بهزاد کریمی

نگاهی به وضع سیاسی کشور در برش کنونی

انتخابات ریاست جمهوری آینده، از نگاه خامنه‌ای چیزی بیشتر از ایستگاهی در مسیر نقشه‌‌های او نیست که در همان حال نمی خواهد از نتیجه آن در جهت رفع و رجوع اقتضاهای وضع سیاسی موجود غافل بماند! مخالفت‌ها با روحانی و فشار برای برکناری او پیش بخش ذوب در ولایت نظام البته سنگین است و روز بروز هم رو به افزایش دارد. اما تشخیص مصلحت نظام حداقل تا به امروز چنین می گوید که عمده ترجیح خامنه‌ای تکرار یک دور دیگر او باشد

بخش: 

او یک واسطه سیاسی برای نظام بود!

بزرگترین بیعدالتی در حق اصلاح طلبی این بوده و هست که از رفسنجانی به عنوان پدر اصلاحات در جمهوری اسلامی و امیرکبیر این نظام نام برده شود. اگر امیرکبیر سلف مصدق بود در عهد ناصری و مصدق خلف امیر در دوره پهلوی؛ رفسنجانی اما هیچ یک از این دو شخصیت در قالب جمهوری اسلامی نبود. او بیش از همه، قوام السلطنه حکومت ولایی بود و یک بندباز سیاسی مجرب برای حفظ حکومت ولایت.

بخش: 

در سوگ دوست

رفیق ما، ولی جعفریان که او را "پرویز" می نامیدیم، بامداد دیروز هفتم دی ماه با چشم بستن بر جهان، چشمان بسیاری را در گریه نشاند. نوشتن در باره ولی سخت است، اما بی وداع با او نیز میسر نیست. در سوگ وی به متنی اکتفا می کنم که روز قبل از "یلدا"ی امسال، به سفارش رفیقم فریدون احمدی نوشتم تا توسط زهره عزیز و به نام جمعی از دوستان برایش خوانده شود. "پرویز" در حالت نیمه کما بود و ما همه دل نگران واپسین نبرد او با بیماری. سرانجام اما رفت. یادش، یاد باد! بهزاد کریمی

پرسش از آقای مهدی خزعلی

دو انتظار اما از شما، کماکان بر جای خود باقی اند: یک این که، طوری عمل نکنید که سود افشاگری‌های لازم پیرامون دوگانگی‌های اصلاح طلبان به جیب اقتدارگرایان بریزد و این بدان معنی است که لبه تیز انتقادات خود را متوجه اقتدارگرایان و در راس آنها اعمال مستبدانه شخص ولی فقیه بکنید؛ دو این که، انتقاد از تناقض‌های دیگران را به خودانتقادی از تناقض‌های خود تعمیم دهید. من خواهان موفقیت شما در این دو جهت ام.

بخش: 

فیدل کاسترو درگذشت

انقلابی کهنسال و پرآوازه "رفیق فیدل" درگذشت. او نماد یک تحول انقلابی در امر انقلابات بود. شروع حرکت انقلابی در "مونکادا" و "سیرامایسترا"، پیروزی انقلاب در پهنۀ کوبا در سال 1959، تثبیت آن و منبع الهام قرار گرفتن اش برای امریکای لاتین و سپس آسیا و افریقا، همگی با نام فیدل کاسترو گره خورده اند. خیزش امریکای لاتین در برابر دیکتاتوری های وابسته به امریکا و تحقق رهائی ملی و سمتگیری به سوی عدالت اجتماعی، جملگی نام "فیدل" را تداعی می کند.

هشدار به اصلاح طلبان و دعوت از تحول خواهان

برای مقابله‌ با نقشه ولی فقیه در این مقطع

پرسش‌های مطرح در این زمینه چنین‌اند: مسئله جانشینی رهبر فعلی چطور می خواهد حل و فصل شود، تکلیف موضوع ولایت بعدی چیست و ولی فقیه سوم کیست؟ توازن قوا میان منابع و ابزار قدرت حکومت ولایی، در پساخامنه‌ای به چه نحو می باید بازتنظیم گردد تا تداوم نظام در ولایی بودنش تضمین پذیرد؟ سیستم ولایی از چه راهی می تواند از هراس‌های ناشی از به جنب و جوش درآمدن‌های نوبتی جامعه در دوره‌های انتخاباتی نجات یابد؟ و سرانجام این که، تغییرات ساختاری مطلوب راس نظام به چه طریق وارد قانون اساسی جمهوری اسلامی شوند و جنبه قانونی به خود گیرند؟

ما و کوروش!

آنچه که در نوشته آقای شالگونی جای سئوال دارد، بخش پایانی نوشته اوست. آنجایی که او تا به نتیجه گیری سیاسی نزدیک می شود، بلافاصله با اعلام وفاداری‌اش به سوسیالیسم، پرونده سیاسی گشوده شده در همین امروز را سریعاً می بندد تا لزومی به سیاست‌ورزی ضرور چپ در قبال این حرکت نباشد. او که بگونه مستدل نشان می دهد این حرکت دستکم در وجه سلبی‌اش می باید حرکتی مردمی فهمیده شود ... اما خود و چپ را در قبال آن فاقد سیاست عملی می کند.

لغو کنسرت در ولایت؛ اصل و پشت مسئله چیست؟

این البته شگرد آنهاست که با توسل به شیطنت آخوندی، آدرس این خطر را رندانه در خارج از کشور می دهند! خودشان اما بهتر از همه می دانند که طرف حساب‌شان جامعه عرفی است."هجمه" آنها به تمامی متوجه خود جامعه است و البته زیر نام مستعار مقابله با "نفوذ فرهنگی" دشمن خارجی!

استبداد شناسی!

در واقع سالهاست که سئوال می شود در جریان صدور فرمان کشتار زندانیان سیاسی سال 67، آن دیگر مسئولین کلان نظام جمهوری اسلامی تا چه اندازه از فاجعه خبر داشته‌اند؟ تاکنون و از سوی جریان‌های مختلف سه پاسخ داده شده است: 1) اکثر مقامات اجرایی و تقنینی جمهوری اسلامی از این یکه تازی راس نظام بی خبر بوده‌اند؛ 2) از کشتار اطلاع داشتند و آن را تایید می کردند؛ 3) مطلع بوده‌اند و منتقد، اما دم فروبستند و چیزی نگفتند.

حمید اشرف و فداییان

نوارهای این گفتگوها همانگونه که حقایق شخصیت او را به روشنی در گوش شنونده و چشم خواننده می نشانند، وی را در جذب دادههای سیاسی، انسانی ماهر نشان می دهد و آنسان رهبری که هر آن مبتکرانه می کوشیده است تا با فرموله کردن مشخصات لحظه به وضع موجود در جهتی که درست تشخیص می داده سمت و سو دهد. در متن این گفتگوها، او را رهبری می یابیم که قدر هر امکان و پتانسیل موجود را می داند و آماده است تا در مقام یک مدیر سیاسی- سازمانی هر چیزی را بجای خود، در حد خود و مقتضی اقتضاهای مشیای که بدان باور دارد بکار گیرد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی