بهزاد کریمی

تغییر تاکتیک!

و بلاخره در همین فضا سازی سیاسی مبتنی بر تاکتیک تازه، شاهد تعجیل در اکران فیلم‌های بفرموده از همان دهه سیاه هستیم که نمایشی است از دوگانه شیطان و فرشته! جمهوری اسلامی تماماً معصوم و رحیم و عادل و طرف مقابل تروریست مادرزاد، بی رحم و ستمگر! اولی قربانی ولی عجیب صبور و خویشتن‌دار، دومی اما مظهر همه پلشتی‌ها و پلیدی‌های عالم!

بخش: 

حفظ "برجام" و "مرگ بر امریکا"؟!

مسئله این نیست که این یا آن دولت منبع شر نیستند، مسئله این است که در عالم شر چگونه باید از امکانات مثبت و سازنده بهره گرفت و چطور انواع شیطنت‌ها را خنثی کرد. خامنه‌ای با کارشکنی‌ها و مخالفت‌هایش در برابر عادی شدن مناسبات ایران و امریکا طی دوره استثنایی هشت‌ساله ریاست جمهوری اوباما در امریکا، فرصت تاریخی بی‌مانندی را آتش زد که تکرار آن حالا حالاها فقط یک آرزوست.

بخش: 

سمتگیری‌های ناگزیر!

در ایران ما اما، تنها تامین مشارکت عمومی بر بستر مدرنیته است که می تواند توسعه پذیری و توسعه محوری را تضمین کند. در ایران، هم تجدد آمرانه آزمون پس داده است و شکست خورده و هم آمریت فقهی به بن بست رسیده و ناگزیر از فروپاشی است. در جمهوری اسلامی، نوع تحول بیشتر به فروریزی ساختاری از جنس اروپای شرقی می خورد تا نوع مدیریت چینی!

بخش: 

تفاوت آری، تقابل نه!

ابتدا متمرکز شدن بر غیر دمکراتیک بودن انتخابات‌ها در جمهوری اسلامی و بویژه افشای قلدری‌های شورای نگهبان و متقابلاً تبلیغ و ترویج انتخابات آزاد در این فضای انتخاباتی؛ سپس شناساندن سوابق و دیدگاه‌های برنامه‌ای هر یک از کاندیداهای گذشته از صافی شورای نگهبان و در این دور بویژه عملکرد سیاه رئیسی قاتل تابستان 67؛ همزمان طرح مطالبات حداقلی برنامه‌ای برای برنامه محوری کردن فضای سیاسی مخصوصاً درآستانه و بستر مناظره‌ها و تبلیغات انتخاباتی؛ آنگاه اعلام عدم شرکت اعتراضی در انتخابات از جایگاه ارزشی و برنامه‌ای اما با این پیش آمادگی که اگر شرایط دو قطبی شدن انتخابات پیش آید ورود در انتخابات از موضع مخالفت با ولی فقیه و برای طرد کاندیدای مطلوب او.

بخش: 

آیا خبری از حداقلˏ حداقل‌ها هست؟

چرا چالش برنامه‌ای و چرا بدور از توهم؟

بر این نیز تاکید کنم که خود همین حداقل مطالبات، فقط بخشی از انبوه معضلات حادی اند که کشور و مردمانش با آنها روبروست. مطالبات بس فراوانند و بسیار دامنگستر و فراتر از آنی که در دل پرسش‌های زیر نهفته است: از ضرورت مقابله فوری با خطرات زیست محیطی گرفته تا نیاز به چاره یابی‌های بیدرنگ برای مبارزه با بیکاری و گرانی و نیز انواع خواست‌های اجتماعی و اقتصادی دیگر مردم. در اینجا، تنها از حداقلˏحداقل‌ها سخن رفته است. 

بخش: 

و معنی کنار گذاشتن احمدی نژاد!

معنی تصمیم شورای نگهبان در مورد احمدی نژاد این است که: 1) او نمی بایستی در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش مقابل مقام ولایت شاخ می شد و در ادامه‌اش این که، 2) وقتی هم "آقا" از او خواست تا از شرکت در انتخابات پیش رو صرف نظر کند نباید که دست به تمرد می زد و به "فصل الخطاب نظام" دهن کجی می کرد. آری او می بایست حذف می شد، درست به همین دو دلیل ساده که در واقع یکی اند. در یکی بگونه پوشیده و در دیگری عریان، و هر دو بخاطر عبور از خط قرمزهای ولایت و بشکستن قداست نظام.

بخش: 

ویدا حاجبی در چهره مادر – معلم

تقدیم به مراسم بزرگداشت زنده یاد ویدا حاجبی در پاریس

او آن روز مرا غافلگیر هم کرد. این هنگامی بود که در حضور جمع بچه‌های مشغول بحث آموزشی روزانه، چنین گفت: "رفقا! آن چند نکته‌ ناروشنی را هم که داشتیم با مسئول شاخه در میان می گذاریم." در برخورد ویدا کمترین اثری از مجیزگویی دیده نمی شد و او، تنها باورمندی سازمانی‌اش را بیان می داشت. در چهره مادرانه و آموزگارانه او از یکسو و رفیقانه تشکیلاتی‌اش از دیگر سو، فقط و فقط فروتنی انقلابی موج می زد.

معنی آمدن احمدی نژاد

احمدی نژاد خوب فهمیده است که رد صلاحیت او توسط این نهاد ولایی، خود نوعی از سرمایه گذاری سیاسی برای فرداست. زیرکی او به این است که می داند ولایتمداری دیگر آینده‌ای ندارد و آفتاب آن رو به غروب گذاشته و طشتش در حال فروافتادن از بام است. معنی آمدن او همین است. اگرچه او نسبت به پایگاه گذشته‌ پوپولیستی خودش دچار توهم است و خوش خیالانه گمان دارد که می تواند زیر علم اسلام ناسیونالیستی ایرانی از دیگر حریفان اسلام محور خود گوی پیروزی برباید، اما در وقوف یابی‌اش به انزوای ولایت در جامعه انصافاً برحق است.

بخش: 

نگاهی به وضع سیاسی کشور در برش کنونی

انتخابات ریاست جمهوری آینده، از نگاه خامنه‌ای چیزی بیشتر از ایستگاهی در مسیر نقشه‌‌های او نیست که در همان حال نمی خواهد از نتیجه آن در جهت رفع و رجوع اقتضاهای وضع سیاسی موجود غافل بماند! مخالفت‌ها با روحانی و فشار برای برکناری او پیش بخش ذوب در ولایت نظام البته سنگین است و روز بروز هم رو به افزایش دارد. اما تشخیص مصلحت نظام حداقل تا به امروز چنین می گوید که عمده ترجیح خامنه‌ای تکرار یک دور دیگر او باشد

بخش: 

او یک واسطه سیاسی برای نظام بود!

بزرگترین بیعدالتی در حق اصلاح طلبی این بوده و هست که از رفسنجانی به عنوان پدر اصلاحات در جمهوری اسلامی و امیرکبیر این نظام نام برده شود. اگر امیرکبیر سلف مصدق بود در عهد ناصری و مصدق خلف امیر در دوره پهلوی؛ رفسنجانی اما هیچ یک از این دو شخصیت در قالب جمهوری اسلامی نبود. او بیش از همه، قوام السلطنه حکومت ولایی بود و یک بندباز سیاسی مجرب برای حفظ حکومت ولایت.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی