يادداشت سياسی

بن‌بستى که قابل پيش‌بينى بود
حکومت جمهورى اسلامى در بحران اتمى خواهان ادامه وضعيت کنونى است

ارزيابى بخش بزرگى از حکومت اين است که ادامه وضعيت فعلى بر دامنه امتيازاتى که می‌توان از غرب گرفت می‌افزايد. بيهوده نيست که سران جمهورى اسلامى از آزمايش اتمى کره شمالى بسيار شادمانند و بر خلاف موضع رسمى خود، اين شادمانى را پنهان نيز نکرده‌اند. جمهورى اسلامى اميدوار است از يک سو تمرکز و توجه غرب به سمت کره شمالى و ضرورت توافقى بين‌المللى براى مجازات آن کشور جلب شود و از سوى ديگر، آزمايش اتمى پيونگ‌يانگ انگيزه‌اى شود براى آنکه جامعه جهانى به جمهورى اسلامى امتيازاتى بيشترى بدهد

همان گونه که قابل پيش‌بينى بود، مذاکرات خاوير سولانا مسئول سياست خارجى اتحاديه اروپا و على لاريجانى دبير شوراى عالى امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران به نتيجه‌اى نرسيد و سولانا گزارش نااميدکننده‌اى از اين گفتگوها به شش کشور ارائه دهنده «بسته تشويقی» (يعنى آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه، چين و آلمان) تسليم کرد. در نشستى که وزراى خارجه اين شش کشور هفته گذشته در لندن برگزار کردند، اعلام شد با اينکه باب مذاکره هنوز باز است، اين شش کشور به سمت تصويب تحريم‌هايى عليه جمهورى اسلامى بر اساس ماده ۴١ فصل هفتم منشور ملل متحد پيش خواهند رفت. اين ماده وضع تحريم‌هاى سياسى و اقتصادى را در صورت به خطر افتادن صلح و امنيت بين‌المللى پيش‌بينى می‌کند.
در عين حال، روسيه و چين کماکان در برابر راه تحريم مقاومت می‌کنند. اگر هم تحريم‌هايى عليه جمهورى اسلامى تصويب شود، اين تحريم‌ها فعلاً در حد اقدامات نمادين سياسى باقى خواهد ماند.
قدر مسلم اين است که حکومت جمهورى اسلامى يا به عبارت دقيقتر، نيرويى که در اين حکومت دست بالا را دارد، عاملاً و عامداً بن‌بست مذاکرات اتمى را ايجاد کرده است، چرا که در اين بحران خواهان ادامه وضعيت کنونى است. اين وضعيت، به سود نيروى مسلط در حکومت است، زيرا:
اولاً تداوم بحران در صورتى که براى مجموعه حکومت و بقاى آن خطرآفرين نباشد، در رقابت‌هاى درون حکومتى به سود کسانى است که سکان سياست نظام جمهورى اسلامى را به دست گرفته‌اند و «نيروى بحران» محسوب می‌شوند، از بحران ارتزاق می‌کنند و در شرايط بحرانى است که می‌توانند عرصه را نه تنها بر مخالفان و منتقدان، بلکه بر رقباى درون حکومتى شامل «اصلاح‌طلبان» و همچنين نيروى ميانه يعنى پيروان رفسنجانى باز هم تنگتر کنند.
ثانياً بحران اتمى، ايران را رو در روى قدرتمندترين کشورهاى جهان قرار داده است. در شرايطى که منطق ساده و پوپوليستى «چرا خود، بمب اتمى دارند اما به ما می‌گويند نداشته باشيد» در ايران خريدار بسيار دارد، حکومت در مهمترين و حادترين مسئله سياسى روز، ميليون‌ها ايرانى را در کنار خود می‌بيند. چه ابزارى بهتر از اين براى انحراف اذهان از مسائل واقعى مردم ايران، از دست و پنجه نرم کردن اکثريت مردم با فقر و محروميت، از رکود شديد اقتصادى، از بيکارى فزاينده، از قيمت‌هاى سرسام‌آور، از ماهانه ده مورد اعدام (طبق آخرين آمار که حاکى از ١١١ مورد اعدام در ١١ ماه گذشته است)، از ابتلاى ميليون‌ها نفر به اعتياد، از اخراج دانشجويان منتقد حکومت، از بستن روزنامه‌ها، از تعطيل کردن نشر کتاب و از هزاران بلاى ديگر که دامنگير کشور و مردم ماست.
