کمپين "يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيض‌آميز"
وشبکه‌هاى ارتباطى زنان

ميهن اميدوار

گرچه رشد و توسعه جوامع در بيشتر نقاط دنيا متاثر از تلاش‌هاى کوشندگان زن، و فعاليت‌هاى گروهى و شبکه‌هاى ارتباطى زنان است، اما آنگاه که تاريخ ترقى و تمدن بشر نگاشته مى‌شود، اين تلاش‌ها و تاثرات از قلم مى‌افتند. با اين همه نمى‌توان بر سر مسائل جنسيت و توسعه بحثى را شروع کرد و به پايان برد، بدون آنکه به نقش حياتى جنبش زنان و زنان فعال پرداخته شود.


براى فعالان جنبش اجتماعى زنان سال ٢٠٠۶ ميلادى باز هم سال تلاش و تکاپو براى تغيير قوانين نابرابر، چاره‌انديشى و ابداع شيوه‌ها و روش‌هاى جديد بود.
پس از تجمع ٢٢خرداد سال ٨۵ در ميدان هفت تير تهران، فعالين جنبش زنان يک برنامه عملى‌تر براى افزايش آگاهى و به حرکت در آوردن بدنه اجتماعى جنبش زنان طراحى نمودند و در ۵ شهريور شروع آنرا اعلام کردند. اين برنامه عملى چندسويه، از يک طرف اطلاع‌رسانى و افزايش آگاهى تدريجى در ميان زنان و مردان براى تغيير سرنوشت حقوقى و اجتماعى زنان جامعه، را در بر دارد و از سوى ديگر با جمع‌آورى امضا براى تغيير قوانين در واقع بحث و خواست تغيير قوانين، را در شبکه هاى افقى و رو به گسترش، به درون جامعه مى‌کشاند تا نيروى لازم براى ايجاد تغييرات را فعال، توانمند و متشکل سازد. خواسته‌ى مشخص "تغيير قوانين براى رفع نابرابرى حقوقى“ ويژگى بارز کمپين و روش معين آن رجوع به زنان در کوچه و خيابان و ديگر فضاهاى عمومى براى جمع‌آورى امضا است. تا کارزار تغيير قوانين تبعيض‌آميز در ميدانى به وسعت ايران گشوده شود.
دست‌اندركاران كمپين دو هفته مانده به پايان سال ميلادى جارى، در يک گردهمايى سراسرى در تهران به بررسى روند اجراى کار، نقاط ضعف و قوت کار خود پرداختند.
گزارش گروه‌هاى مختلف کارى در نشست، نشان ميدهد که اساس کار کمپين بيش از هرچيز آموزش و ايجاد ارتباط با لايه‌هاى گوناگون اجتماعى بوده و از سوى ديگر ارتباط هماهنگ و تنگاتنگ گروه‌ها با يکديگر بازدهى کار را افزايش داده است.١
يکى از فعالين کمپين در گزارش عملکرد سه ماهه کمپين مى‌نويسد:
اساس کار ما در كمپين، بر شناخت، ارتباط و آگاهى‌بخشى در بين خودمان و ديگران و در عين حال ايجاد اعتماد متقابل و زمينه‌سازى براى سازماندهى جمعى "خواسته‎ى تغيير" است. جمع‌آورى امضا از اهداف ماست اما در حال حاضر انرژى بيشتر اعضا ضمن جمع‌آورى امضا، صرف ايجاد ارتباط و يافتن فضاهاى تجمع زنان مى‌شود. آگاهی‌رسانى پروسه‎اى دشوار است و اعضا به خوبى واقفند که تلاش دراين پروسه به مراتب دشوار تر از گرفتن امضاست.٢
کار کمپين طبق گفته دست اندرکارانش بر اساس کار منعطف و پيوندهاى شبکه‌اى پيش مى‌رود.

کار منعطف و شبکه‌اى چگونه است؟
شبکه‌هاى غير متمرکز در واقع پديده جديدى هستند که به‌خصوص در سه دهه اخير به ابتکار فعالين جنبش زنان در سطوح بين‌المللى، منطقه‌اى، ملى و محلى به کار گرفته شده و به شدت فراگير شده‌اند.
شبکه‌ها معمولا براى چاره‌جويى و يا برطرف کردن "نياز" يا مشکلى به وجود مى‌آيند و اغلب با از ميان رفتن "نياز" و حل شدن مشکل از بين مى‌روند. شبکه‌ها بر خلاف سازمان‌ها معمولا فاقد ستاد فرماندهى، ادارات مرکزى و يا پرسنل‌اند. بنا به موضوع و ماهيت "نياز"، گروهى به صورت تمام‌وقت يا نيمه‌وقت به کار روى مشکل و وظايف مربوطه، احيا و حفظ ارتباطات مى‌پردازند. شبکه‌ها انعطاف‌پذيرتر از سازمان‌ها هستند به اين خاطر که براى حفظ موجوديت و بقايشان به افراد و گروه‌هاى پراکنده و مستقل اتکاى بيشترى دارند. همکارى و مشارکت در شبکه مستلزم عضويت در آن نيست و هرکسى بنا به علاقه و موقعيت خود بارى از امور و وظايف را به دوش مى‌کشد.
افراد و گروه‌ها با آزادى شيوه عمل خود را ابداع مى‌کنند، گاه بدون ارتباط سازمانى با فعالين هسته‌هاى مرکزى موجود کار مى‌کنند و گاه در صورت تمايل به آنها متصل مى‌شوند.
اگر بخواهيم نمونه‌هايى از شبکه‌هاى غيرمتمرکز زنان در سطح بين‌المللى، مثال بياوريم، مى‌توان به معروف‌ترين اين شبکه‌ها يکى “Isis International” در مانيل و سانتياگو، و ديگرى “Isis Women’s International Cross Cultural Exchange”، و يا به تريبون جهانى زنان”(International Women Tribune Center (IWTC)” اشاره کرد.
اين شبکه‌ها از سال ١۹۷۵ و در طول دهه متعاقب آن که به نام دهه زن نام‌گذارى شد، براى برآوردن "نياز" گروه‌ها و فعالان زنان به امکان ارتباط کارآتر با يکديگر و دسترسى به اطلاعات و منابع پديد آمدند.
هيچيک از شبکه‌هايى که نام برده شدند به مانند سازمان‌هاى دولتى جهانى اعضاى وابسته و ثابتى نداشته و ندارند. اما پايگاه‌هاى محکمى براى گروه‌هاى زنان در مناطق مختلف جهان محسوب مى‌شوند. نشريه‌ها و يا خبرنامه‌ها مجراى اصلى ارتباطى گروه‌ها محسوب شده و افراد را در جريان اطلاعات و اخبار، فعاليت‌ها، برنامه‌ها، تدارکات، مسائل و کنفرانس‌هاى پيش رو، قرار مى‌دهند.
در مواردى ليست آدرس‌هاى پست الکترونيکى اين شبکه‌ها حتى شامل زنان شاغل در وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و ادارات دولتى، دپارتمان‌هاى مختلف سازمان ملل، آژانس‌هاى تخصصى و خاص، حمايت‌کنندگان مالى و ديگر گروه‌هاى حمايت‌کننده فعاليت‌هاى زنان در سطح جهان هستند.
در سطح ملى مى‌توان به شبکه "دوستان زنان" The Friends of Women (FOW)، در تايلند اشاره نمود. دغدغه اصلى فعالين اوليه شبکه "دوستان زنان" دختران و زنان روستايى، و فقيرى بودند که براى تن‌فروشى راهى و آواره شهر بانکوک مى‌شدند.
اعضاى شبکه در چند نقطه مرکزى بانکوک مستقر شدند و به ارتباط‌گيرى با گروه‌ها و افراد در سراسر کشور، منطقه و بالاخره با گروه‌هايى در کشورهاى ديگر اهتمام نمودند. تلاش‌هاى مستمر آنان در تجهيز امکانات رفاهى براى زنان جوان تايلندى، "دوستان زن" را امروز به يک شبکه ملى فراگير تبديل نموده است؛ شبکه‌اى که رفع خشونت عليه زنان، گسترش حقوق بشر زنان و تعديل شرايطى که زنان کم درآمد و فقير را به تن‌فروشى و بردگى جنسى اغوا ميکند، هدف عاجل خود ساخته است.
فعاليت‌هاى اين شبکه بيش از آن که بر روى برنامه‌هاى از پيش تعيين شده باشد، متوجه برطرف کردن نيازها و احتياجات موجود است. همکارى و مشارکت در آن مستلزم عضويت در آن نيست و هرکسى بنا به علاقه و موقعيت خود بارى از امور و وظايف را به دوش مى‌کشد.

