فاجعه چرنوبيل پس از بيست سال
آنجا که حافظه انسانها
از اشعه مرگبار کم دوام تر است...
سهراب مبشرى

سرازير شدن دلارهاى نفتى ايران به جيب اليگارشى روس رواست اما صرف آن براى تأمين حق حيات شهروندان ايرانى حرام است

ايران که هنوز براى تهيه بنزين مورد نياز روزانه خود به شدت به کشورهاى ديگر وابسته است، چرا بايد حتماً غنى سازى اورانيوم را در خاک خود انجام دهد؟ آيا براى زندگى روزمره ايرانيان، سوخت اتومبيل حياتى تر است يا سوخت نيروگاه اتمى هنوز به بهره بردارى نرسيده؟ اگر قرار باشد خارجيان از ايران باج خواهى کنند، کدام ابزار مؤثرتر است: تحريم فروش بنزين به ايران يا تحريم صدور اورانيوم به کشور ما؟




از نخستين عکس ها: ساعاتی پس از انفجار

ساعت يک و بيست و سه دقيقه و پنجاه و هشت ثانيه بامداد ٢۶ آوريل ١۹٨۶ (۶ ارديبهشت ١٣۶۵)، انفجارى نيرومند، بلوک ۴ نيروگاه هسته اى چرنوبيل واقع در ١٠٠ کيلومترى شمال کى يف مرکز جمهورى اوکرائين را ويران کرد. دو نفر از کارکنان نيروگاه در همان لحظه انفجار زير آوار کشته شدند. حدود ٣٠ تن ديگر از کارکنان و مأموران آتش نشانى، در روزها و هفته هاى نخست پس از انفجار جان خود را بر اثر عواقب اشعه مرگبار از دست دادند. تقريباً ٢۴٠ هزار نفر در سالهاى ١۹٨۶ و ١۹٨۷ درون دايره ٣٠ کيلومترى پيرامون چرنوبيل به کارهايى مانند حفر تونل براى هدايت زيرزمينى نيتروژن مايع به درون ويرانه بلوک ۴، جمع آورى مواد راديواکتيو و ساختن «تابوت» بتونى روى نيروگاه گماشته شدند. مجموعاً حدود ۶٠٠ هزار نفر در اوکرائين، روسيه و بلاروس به عنوان «کارگران پاک کننده» (liquidators) به رسميت شناخته شده اند. در سال ١۹٨۶، حدود ١١۶ هزار تن از ساکنان مناطق حول نيروگاه به مناطق ديگر انتقال يافتند. در سالهاى پس از ١۹٨۶ نيز حدود ٢٢٠ هزار نفر ديگر بر اين شمار افزوده شد. منطقه اى با جمعيتى حدود ۵ ميليون نفر تا حدى خطرناک براى سلامت بشر به مواد راديواکتيو آلوده شد.
شهريورماه سال گذشته، آژانس بين المللى انرژى اتمى که رسالت آن گسترش استفاده صلح آميز از انرژى هسته اى است و از اين رو گاه متهم مى شود که عواقب فاجعه چرنوبيل را کمتر از حد واقعى اعلام مى کند، طى گزارشى خاطرنشان کرد احتمالاً تا حدود چهار هزار نفر به علت قرار گرفتن در معرض اشعه راديواکتيو آزادشده در چرنوبيل جان خود را از دست خواهند داد. اين گزارش حاکى است در روز نخست پس از انفجار، حدود هزار تن از کارکنان نيروگاه و مأموران امداد در معرض تشعشع با دوز بسيار بالا قرار گرفتند. از اين عده و نيز از ساير کسانى که در طول سالهاى ١۹٨۶ و ١۹٨۷ در منطقه چرنوبيل به کارهاى پاکسازى و امداد مشغول بودند، تعدادى حدود ٢٢٠٠ نفر قربانى عواقب اشعه راديواکتيو يعنى سرطان خواهند شد. در همين گزارش آمده است تقريباً چهار هزار مورد سرطان غده تيروئيد ناشى از فاجعه، به ويژه در ميان کودکان و نوجوانانى که هنگام وقوع سانحه در منطقه پيرامون چرنوبيل بودند، تشخيص داده شده است. بر اين عواقب مستقيم فاجعه، بايد پديده هايى مانند عواقب روانى و فقر ناشى از آن را افزود که بسيار گسترده تر از سرطان است.



