اکبر محمدى در استان سرسبز و خرم مازنداران، در سرزمين مازيار و مجاورت خاک بابک خرمدين و در يک خانواده متوسط در آمل چشم به جهان گشود. در سال ١٣۷٣ پس از پايان تحصيلات متوسطه به تهران آمد و پس از شرکت در کنکور سراسرى در دانشکده علوم بهزيستى و توانبخشى دانشگاه تهران در رشته مددکارى اجتماعى وارد دانشگاه شد.
وى بهعنوان يک دانشجوى آزادىخواه با ديدن بىعدالتىهاى موجود در جامعه و فقدان آزادى، در دانشکده فعاليت سياسى را آغاز کرد و پس از کشته شدن فروهرها در سال ١٣۷۷، و برملا شدن شيوه اين کشتار توسط روزنامه سلام و توقيف آن، تظاهراتى از سوى دانشجويان دانشگاهها آغاز شد، که از ١٨ تير ماه سال ١٣۷٨ به مدت چند روز تهران و چند شهر ديگر را در ناآرامى فرو برد و سرانجام منجر به سرکوبى اين جنبش و دستگيرى وى و برادر بزرگش منوچهر محمدى شد. وى در طى ساليان زندان به دليل غيبت زياد از دانشگاه اخراج شد. او به مدت ۷ سال در زندانهاى جمهورى اسلامى، زندان توحيد، زندان اوين زير وحشيانهترين شکنجههاى وزارت اطلاعات قرار گرفت و به عنوان اسطوره مقاومت از سوى جنبش دانشجويى انتخاب شد. وى يکى از اعضاى شوراى مرکزى اتحاديه ملى بود. و در پى تظاهرات ١٨ تير به عنوان متهم رديف دوم قيام کوى دانشگاه به اعدام محکوم و با درخواست على خامنهاى با دو درجه تخفيف به ١۵ سال زندان محکوم شد.
در پى شکنجههاى وزارت اطلاعات در زندان توحيد و ٢٠۹ اوين انواع شکنجههاى روحى و جسمى را تحمل کرد.
موارد شکنجه در ٣ ماه و نيم زندان توحيد و ٢٠۹ اوين:
١- کابل زدن به کف پا به مدت ٢۷ روز (يک روز در ميان)
٢- ضرب و شتم در حين بازجويى
٣- بىخوابى
۴- پخش نوحه با صداى بلند در سلول انفرادى
۵- آويزان کردن از سقف بهصورت قپانى
۶- تهديد به اعدام
۷- شلاق زدن همراه با وزنه سنگين بر پشت
٨- استفاده از داروى بىحواسى براى سند سازى
و انواع ديگر شکنجهها. ...
در پى اين شکنجهها وى از ناحيه کمر صدمه ديد و تا آخرين روز ها نيز از اين مسئله رنج مىبرد. همينطور پنجاه درصد از شنوايى خود را در طول شکنجهها از دست داد.
از جمله اقدامات او در طول فعاليت سياسىاش مىتوان به موارد زير اشاره کرد:
١- بهوجود آوردن تشکل سياسى در دانشگاه
٢- برپايى اعتراضات صنفى دانشجويى در دانشگاه
٣- موضعگيرى تند در سخنان دهنمکى از اعضاى انصار حزبالله در دانشگاه
۴- برهم زدن سخنرانى خاتمى و سازماندهى تظاهرات در دوم خرداد ۷٨
۵- سازماندهى تظاهرات کوى دانشگاه در سال ۷٨ به همراه برادرش و ديگر دانشجويان که منجر به ١۵ سال زندان شد
اکبر محمدى در طول ۷ سال زندان پنج بار دست به اعتصاب غذا زد، او در طول اين اعتصابات به انواع بيمارىهاى گوارشى مبتلا شد. وى به بيمارى ام اس نيز مبتلا شده بود.
به همين جهت بنا بهنظر شوراى پزشکى وى مستحق مرخصى استعلاجى شد. ولى بهدليل چاپ کتابى از او در امريکا توسط خواهرش وى دوباره به زندان منتقل شد. و در ششمين اعتصاب خود که به مدت ۹ روز ادامه يافت بهطرز مشکوکى در بند ٣۵٠ زندان اوين جان باخت.
برگرفته از کتاب انديشه و تازيانه (خاطرات اکبر محمدى از زندان)
به کوشش تبعيديان شهر وان