تقی روزبه

نقش زنان در قافله تمدن و رهائی

تاریخ و قافله تمدن بشری بسیار بیشتر از آن که وانمود می کند به زنان و نقش آن ها وامدار است. آیا زمان برسمیت شناختن این نقش فرارسیده و میانگین بلوغ جوامع بشری آمادگی پذیرش آن و وداع گفتن با پیش تاریخ نرینه خود و امتیازات ناشی از آن را دارد؟ بیگمان پاسخ به این پرسش خود یکی از چالش های بزرگی است که در برابر بشر امروز قرارگرفته است.

بخش: 

چهار دلیل برای تهدید مداوم ایران توسط ترامپ

ترکش های نخستین یک دولت بحران

به نظر نمی رسد تهدید ایران متضمن گشودن جبهه جنگ جدید در منطقه باشد، که نه آمادگی برای مقابله با پیامدهای آن که ابعاد جهانی خواهد داشتT وجود دارد و نه با اهداف اصلی و نقشه راه ترامپ خوانائی خواهد داشت. بلکه به عنوان سیاست تاکتیکی، مکمل بخشی از تدارک مناقشات و مذاکرات اصلی بوده و در خدمت چانه زنی و تقویت موقعیت خود بکار گرفته می شود. مذاکره ای که می خواهد با یک تیر چند نشان بزند، هم بین روسیه و چین جدائی ایجاد کند و هم بین ایران و روسیه، و البته هم چنین سرکیسه کردن دولت های نفتی منطقه و دوشیدن آنها.

ایران نخستین آماج تهدیدهای ترامپ

تا آن زمان – تا زمینگیر شدن این سیاست ها- بدترین و خطرناک ترین و باید گفت ابلهانه ترین سیاست دم به تله این هیولای وحشی و خشمگین دادن است! نباید فراموش کرد که این نوع تهدیدها توسط ترامپ در عین حال برای مقابله با فرایند روبه گسترش خیزش های اجتماعی در آمریکا و جهان هم هست. یعنی یافتن خطر و دشمنی خارجی برای قطبی کردن فضای سیاسی حول آن و منجمد کردن جنبشهای اعتراضی.

آمریکا و نقل مکان سیاست به خیابان

به اندازه ای که مبنع تولید قدرت، مردم، خود حضورمستقیم پیدا می کنند، نقش آفرینی قدرت نمادین و بیگانه شده توخالی تر می شود. قدرت در اصل بیان مناسبات اجتماعی است و وقتی مستقیم نباشد و از بدنه جامعه و مولدان قدرت جدا شود، اضافه قدرت به انباشت قدرت در سطوح گوناگون منجرمی شود که توسط دیگران (یا طبقات دیگر) تصاحب شده و اعمال می شود.

ترامپ و شروع فصلی تازه در سیاست و کنشگری جنبش های اعتراضی

بهرحال ترامپ "سودائی مزاج" که چامسکی او و حزب حامی اش را بزرگترین خطر کل تاریخ بشر نامیده بود، از امروز سرنوشت همه ما را بدست گرفته و انگشتاتش بر ماشه زرادخانه ای قرار گرفته اند که قادر است کل تمدن بشری را نابود کند و به کوره "جنگ تمدنها" بدمد. بحران محیط زیستی را چنان کند که سونامی مهاجرت زیست محیطی از یک کابوس به یک واقعیت تبدیل شود.

خدمات رفسنجانی "متأخر" به نظام

اعتراضات در مراسم تشییع، و یک جمع بندی

خمینی زمانی گفته بود تا نهضت (اسلامی) ادامه دارد هاشمی زنده است. بر همین اساس می توان گفت تا زمانی که فرانکشتاینی که او در خلق آن نقش فعال داشت پا برجاست و مشرف بر زندگی مردم، هاشمی زنده است. هیولائی که کنترلش از دست او خارج شد و برعکس کنترل "خالق"خود را بدست گرفت و او را وادار ساخت تا پایان عمر مجیزگویش باشد. چنان که تا دم آخر می گفت که "برای رهبری، بهتر از آقای خامنه ای نداریم".

هیولای ولایت مطلقه و نقش هاشمی رفسنجانی در برساختن آن

آیا رفسنجانی آن گونه که ادعا کرده می تواند در گور خود آرام بخوابد؟

رفسنجانی در اردیبهشت سال ۹۵ در مراسم رونمایی از کتاب زندگی‌نامه‌اش گفته بود: «اکنون دیگر می‌توانم راحت بمیرم زیرا مردم تصمیماتشان را خودشان می‌گیرند و در این نزدیکی پایان عمر که راه انقلاب را مسدود کرده بودند آن را باز کردم". آیا واقعا او آن گونه که می پنداشت، توانسته بود راه "انقلاب" را بازکرده و آن را از گزند دستبرد "تازه به دوران رسیده ها" و یا مدعیان داغ تر از کاسه ای چون مصباح یزدی ها، از پرتگاه های هولناک پیشاروی نظام نجات بدهد و حرکت رو به جلو و متعادل نظام را تضمین نماید؟

گورخوابی و پسوندمتجاهر!

فسادسیستماتیک و مشارکت باندهای مافیائی رژیم در قاچاق و اعمال سیاست تبعیض آمیز و یک بام ودوهوا در برخورد با پدیده اعتیاد و مصونیت باصطلاح دانه درشت ها و صاحبان قدرت و پارتی، خود بخش مهی از مشکل است که منجر به آن می شود که اساسا افرادبی سرپناه و دست خالی و بدون پارتی را هدف را بگیرند.

آیا اوباما در روزهای پایانی ریاست خود، آغازجنگ سردجدیدی را کلید زده است؟

نه روسیه، روسیه دوران فروپاشی است و نه آمریکا، آن آمریکای نیرومند و چالاکی که قادر به یک تعرض گسترده باشد. احتمالاً آمریکا در مسیری رو به افت قرار دارد و روسیه پس از یک دوره سقوط آزاد، دارد روی پایش می ایستد که بیشتر مدیون افت حریف است تا افزایش قدرت و توان واقعی خود. اکنون ما در دوره پساسوسیالیسم حکومتی و سرمایه داری جهانی ترشده قرار داریم که هر دو کشور با وجود داشتن خودویژگی ها، بخشی از سیستم جهانی سرمایه داری اند...

مورالس از قدرت دست بردار نیست!

"چپ" و معضل چسبندگی به قدرت

نقد قدرت هم چون مناسبات اجتماعی و چگونگی فرایند انباشت آن بهمان اندازه نقد سرمایه و فرایند انباشت آن دارای اهمیت است و به همین دلیل هم، مدخل اصلی نقد "سوسیالیسم" آزموده شده و هم، نقطه عزیمت چپ رهائی، چپ معطوف به تغییر مناسبات اجتماعی و ضدسیستم را تشکیل می دهد. بدون چنین نقدی همواره خطر بازگشت به گذشته و یاد هندوستان کردن این فیل وجود دارد. گوئی که قرن بیستم، قرنی سرشار از تجربه و آزمون های بزرگ، چیزی برای آموختن نداشته است!

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - تقی روزبه