سياست

ابوالفضل محققی

نسل سوخته‌ای که هیچ چیز ارزشمندی را حکومت اسلامی به او نداده است. از روز نخست فقر دیده و نابرابری چشیده و حرف زور شنیده است. حتی درون چهاردیواری خانه نیز او را راحت و آزاد نگذاشته‌اند! برای هر چیز کوچک، هر نیاز انسانی، مجبور به جنگ و گریز با گزمگان حکومتی شده است. بسیار زودتر از آنکه کودکی و جوانی کند، به درون سیاه چاله اسلام ناب محمدی سقوط کرده. قربانی بی‌گناهی که از روز نخست محکوم بوده و حکم حکومتی در موردش صادر. فضای خفقان‌آوری که تنفس را بر او مشکل ساخته است

بهزاد کریمی

ولایت، شگفت پدیده‌ای است و آن نوع "اکسیر"ی که هر "طلا"یی را تواند مس سازد! این، مسند و منصبی به نام ولایت است که شر اصلی می باشد و نه کسی که بر آن نشسته است. ولی فقیه نیست که ولایت می آورد بلکه ولایت است که ولی فقیه می پروراند! بهترین را هم بر آن بنشانند، بدل به هیولا می شود! ولایت فقیه، از خمینی شاعر فرمان قتال بیش از چهار هزار زندانی طی چند روز را می گیرد و از خامنه ای شعر دوست یک ستمگر اخموی کنونی می سازد.

فرخ نعمت پور

واقعیت این است کە هم اکنون ایران در آستانە الزام تغییر در ساختارهای کلان قرار گرفتە است. جمهوری اسلامی یا آن را می پذیرد، یا اینکە بیشتر بە منجلاب بحران ها فرو خواهد رفت. ورود نیروی سوم بە عرصە سیاست ایران، کە در اعتراضات اخیر شاهد آن بودیم، ورودی کە خیابان را جولانگاە خود قرار داد و گفتمان دیگری را در شعارهایش انعکاس داد را نە می توان نادیدە گرفت و نە با سرکوب برای همیشە خفە کرد.
با این وضعیت، آنان باز خواهند گشت. همین فردا!

مراد رضایی

اینکه بدیل جمهوری اسلامی چه شکلی از حکومت با چه مختصاتی خواهد بود، پرسشی است که در خیابان پاسخ خواهد گرفت. هیچکس نمی‌تواند از بالا و با دلالی سیاسی قدرت‌های امپریالیست چیزی را به عنوان جایگزین جمهوری اسلامی مطرح کند. این مطالبات جنبش است که به فراخور خواسته‌های تاریخی و خاستگاه طبقاتی‌اش بدیل وضعیت را معین خواهد کرد و راه خود را خواهد یافت.

بهزاد کریمی

شما که متاسفانه در وجه غالب خود نخواستید و نتوانستید از این خیز مردمی و به عنوان "فشار از پائین" در گرماگرم آن پشتیبانی کنید، حالا اگر بخواهید نه درکنار هسته اصلی قدرت حاکم بلکه با مردم بمانید، می باید خود را فقط و فقط در سطح اقدامات جدی بر بکشید. در سطح یک بیانیه متناقض درجا نزنید! به پشتیبانی شفاف از مردم در سمت آزادی وداد و دمکراسی برخیزید!

سهراب مبشری

بسیاری ناظران همچنین برآنند که جنبش تهیدستان بالاخره قالب و پلاتفرم سیاسی خود را خواهد یافت. این امر، دیر یا زود، روی خواهد داد.

روحانی در انتخابات برنده شد اما نه با رأی طبقه کارگر. در طول چند سال گذشته، از جمله ماه های منتهی به فوران اعتراضات توده ای در آخرین روزهای سال ۲۰۱۷، ده ها هزار نفر از کارگران، پرستاران، معلمان و سایر مزدبگیران و حقوق بگیران ایرانی در صدها اعتصاب، ...

