تقی روزبه

آیا جنگ داخلی خونین و هفت‌ساله سوریه در حال پایان یافتن است؟

جهان به کدام سو می رود-2*

روشن است که تا ریشه‌های بحران و انفجار خشک نشود، ازجمله، هم یکه‌تازی و استبداد بی‌امان داخلی و هم توافق کارگردانان اصلی یک جنگ نیابتی، یعنی توافقی در سطح قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی صورت نگیرد، امکان به باد رفتن امیدهای به وجود آمده نسبت به برقراری صلح همواره وجود خواهد داشت.

جهان به کدام سومی رود؟ نگاهی به چالش ها و صورت بندی آن ها

به بهانه راهبردتازه دولت آمریکا در موردافغانستان

می توان گفت که اعمال سیاست یک جانبه گرائی چیزی جز بهره برداری از رانت ابرقدرتی و توسل بیشتر و مستقیم تر به زور و عوامل غیررقاتبی در اقتصاد و یا به عبارتی دیگر مداخله بیشترامرسیاست و دولت درمکانیزم های اقتصادی و مقابله با بحران انباشت سرمایه و تأمین سودبیشتر و بهبودموقعیت آمریکا به عنوان نیروی هژمونیک سرمایه داری نیست.

فرصتی تازه برای زنده کردن و زنده نگهداشتن حافظه تاریخی

انتشاراین اسناد و بحث و گفتگو و نقد و روشنگری پیرامون آن فرصتی است برای پیراستن رسوبات گذشته و وجدان تاریخی خود؛ و به عنوان بخشی از ملزومات کارفرهنگی- سیاسی پایه ای برای نوزائی و گذر از برزخ و بختک کنونی به سمت آینده ای روشن تر. آیا آوار رویدادهای روزمره اجازه خواهندداد که این دیالوگ مهم تاریخی حول معمای حل نشده فرودبختک اسلام سیاسی از دل مقاومت و جنبش ضداستبدادی و ضدسلطنتی، موردبررسی و واکاوی واقعی و نه غرض ورزانه قرارگیرد؟

اهمیت چالش در گرفته پیرامون نظریه ولایت الهی و منشأمشروعیت حاکمان

صف اآرائی ها و میزان جدی بودن تهدیدخامنه ای به کودتای سیاسی!

می توان پرسید آن چه که مشاهده می کنیم، یعنی ناگزیری تعرض مبتنی برضعف از چه چیزی منشأ می گیرد؟: از همان بحران اقتدار. کانون اقتدار، برای کنترل جامعه و حفظ نظام همواره باید خود را اقتدارمندتر از آن چه واقعا هست نشان بدهد و وقتی چنین نشود دچاربحران بازتولیداقتدارمی گردد. از آن جا که منشأ نهائی و اصلی قدرت خودجامعه است، باندازه ای که این جامعه از نظام فاصله بگیرد، به‌همان اندازه بازتولیداقتداردچارکاستی و بحران می شود.

به بهانه انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و سه نکته ناقابل

به‌عنوان سومین نکته نمی‌توان از اشاره به طنز تقارن زمانی انتشار اسناد کودتای ۲۸ مرداد و دیدار رضا پهلوی با نمایندگان کنگره و درخواست حمایت از آن‌ها برای تغییر رژیم ایران درگذشت. ناگفته نماند که ازقضا یکی از عوامل مهم برآمد اسلام سیاسی در ایران ریشه در کودتای ۲۸مرداد و شکست جریان‌های غیرمذهبی داشته است. به‌هرحال رضا پهلوی و مجاهدین برای جلب حمایت دولت آمریکا در تغییر رژیم ایران و سودای دست‌یابی به سکوی قدرت با همدیگر کوس رقابت گذاشته‌اند

جنبش کارگری و عروج پارادایم جدید نئولیبرالیسم هار و مهاجم

تنها اتحاد و پیوند همه جنبش های طبقاتی- اجتماعی و زیست محیطی و همه نیروها و جریان های مترقی و پیشرو برای تقویت و شکل دادن آن چه که جنبش جنبش ها نامیده می شود، علیه تمامی فراکسیون های بورژوازی در مقیاس جهانی می تواند تهاجم خطرناک بورژوازی را مهار و نهایتا آن را تا گورستان تاریخ بدرقه کند... اگر نه خود انقلاب مردمی ولی لااقل شبح آن برای کنترل سرمایه عنان پاره کرده، ضرورتی انکارناپذیراست.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

ورودغافلگیرانه احمدی نژاد به صحنه "انتخابات" و ترک برداشتن صلابت اقتدار رهبر

در اصل در فاز گندیدگی و انحطاط کامل پارادایم اسلام سیاسی و خشکیدگی پایگاه اجتماعی رژیم و مشخصاً اصولگرایان، در شرایطی که جامعه ایران به شکاف و دوگانه جامعه رسمی و صوری با ارزش های خود و جامعه واقعی با ارزش های دیگر تقسیم شده است و آن چه که در نزد این حضرات ارزش است برای جامعه ضدارزش و آن چه که برای جامعه ارزش است برای اینان ضدارزش، سیستم ناگزیراست بشکل تراژیک-کمیک خود را بازتولید کند.

نقش زنان در قافله تمدن و رهائی

تاریخ و قافله تمدن بشری بسیار بیشتر از آن که وانمود می کند به زنان و نقش آن ها وامدار است. آیا زمان برسمیت شناختن این نقش فرارسیده و میانگین بلوغ جوامع بشری آمادگی پذیرش آن و وداع گفتن با پیش تاریخ نرینه خود و امتیازات ناشی از آن را دارد؟ بیگمان پاسخ به این پرسش خود یکی از چالش های بزرگی است که در برابر بشر امروز قرارگرفته است.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه