بهزاد کریمی

کمدی درام سپنتای زرتشتی و سه اخوی ولایی در چهار پرده! مینی"جمهوری"!

آقا جواد (با خنده): البته که نقش داشت منتها به طریق برهان خلف! (خنده هر دو نفر) داشتم این را عرض می کردم که روش بنده در همه این 39 سال، تماماً رعایت این مشی فقاهتی و ولایی بوده! و فکر و ذکرم در مورد هر واقعه، مبتنی بر همین بنیان! حالا هم این "مدولی" که تنظیم کردیم حلال نه فقط مشکل این زرتشتی است که منبعد اگر هر مورد مشابه در جداول آن وارد شود علی العموم خروجی‌اش چیزی نخواهد بود الا حذف!

همه پرسی در "اقلیم" و چهار نکته!

در تشخیص اراده عمومی، ابزاری دمکراتیک تر و صلح آمیزتر از رفراندوم سراغ نداریم. پرسش اینست که پیش از همه می باید از نفس انتخاب این ابزار برای ابراز نظر دفاع کرد یا در برابرش ایستاد؟ پرسیدنی است که چرا در بسیاری از نوشته‌های مربوط به رفراندوم در "اقلیم" چه پیش از آن و چه بعد آن، مقدمتاً از این انتخاب دمکراتیک به عنوان حق مردم کردستان عراق پشتیبانی نشد؟

بخش: 

از رسمیت جمهوری کردستان باید پشتیبانی کرد!

استناد به دفاع صریح دولت متجاوز و زورگوی اسرائیل به‌عنوان تنها کشور منطقه از این رفراندوم و نتیجه‌اش، صرفاً یک برخورد سیاسی است به موضوعی مقدمتاً حقوقی. آویزان شدن به اسرائیل ستیزی برای مخالفت با اقدام "اقلیم"، اگر غرض‌ورزی نباشد دستکم ساده‌نگری است اما در هر دو حالت و با نتیجه یکسان بستن چشم بر حق دمکراتیک یک ملت در تعیین سرنوشت خود.

تغییر تاکتیک!

و بلاخره در همین فضا سازی سیاسی مبتنی بر تاکتیک تازه، شاهد تعجیل در اکران فیلم‌های بفرموده از همان دهه سیاه هستیم که نمایشی است از دوگانه شیطان و فرشته! جمهوری اسلامی تماماً معصوم و رحیم و عادل و طرف مقابل تروریست مادرزاد، بی رحم و ستمگر! اولی قربانی ولی عجیب صبور و خویشتن‌دار، دومی اما مظهر همه پلشتی‌ها و پلیدی‌های عالم!

بخش: 

حفظ "برجام" و "مرگ بر امریکا"؟!

مسئله این نیست که این یا آن دولت منبع شر نیستند، مسئله این است که در عالم شر چگونه باید از امکانات مثبت و سازنده بهره گرفت و چطور انواع شیطنت‌ها را خنثی کرد. خامنه‌ای با کارشکنی‌ها و مخالفت‌هایش در برابر عادی شدن مناسبات ایران و امریکا طی دوره استثنایی هشت‌ساله ریاست جمهوری اوباما در امریکا، فرصت تاریخی بی‌مانندی را آتش زد که تکرار آن حالا حالاها فقط یک آرزوست.

بخش: 

سمتگیری‌های ناگزیر!

در ایران ما اما، تنها تامین مشارکت عمومی بر بستر مدرنیته است که می تواند توسعه پذیری و توسعه محوری را تضمین کند. در ایران، هم تجدد آمرانه آزمون پس داده است و شکست خورده و هم آمریت فقهی به بن بست رسیده و ناگزیر از فروپاشی است. در جمهوری اسلامی، نوع تحول بیشتر به فروریزی ساختاری از جنس اروپای شرقی می خورد تا نوع مدیریت چینی!

بخش: 

تفاوت آری، تقابل نه!

ابتدا متمرکز شدن بر غیر دمکراتیک بودن انتخابات‌ها در جمهوری اسلامی و بویژه افشای قلدری‌های شورای نگهبان و متقابلاً تبلیغ و ترویج انتخابات آزاد در این فضای انتخاباتی؛ سپس شناساندن سوابق و دیدگاه‌های برنامه‌ای هر یک از کاندیداهای گذشته از صافی شورای نگهبان و در این دور بویژه عملکرد سیاه رئیسی قاتل تابستان 67؛ همزمان طرح مطالبات حداقلی برنامه‌ای برای برنامه محوری کردن فضای سیاسی مخصوصاً درآستانه و بستر مناظره‌ها و تبلیغات انتخاباتی؛ آنگاه اعلام عدم شرکت اعتراضی در انتخابات از جایگاه ارزشی و برنامه‌ای اما با این پیش آمادگی که اگر شرایط دو قطبی شدن انتخابات پیش آید ورود در انتخابات از موضع مخالفت با ولی فقیه و برای طرد کاندیدای مطلوب او.

بخش: 

آیا خبری از حداقلˏ حداقل‌ها هست؟

چرا چالش برنامه‌ای و چرا بدور از توهم؟

بر این نیز تاکید کنم که خود همین حداقل مطالبات، فقط بخشی از انبوه معضلات حادی اند که کشور و مردمانش با آنها روبروست. مطالبات بس فراوانند و بسیار دامنگستر و فراتر از آنی که در دل پرسش‌های زیر نهفته است: از ضرورت مقابله فوری با خطرات زیست محیطی گرفته تا نیاز به چاره یابی‌های بیدرنگ برای مبارزه با بیکاری و گرانی و نیز انواع خواست‌های اجتماعی و اقتصادی دیگر مردم. در اینجا، تنها از حداقلˏحداقل‌ها سخن رفته است. 

بخش: 

و معنی کنار گذاشتن احمدی نژاد!

معنی تصمیم شورای نگهبان در مورد احمدی نژاد این است که: 1) او نمی بایستی در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش مقابل مقام ولایت شاخ می شد و در ادامه‌اش این که، 2) وقتی هم "آقا" از او خواست تا از شرکت در انتخابات پیش رو صرف نظر کند نباید که دست به تمرد می زد و به "فصل الخطاب نظام" دهن کجی می کرد. آری او می بایست حذف می شد، درست به همین دو دلیل ساده که در واقع یکی اند. در یکی بگونه پوشیده و در دیگری عریان، و هر دو بخاطر عبور از خط قرمزهای ولایت و بشکستن قداست نظام.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - بهزاد کریمی