گروه‌ها و کوشندگان زن
شبکه‌ها و سازمان‌هاى زنان در سطوح مختلف جهانى، منطقه‌اى، ملى يا محلى نشان داده‌اند که زنان به ميزان فراوانى در تحول و توسعه، اينجا و آنجا، چه در کشورهاى خود و چه در جهان موثر بوده‌اند. فعاليت‌ها، فداکارى‌ها و تلاش‌هاى مستمر فعالان زن در ايجاد هسته‌هاى اوليه شبکه‌ها و سازمان‌ها بر آنچه در جهان ما، به‌ويژه در چارچوب توسعه و مدرنيزاسيون رخ داده، تاثيرات مشخص و غيرقابل انکارى داشته‌اند.
"انسان‌شناسان مراحل مختلف تحول جوامع بشرى را به دوره‌هاى شکار و جمع‌آورى دانه، باغبانى، کشاورزى و... صورت‌بندى مى‌کنند. آنتروپولوژيست‌هاى فمينيست وزن سنگين‌ترى براى سازمان روابط اجتماعى و توليدى، الگوهاى قشربندى اجتماعى، ساختار خانواده، الگوهاى مالکيت و اشکال توليد در روند تحول اجتماعى قائل‌اند و اغلب الگوهاى سازمان‌يابى و فعاليت‌هاى زنان را در اين فهرست جا مى‌دهند."٣
براى نمونه مى‌توان از تلاش‌هاى نمايندگان زن در اجلاس بنيانگذارى سازمان ملل متحد (سانفرانسيسکو ١۹۴۶) ياد کرد که ١۷ زن نماينده حاضر در اجلاس روند کار اجلاس را به در دستور قرار دادن موضوع حقوق بشر زنان سوق دادند. مى‌توان به تدارک فراخوان جهانى زنان با مضمون رفع خشونت عليه زنان و جمع‌آورى امضا پيش از کنفرانس حقوق بشر ١۹۹٣ اشاره کرد. دستاورد سازماندهى و فعاليت‌هاى فعالان زن در مستندات نهايى کنفرانس حقوق بشر در وين تجلى يافت تا اعلاميه اجلاس وين خشونت عليه زنان و رعايت حقوق بشر زنان را در دستور کار جامعه جهانى قرار دهد و طرح گزارشگر ويژه براى خشونت عليه زنان پذيرفته و اعلام شود.
مى‌توان از ميان فعاليت‌هاى منطقه اى ازجنبش زنان کشورهاى آمريکاى لاتين و سازمانگرى فعالان زن براى برگزارى نشست‌هاى مختلف منطقه‌اى نام برد که عاقبت سر آمدن عصر ديکتاتوری‌هاى نظامى در منطقه را در پى داشت.
مى‌توان از جنبش‌هاى حق راى، و برابر حقوقى در سطوح ملى، و يا از تلاش‌هاى بى‌امان و جارى فعالان زن براى رفع خشونت و تبعيض عليه زنان و استيفاى حقوق کودکان ياد کرد. مى‌توان داستان‌هاى بى‌شمارى از کوشش‌هاى کوشندگان زن در روستاها و شهرهاى کوچک بزرگ براى برقرارى صلح و بازگرداندن مردان از جبهه‌ها به خانه‌ها، اعتراض به رسوم عقب‌مانده و ضد انسانى، ايجاد پناهگاه‌هاى امن براى زنان خشونت‌ديده، تامين بهداشت و سلامت خانواده، رساندن پوشاک گرم به بى‌خانمان‌ها و کودکان خيابانى و... اشکال ديگر مبارزه هر روزه براى توسعه و عدالت، گفت و خواند و نوشت.
بدين ترتيب، بيراه نيست اگر گفته شود که الگوهاى سازمان‌يابى و فعاليت‌هاى زنان فصل نوينى را در تئوريها و رويکردهاى توسعه گشوده اند.
گرچه رشد و توسعه جوامع در بيشتر نقاط دنيا متاثر از تلاش‌هاى کوشندگان زن، و فعاليت‌هاى گروهى و شبکه‌هاى ارتباطى زنان است، اما آنگاه که تاريخ ترقى و تمدن بشر نگاشته مى‌شود، اين تلاش‌ها و تاثرات از قلم مى‌افتند. با اين همه نمى‌توان بر سر مسائل جنسيت و توسعه بحثى را شروع کرد و به پايان برد، بدون آنکه به نقش حياتى جنبش زنان و زنان فعال پرداخته شود.