ثالثاً اگر هم قرار باشد توافقى با غرب صورت گيرد، ارزيابى بخش بزرگى از حکومت اين است که ادامه وضعيت فعلى بر دامنه امتيازاتى که می‌توان از غرب گرفت می‌افزايد. بيهوده نيست که سران جمهورى اسلامى از آزمايش اتمى کره شمالى بسيار شادمانند و بر خلاف موضع رسمى خود، اين شادمانى را پنهان نيز نکرده‌اند. جمهورى اسلامى اميدوار است از يک سو تمرکز و توجه غرب به سمت کره شمالى و ضرورت توافقى بين‌المللى براى مجازات آن کشور جلب شود و از سوى ديگر، آزمايش اتمى پيونگ‌يانگ انگيزه‌اى شود براى آنکه جامعه جهانى به جمهورى اسلامى امتيازاتى بيشترى بدهد.
نامه تيرماه ١٣۶۷ خمينى که اخيراً در مقياس گسترده‌اى منتشر شد، حاوى يک نکته مهم براى درک اسلوب حاکم بر مشى حکومت اسلامى در برخورد به بحرانهاى بين‌المللى است. از نامه خمينى چنين بر می‌آيد که تا وقتى جنگ ايران و عراق به مرحله‌اى نرسيده بود که براى کل حکومت خطرآفرين شود، کسى در جمهورى اسلامى به فکر خاتمه دادن به جنگ نيافتاد و اين حکومت تنها زمانى به پايان جنگ تن داد که دريافت جامعه جهانى و مهم‌تر از همه قدرت‌هاى بزرگ آن روز جهان، در اعمال فشار براى پايان جنگ همداستان شده‌اند و تهران در صورت مقاومت در برابر اين اراده بين‌المللى عواقب وخيمى را متحمل خواهد شد.
در شرايط حاضر، بحران اتمى هنوز از سوى رأس حکومت جمهورى اسلامى به عنوان خطرى حياتى براى اين حکومت ارزيابى نمی‌شود و از اين لحاظ، شرايط بين‌المللى جمهورى اسلامى نه به تيرماه ۶۷، که به شش سال قبل از آن شباهت دارد. همان گونه که در آن شش سال، به قول رهبر وقت جمهورى اسلامى جنگ موهبتى الهى بود، براى رهبرى فعلى جمهورى اسلامى نيز بحران اتمى فعلاً موهبتى الهى است. اين بحران هنوز نه تنها ارکان حکومت را به خطر نيافکنده است، بلکه از نظر نيروى حاکم متضمن فوايد فوق‌الذکر است. مجموعه شرايط بين‌المللى نيز به گونه‌اى است که ظاهراً با تبديل شدن بحران اتمى به تهديدى جدى براى حکومت فاصله زيادى دارد.
اين بدان معنى نيست که در حکومت جمهورى اسلامى، نيروهاى خواهان فيصله هر چه زودتر دادن به بحران حضور ندارند. در رده‌هاى فرودست‌تر حکومت و به ويژه در ميان تکنوکرات‌هاى دستگاه اجرايى، و نيز در طبقه سرمايه‌دار ايران که با حکومت ارتباط‌هاى تنگاتنگى دارد، نگرانی‌هاى جدى از بابت عواقب بحران هسته‌اى براى اقتصاد کشور به وجود آمده است. امنيت سرمايه‌گذارى در ايران به شدت کاهش يافته است. بسيارى از سرمايه‌داران منتظرند ببينند عواقب بحران چه خواهد بود و فعاليت اقتصادى خود را کاهش داده‌اند. اين شرايط، به لحاظ اقتصادى به ضرر سرمايه‌داران و متحدان آنها در دستگاه اجرايى است. هم «اصلاح‌طلبان» و هم طرفداران رفسنجانى می‌کوشند عهده‌دار نقش بلندگوى اين نيروها شوند و بسيار محتاطانه تلاش‌هايى را جهت بازتاب دادن صداهاى خواهان بازگشت به سياست‌هاى قبل از روى کار آمدن احمدی‌نژاد در بحران اتمى آغاز کرده‌اند. اما اين تلاش‌ها از آنجا که بسيار ناپيگير است، پژواک چندانى در سياست ايران ندارد. آنچه امروز از ايران شنيده می‌شود، هياهوى بحران‌آفرينان اتمى است که نه از روى سهو يا جنون، که کاملاً حساب‌شده، سياست رويارويى با جامعه جهانى را در پيش گرفته‌اند.

سهراب مبشرى، ١٨ مهر ١٣٨۵