يادداشت سياسی

بنيادگرايان کشور ما را بسوی فاجعه سوق ميدهند!

آنچه مسلم است غرب به جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد به تکنولوژی هسته ای که امکان تهيه سلاح اتمی را فراهم ميآورد، دست يابد. جمهوری اسلامی هم مصر است که به تکنولوژی هسته ای مجهز شود. تداوم اين روند، خطر رودرروئی بين ايران و غرب را افزايش ميدهد

جمهوری اسلامی از روز دوشنبه فعاليتهای تحقيقات هسته ای را از سر گرفت. بنا به اظهار معاون بين الملل سازمان انرژی اتمی، همه مراكز تحقيقاتی كه مدنظر ايران بود، كار خود را آغاز كرده اند. بگفته وی اين اقدام صرفا در زمينه تحقيقات بوده و توليد سوخت هسته ای همچنان در تعليق است.
از سرگيری تحقيقات هسته ای توسط جمهوری اسلامی به معنای آن است که همه فعاليتهای هسته ای ايران، به جز غنی سازی اورانيوم از تعليق درآمده و احيا شده اند.
اقدام جديد ايران نگرانی جامعه بين المللی را برانگيخته و با واکنش دولت بوش و اتحاديه اروپا مواجه شده است. پنج کشور عضو دايم شورای امنيـت با ارسال پيامی از جمهوری اسلامی خواسته اند تصميم به از سرگيری تحقيقات در زمينه سوخت هسته ای را مورد بازنگری قرار دهد. آغاز فعاليت تحقيقات هسته ای، البرادعی را هم به صف مخالفان علنی سياست های هسته ای جمهوری اسلامی کشانده است. او از تمام شدن کاسه صبرش خبر می دهد و ميگويد:" من صبرم رو به پايان است، صبر جامعه بين المللي هم رو به پايان است".
راه اندازی فعاليت پردازش اورانيوم در اصفهان در چند ماه قبل، موجب شد که مذاکرات ايران با سه کشور اروپا متوقف گردد. طبعا اقدام جديد جمهوری اسلامی با واکنش تندتر جامعه جهانی روبرو خواهد شد. دولت بوش در تدارک ارجاع پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل است تا در آنجا تصميات جدی عليه ايران اتخاذ گردد. دولت بوش اميدوار است با اجماعی که در سطح جهان عليه جمهوری اسلامی شکل گرفته است، بتواند نظر مساعد روسيه و چين را برای تحريم اقتصادی ايران جلب نمايد.
جمهوری اسلامی با آگاهی از اقدامات دولت بوش و اتحاديه اروپا، در صدد برآمده است با روسيه پيرامون طرح پيشنهادی اين کشور بمذاکره به نشيند و مقامات کشور چين را قانع سازد که به تحريم ايران در شورای امنيت رای منفی دهد. معاون وزير امور خارجه ايران به همين منظور به چين سفر کرده است. چين طی ماههای گذشته در مورد پروژه هسته ای ايران سکوت اختيار نموده است.
تجربه نشان داده است که دو کشور روسيه و چين با وجود روابط نزديک با جمهوری اسلامی، آنجا که پای منافعشان در ميان باشد و دولت بوش به آنها امتيازهای کلانی را واگذار نمايد، بنفع امريکا و عليه جمهوری اسلامی اتخاذ سياست خواهند کرد. همچنانکه چين در سال ١٣٧٦ پروژه UCF يعنی کارخانه فرآوری اورانيوم اصفهان را رها کرد و عملا از ادامه قرارداد سرباز زد و عليرغم تلاشهای جمهوری اسلامی، به همکاری مجدد با ايران تن نداد و حاضر شد غرامت ايران را پرداخت نمايد. اين اقدام موجب شد که دولت کلينتون با استناد به کناره گيری چين از همکاری هسته ای با ايران، تحريمهای اقتصادی چين را لغو و با موافقت کنگره بازار چند صد ميليارد دلاری امريکا را به روی چين باز کند. بازاری که در سال ٢٠٠٤ بيش از ١٤٠ ميليارد مازاد تجاری چين را به ارمغان آورد.

