|
|
سنديکای اميد را پاس بداريم
پيروزی کارکنان شرکت واحد گرچه هنوز کامل نيست و به احتمال زياد کشمکش بين کارگران و مقامات دولت همچنان ادامه خواهد يافت اما به هر حال تاثيرات اين حرکت بر جامعه و در ميان نيروهای اجتماعی و سياسی جامعه و بر نحوه نگرش، رفتار و سياست های آتی آن ها غير قابل انکار است
در ادامه تعرض گسترده دولت احمدی نژاد به نهادها و سازمان ها ی اجتماعی ومدنی دمکراتيک و بازداشت و پيگرد تعدادی از فعالين آنها در ماهای اخير در روز پنجشبته اول دی ماه دامنه اين تعرض با حمله ماموران امنيتی رژيم به خانه های تعدادی از فعالين و رهبران سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی و بازداشت آنان ابعاد گسترده تری يافت. به عقيده فعالين کارگری هدف از بازداشت رهبران سنديکا و پرونده سازی برای رئيس هيئت مديره آن آقای منصور اسانلو زمينه سازی برای غير قانونی کردن اين سنديکا است.
بازداشت تعدادی از رهبران اصلی سنديکای مستقل و منتخب کارکنان شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و اعتصاب رانندگان و کارکنان شرکت واحد در اعتراض به اين بازداشت ها و عدم رسيدگی مديريت شرکت واحد و مقامات دولتی به خواسته های صنفی و رفاهی کارکنان شريف و زحمت کش اين شرکت که قبلا وعده رسيدگی به آنها از طرف مديريت شرکت داده شده بود، شرايطی را بوجود آورد که مطالبات صنفی و اجتماعی کارگران به طور گسترده در جامعه مطرح شده و اين مطالبات در مرکز توجه افکار عمومی قرار گيرند.
در طول بيش از دو دهه سرکوب جنبش سنديکايی اين نخستين بار بود که بواسطه فعاليت های سنديکای کارکنان شرکت واحد، مطالبات حق طلبانه بخشی از زحمتکشان چنين آشکار و گسترده در جامعه بازتاب می يافت.
در دو دهه گذشته هيچگاه نه يک اعتصاب کارگری و نه بازداشت رهبران و فعالان سنديکايی توانسته بود اين چنين همبستگی و همراهی افکار عمومی را جلب کند و نه يک اعتصاب توانسته بود تاثيری به مانند اعتصاب اخير کارکنان شرکت واحد از خود بر جای نهاده باشد. به نحوی که اين چنين سريع مقامات دولتی را وادار به عقب نشينی نموده و ماشين سرکوب استبداد را برای لحظه ای هم که شده است از کار انداخته باشد. اين حرکت عليرغم صنفی بودنش توانست به سرعت با ساير حرکت ها و اعتراضات اجتماعی و سياسی پيوند برقرار نموده و بر آنان تاثير نهد و به نقطه عطفی در اين مرحله از مبارزات اجتماعی و آزاديخواهانه مردم تبديل شده و زمينه را برای هم پيوندی جنبش های اجتماعی و اعتراضی مترقی و تحول خواه در ايران هموار نمايد.
گرچه روند شکل گيری سنديکاهای مستقل کارگری که از مدتها پيش آغاز شده به يک روند بازگشت ناپذير تبديل شده است، اما اين حمايت های که از سنديکای شرکت واحد تا کنون صورت گرفته است در صورت تداوم، شرايط را برای تشکيل سنديکاهای ديگر و گسترش آنها تسريع خواهد کرد. بنابر اين حمايت کنندگان تشويق می شوند که به حمايت های خود حتی پس ازآزادی رئيس سنديکا ادامه دهند.
فعالين سنديکايی نيز بايد اين فرصت گرانبها را غنيمت شمرده و از آن برای ايجاد سنديکاها و گسترش آنان استفاده نمايد.
پيروزی کارکنان شرکت واحد گرچه هنوز کامل نيست و به احتمال زياد کشمکش بين کارگران و مقامات دولت همچنان ادامه خواهد يافت اما به هر حال تاثيرات اين حرکت بر جامعه و در ميان نيروهای اجتماعی و سياسی جامعه و بر نحوه نگرش، رفتار و سياست های آتی آن ها غير قابل انکار است زيرا که راهکار مبارزاتی و اعتراضی از اين نوع افزايش و در دستور روز قرار می دهد. بی جهت نيست که برای نخستين بار در تاريخ بعد از انقلاب يک اعتصاب کارکری با چنين خواسته هايی از حمايت اکثريت احزاب و سازمان های سياسی و اجتماعی مختلف برخوردار می شود و به عبارتی تمام اپوزيسيون پيرامون اين حرکت اميد آفرين و در حمايت از سنديکا و رهبران آن برآمد می کند.
اين پيروزی و اين دستاورد محصول عوامل متعدد و شرايط خاص حاکم بر جامعه ماست که بايد آنرا شناخت و از آنها برای عقب راندن استبداد و از کار انداختن دائمی ماشين سرکوب رژيم بهره برد. اين تجربه همچنان نشان داد که يک نهاد مدنی دمکراتيک در صورتی که از يک رهبری جمعی توانا و با تدبير برخوردار باشد حتی در شرايط اختناق هم می تواند با سازمان دهی عمل اجتماعی متناسب با شرايط، با بسيج نيرو، ابتکار عمل را از دست حاکمان مستبد خارج کرده و آن را از آن خود کند.
رهبری سنديکای شرکت واحد از آغاز فعاليت خود برای احيا ی سنديکا تاکنون با اقداماتی مانند تشکيل سنديکا از طريق جلب اکثريت کارکنان شرکت واحد و ارتقاء سطح دانش اجتماعی و سنديکايی آنها، جلب همبستگی ساير کارگران و تشکل های کارگری دانشجويی و سازمان های سياسی و اجتماعی و سازمان دهی اعتراضات و اعتصابات موفق شده است کارهايی را انجام دهد که تصور آنها برای بسياری نا ممکن بود. اين موفقيت ها نه تنها کارکنان شرکت واحد را اميدوار کرده است بلکه با گشودن افق در مقابل ساير کارگران و جنبش های اجتماعی آنان، اميدهای تازه ای ايجاد کرده است. به همين دليل به سنديکای اميد تبديل شده است. اين اميد را با به کار بستن تجربيات غنی و مثبت آن و با حفظ اتحادی که پيرامون آن شکل گرفته است پاس بداريم.
صادق کارگر
|
|
|