بعد از يورش به مطبوعات، سايتها و وبلاگها
نوبت به سازمانهای غيردولتی رسيده است!

محافظه کاران در برخورد با سازمانهای غيردولتی نه با فعالين سياسی، بلکه با نيروی گسترده گروههای مختلف اجتماعی مواجه هستند، نيروئی که سالها برای شکل دادن اين نهادها جانفشانی کرده است. يورش عليه سازمانهای غيردولتی، يورش به دستآوردهای مردم است و بالطبع با ايستادگی آنها روبرو خواهد شد. سازمانهای غيردولتی از حيات خود دفاع خواهند کرد.


دستآوردهای جنبش اصلاحات يک بيک مورد تهاجم قرار ميگيرند. محافظه کاران، آنچه را که مردم ما در پرتو جنبش اصلاحات بدست آورده بودند، مصادره ميکنند. مطبوعات منتقد و مستقل دستآورد ارزنده جنبش اصلاحات بود. محافظه کاران که مرگ سياسی خود را در حيات مطبوعات آزاد می ديدند، قوه قضائيه را به ارگان سرکوب تبديل کردند و بوسيله آن تيشه به ريشه مطبوعات منتقد و مستقل زدند. نسل کشی مطبوعات براه افتاد و به نسل کشی روزنامه نگاران رسيد. محافظه کاران بعد از مطبوعات، بجنگ دنيای مجازی رفتند. سايتها و وبلاگها که به وسعيترين صورت گسترش يافته و با کار اطلاع رسانی و اشاعه آگاهی، خلا ناشی از فقدان مطبوعات آزاد را پر ميکردند، مورد تهاجم قرار گرفتند. بودجه قابل توجهی برای فيلترينگ اختصاص يافت و سايتهای خبری ـ سياسی فيلتر شد و دست اندرکاران برخی سايتها و بلاگها دستگير و روانه زندانها گشتند.
بعد از يورش به مطبوعات، سايتها و وبلاگها، نوبت به سازمانهای غيردولتی رسيده است. سايت امروز خبر داده است که محافظه کاران برای حمله به سازمانهای غيردولتی و ايجاد محدوديت برای آنها زمينه ساز ی ميکنند. بنوشته اين سايت، محافظه کاران معتقدند که سازمانهای غيردولتی برای سرنگونی جمهوری اسلامی تشکيل شده اند.
نگاه محافظه کاران، اساسا با فلسفه وجودی اين نهادها مغايرت دارد. سازمانهای غيردولتی عملکردی بالکل متفاوت با احزاب سیاسی دارند. هدف آنها ناظر بر امر قدرت نيست، بلکه سازمانهای غيردولتی از يکسو خواسته های مردم را به ساخت قدرت منتقل ميکنند و از سوی ديگر بعنوان ابزار مشارکت مردم، دولت را در اجرای امور ياری مينمایند.
سازمانهای غيردولتی در حيات همين نظام ايجاد شده اند. اين نهادها از سال 76 ببعد بر بستر جنبش اصلاح طلبانه در حوزه های مختلف شکوفا گشته و به ثمر نشسته اند. بگونه ای که هم اکنون سازمانهای غيردولتی در شهرهای کوچک و برخی روستاها هم پاگرفته اند. آمارهای ارائه شده حاکی از وجود حدود 2500 سازمان غيردولتی در کشور ما دارد.
سازمانهای غيردولتی عملکردهای مختلف دارند: آنها زمينه را برای سازمانيابی گروههای مختلف اجتماعی فراهم ميکنند، فرهنگ مشارکت و احساس مسئوليت اجتماعی را ارتقا می بخشند، مطالبات مردم را به ساخت قدرت منتقل ميسازند، در حل معضلات کشور سهيم می شوند، از نظرات، دانش و تخصص کارشناسان بهره ميگيرند و سرانجام اينکه مبازه مدنی مردم را برای احقاق حقوق شهروندی سازمان ميدهند.
کشور ما در حال گذر از يک جامعه توده ای به يک جامعه مدنی است. سازمانهای غيردولتی يکی از محملهای اين گذر است.
نيروهای دلسوز کشور با شکل گيری فضای جديد بعد از سال 76، گام در راه ايجاد سازمانهای غير دولتی گذاشتند، مشکلات عديده را بجان خريدند، فشارها را تحمل نمودند و توانستند سازمانهای غيردولتی را بمثابه نهادهای مدنی در جامعه ما تثبيت کنند. هم اکنون سازمانهای غيردولتی در حوزه های محيط زيست، جوانان، کودکان، زنان، خيریه، امداد و بهداشت، حقوق بشر و آسيبهای اجتماعی فعالند.
اما محافظه کاران که با نهادهای مدنی بيگانه هستند و در فرهنگ آنها چنين مقولاتی جای ندارد، از مدتی پيش حملات خود را متوجه اين نهادها و بويژه سازمانهای غيردولتی جوانان نموده اند. جواد آرين منش نماينده مشهد در مصاحبه با "ايسنا" ميگويد: "مسئله اينجاست كه در يكى دو سال اخير تعدادى جوان در قالب اساسنامه اى دور هم جمع مى شوند و اسم آن را سازمان غيردولتی مى گذارند و بعضاً به فعاليت هايى دست مى زنند كه رنگ و بوى اسلامى ندارند." و اضافه ميکند که: " ما نيازی به ايجاد اينگونه مراکز نداريم". در حاليکه امروز بالاترين رقم سازمانهای غيردولتی به جوانان تعلق دارد و جوانان در اين سازمانها وسيعا مشارکت ميکنند.
آمارها حاکی از وجود 1100 سازمان غيردولتی جوانان دارد. در سال 81 شبکه ملی تشکلهای غيردولتی جوانان توسط سازمانهای غيردولتی بوجود آمد که پيش از 1000 سازمان غيردولتی جوانان را دربر ميگيرد و فراگيرترين شبکه سازمانهای غيردولتی است.
محافظه کاران آنچه را بعنوان نهاد مدنی می شناسند نه سازمانهای غيردولتی متداول در سطح جهانی، بلکه هياتهای مذهبی و انجمنهای اسلامی هستند. نماينده مشهد در همان مصاحبه ميگويد: " دولت به جاى حمايت از نهادهاى غيردولتى از هيات هاى مذهبى و انجمن هاى دينى و فرهنگى حمايت كند."
محافظه کاران بر تبليغات خود عليه اين نهادها افزود ه و زمينه را برای محدود و تضعيف کردن و سرانجام برچيدن آنها فراهم ميکنند. آنها به دولت فشار نی آورند که حمايت خود را از سازمانهای غيردولتی قطع کند.
محافظه کاران در برخورد با سازمانهای غيردولتی نه با فعالين سياسی، بلکه با نيروی گسترده گروههای مختلف اجتماعی مواجه هستند، نيروئی که سالها برای شکل دادن اين نهادها جانفشانی کرده است. يورش عليه سازمانهای غيردولتی، يورش به دستآوردهای مردم است و بالطبع با ايستادگی آنها روبرو خواهد شد. سازمانهای غيردولتی از حيات خود دفاع خواهند کرد.

بهروز خليق