صادق کار

یکی از راە کارهای تعیین کنندە برای نجات جان جوانان زندانی و سایر زندانیان سیاسی تجمع وسیع و حلقە زدن بە گرد زندانها و حمایت از خواست آزادی زندانیان سیاسی.است. این تجمع ها و محاصرە مدنی را در صورت لزوم باید بە مقابل قوە قضایی، مجلس، دفتر ریاست جمهوری هم کشاند.

فرهاد فدایی

در چنین شرایطی دو راه در برابر رژیم قرار دارد، یا به مطالبات مردم تن خواهد داد و قدم به قدم در راه اصلاح وضع موجود هم سو با خواست مردم حرکت خواهد کرد یا اگر دست به سرکوب ببرد، بی تردید هر چند اگر به صورت موقت بتواند شرایط را کنترل کند ولی در نهایت راه جنگ و انقلابی دیگر را برای آینده کشور ما رقم زده است.

صادق کار

در بیانیە این فراکسیون "راە حل مشکلات کشور"گفتگوی ملی بین جریان های درون نظام، دانستە شدە!بە عبارتی همە جریانات و ملت کە خودشان را درون نظام نمی دانند و هم اینها هستند کە از دست نظام بە شمول فراکسیون "امید" چنان بە ستوە آمدەاند کە دیگر راهی جز بە خیابان ریختن برای برچیدن بساط "نظام" برایشان باقی نگذاشتە اند، بکلی در این بیانیە از گفتگوی "ملی"مد نظر فراکسیون خط خوردەاند. بیانیە در واقع بسیار صریح و روشن خواهان متحد شدن خودی ها علیە "ناخودی ها"و جنبش مردمی شدە و...

ف. تابان

مبادا نیروهای دموکرات و چپ از حضور در مبارزات مردم و کوشش در جهت تعمیق خصلت عدالت طلبانه و آزادی خواهانه ی آن لحظه ای غفلت کنند. این راه ماست در برابر آن هایی که می خواهند جامعه را در قفس تنگ این جناح و آن جناح اسیر کنند و به انتخاب بین «اقتصاد مقاومتی» یا «اقتصاد نولیبرالی» مجبور سازند. 

صادق کار

خیلی از آنهایی کە در تظاهرات دیروز و امروز شرکت کردند احتمالا باید جزو کسانی باشند کە همین چند ماە پیش بە امید این کە تغییر مثبتی در وضعیت شان بە وجود آید در انتخابات شرکت کرده و بە روحانی رای دادەاند. اما با گذشت فقط چند ماە از انتخابات اینک از کل نظام رویگردان شدە و شعارهای ساختارشکنانە سر می دهند.

بهزاد کریمی

و قضیه برای اپوزیسیون اینکه، آیا نباید از پنجره این کشمکش ها، حدت بحران در حکومت و بی آیندگی آن را ببیند و نیز بر متن زنده جامعه، حد انفجاری پتانسیل اعتراضی در جامعه را؟ آیا اپوزیسیون قادر است واقعیت نزدیک شدن امکان گذار کشور از نظام ولایی به بن رسیده را دریابد؟ آیا متوجه است که جامعه در آستانه وضعیت "توده ها نمی خواهند" و "بالایی ها نمی توانند" قرار دارد؟ و آیا بر این درس برگرفته از تجارب پرشمار خود ایران و جهانیان هم می ایستد که هر قرار گرفتن جامعه در دروازه گذر از بن بست موجود، الزاماً به معنی عبور از آن نیست؟

نظر2
سهراب مبشری

جهان در ۲۰۱۷ شاهد فجایع و مصائب بسیار بود که به بخشی از آن در این نوشته اشاره شد. اما در مقابل این فجایع و مصائب، مبارزات امیدبخشی نیز ادامه یافت. پیشروی راست افراطی در کشورهای ثروتمند، انگیزه مقاومت در خود این کشورها شده است. فعالان کارگری، صلحدوستان، هواداران حفظ محیط زیست، مدافعان حقوق بشر، فمینیستها و بسیاری دیگر از جنبشهای اجتماعی در سال ۲۰۱۷ به مبارزات خود ادامه دادند که گواه آن، وقوع هزاران تظاهرات اعتراضی، اعتصاب و سایر موارد اقدام مدنی علیه جنگ، استثمار،‌ تبعیض و تخریب محیط زیست طی سال گذشته است.

