در مورد قتلهای درون سازمانی در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

بین سالهای ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۱

علیرغم اینکه چندین دهه از آن قتلها می گذرد، وجدان انسانی و این واقعیت که سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) از زمره میراث داران سازمان چریکهای فدائی خلق ایران است، ایجاب می کند که قتلهای صورت گرفته محکوم شود و از رفقای به قتل رسیده اعاده حیثیت به عمل آید و از خانواده های آنها پوزش طلبیده شود.

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

در طی فعالیت سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بین سالهای ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۱ قتلهائی در درون سازمان صورت گرفته است. اطلاعات در مورد این قتلها، اندک است و اکثر رفقائی که در آن دوره در مسئولیت سازمان بودند، شهید شده اند و رفقائی که زنده ماندهاند به جهت خصلت کار مخفی آن دوره، اطلاعات کافی در مورد قتلها را ندارند.

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) قبل از برگزاری کنگره یازده ـ این کنگره در روزهای ۱۹ تا ۲۲ فروردین ماه سال ۱۳۸۸ برابر با ۸ تا ۱۱ آوریل ۲۰۰۹ برگزار شد ـ تصمیم گرفت که مسئولین سازمان، اطلاعات موجود را گردآوری نمایند، به تمام منابعی که در این زمینه وجود دارد، مراجعه کنند، با یکا یک رفقائی که اطلاعاتی دارند، به گفتگو بنشینند و روی اطلاعات گردآوری شده، کار تحقیقی انجام دهند. این کار صورت گرفت و گزارشی بر پایه اطلاعات گرد آمده تهیه و به شورای مرکزی ارائه گردید.

اطلاعات گردآوری شده حاکی از آن است که در این دوره، چهار قتل در درون سازمان چریکهای فدائی خلق ایران صورت گرفته است. سه مورد قتل در بین سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ و یک مورد در سال ۱۳۵۶. تحقیقات ما نشان میدهد که نام سازمانی یکی از رفقا، “اسد” و نام واقعی وی “علی اکبر هدایتی” بوده است. او اهل بابل بود و در اوائل سال ۱۳۵۲ به سازمان پیوسته بود. اطلاعات موجود نشان میدهد که در سالهای مزبور دو قتل دیگر صورت گرفته است که متاسفانه نام سازمانی و نام واقعی آنها مشخص نیست. مورد چهارم رفیق عبدالله پنجه شاهی است. او دانشجوی رشته زیست شناسی دانشگاه تربیت معلم بوده و در سال ۱۳۵۴ به عضویت سازمان درآمده بود. در مورد قتل او قبلا مطالبی در رسانه ها درج شده است.

بررسی ها نشان می دهد که در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران تصفیه ایدئولوژیک صورت نگرفته و اختلافات سیاسی و نظری موجب قتلها نبوده است. به بیان دیگر تصفیه فیزیکی مخالفین نظری در سازمان مطرح نبوده است. در سازمان بحث و اختلاف نظر، همواره وجود داشته ولی هیچ وقت طرفین در آن دوره بر روی هم سلاح نکشیدهاند. نظرات مختلف در سازمان در نشریه ویژه بحثهای درون سازمانی درج می شد. وقتی جریان تغییر ایدئولوژیک مجاهدین و تصفیه فیزیکی آنها در سال ١۳۵۴ علنی میشود، همه رفقا به شدت، با توسل به تصفیه فیزیکی برای حل مسائل نظری و سازمانی مخالفت کرده و آن را محکوم میکنند. در مورد گروه شعاعیان ـ شایگان، گروه دکتر اعظمی، گروه ستاره و گروه تورج بیگوند که به سازمان پیوستند، یا در ارتباط با سازمان بودند، یا روند تجانس با سازمان را سپری میکردند و یا از سازمان جدا شدند، علیرغم وجود اختلاف نظر با سازمان، تصفیهای در مورد آنها صورت نگرفته است.

انگیزه قتلها، مسائل زیر بوده است: کناره گیری از سازمان و ترک خانه تیمی و متهم بودن به عنوان عناصر “ترسو، بریده و جازده” (مورد رفیق علی اکبر هدایتی)، داشتن اطلاعات و احتمال ضربه خوردن سازمان با کناره گیری آنها و عدم رعایت انضباط سازمانی (دو مورد دیگر) و مناسبات رفقای دختر و پسر (مورد رفیق عبدالله پنجه شاهی).