بازگشت به گزارش کمپين
به گواه گزارش عملکرد سه ماهه، يكى از بزرگترين مشكلات کمپين اطلاع‌رسانى و فقدان تريبون‌هايى است که زنان مخاطب کمپين را با کمپين و اهداف آن آشنا کند، و همين امر جذب نيروهاى جديد براى همکارى در شهرها و محلات را کند مى‌سازد. مشکل ديگر تامين هزينه‌هاى مالى براى تهيه و انتشار دفترچه‌هاى اطلاعاتى، تدارک کارگاه‌هاى آموزشى، هزينه آمد و رفت به شهرهاى مختلف و نظاير آن است.
براى همکارى و حمايت از کمپين تغيير قوانين تحقيرآميز عضويت در آن امرى الزامى نيست. هر فرد يا گروهى بسته به ابتکار و امکان خود ميتواند به معرفى کمپين و اهداف آن در حيطه روابط خود بپردازد، و يا با بازتاب دادن اخبار و فعاليت‌هاى کمپين به شبکه خبررسانى کمپين بپيوندد، به معرفى کمپين و اهداف آن در ميان افراد و گروه‌هاى بانفوذى که در شهر و يا کشور محل اقامت خود مى‌شناسد، همت کرده، و حمايت معنوى آنان را از کمپين تدارک ببيند، و به دايره نفوذ کمپين، به جذب نيروهاى داوطلب و فعال براى آموزش‌دهى و جمع‌آورى امضا به کمپين يارى رساند. و بدين ترتيب خود را در مسير مشارکت، فراگرفتن و تجربه‌اندوزى از اين ابتکار خجسته جنبش اجتماعى زنان ايران قرار دهد.

پى نويشت ها:
١- گزارش نشست سراسرى دست اندرکاران کمپين يک ميليون امضا، ١۵ دسامبر ٢٠٠۶، سايت تغيير براى برابرى. http://www.we-change.org/spip.php?article223

٢- پروين اردلان، گزارش عملکرد سه ماهه کمپين يک ميليون امضا، ۶ دسامبر ٢٠٠۶، سايت تغيير برای برابرى http://www.we-change.org/spip.php?article194&var_recherche


٣- http://www.isiswomen.org/wia/wia299/isis00005.html