اکبر گنجی سرانجام "عاليجناب خاکستری پوش" را که در مطالب متعددش پيرامون نقش آن
در قتلهای زنجيره ای نوشته بود، معرفی کرد و رسالت خود را در افشای آمران و عاملان
ترورها باتمام رساند.
خامنه ای و ديگر قاتلين دگرانديشان بايد بدانند اگر چه: "این شمع در حال خاموش
شدن است امّا این صدا، صداهای بلندتری به دنبال خواهد آورد".
اکبر گنجی امروز شنبه (25 تير ماه سال 1384) دو هزارمين روز بازداشت خود را سپری
ميکند. نود روز بازداشت اول در سال ١٣٧٦و ١٩١٠ روز در بازداشت فعلی. او دو هزار روز
زندان را بخاطر "بیان اعتقادات و نظرات دگراندیشانه" و "برای دگربودگی، عرف شکنی و
دگراندیشی در نظام سلطانیسم" تحمل ميکند. دو هزارمين روز بازداشت گنجی همزمان است
با سی و ششمين روز اعتصاب غذای او بخاطر نقض حقوق شهروندی وی.
روزهای اعتصاب غذای اکبر گنجی در عين حال مصادف است با انتخابات رياست جمهوری،
پيروزی بنيادگرايان و دوره تدارک احمدی نژاد برای تحويل گرفتن قوه مجريه.
بنيادگرايان در حقيقت نيروئی هستند اکبر گنجی عليه آنها شوريد. نيروئی که در
سازماندهی ترورها در داخل و خارج از کشور و در قتلهای زنجيره ای نقش اصلی را بعهده
داشت. احمدی نژاد که در هفته های آتی در صندلی رياست جمهوری خواهد نشست، متهم به
شرکت در ترور دکتر سامی در داخل کشور و دکتر قاسملو در خارج از کشور است.
اکبر گنجی قبل از بازداشت با شجاعت و جسارت بر تاريکخانه آمران و عاملان ترورها نور
افکند و نقش آنها را در ترور دگرانديشان افشا نمود. آن زمان سازمانگران ترورها به
انتقام برخاستند و حضور اکبر گنجی در کنفرانس برلين را دستاويز قرار داده و او را
بپای ميز محاکمه کشانده و به شش سال زندان محکوم نمودند. گردانندگان قتلهای زنجيره
ای انتقام خود را از گنجی گرفتند. آنها بهر ترتيبی بود ميخواستند گنجی را به گوشه
زندانها بيافکنند تا صدای او خاموش شود. دادگاه تجديد نظر اکبر گنجی وقتی او را
تبرئه و حکم محکوميت وی را به شش ماه کاهش داد، عليزاده رئيس کل دادگستری تهران
پرونده را از دادگاه تجديد نظر گرفت، رئيس دادگاه را برکنار کرد و پرونده را به
شعبه ای سپرد که تحت نظر وی کار ميکرد. بدين ترتيب شاکی و قاضی يکی شدند و او به شش
سال زندان محکوم شد.
امروز همان مصاف بين اکبر گنجی و آمران و عاملان قتلهای زنجيره ای جريان دارد. اکبر
گنجی با اعتصاب غذای خود آنها را به چالش کشيده است. اما اين بار نه با عنوان
"عاليجنابان"، بلکه با ارائه اسم و آدرس. او در زمان مرخصی چند روزه اش، در مصاحبه
های خود خامنه ای را مستقيما زير ضرب گرفت و در دومين نامه اش به آزادگان جهان که
چند روز پيش در سايتها منتشر گرديد، نقش "رهبر" را در جناياتی که در جمهوری اسلامی
صورت گرفته است، آشکار ساخت. او درنامه گفته است: " در آغاز به دست گرفتن رهبری
نظام، آقای خامنهای از«شبیخون فرهنگی دشمن» و ضرورت مقابله با آن سخن گفت، به
دنبال آن برنامههایی چون «هویت» ساخته شد و روشنفکران دگراندیش به نام عاملان
شبیخون فرهنگی دشمن توسط مسئولین رده بالای وزارت اطلاعات به فجیع ترین شکل ممکن با
کارد سلاخی شدند. ترور مخالفان در خارج از کشور توسط «فرنگی کاران» بخش دیگری از
پروژه قتل عام درمانی بود." اکبر گنجی در اين نامه آمر اصلی ترورها را که در نوشته
های قبل از زندانش بعنوان عليجناب خاکستری پوش اسم میبرد، معرفی نموده است. در نامه
بعد از جملات بالا که مشخصا به نقش "رهبر" اشاره دارد، آمده است: " اصطلاح عالیجناب
و عالیجنابان خاکستری پوش برای اشاره به آمر اصلی این پروژه جعل شد." اکبر گنجی با
جسارت تمام رهبر جمهوری اسلامی رابعنوان آمر اصلی ترور دگرانديشان در داخل و خارج
از کشور معرفی نمود. او سرانجام "عاليجناب خاکستری پوش" را که در مطالب متعددش
پيرامون نقش آن در قتلهای زنجيره ای اشاره کرده بود، نام برد و رسالت خود را در
افشای آمران و عاملان باتمام رساند.
اکنون با افشاگری اکبر گنجی نقش خامنه ای بعنوان آمر اصلی قتل دگرانديشان در داخل و
خارج از کشور در بين افکار عمومی جامعه ما و جامعه جهانی روشن شده است.
بهمين خاطر هم است که خامنه ای با وجود درخواست اتحاديه اروپا، دولت بوش، سازمانهای
بين المللی و روشنفکران و فعالين سياسی داخل کشور برای آزادی گنجی و خاتمه دادن به
فاجعه ای که در شرف است، مخالفت ميورزد. اگر اکبر گنجی براثر تداوم اعتصاب غذا جان
خود را بخاطر بيان حقايق و افشای سازماندهندگان ترور از دست دهد ، مسئوليت مرگ او
با شخص خامنه ای خواهد بود
. اما خامنه ای و ديگر قاتلين دگرانديشان بايد بدانند اگر چه: "این شمع در حال
خاموش شدن است امّا این صدا، صداهای بلندتری به دنبال خواهد آورد".
بهروز خليق