انتشار ابرهای اتمی در سه جهت مختلف که يک جهت متاسفانه در سمت ايران بود


انفجار چرنوبيل، بيش از ١٠٠ عنصر شيميايى راديواکتيو را وارد اتمسفر زمين کرد. خطرناکترين اين عناصر عبارتند از يود راديواکتيو، استرونسيوم-۹٠ و سزيوم-١٣۷. نيمه عمر اين عناصر از اين قرار است (نيمه عمر يعنى زمانى که طى آن، ميزان تشعشع ماده راديواکتيو به نصف کاهش مى يابد): يود ٨ روز، استرونسيوم-۹٠ بيست و نه سال و سزيوم-١٣۷ سى سال. يود راديواکتيو در نخستين روزهاى پس از حادثه، بيشترين تلفات را در ميان انسانهاى حاضر در نزديکى چرنوبيل را باعث شد. تأثير اصلى يد راديواکتيو، سرطان غده تيروئيد در ميان کودکان است. استرونسيوم، عامل سرطان خون و سرطان استخوان است. سزيوم، بر کل بدن تأثير مى گذارد و عواقب ممکن آن عبارتند از سرطان معده، کبد و طحال.
بررسى آمار مرگ و مير در بلاروس از ١۹۷٣ تا سال ٢٠٠٠ نشان مى دهد در همه مناطق اين کشور از ١۹۹٠ تا ٢٠٠٠ ميزان مرگ و مير بر اثر سرطان حدود ۴٠ درصد افزايش يافته است. در منطقه گومل که بيش از ساير مناطق بلاروس در معرض باران راديواکتيو ناشى از سانحه چرنوبيل قرار گرفت، افزايش مرگ بر اثر سرطان در همين دوره به حدود ۵۶ درصد بالغ شد. در مناطق روستايى که ساکنان آن بيش از شهرنشينان در معرض اشعه بودند، آمار مرگ و مير سرطان در اين فاصله دو برابر شد. ميزان ابتلا به سرطان غده تيروئيد از ١۹۹۹ تا ٢٠٠٠ سه برابر شد. در ميان «پاکسازان»، مرگ و مير بر اثر سرطان به ۵/۵ در صد بالغ شد، يعنى چهار برابر رقم آن در ترکيب جمعيتى مشابه آن.
مساحتى در حدود ١۵٠ هزار کيلومتر مربع در بلاروس، روسيه و اوکرائين بر اثر انفجار چرنوبيل آلوده شد. از آنجا که هنگام حادثه باد از سمت جنوب مى وزيد، آلودگى ناشى از چرنوبيل به حدود ۵٠٠ کيلومترى شمال چرنوبيل رسيد. امروز نيز دايره اى به شعاع سى کيلومتر حول چرنوبيل تقريباً از سکنه خالى است، به غير از شمار معدودى به ويژه از سالخوردگان اهل منطقه که برخى از آنها مى گويند «براى مردن» به اين ناحيه بازگشته اند.
غلظت مواد راديواکتيو در بسيارى از کشورهاى اروپا بر اثر سانحه از حد مجازى که استانداردهاى به رسميت شناخته شده تعيين مى کنند فراتر رفت. برخى از اين کشورها عبارتند از فنلاند، رومانى، بلغارستان، لهستان، آلمان و ترکيه.
پاکسازى مناطق آلوده را تيم هايى بر عهده گرفتند که از جمله از کارکنان نيروگاه، سربازان وظيفه، نيروهاى ذخيره ارتش شوروى، دانشجويان و کارگران معدن تشکيل مى شدند. در روسيه، اوکرائين و بلاروس قوانينى تصويب شده اند که به موجب آن، کمکهاى مالى و خدمات رايگان پزشکى به «پاکسازان» تعلق مى گيرد. مشمولين رسمى اين قوانين، حدود ۶٠٠ هزار نفرند. کارهايى که آنها انجام دادند عبارت بود از جمع آورى آوار انفجار و مواد راديواکتيو، حفارى براى دفن زباله راديواکتيو، ساختن تابوت بتونى و غيره.
ميزان تشعشع آزادشده در چرنوبيل بالغ بر ۴٠٠ برابر تشعشع ناشى از انفجار بمب اتمى در هيروشيما، اما فقط يک صدم مجموع اشعه راديواکتيوى بود که آزمايش روى زمينى بمبهاى اتمى در دهه هاى ۵٠ و ۶٠ قرن گذشته ميلادى باعث شد (اين نوع آزمايشها از حدود چهل سال پيش بدين سو ممنوعند و بمبهاى اتمى تنها زير زمين آزمايش مى شوند).
بخش منفجر نشده نيروگاه اتمى چرنوبيل در ١۵ دسامبر ٢٠٠٠ به کار خود پايان داد. از آن هنگام تا کنون، کار تخريب رآکتور و پاکسازى نهايى سايت آن ادامه دارد. پيش بينى مى شود که کار تخريب بلوکهاى يک تا سه نيروگاه چرنوبيل ده ها سال ديگر ادامه يابد.
احداث «تابوت بتونی» که تا امروز محل انفجار را زير خود دفن کرده است، از همان هفته هاى نخست فاجعه توسط انسانهايى که بسيارى از آنها جان خود را بر سر اين کار نهادند، آغاز شد و تا نوامبر ١۹٨۶ به طول انجاميد. در دو دهه گذشته بارها تعميراتى در اين بناى تشکيل شده از بتون آرمه صورت گرفته است. اما از آنجا که ناکافى بودن اين بنا در سالهاى آينده مورد توافق همه کارشناسان است، يک پروژه ٨٠٠ ميليون دلارى براى ساختن يک پوشش بزرگتر روى تابوت فعلى آغاز شده است که قرار است تا سال ٢٠٠٨ تکميل شود. در کنار ويرانه نيروگاه، يک بناى گنبدوار به ابعاد ٢۴۵ در ١۴۴ متر و ارتفاع ٨۶ متر ساخته خواهد شد و سپس روى ريلهايى به سمت تابوت موجود حرکت داده شده، آن را خواهد پوشاند. سپس دو سمت باقى مانده بناى جديد نيز تکميل خواهد شد. بخش اعظم بودجه اين پروژه را کشورهاى اروپايى تأمين خواهند کرد.
آژانس بين المللى انرژى اتمى، سوانح تأسيسات هسته اى را به لحاظ تأثير آنها بر سلامت انسانها و محيط زيست، به هفت درجه تقسيم مى کند. درجه ۷ يا شديدترين درجه، «سانحه فاجعه بار» نام دارد و در چرنوبيل به وقوع پيوست. نام درجه ۶، «سانحه شديد» است و از جمله معيارهاى تعريف آن، ضرورت انجام عمليات حفاظتى گسترده در منطقه پيرامون است. چنين سانحه اى در سال ١۹۵۷ در نيروگاه کيشتيم روسيه به وقوع پيوست. دو مورد درجه ۵ يعنى مثلاً تخريب مکانيکى هسته مرکزى نيروگاه روى داده است، مورد اول در ترى مايل آيلند آمريکا در سال ١۹۷۹ و مورد دوم در سال ١۹۹۹ در ژاپن. ويندسکيل و سلافيلد بريتانيا نيز در سالهاى ١۹۷٣ و ١۹۹٢ شاهد سوانحى با درجات ۴ و ٣ بود.
طبق برآورد انستيتوى علوم اقتصادى آکادمى ملى علوم بلاروس، خسارت مستقيم اقتصادى وارده به اين کشور در ٣٠ سال نخست پس از چرنوبيل، به بيش از ۴٣ ميليارد دلار بالغ خواهد شد. اين رقم، خسارات متوجه فعاليتهاى اجتماعى غيراقتصادى، بهداشت و محيط زيست را در بر نمى گيرد. تحقيق مشابه در اوکرائين حاکى از ٢٠٠ ميليارد دلار خسارت در اين کشور از ١۹٨۶ تا ٢٠١۵ است. در سال ١۹۹١، حدود ١۷ درصد بودجه دولت بلاروس صرف جبران خسارات چرنوبيل شد. اين رقم در حال حاضر هنوز ۶ درصد بودجه اين دولت است.