وضعيت جديد
راه اندازی کارخانه فرآوری اورانيوم اصفهان و آغاز فعاليتهای تحقيقات هسته ای از يکسو و از سوی ديگر موضع گيريهای احمدی نژاد عليه اسرائيل وضعيت جديدی را در مناسبات جمهوری اسلامی با جهانيان بوجود آورده و موضوع تحريم اقتصادی و اقدامات نظامی را بميان آورده است.
دولت اسرائيل ميکوشد که به جهانيان بقبولاند که با تداوم حيات جمهوری اسلامی، موجوديت اسرائيل در خطر است. وزرای اين کشور بطور روزمره از خطر تجهيز جمهوری اسلامی به بمب اتمی سخن ميگويند و اروپائيان را بمسامحه در قبال ايران متهم ميسازند.
دولت بوش تا کنون خواهان ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت برای اعمال تحريم اقتصادی بود. اما در وضعيت جديد تز حمله پيشگيرانه جای بيشتری را در دولت امريکا باز کرده است و برخی نمايندگان کنگره و سنا بر فشار خود به دولت بوش برای تصميم گيری قاطع عليه ايران افزوده اند. تندروهای امريکائی مدعی اند که مذاکرات ايران و تروييکای اروپا در پرونده هسته ای، فرصت ساخت سلاح هسته ای را در اختيار ايران قرار ميدهد و کار بجائی ميرسد که ديگر حمله پيشگيرانه نيز عليه ايران جواب نخواهد داد.
با اين وجود جمهوری اسلامی بدون توجه به خطری که کشور ما با آن روبرو است، بر دستيابی به تکنولوژی غنی سازی اورانيوم پای ميفشارد، عليه غرب و اسرائيل موضع ميگيرد و به خواست جهانيان مبنی بر اعتماد سازی پيرامون پروژه هسته ای وقعی نميگذارد. گردانندگان حکومت بر اين تصورند که مقاومت و ايستادگی در مقابل غرب موجب خواهد شد که غرب سرانجام کوتاه بيآيد و به خواست جمهوری اسلامی برای دسترسی به تکنولوژی هسته ای تن دهد.

سياست تقابل
دولت احمدی نژاد سياست تعامل با غرب را کنار گذاشته و به سياست تقابل و مقاومت روی آورده است. بنظر طراحان سياست خارجی، دولت خاتمی پس از ١١ سپتامبر و طرح دکترين خاورميانه بزرگ، مرعوب شد و به خواسته های غرب تن داد. سردار حاجی نجار، جانشين اداره سياسی ستاد مشترک سپاه پاسداران درهمايش " فناوری هسته ای؛ چالشها و فرصتها" در نقد دولت خاتمی ميگويد: "پس از ١١ سپتامبر، آمريكا دكترين خاورميانه بزرگ را مطرح كرد. آن روزها تحليل اين بود كه ايران به عنوان محور شرارت، پس از افغانستان مورد حمله نظامي قرار خواهد گرفت.
همين باعث شد خيلي ها در ايران از ترس، دستشان را بالا ببرند و مرعوب شوند. ما در اين سال ها از دست كساني كه عرضه و شهامت حضور در حاكميت نظام جمهوري اسلامي را نداشتند بسيار مرارت ها كشيديم." و اضافه ميکند: "اما رهبری نظام مقتدرانه جلوی اينها ايستاد و يكي از فرماندهان نظامی طی مصاحبه ای اعلام كرد كه بلافاصله پس از حمله به ايران تنگه هرمز مسدود خواهد شد. اين اقدام به سرعت قيمت نفت را افزايش داد". او در اين سمينار "از آمادگی نظامی و ذخيره سازی در کشور برای مقابله با خطرات احتمالی" خبر داد.
سخنان سردار حاجی نجار و اقدامات دولت بوش و اسرائيل نشان ميدهد که هر دو طرف پروسه تدارک را طی و خود را برای رويدادهای آتی آماده ميکنند.

افزايش خطر
آنچه مسلم است غرب به جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد به تکنولوژی هسته ای که امکان تهيه سلاح اتمی را فراهم ميآورد، دست يابد. جمهوری اسلامی هم مصر است که به تکنولوژی هسته ای مجهز شود. تداوم اين روند، خطر رودرروئی بين ايران و غرب را افزايش ميدهد. تصميم غرب برای تحريم اقتصادی ايران و يا حمله نظامی محدود، برای کشور ما فاجعه عظيمی خواهد آفريد. خطر آنچنان جدی است که حتی برخی مقامات جمهوری اسلامی آن را دريافته اند. هاشمی رفسنجانی درديداربا فرماندهان سپاه گفت: "ايران در وضعيت بسيار خطرناکی به سر می برد. دشمن دندان تيز كرده تا با سوءاستفاده از شرايط داخلي كشور شرارت ديگری را عليه ايران آغاز كند و ما نمي دانيم كه اين شرارت از كجا آغاز خواهد شد. فقط مي دانيم كه آن ها بر اين تصميم شان بسيار جدی هستند كه نگذارند جمهوری اسلامي با دانش خود به فن آوری روز دست يابد."
سخنان هاشمی نشان می دهد که حتی برخی از گردانندگان جمهوری اسلامی دريافته اند که اصرار غرب بر جلوگيری از دستيابی تهران به تکنولوژی غنی سازی اورانيوم بسيار جدی است. اما خامنه ای و جريان راست افراطی همچنان بر پيشبرد پروژه هسته ای اصرار دارد. آنها کشور ما را بسوی فاجعه سوق ميدهند.

بهروز خليق