به بهانه خواندن کتاب آقاى حمزه فراهتى
علىاکبر آزاد
در کردستان و سنندج همان رفقاى فدايى که او تندروشان مىنامد دهها روز زير بمباران و گلولهباران دربرابر رژيم مقاومت کرده وکسانى چون حسن جهانبخش هلىکوپترهايى را که به روى مردم عادى تيراندازى مىکردند، ازآسمان ساقط مىکرد وبراى همين هم در سال ١٣۶٠ با اينکه فدايى اکثريت شده بود از طرف رژيم همراه رفقا شفيع رمضانى و خسرو مايى در تهران دستگير و اعدام شد
در حاشيه کنگره دهم سازمان فداييان خلق ايران (اکثريت)
محمود حسينى شوشترى
آنشب، شب يلداى ما بود. خواب بهچشم کسى نمىآمد. گروه گروه درجائى و گوشهاى جمع شده، مىگفتند و مىشنيدند. چه آههاى سرد و جگرخراشى که از دلها بيرون نمىآمد! آخر آن شب شب ١۹ بهمن، شب تجديد عهد – در فضائى و مکانى و با نگرشى ديگر – با رفقا بود. چه اميدوارکننده بود وقتیکه دو يار قديمى جداشده را بار ديگر در کنار هم مىديدى
از چله ی ديروز تا يلدای امروز
عاطفه مشاطان
پاييز هزار رنگ می رود و زمستان سپيد رنگ از راه می رسد، و در اين ميان شبی است بلند و پر از رمز و راز، شبی به بلندای يک فرهنگ، فرهنگی چند هزار ساله با آيين و رسومی رنگارنگ به سان پاييز و درون مايه ای پاک و سپيد به رنگ زمستان.
بدرود با زندهياد رفيق محمود بريالى
بهزاد کريمى
دو نشانه برجسته اين يار گرانقدر ما که همواره در خاطر ما خواهد ماند چنيناند: يک، ياریهاى بیدريغ وى به نمايندگى از حزب دموکراتيک خلق افغانستان و مردم مهماندوست اين کشور نسبت به ما آنگاه که سالهايى از مهاجرت سياسى بخش از اعضاى سازمان ما در کشور همسايه افغانستان مى گذشت؛ و دوم، اميدپراکنى پيوسته وى در ميان اطرافيانش به ويژه در اين آخرين سالها و ماههاى زندگى، درست آن هنگامى که خود از درون با بيمارى جانکاه و فرساينده دست و پنجه نرم ميکرد و از دردهاى بسيار رنج مى برد.
قربانيان جنايات رژيم درهمه جاهستند
نگاهى از منظر فاجعه شهريور سال ١٣۶۷ به سالهاى ديگرجنايات رژيم
على اکبر آزاد
به گورستان خاوران که مىرسيم، آنجا هم عکس مادران پيرى که عکسى از فرزندشان در دست دارند، میبينيم. مانتوهاى پوسيده و چهرهء زيباى اين مادران نشان از ظلمى دارد که اين رژيم به آنها وفرزندانشان روا داشته است. انسان نمىتواند صحنهء اين مادران را ببيند و اشک در چشمهايش حلقه نزند و نپرسد چرا اين مادران را اين طور داغدار کردند؟
به گراميداشت ياد ياران در تجمع خاوران جمعه ده شهريور ١٣٨٥
امير جواهری لنگرودی
کينه وجودی هر خاک خفته «پرتآباد» و « لعنتآباد»ی چه سنگينی میکند بر دل بيدادگران زمان و چه جانمايه نشاطآوری از هستی زندگی بر دلهای يکايک خانوادهها میافشاند وقتی بر سر خاکی گرد میآيند. بیآنکه بدانند جانمايه زندگیشان در کدامين تکه از اين خاک آرميدهاند. چرا که شبپرستان مرگآفرين، اين جانهای هستیسوز را دزدانه و شبانه بر خاکشان سپردند تا جبن و جنون خود را بپوشانند و فتوای امام را از ديدهها پوشيده بدارند.
کدام شما ...؟
بانو صابرى
تقديم مىکنم، با عشق و دردى مشترک به خواهرم مريخ و تمام همسران جانباختگان که با فاجعه تابستان سال ۶۷ درد و رنجشان جاودانه شد.
اطلاعيه شماره ٣ درباره يادمانهاى کشتار سراسرى زندانيان سياسى ايران
من از يادت نمیکاهم...
ترا من چشم در راهم شباهنگام
که میگيرند در شاخ «تلاجن» سايهها رنگ سياهى
وزان دلخستگانت راست اندوهى فراهم؛
ترا من چشم در راهم.
شاميت
مهدى اصلانى
شاميت، به جون همه مردا، يه روز برمیگرديم. اگر نه خودمون كه بچههامون. قبراتونو پيدا میكنيم و رو هر كدام، به جاى سنگ، “سرو” میكاريم. بچههاى نسل سبزبايد زير اين سروا خنك بشن و قد بكشن. يادشون نره كه چه بر سر مان آمد. بعدشم همه با هم دم مى گيريم. به جون همه مردا راس میگم. مثل همون شب بند "يکى يه دونه عزيزم يکى يه دونه عزيزم"
زندگىنامه مختصر اکبر محمدی
محمود خليلى
او به مدت ۷ سال در زندانهاى جمهورى اسلامى، زندان توحيد، زندان اوين زير وحشيانهترين شکنجههاى وزارت اطلاعات قرار گرفت و به عنوان اسطوره مقاومت از سوى جنبش دانشجويى انتخاب شد.
بچه جمشيد
محمود خليلى
«وحيد» همچنان يکپارچه شور و انرژى و روحيه بود. سربه سر همه مىگذاشت پير و جوان برايش تفاوتى نداشت مىگفت: زمان زيادى براى خنديدن نمانده من توى زندگى کوتاهم خيلى چيزها ديدم، آدمهاى خوب آدمهاى بد، جونورهاى رنگارنگ، حيوونهاى دوپا، ولى از اين جونورا (رژيم) وحشىتر نديدم
نگاهى کوتاه اززمستان ۵۷ تا کشتار تابستان ۶۷
احمد موسوى
اکثريت بزرگ جمعيت کنونى کشور ما رويداد ٣٠ خرداد ١٣۶٠ را اگر بشناسد، تنها از طريق خواندهها و شنيدهها میشناسد. آنچه جنايت کشتار هزاران زندانى سياسى ايران در مرداد و شهريورماه ۶۷ را از جنايتها و قتلعامهاى ديگر برجستهتر میکند و حس همدردى بيشترى را دروجود انسانهاى آگاه، محافل و مجامع بينالمللى بر میانگيزد، مظلوميت اين زندانيان جانباخته است. زندانيانى که دوران محکوميت خود را مىگذراندند
گرامىدا شت خا طرهىمحمود اعتما د زا ده {م.ا.به آ ذين}
برگزار شد
عليرضا جبارى{آذرنگ}
در اين همايش محمد على عمويى؛ توران ميرهادى؛ بهمن حميدى؛ جعفر کوشآبادى؛ دکتر بنى طرف؛ مريم محبوب؛ نياز يعقوبشاهى و روزبه کريمى؛ هر يک به نوبهى خود سخنانى در خصوص زندگى ادبى و هنرى و ابعا د گوناگون شخصيت بهآذين و همچنين دربارهی فعاليتهاى صنفى و اجتماعى او گفتند.
گراميداشت فدايى جانباخته انوشيروان لطفى
و با ياد جانباختگان جنبش چپ ميهنمان
تهيهکننده: علی توفانی
مطلبی را که ملاحظه میکنيد، در مجلس بزرگداشتی که به ياد رفيق انوشيروان لطفی که در ۵ خرداد سال ۱۳۶۷ بهدست دژخيمان رژيم اعدام شد، اخيراً برگزار شد، قرائت گرديد. کارکنان نشريه کار نيز ياد رفيق دلاور خود را که پس از ۵ سال تحمل شکنجههای طاقتفرسا از ميان ما رفت، گرامی میدارند و برای مادر فروغ، افزونبخش فروغ چشمان فدائيان ديروز و امروز، تندرستی و بهروزی آرزو میکنند.