تصوير هوايی محل انفجار


حق حيات يا حق بهره ورى از انرژى هسته اى؟

بيست سال پس از فاجعه چرنوبيل، هنوز هزاران انسان بر اثر اين فاجعه با گامهايى دردناک به سوى مرگ مى روند اما در ايران، حکومت به مردم ايران مى گويد که انرژى هسته اى، «حق مسلم» آنان است. نيروگاه اتمى بوشهر را روسيه مى سازد که وارث تکنولوژى هسته اى اتحاد شوروى يعنى کشور محل وقوع فاجعه چرنوبيل است. اين نيروگاه در کشورى ساخته مى شود که از تأمين حداقل استاندارد ايمنى در جاده هاى خود عاجز است، جاده هايى که در آن هر سال ده ها هزار نفر از ايرانيان به کام مرگ مى روند. بودجه اى که براى برنامه هسته اى جمهورى اسلامى هزينه شده است و مى شود، اگر در راهسازى و افزايش ايمنى جاده اى به کار مى رفت، مى توانست سالانه جان هزاران ايرانى را نجات دهد. اگر اين بودجه صرف افزايش استحکام ساختمانها مى شد، چه بسا زلزله ها در ايران اندکى کمتر قربانى مى گرفت.
سرازير شدن دلارهاى نفتى ايران به جيب اليگارشى روس رواست اما صرف آن براى تأمين حق حيات شهروندان ايرانى حرام است. بدين ترتيب، در جمهورى اسلامى «حق» بهره ورى از انرژى هسته اى بالاتر از حق حيات ايرانيان قرار گرفته است.