بررسی های ما نشان می دهد رفقائی که به قتل رسیده اند نه خیانتی ـ با تلقی آن زمان ـ به سازمان چریکهای  فدائی خلق ایران کردهاند و نه از جانب آنها ضربه ای متوجه سازمان شده است. برای همه ما الزامات سازمان چریکی، اهمیت اطلاعات در حفظ سازمان و شرایطی که سازمان در آن مبارزه میکرد، قابل درک است، با این وجود قتل رفقای ما به هیچوجه قابل توجیه نیست. در آن زمان با وجود شرایط سخت، راههای دیگری برای حل مشکلات  وجود داشته است. از جمله پاک کردن اطلاعات و اعزام به خارج از کشور. مورد رفیق عبدالله پنجه شاهی در چارچوب مسائل امنیتی هم نمی گنجد.

علیرغم اینکه چندین دهه از آن قتلها می گذرد، وجدان انسانی و این واقعیت که سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) از زمره میراث داران سازمان چریکهای فدائی خلق ایران است، ایجاب می کند که قتلهای صورت گرفته محکوم شود و از رفقای به قتل رسیده اعاده حیثیت به عمل آید و از خانواده های آنها پوزش طلبیده شود.

بر این پایه، قراری از جانب شورای مرکزی سازمان تنظیم و به کنگره یازده ارائه گردید. در کنگره پیرامون قتلهای انجام گرفته، گزارش مفصلی ارائه گردید. کنگره با حساسیت گزارش را استماع کرده و تاسف عمیق خود را از آن قتلها اعلام و قرار ارائه شده را تصویب نمود و به شورای مرکزی مسئولیت داد که قرار را تدقیق کرده و با توضیحات ضرور آن را منتشر سازد.

اینک شورای مرکزی در اجرای مصوبه کنگره، قرار را منتشر میکند.

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

۳١ خرداد ۱۳۸۹ (۲١ ژوئن ۲۰۱۰)

متن قرار مصوب کنگره یازده سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

پیرامون قتلهای درون سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

بین سالهای ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۱

۱. سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به عنوان یکی از میراث داران سازمان چریکهای فدائی خلق، چهار مورد قتل صورت  گرفته بین سالهای ۱۳۵۶ ـ ۱۳۵۱ را محکوم و از این جانباختگان جنبش فدائی اعاده حیثیت میکند.

۲. سازمان به خانواده رفقائی که نام آنها تا کنون مشخص شده، مراجعه و  به سهم خود مراتب تاسف و عذرخواهی خود را به آنها اعلام خواهد کرد.

۳. سازمان به پیآمدهای قرار احترام می گذارد.




۲ نظر به “قرار مصوب کنگره یازده سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)”

