سلطنت طلبان و جنايت 29 فروردين



سلطنت طلبان و مشروطه خواهان با مسئله کشتارها و جنايات دوگانه برخورد ميکنند. آنها بر جنايات رژيم جمهوری دست ميگذارند و لی بعمد جنايات دوره شاه از جمله قتل 9 تن را بفراموشی می سپارند و سخنی از آن بزبان نمی آورند، گويا که کشتار مخالفين توسط رژيم جمهوری اسلامی جنايت است و توسط رژيم شاه بحق.

سی سال از قتل بيژن جزنی و ياران وی گذشت. 30 سال قبل در روز 29 فروردين سال 54، نه تن از زندانيان سياسی که در اسارتگاههای رژيم شاه بسر می بردند، در تپه های اوين تيرباران شدند. 7 تن ازآنان از بنيانگذاران جنبش فدائی و دو تن از مجاهد خلق بودند. آنها نه در بيدادگاههای رژيم شاه به اعدام محکوم شده بودند و نه در عمليات نظامی در آن سالها شرکت داشتند. بيژن و ياران وی سالها قبل در دادگاههای نظامی محاکمه و به حبسهای سنگين محکوم شده و دوره محکوميت خود را ميگذراندند.
گرانندگان رژيم شاه پس از قتل 9 تن بدروغ اعلام کردند که: " 9نفر از زندانيانى كه قصد فرار داشتند كشته شدند." اين خبر در روزنامه ها درج شد. اما خبرساختگی ساواک را کسی باور نکرد. همگان دريافتند که پشت اين خبر، جنایتی صورت گرفته است.
-بهمن نادرى معروف به تهرانى- شكنجه گر و سربازجوى ساواك در يك مصاحبه تلويزيونى در خرداد سال ۵۸ به قتل 9 نفر اعتراف کرد و گفت: «به وسيله محمدحسن ناصرى معروف به عضدى از طرح آقاى ثابتى خبردار شده و روز ۲۹ فروردين به دستور «رضا عطارپور» كاظم ذوالانوار را به اوين منتقل كردم." و بدين ترتيب قطعيت يافت که ساواک 9 تن زندانی را به قتل رسانده است.
24 سال گذشت و جنايتی مشابه جنايت رژيم شاه در دوره جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. در سال 78 گردانندگان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی چند تن از نويسندگان و مخالفين سياسی را بطرز فجيعی به قتل رساندند که به قتلهای زنجيره ای مشهور شد. گرچه عاملين قتلهای زنجيره ای دستگير شدند، ولی آمرين و فتوادهندگان قتلها همچنان بر مسند قدرت ماندند و ناصر زرافشان وکيل خانواده مقتولين و اکبر گنجی روزنامه نگار شجاع که به افشای فتوادهندگان و آمرين قتلهای زنجيره ای کمرهمت بسته بود، راهی زندانها شدند و هنوز هم در اسارتگاها بسر میبرند.
افکار عمومی ايران و جهان هم چنان خواهان آزادی آندو مبارز و شناسائی و محاکمه فتوادهندگان و آمرين قتلهای ژنجيره ای هستند.
از قتلهای زنجيره ای شش سال و از قتل 9 نن سی سال ميگذرد. عده ای از آمرين و قاتلين هر دو جنايت زنده هستند. آمرين قتلهای زنجيره ای در ايران و در مسند قدرت قرار دارند. نيروهای آزاديخواه کشور در کمين موقعيتی نشسته اند که آنها را در صندلی اتهام بنشانند و نگذارند که جانيان از دست قانون بگريزند. جانيان نيک ميدانند که راه فراری برای آنها وجود ندارد. از اين رو آنها دلواپس زمانی هستند که رژيم اسلامی همانند رژيم شاه فرو پاشد و آنها به دست عدالت سپرده شوند.
تهرانی در همان مصاحبه ميگويد: "بدين ترتيب دو تن از افراد ساواك (محمدعلى شعبانى معروف به حسينى و ناصر نوذرى معروف به رسولى ) زندانيان را از اوين تحويل گرفتند و ما هم با سرهنگ وزيرى به محل رفتيم. سرهنگ وزيری زندانيان را از اتوبوس پياده كرده و به رديف روى زمين نشاند، در حالى كه چشم ها و دستانشان بسته بود و عطارپور فاتحانه قصد خود را به زندانيان اعلام كرد. جزنى و چند نفر ديگر به اين عمل به شدت اعتراض كردند. اولين كسى كه رگبار مسلسل يوزى را به سوى آنها بست «سرهنگ وزيرى» بود و از آنجا كه گفتند همه بايد شليك كنند، من هم به عنوان نفر چهارم يا پنجم شليك كردم.». بنا به اعتراف تهرانی قتل 9 نفر نه توسط يک نفر، بلکه توسط تعدادی از گردانندگان اصلی ساواک صورت گرفته است.
تنی چند از قاتلين بيژن و ياران وی در کشورهای امريکا، اروپا و اسرائيل بسر میبرند. بعداز انقلاب دولت امريکا، اروپا و اسرائيل که حامی رژيم شاه بودند، جنايتکاران ساواک را در پناه خود گرفتند و گاه پوششهائی برای آنها فراهم ديدند که شناسائی نشوند. کسانی نظير پرويز ثابتی، رضا عطاپور، محمدحسن ناصرى (عضدى)، ناصر نوذرى (رسولى)، سعدى جليل اصفهانى و ....از دست عدالت گريختند.

جنايت 29 فروردين و سلطنت طلبان
سلطنت طلبان و مشروطه خواهان با مسئله کشتارها و جنايات دوگانه برخورد ميکنند. آنها بر جنايات رژيم جمهوری دست ميگذارند و لی بعمد جنايات دوره شاه از جمله قتل 9 تن را بفراموشی می سپارند و سخنی از آن بزبان نمی آورند، گويا که کشتار مخالفين توسط رژيم جمهوری اسلامی جنايت است و توسط رژيم شاه بحق. منوچهر گنجی همراه تنی چند برآن شده اند که عاملين جنايات در جمهوری اسلامی را هنگام سفر به کشورهای اروپائی و امريکا بازداشت و بدست قانون بسپارند. اما جانيان دوره رژيم شاه بدون واهمه از پيگرد قانون، بزندگی خود ادامه ميدهند و منوچهر گنجی و ياران وی در پی شناسائی و بازداشت آنها نيستند. اين برخورد دوگانه ترديدهای جدی در مقاصد سلطنت طلبان را در ذهن متبادر ميکند.
نميتوان امروز از دمکراسی در ايران صحبت کرد، ولی در مورد جنايات رژيم شاه از جمله کشتار 9 نفر سکوت اختيار کرد. مشروطه طلبان که امروز مصرند که ادعای آنها مبنی بر فاصله گرفتنشان از استبداد توسط ديگران پذيرفته شود، اما حاضر نيستند که مسئوليت رويدادی مثل 29 فروردين را بپذيرند. قتل 9 نفر حتی در چارچوب قوانين دوره شاه هم جنايت بحساب ميآيد. چرا که قتل آنها صرفا جنبه انتقام جوئی داشت.
نبايد جنايت 29 فروردين را بفراموشی سپرد و اجازه داد که جانيان از دست قانون بگريزند. اين امر بمنزله انتقام جوئی نيست، بلکه جلوگيری از تکرار جنايات است.

بهروز خليق