ديواره های نيروگاه منفجر شده


در کشورهاى داراى نيروگاه هسته اى، مؤسسات مختلف به تحقيقات درباره ايمنى هسته اى و تهيه طرحهاى حفاظت و ايمنى در صورت بروز سوانح اتمى مشغولند و با هر حادثه کوچکى که هرجاى دنيا در تأسيسات هسته اى روى مى دهد، استانداردها و تدابير احتياطى ايمنى را افزايش مى دهند. اين معيارها و تدابير در معرض قضاوت افکار عمومى و کارشناسان قرار دارد و در پارلمانهاى ملى و محلى درباره آن بحث مى کنند. در ايران اما خبرى از اين چيزها نيست. در همه سالهايى که از آغاز عمليات احداث نيروگاه بوشهر مى گذرد، هيچ بحث عمومى درباره ايمنى اين نيروگاه و تدابير پيش بينى شده (يا نشده) در صورت بروز يک حادثه غيرمترقبه در اين نيروگاه صورت نگرفته است، تا چه رسد به بحث درباره خطرات احتمالى در سايتهايى که در هاله اى از مخفى کارى قرار دارند (مانند نطنز، اصفهان، اراک). جنجال غنى سازى، همه اين بحثها را تحت الشعاع قرار داده است.
حکومت ايران با توسل به حيله هاى تبليغاتى گوناگون، صحنه را به گونه اى آرايش داده است که گويى کارشناسان ايرانى با نبوغ و کار خود، در آستانه رساندن فن آورى اتمى به بهره ورى براى کشورند اما کشورهايى مانند آمريکا مى خواهند ايران را از يک تکنولوژى پيشرفته و بسيار حياتى براى کشور محروم کنند. در اين ميان، کسى نمى پرسد کجاى فن آورى هسته اى به کار رفته در تأسيسات اتمى ايران، پيشرفته است؟ جاى اين بحث خالى است که ايران با ذخاير عظيم نفت و گاز خود و امکانات فراوان براى استفاده از انرژى آفتاب، باد و آب چه نيازى به انرژى هسته اى دارد؟ ايران که هنوز براى تهيه بنزين مورد نياز روزانه خود به شدت به کشورهاى ديگر وابسته است، چرا بايد حتماً غنى سازى اورانيوم را در خاک خود انجام دهد؟ آيا براى زندگى روزمره ايرانيان، سوخت اتومبيل حياتى تر است يا سوخت نيروگاه اتمى هنوز به بهره بردارى نرسيده؟ اگر قرار باشد خارجيان از ايران باج خواهى کنند، کدام ابزار مؤثرتر است: تحريم فروش بنزين به ايران يا تحريم صدور اورانيوم به کشور ما؟
بيست سال پس از فاجعه چرنوبيل، به نظر مى رسد حافظه برخى از انسانها از اشعه مرگبار راديواکتيو، کم دوام تر است. هنوز مواد راديواکتيو آزاد شده در چرنوبيل، در اتمسفر زمين وجود دارند و تشعشع آنان با ابزار بسيار ساده قابل اندازه گيرى است، هر سال بر موارد ابتلاى انسانها به سرطان بر اثر فاجعه چرنوبيل افزوده مى شود، اما حساسيت ها نسبت به خطراتى که انرژى هسته اى متوجه بشر مى کند، تا حد نگران کننده اى کاهش يافته است، به ويژه در کشورهايى که به علت پايين بودن استاندارد ايمنى در آنها، اين حساسيت بايد مضاعف باشد. افکار عمومى ايران فعلاً اگر هم توجهى به برنامه هسته اى حکومت جمهورى اسلامى داشته باشد، بر اين موضوع تمرکز يافته است که بحث کند اين برنامه داراى اهداف نظامى است يا نه. تا کى اين بى اعتنايى به موضوعى به اهميت خطرات انرژى هسته اى براى جان و سلامت مردم ما و محيط زيست نسل کنونى و نسلهاى آينده ايرانيان ادامه خواهد يافت؟

منابع:
«تأثيرات سلامتى سانحه چرنوبيل و برنامه هاى ويژه بهداشتی»، گزارش «مجمع چرنوبيل» سازمان ملل متحد، سپتامبر ٢٠٠۵.
گزارش «بايگانى ملى براى بررسى روند سرطان پس از سانحه چرنوبيل» تهيه شده در انستيتوى کلينيک پزشکى هسته اى و تحقيقات غده شناسى مينسک: ، اکتبر ٢٠٠۴.

۲۷ فروردين ١٣٨۵