نوشتن نظر

  1. به مسئولین سازمان از سوی یکی از اعضاء سابق سازمان فدائیان خلق – اکثریت
    دوستان، شما مسئولیتی را به عهده سازمان اکثریت گذاشته اید که نه تنها اعضاء سازمان، بلکه کادرهای آن نیز هیچگونه نقش، تأثیر، اطلاع و آخرالامر مورد مشورت نیز قرار نگرفته اند تا نسبت به پذیرش چنین قراری واکنشی نشان دهند. در واقع امر، آنانی که تمام اعضاء، کادرها و حتی هواداران سازمان در تمامی این سالها را نسبت به کاری مسئول قرار داده و به نام آنها چنین قتل هایی را متقبل شده اند، بدون هیچگونه احساس مسئولیتی در قبال تمامی اعضاء سازمان که بدون اطلاع از وجود چنین اموری صرفاً برای همراهی برنامه ای در کادر سازمانی فوق قرار گرفته و نسبت به مسائل آن و زندگی روزمره اش از جان و زندگی خود مایه گذاشته و طبعاً تبعات آن را نیز شخصاً متقبل شده اند، آنها را در مجموعه شرکای جرمی قرار داده اید که نه تنها هیچ نقشی نمی توانسته اند در آن داشته باشند، بلکه حتی حق اطلاع از آن نیز، از آنان سلب شده است.
    در واقع، بازماندگان آن دوره از رهبری سازمان – حتی نه اعضاء آن – که از موضوع مطلع بوده و بنا به مصلحت هائی – که گاه انگیزه هایی بس فرصت طلبانه ای را نیز میتواند همراه داشته باشد – در تمامی این سالها از رفقای سازمانی خود، و از اعضاء پنهان نگه داشته اند و تنها زمانی به صرافت برخورد و بررسی نسبت به آن افتاده اند که بعنوان مثال کتاب ساخته و پرداخته وزارت اطلاعات و از سوی دیگر برخی سازمان های سیاسی چنین موضوعاتی را در میان گذاشته بودند.
    سخن کوتاه، دوست یا دوستان عزیزی که چنین قراری را نوشته و آنرا بنام یک مجموعه سازمانی و غیره که شامل موجودیت کلیت آن نیز میشود، مطرح می کنید باید به این نکته توجه داشته و بطور مشخص آنرا مد نظر قرار دهید که چنین حقی به شما برای انداختن مسئولیت قتل های فوق به دوش مجموعه اعضاء سازمان به هیچ وجه داده نشده و شما محق نیستید چنین قراری را بنام سازمان طرح نمایید.

    بازمانده آنچه که شما تحت عنوان اکثریت مبنای فعالیت خود قرار داده اید، تنها انعکاس عرصه فعالیت بخش بسیار محدودی از مجموعه ای است که در طی حدود سه دهه و اندی نام و نشان فدائی را تداعی می کردند.

    تا آنجائی که در جریان قرار گرفته ام موردی را شاهد بوده ام که عده ای و آنهم باز از همان انگشت شمار بازمانده از دوره پیش از انقلاب دور هم جمع شده و بدون مشارکت دادن اعضاء بعداز انقلاب – نه بدلیل عدم دسترسی، که عمدتاً تحت تأثیر تفکرات قبیله گرایانه – درباره موضوعات مورد نظر بحث نموده اید.
    من فکر می کنم به سهم خود و مانند بسیاری دیگر از اعضاء سابق سازمان، حق خود میدانم به شما برای تقسیم چنین مسئولیتی اعتراض نمایم و این اعتراض ام حتی شامل برخی رفتارهائی می شود که بعضاً برخی و گاه تمام کمیته مرکزی سازمان از خود بروز داده و اما در مناسبات مشخص سازمانی از اعضاء سازمان پنهان نگه داشته بودند. نمونه بارز چنین رفتاری را میتوان در برخورد با گروه های انشعابی از سازمان و بکار گیری اعضاء برای پیش برد افتراآتی مثال آورد که نه تنها اعضاء نسبت به آن امور از نظر حقوقی مبرا هستند، بلکه بطور مشخص این یا آن فرد می باید پاسخ گوی رفتار خود باشند!
    در پایان یادآور می شوم که در صورت حذف نظرم از این بخش، آنرا برای رسانه های دیگری نیز ا رسال خواهم کرد.