پيام همدردی شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
در فقدان رفيق فدايی اسد عظيمزاده
رفيق اسد از مبارزان ثابت قدم راه آزادی، عدالت اجتماعی و سوسياليسم بود که تا آخرين دم حيات به آمالها و آرمانهايش پای بند باقی ماند.
به ياد برگ سبزى از باغ انديشه و خرد
اسد عظيمزاده
بر گرفته از: روزنامه شرق؛ ١۷ فروردين ١٣٨۵
اسد عظيم زاده مترجم كتاب هاى «كوبا و سوسياليسم: مجموعه شانزده مقاله، سخنرانى و مصاحبه درباره كوبا» (نشر چشمه) و «كاسترو در كنگره پنجم: گزارش اصلى و سخنرانى پايانى هاوانا، ۸ و ۱۰ اكتبر ۱۹۹۷» (نشر آتيه) شامگاه سه شنبه (١۵ فروردين) بر اثر ابتلا به بيمارى كبدى درگذشت.
به مناسبت سالگرد اعدام بيژن جزنى و ياران او
کشتار ۹ زندانى سياسى در رژيم شاه، سکوت و توجيه مشروطه طلبان سلطنتى
بهروز خليق
مشروطه طلبان سلطنتى و از جمله رضا پهلوى مدعى پايبندى به دمکراسى هستند. آنها قتلهاى زنجيره اى و جنايات رژيم حاکم را محکوم ميکنند ولى سخنى در مورد جنايات دوره محمد رضا شاه به زبان نميآورند.
بهروزى مردم ايران، هدف بنيانگذاران سازمان فدائيان خلق ايران
فردوس جمشيدى رودباری
آنچه هدف بنيان گذاران سازمان بود مبارزه عليه ديکتاتورى شاه براى آزادى، مبارزه عليه سلطه خارجى براى استقلال و مبارزه عليه فقر و بى عدالتى براى تامين عدالت اجتماعى و بهروزى مردم ايران بود و به اين هدف هميشه وفادار ماندند
جنبش فدائی هيچگاه نگاه به گذشته نداشت
اصغر جيلو
آن نوع توسعه سرمايه دارى كه ما در ايران شاهدش بوديم بجاى هدايت ايران به سوى سعادت، رفاه بيشتر، مدرنيته و دموكراسى باعث بيرون آمدن ديو تحجر و عقب ماندگى و پس روى از بطرى شيشه اى جادو شد و سرمايه دارى غرب هم يكى از مناطق مهم نفوذ خود را از دست داد
بايد پژوهشگران و نيروهاى منتقد سنت را برای همياری فراخواند
اکبر عسکر پور
عده اى تحت عنوان جمهورى خواهى، چشم اميد به جمهوريخواهان اسلامى دارند. و عده اى ديگر دفاع از رژيم سلطنتى (رژيم شاهى آرمانى منهاى ديکتاتورى شاهى) را به عنوان بديل جمهورى کشف کرده اند. غافل از آنکه چه رژيم سلطنتى (بخوان شاهى ولائى) وچه رژيم ولائى فقاهتى، هر دو متکى به ملکوت و ناظر فراخاکى اند و قدرت خود را از فراى زمين دريافت مى کنند
خاستگاه فرهنگى جنبش فدائی
حسن جعفری
جنبش مسلحانه از دل جنبش روشنفکرى دهه چهل بيرون آمده بود، در اين مکتب پرورش يافته بود، همدلى و همراهى اين نيرو را با خود داشت، از آن تغذيه مى کرد، فرياد پرخاشگرانه اين نسل بر عليه بيداد و ستم و ديکتاتورى بود. نه اينکه روشنفکران ما تحت تاثير مبارزه مسلحانه بودند، بلکه جنبش فدائى تبارز سازمان يافته، راديکال و مسلحانه گرايشات مبارزاتى جنبش روشنفکرى دهه چهل بود
پرسش و پاسخی از یاران به مناسبت سی و پنجمين سال آغاز جنبش فدايیان
دانش باقرپور
پرسش و پاسخی از یاران به مناسبت سی و پنجمين سال آغاز جنبش فدايیان
علی اکبر آزاد
پرسش و پاسخی از یاران به مناسبت سی و پنجمين سال آغاز جنبش فدايیان
حسن نادری
از خاطرات دوران جنگ
عليه جنگ، برای صلح
ش. سيامک
سال شصت و چهار بود. جنگ ايران و عراق در اوج خود بود. اين جنگ که ابتدا مناطق پايينی غرب کشور را در بر گرفته بود، اندک اندک به مناطق ديگر و از جمله کردستان و آذربايجان غربی نيز کشيده شد...
