على اکبر آزاد
به گورستان خاوران که مىرسيم، آنجا هم عکس مادران پيرى که عکسى از فرزندشان در دست دارند، میبينيم. مانتوهاى پوسيده و چهرهء زيباى اين مادران نشان از ظلمى دارد که اين رژيم به آنها وفرزندانشان روا داشته است. انسان نمىتواند صحنهء اين مادران را ببيند و اشک در چشمهايش حلقه نزند و نپرسد چرا اين مادران را اين طور داغدار کردند؟
بعد از سال ١٣۶۷ شهريور ماه هر سال يادآور خاطره اعدامهاى دسته جمعی در زندانهاى سياسى جمهورى اسلامى ايران است. داغ ننگی بزرگتر از بسياری از داغهايی که بر پيشانى رژيم حک است. جمهورى اسلامى در اين ماه و ماههای پيش و پس از آن در آن سال، هزاران انسان دربند را قتل عام کرد و جنازه هاى آنها را مخفيانه در گورهاى دسته جمعى دفن کرد.
جمهورى اسلامى پيشتر هم به اين جنايات در ابعاد ديگرى دست زده بود. جنايت سال ١٣۶۷ دنباله آن جناياتى بود که رژيم جمهورى اسلامى به عنوان نيروى حکومتى از همان آمدن روى کار به آن دست زد. قبل تر هم اسلاف جمهورى اسلامى به جناياتى دست زده بودندکه در ترور روشنفکران و نويسندگانى چون احمد کسروى و پيشترتر از آن بر اثر مواضع ارتجاعى شيخ فضلالله نورى برعليه مشروطيت بهنام مشروعهخواهى تبلور يافته بود.
به هر صورت هيچ اقدامى بدون ريشه نيست و ريشه اصلى آنها به نوع ديد عاملان آنها برمىگردد. جمهورى اسلامى حاصل وجود سالها خشونت و خرافه پرستى درايران و حتى منطقه پيرامون است. اينها زمانى که به نقاط حساس دست يابند خطرناک مىشوند، همانطور که در سال ١٣۵۷ به حکومت ايران رسيدند و آن فاجعههاى انسانى را پى در پى آفريدند و بازهم خطر آفريدن چنين جناياتی از بين نرفته است. تازهترين اينها مرگ اکبر محمدى در زندان اوين بود.
براى ايرانيان وجهانيان کافی است که نگاهى به سايتهاى نيروهاى سياسى مخالف رژيم ويا سايتهاى حقوق بشرى بياندازند تا عمق کردارضد انسانى اين رژيم را به چشم خود ببينند. آنجا که دستهاى ازفرزندان مردم کرد در فرودگاه سنندج در شهريور ١٣۵٨ تيرباران مى شوند. على احسن ناهيد برروى برانکاردى اعدام مىشود. در صحنهء ديگر افتادن جميل يخچالى و صحنهء ديگر دست باند پيچى ناصر سليمى و يا در صحنهء ديگر شهريار ناهيد بدن نيمه جان برادرش على احسن را کول گرفته و هر دو با هم تيرباران مىشوند. درويش عيسى با موهاى پريشان ايستاده است. درصحنهء ديگرى از اعدامها در همين سال در پاوه اعداميان را به پنچره ساختمانى نيمه کاره بسته وتيرباران مىکنند. در سالهاى بعد در شهرهاى ديگر پيکر مبارزين را از جرثقيلها آويزان کرده و آنها را در خيابانها اعدام مىکنند.
کافى است تا سرى به سايتهاى نيروهاى مخالف رژيم زده شود و تعداد بيشمار عکسهاى مبارزين را ديد که چگونه بهدست اين رژيم به نحوى کشته شدهاند. سايتهاى نيروهاى کرد وسايتهاى فداييان و ديگر نيروها مملو از عکس واسامى و خاطره نيروهاى مبارزى است که در برابر اين حکومت شرير ايستادند وکشته شدند. جوانان ونوجوانان وزنان عکسهايشان و نگاهشان سخنها دارد.
ازاينها که بگذريم به گورستان خاوران مىرسيم و آنجا هم عکس مادران پيرى که عکسى از فرزندشان در دست دارند. مانتوهاى پوسيده و چهرهء زيباى اين مادران نشان از ظلمى دارد که اين رژيم به آنها وفرزندانشان روا داشته است. انسان نمىتواند صحنهء اين مادران را ببيند و اشک در چشمهايش جمع نشود و نپرسد چرا اين مادران را اين طور داغدار کردند؟
انسان وقتى مقالات را مىخواند به گورهاى دسته جمعى در همه شهرهاى ايران که رژيم به آنها نام لعنتآباد را داده است، برمىخورد. گورهايى که در همه شهرهاى ايران گسترده اند و پيکر مبارزان را چه آنها که اعدام گشتهاند و چه آنها که در درگيرى بارژيم کشته شدهاند درخود دارند. در شهرهاى کردستان، رژيم اول پيکرهاى کشته شدگان اپوزيسيون را به دنبال ماشينها بر روى زمين مىکشاند و بعد آنها را به اين "لعنتآباد"ها میسپرده است. در تهران وشهرستانها مبارزين را در خيابانها حلقآويز کرده وبعد آنها را به اين گورها سپردهاند. در زندانها اول زندانيان را شکنجه کرده و بعد ازمرگ آنها را به اين گورستانها مىبردهاند. ويژگى همه اينها در چند چيز است، اين خفتگان مخالف رژيم بوده اند، بهدست رژيم کشته شده اند و مخفيانه در اين محلها دفن شدهاند. خانوادههاى آنها با هزاران مشکل مىتوانند بر گور عزيزانشان رفته و با ياد آنها خلوت کنند.
اين رژيم اين جنايات را در بسياری از نقاط جهان، در همه تاريخ حکومتش انجام داده است. دامنه جنايات اين رژيم مرزهاى ايران را هم شکسته وبه خارج هم رسيده است. اين رژيم گورهايى هم از مبارزين در خارج کشور ودر کشورهاى همجوار ايران دارد. در کشورهاى همجوار ايران هستند شمارى از مبارزان که بهدست رژيم کشته ودر اين سرزمينها دفن شدهاند. در کشورهاى دورتر هم هستند مبارزينی که در تبعيد هم قربانى ترور وخشونت اين رژيم شدهاند و يا در تبعيد ناخواسته زندگى را بدرود گفتهاند. اينها همه قربانيان خشونت اين رژيم هستند. چه آنها که مستقيم بهدست رژيم کشته شدهاند وچه آنها که تبعيد شدند و در تبعيد فوت کردهاند، همه به نوعى قربانى ظلم اين رژيم بودهاند. همه اين عکسها و مقالات و يادها و گورها وبازماندگان سخنها از جنايات اين رژيم دارند. در اينجا جا دارد که ياد همه آن مبارزان پير و جوان و قربانيان رژيم را که درجاى جاى ايران و يا جاى جاى جهان زندگى را بدرود گفته اند، گرامى بداريم و به يادعزيزشان درود بفرستيم.
جمعه ١٠ شهريور ١٣٨۵ برابربا ١ سپتامبر ٢٠٠۶