  2. سلام تقی جان!
    یادداشت شما را در کارآنلاین خواندم. شما نکاتی را در یادداشت مطرح کردید که لازم است در مورد آن‌ها توضیح داده شود:
    ١. شما نوشته‌اید: “دوستان، شما مسئولیتی را به عهده سازمان اکثریت گذاشته اید که نه تنها اعضاء سازمان، بلکه کادرهای آن نیز هیچگونه نقش، تأثیر، اطلاع و آخرالامر مورد مشورت نیز قرار نگرفته اند تا نسبت به پذیرش چنین قراری واکنشی نشان دهند.” من یک توضیح و یک سئوال از شما و درخواست حل یک معما را دارم. ابتدا توضیح:
    ـ اعضای سازمان قبل از کنگره در جریان بررسی این موضوع قرار داشتند.
    ـ قرار در مورد قتل‏های درون سازمانی قبل از کنگره در اختیار اعضای سازمان قرار گرفته بود. در کنگره یازدهم هم گزارش مفصلی در این مورد داده شد و اعضای سازمان در جریان کار تحقیقی که در این زمینه صورت گرفته بود، قرار گرفتند.
    ـ اعضای سازمان در کنگره اقدام شورای مرکزی در این زمینه را تائید کردند.
    ـ قرار ارائه شده از جانب شورای مرکزی به رای اعضای کنگره گذاشته شد و با %۹۸٫۲ رای موافق، بی هیچ مخالف و تنها با %۱٫۸ ممتنع به تصویب کنگره رسید.
    اما سئوال من از شما. شما از کجا و برپایه چه اطلاعی مدعی شده‌اید که اعضا و کادرهای سازمان از این موضع‌گیری مطلع نبوده و ” هیچگونه نقش، تأثیر، اطلاع و آخرالامر مورد مشورت نیز قرار نگرفته اند تا نسبت به پذیرش چنین قراری واکنشی نشان دهند.”؟ خوب بود که قبل از طرح این ادعا، به مسئولین سازمان مراجعه می‌کردید و از روندی که در این مورد در سازمان پیش رفته است، جویا می‌شدید و یا به گزارش کنگره یازده مراجعه می‌کردید و سپس این ادعا را مطرح می‌نمودید.
    اما معما. شما می‌توانید این معما را حل کنید که چگونه اعضای سازمان به قراری رای دادند که به ادعای شما از آن مطلع نبودند؟ آیا این امر امکان‏پذیر است؟

    ٢. شما نوشتید: ” من فکر می کنم به سهم خود و مانند بسیاری دیگر از اعضاء سابق سازمان، حق خود میدانم به شما برای تقسیم چنین مسئولیتی اعتراض نمایم…”. می‌توانید نشان دهید که در قرار منتشره در کجا تقسیم مسئولیتی صورت گرفته است و بخشی از مسئولیت روی دوش شما گذاشته شده است. در قرار مشخصا سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) به عنوان یکی از میراث‌داران سازمان چریکهای فدائی خلق مسئولیت پذیرفته است. معلوم نیست این قرار چه ارتباطی به شما و یا سایر اعضای سابق سازمان دارد. سازمان هر زمان با اعضای آن معرفی می‌شود. مسئولیت هر تصمیم در کنگره با اعضای فعلی سازمان است نه اعضای سابق آن. سازمان مسئولیت مصوبات خود را پذیرا است و قصد ندارد مسئولیت مصوبات خود را روی دوش دیگران بگذارد.

    ۳. شما نوشتید: ” دوست یا دوستان عزیزی که چنین قراری را نوشته و آنرا بنام یک مجموعه سازمانی و غیره که شامل موجودیت کلیت آن نیز میشود، مطرح می کنید باید به این نکته توجه داشته و بطور مشخص آنرا مد نظر قرار دهید که چنین حقی به شما برای انداختن مسئولیت قتل های فوق به دوش مجموعه اعضاء سازمان به هیچ وجه داده نشده و شما محق نیستید چنین قراری را بنام سازمان طرح نمائید”.
    طبعا قرار را ابتدا یک نفر می‏نویسد ولی بعد از اضهار نظر، به تصویب ارگان‏های سازمانی می‏رسد. در این زمینه هم اینگونه عمل شده است. قرار ابتدا به تصویب هیئت سیاسی ـ اجرائی رسیده و سپس شورای مرکزی و سرانجام کنگره یازده. گویا شما عنوان قرار را نخوانده‏اید. وگرنه نمی‏گفتید به نام یک مجموعه سازمانی است. باز یک سئوال از شما دارم. چه کسی تعیین می‏کند که قرار به نام سازمان منتشر شود؟ شما و یا اعضای سازمان در کنگره؟ اعضای سازمان در کنگره این قرار را تصویب کردند و مسئولیت آن را پذیرفتند. سئوال دیگر این است که آیا شما مشخص می‏کنید که ارگان‏های سازمان “محق نیستید چنین قراری را بنام سازمان طرح نمائید” و یا اعضای سازمان؟ اعضای سازمان با بیش از ۹۸ درصد رای خواستند که چنین قراری به نام سازمان انتشار یابد. حتی یک نفر هم مخالف انتشار این قرار در کنگره یازده نبود.

    بهروز خلیق