داشتن یا نداشتن، بودن یا نبودن... هنوز مسئله همین است.
در اعدام اسماعیل محمدی
بياد خاوران
حوری
آخرين نطق سالوادور آلنده
رادیو ماگالانس ساعت 9:03
شهاب فیضی
11 سپتامبر سالگرد کودتا ی شیلی نیز میباشد. گفته می شود سالوادور آلنده پزشکِ شیلیایی برگزیده مردم شیلی در کاخ ریاست جمهوری در اتاقِ کار خود با اسلحه ایی که از فیدل کاسترو هدیه گرفته بود، به تاریخ پیوست. متن زیر آخرین نطق وی از کاخ ریاست جمهوری است. ترجمه ی این متن از زبان سوئدی است و مقایسه شده با متنِ انگلیسی. این ترجمه رو تقدیم میکنم به مونا.
با گراميداشت نام و ياد "زندانيان اعدام شده" در تابستان 1367
و با احترام به بازماندگان و خانواده های آن فاجعه سياه
" مادران و همسران خاوران" فاجعه را برملا می کنند!
ميهن اميدوار
"فکر ميکنم کسانی که مسائل حقوقی رو ميدونند و يا از تجربه های کشورای ديگه که با چنين فجايعی روبرو بودند، با خبرند، بايد راهی پيدا کنند تا خونواده های از دست رفته های اين قتل عام وارد عمل بشند و خواسته هاشون رو پی بگيرند."
فراخوان نشريه دانشجوئی بذر
برای بزرگداشت خاطره جانباختگان تابستان1367
ما امسال فرياد مي كنيم خاوران و خاوران ها در سراسر ايران ديگر نبايد بي نام و نشان بماند. اينان ضعيف تر از آن هستند كه بتوانند در برابر خواست بر حق مردم بايستند. محل دفن جانباختگان، همه بايد مشخص شود.
نامه همسر يک شهيد
درد مشترک
همیشه زنده باشی فروغ سازمان، نام انوش نازنینت در خاطره ها باقیست در یادها جاریست.
پیرامون مسالۀ گورستان خاوران و وظایف ما
احمد زاهدی لنگرودی
گورستان گروهی خاوران بخشی از تاریخ ایران است و حتا تاریخ مبارزات مردم جهان علیه استبداد و بی عدالتی است. با تخریب آن بخشی از هویت ما را تخریب خواهند کرد. از تاریخ و هویتمان دفاع کنیم.
مردی از تبار راست قامتان به تاريخ پيوست
دکتر فردوس جمشيدی رودباری
تسليت
عمر پربار و پردرد و رنج ۹۶ ساله محسن جمشيدی رودباری پدر دو فدائی خلق، رفقا عباس و فردوس به پايان رسيد. کارکنان کارآنلاين به شما رفيق فردوس عزيز و خانواده اتان در گذشت پدر گرامی اتان را تسليت ميگويد. کارکنان کارآنلاين
شهلا، قهرمانی همدوش جهان پهلوان
يداله بلدی
در سالروز درگذشت زنده ياد تختی قهرمان مردمی سرزمين مان نام شهلا توکلی همسر جهان پهلوان تختی را به عنوان قهرمان بردباری و شکيبائی و تلاشگر در عرصه علم و زندگی ارج می نهيم
برگزاری مراسم هفتمین سالگشت
جنایات زنجیره ای علیه نخبگان فرهنگی، مدنی و سیاسی
بمناسبت کشتار تاريخی ارامنه
ارامنه، فرياد عدالتخواهی
زنانی بودند که کودکانی کوچک در آغوش داشتند، يا روزهای آخر بارداری را سپری میکردند، با اين همه همچون گلهای زير تازيانه به جلو رانده شدند. به سه مورد برخوردم که زنی در طول راه وضع حمل کرد، و به سبب بیرحمی گاریرانی که او را میبرد، بر اثر خونريزی جان سپرد. عدهای از زنان چنان شکسته و درمانده بودند که نوزادان خود را در راه رها کردند.
تک برگی نسل سوم ويژه نامه جزنی
انتقام جويى از محكوم
على ايمن دوست
تهرانی(سربازجوی ساواک): "سرهنگ وزيرى زندانيان را پياده كرده و به رديف روى زمين نشاند، در حالى كه چشم ها و دستانشان بسته بود و عطارپور فاتحانه قصد خود را به زندانيان اعلام كرد. جزنى و چند نفر ديگر به اين عمل به شدت اعتراض كردند. اولين كسى كه رگبار مسلسل يوزى را به سوى آنها بست -سرهنگ وزيرى- بود و از آنجا كه گفتند همه بايد شليك كنند، من هم به عنوان نفر چهارم يا پنجم شليك كردم."
29 فروردين 54 روزی که 9 سرور آزاده برفرازتپه های اوين بخاک افتادند
بياد حسن ضيا ظريفی
يدالله بلدی
حسن ضيا ظريفی در سال47 در دادگاه محکم و استوار از آرمان و مواضع سياسي اش دفاع کرد و گفت:« يک امر بعنوان نيت من و بعنوان نيت مقدسم و بعنوان راهنمایٍ من در کارهای سياسی واجتماعی مطرح بوده و خواهد بود و آن آزادی و سعادت وطنم سرفرازی و خوشبختی مردم زحمتکش و رنج ديده ای است که بنام ملت ايران خوانده ميشود».
حادثه سياهكل
اميد پارسانژاد
اين حمله مسلحانه در تاريخ مبارزات چريكى جنبش هاى چپ ايران، به ويژه سازمان چريك هاى فدايى خلق، اهميت تاريخى دارد و توسط ايشان «حماسه سياهكل» لقب گرفته است.
شاهرخ مسکوب از ميان ما رفت
نامه دکتراحمد دانش به آيتالله منتظری
اعدام اولين جراح پيوند کليه در ايران
نه قلم من قادر است آنچه را كه در اين مدت بر من و رفقاي من رفته است بازگو كند و نه مايلم وقت شما را با طرح جزئيات بگيرم. همينقدر مي گويم كه آن شرايط را براي دشمنان خودم هم آرزو نمي كنم.
به احترام روزنامه نگار و پژوهشگر فرهيخته، دکتر محمود گودرزی
انسان که باشی شريف كه باشی ،
حتی مرگت هم زندگي می آورد.
ناهيد حسينی
گودرزي ميانسالي را در اروپا سپري کرد و با چپ و جبهه ملي آشنا شد و با آنها همکاري كرد. از پيش كسوت ترين مبارزان و فعالان سياسي خارج از كشور بود و همت و پي گيري هاي او در برپايی كنفدراسيون دانشجويان ايراني خارج از كشور تاثيرات بسزايی داشت.
معلمی شایسته و مردمی
گل های همیشه بهار
گلستان خاوران جایگاه عاشقان را همیشه زنده نگهداریم.
یداله بلدی
گل های همیشه بهار
گلستان خاوران جایگاه عاشقان را همیشه زنده نگهداریم.
یداله بلدی
خسرو رجببیه شایان در سال 65 به همراه همسر و دختر سه ساله اش سارا دستگیر گردید و این بار نیز انواع شکنجه های سبعانه برای درهم شکستن او بکار برده شد، اما خسرو به تعهداتش وفادار ماند و در دادگاه فرمایشی به 5 سال زندان محکوم گردید، اما رژیم انسان ستیز در جریان اعدام های دسته جمعی سال 67 خسرو را به همراه هزاران مبارز راه آزادی و عدالت به جوخه های اعدام سپرد.
وصيت نامه خسرو گلسرخی
جنبش فدائيان و سياهکل در شعر شاعران بزرگ ايران
مرثيه جنگل
از هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سايه)
به سرخی آتش به طعم دود
از سياوش کسرايی
آن عاشقان شرزه
از شفيعی کدکنی
زاد روز من
از اسمائيل خوئی
شعری برای سیاهکل
امید م
اما اونكه مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است...
جواد طواف
در حال حاضر تضاد بين مردم و دولت باعث شد تا مردم تمايلى براى انجام امور خود از طريق دستگاه هاى دولتى نداشته باشند. مردم هميشه دولت ها را عاجز از اجراى كامل عدالت اجتماعى و تحقق اهداف مورد نظر مى دانند لذا تنها بسترى را كه جهت بروز اراده خود متصور هستند نهادهاى مردمى و خود جوش است.
بمناسبت سی و هـفـتمين سال درگـذشت زنده ياد غلامرضا تختی
یداله بلدی
راز پایداری و محـبوبیت تخـتی نه در کسب عـنوانها و مقـامهای جـهان، بلکه در خصـوصیات برجـسته اخـلاقی، فـروتنی و انساندوستی او نهـفـته بود. او نه تنها پیروز مسابقـات جهـانی بلکه فاتح قـلب مردم نیزبود. به هـنگام برگزاری مراسم شب هـفـت درگذشت تخـتی صدها هـزار نفـر از مردم تهـران در پاسخ به خصـلتهای انسانی او از میدان شوش تا آرامگاه ابن بابویه پیاده با اشک و شعـار این مسافـت طولانی را طی کردند.
قطعه ۳۳ بهشت زهرا: يادگاران ويران
بهمن احمدي امويي
در گوشه جنوب شرقي قطعه۳۳ در بهشت زهرا دو سنگ قبر پشت سر هم خود نمايي ميكند. تازه شسته شده و تميز. گويي دوستي، آشنايي و يا دلداري به تازگي ها از آنجا عبور كرده است. با خود ميگويم:" اين همه قبر پيدا و پنهان، آيا فقط همين يكي دو تا بازمانده را دارند؟" و بعد هم سنگي سبز با رگههايي نارنجي : شهيد شادروان خسرو گلسرخي وکمي انسوترکرامت دانشيان...
گلهای هميشه بهار
يداله بلدی
(1)
پرشور و خستگی ناپذير با قلبی آکنده از عشق به مردم
زنده ياد حميد منتظری در سال 1330 در شهر بم بدنيا آمد و پس از طی دوران دبيرستان در سال 1350 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحيصل ادامه داد، در آغلز دوره دانشجوئی باتفاق چند نفر از دانشچويان يک محفل مطالعاتی مخفی بوجود آوردند و به مطالعه آثار مارکسيستی و ديگر آثار و دستنوشته های سياسی ممنوعه می پرداختند. اين محفل در سال 52 بوسيله ساواک شناسائی و اعضای آن دستگير شدند. حميد به سه سال زندان محکوم شد. در مدت دوران زندان، حميد با روحيه ای پرشور و خستگی ناپذير در تمامی حرکات اعتراضی و کارهای دسته جمعی زندان شرکت فعال داشت و در هر شرايطی چهره ای آرام و برخورد مهربانانه خود را حفظ ميکرد. در روز 30 فروردين 54 که ساواک زنده ياد بيژن جزنی و يلرانش را در تپه های اوين به گلوله بست، زندانبانان بند سياسی برای پيشگيری از حرکات اعتراض آميز زندانيان، چند زندانی شاخص از جمله حميد را که بعنوان سازماندهندگان تحرکات زندان می شناختند به حيات بند فراخواندند و آنان را بزير ضربات شلاق گرفتند.