بهزاد کریمی

واقع بینانه ترین برخورد با "مسئله ملی" میان مارکسیست‌ها به لنین تعلق داشت. چه در پابرجایی اش بر "حق تعیین سرنوشت" و چه تبیین روندهای ناسیونالیستی در جهان زمانه خود.

بهزاد کریمی

در واقع، نه گلوبالیزاسیون همان نئولیبرالیسم است و نه ناسیونالیسم واکنشی در برابر آن، ناسیونالیسمی اصیل. چپ که تنها در مبارزه علیه نئولیبرالیسم و مخالفت با اعمال هژمونی آن بر پدیده جهانی شدن می تواند چپ در معنای تاریخی و امروزینش بماند، بر همین بستر هم است که خواهد توانست با بیدار کردن بدنه اجتماعی این جریان "اول من"، رهبری آن را منزوی کرده و این نوع از ملی گرایی دروغین را طرد نماید.

بهزاد کریمی

و فراموش نباید کرد که مشروط کردن "حق تعیین سرنوشت" به حفظ "تمامیت ارضی"، صرفاً نه یک دستاویز سیا‌سی در دست دولتمردان حکومتی بلکه تجلی فهم و فرهنگ مسلط در درون ناسیونالیسم غالب بر مردمان آن کشور هم هست. در این نگاه، معیار اینست که محدوده کشور امری است جاودانه، و مالکیت بر آن دارای جنبه مشاع. بر همین اساس است که می توان گفت مشروط کردن "حق تعیین سرنوشت" به "تمامیت ارضی"، مبنای نظری برای تداوم ستمگری و تبعیض ملی است.

نظر1
صادق کار

با این اوصاف پیداست کە این مقدار افزایش قیمت کە با ادعای تک رقمی شدن تورم توسط دولت هم ناسازگار است، بە کاهش قدرت خرید و کوچکتر شدن باز هم بیشتر سفرە زحمت کشان وافزایش سئوتغذیە خواهد شد. گرانی نان یقیینا تاثیر زیادی روی گران شدن سایر کالاها و خدمات و بالا رفتن نرخ تورم خواهد داشت.و عرصە را بیش از پیش بر مردم تنگ خواهد نمود.

فرخ نعمت پور

بی گمان نگرانی اصلاح طلبان از وضعیت جاری خودشان موجە می نماید. زیراکە چە در عرصە چینش کابینە دوازدهم و چە در عرصە استانداری ها، با توجە بە نقش بی بدیل آنها و بدنە اجتماعی اشان در پیروزی روحانی، سهم آن چنانی از قدرت و مدیریت کلان کشور نبردند.

بهزاد کریمی

در تشخیص اراده عمومی، ابزاری دمکراتیک تر و صلح آمیزتر از رفراندوم سراغ نداریم. پرسش اینست که پیش از همه می باید از نفس انتخاب این ابزار برای ابراز نظر دفاع کرد یا در برابرش ایستاد؟ پرسیدنی است که چرا در بسیاری از نوشته‌های مربوط به رفراندوم در "اقلیم" چه پیش از آن و چه بعد آن، مقدمتاً از این انتخاب دمکراتیک به عنوان حق مردم کردستان عراق پشتیبانی نشد؟

نظر3
فرخ نعمت پور

بدون تردید، ایران نقش اصلی را در تحولات جاری عراق داشتە است، اما این بدان معنا نیست کە هر آنچە اتفاق افتاد تنها بر اساس خواست جمهوری اسلامی بود. در واقع خواست جمهوری اسلامی بر یک بستر تفاهم گستردە جلو رفت کە در آن کشورهای بسیاری، مستقیم و غیرمستقیم، دست داشتند. و اینکە چرا این خواست مشترک وجود داشت اساسا بە مشکل امنیتی در عراق برمی گردد کە همە جهان را سالهای مدیدی است نگران ساختە است.

نظر1

صفحه‌ها