجیب بە نظر برسد. اما عجیب نیست، زیرا ...

نظر1
دیوید هاروی
ترجمه از:
فريد دبيرمقدم

آنچه در ادامه می‌خوانید مصاحبه‌ای است با دیوید هاروی كه در سال ٢٠١٢ و بعد از انتشار کتاب «از حق به شهر تا شهرهای شورشی» به‌صورت مکتوب انجام شده است... هاروي در گفت‌وگوي حاضر موضوعات محوری كتاب را با دقت بيشتري توضيح مي‌‌دهد: موضوعاتی همچون قانون ارزش در سرمایه‌داری، کمون‌سازی در کلان‌شهرها، سازوکار دولت سرمایه‌داری، فضاهای عمومی شهر و رابطه آنها با جنبش‌های اجتماعی و هویتی، مفهوم تمرکززدایی در برخی از شاخه‌های اندیشه چپ معاصر و غیره.

نظر1

صفحه‌ها