|
|
گزارش عملكرد سه ماههى نخست فعاليت كمپين يك ميليون امضاء
کمپين، خود دليل زندگى است
پروين اردلان
اساس کار ما در كمپين، بر شناخت، ارتباط و آگاهىبخشى در بين خودمان و ديگران و در عين حال ايجاد اعتماد متقابل و زمينهسازى براى سازماندهى جمعى "خواستهى تغيير" است. جمعآورى امضا از اهداف ماست اما در حال حاضر انرژى بيشتر اعضا ضمن جمعآورى امضا، صرف ايجاد ارتباط و يافتن فضاهاى تجمع زنان مىشود. آگاهیرسانى پروسهاى دشوار است و اعضا به خوبى واقفند که تلاش دراين پروسه به مراتب دشوار تر از گرفتن امضاست
از ۵ شهريور ١٣٨۵ که کمپين يک ميليون امضاء براى تغيير قوانين تبعيضآميز در خيابان و در برابر درهاى بسته موسسه آموزشى رعد جوانه زد، حرکتى آغاز شده است که چون موجى بىوقفه پيش مىرود و در هر اوج و فرودى نه تنها بر توان و قدرت جنبش زنان مىافزايد، بلکه ريشههاى اميد و آرزوهاى صدسالهمان را با شاخ و برگهاى پرطراوت و تازهاى که سر بر مىآورند عميق و قوىتر مىکند. در ميان شناختهشدههاى جنبش زنان که عمرى را صرف دغدغههاى حقوقى زنان کردهاند، ديدن افراد جديد، نيروهاى تازه، جوانان پرانرژى، اسامى ناآشنا و فعالان کثير و روزافزون، آن هم در کمتر از سه ماه باورپذير نيست. کمپين فال نيکى است که از رهاشدن پتانسيلهاى نهفته و نوشدن مستمر جنبش زنان و قدرت آن براى تغيير خبر مىدهد.
گرچه در ٢٢ خرداد ١٣٨۵ تجمع مسالمتآميزمان در اعتراض به قوانين تبعيضآميز در ميدان هفت تير به خشونت، دستگيرى و بازجويى و احتمالا دادگاههاى آتى کشيده شد، تا مانع از شنيدن صداىمان و جلب حمايت و حساسيت عمومى نسبت به خواستههاى حقطلبانه و برابرخواهانهمان شود، اما از پا ننشستيم. ما به تجربه آموختهايم که براى برخوردارى از حداقل فضاى ممکن، جز فضاسازى چاره ديگرى نداريم چرا که مناسبات مردسالارانه در جامعه ما همواره در روندى به کار مىآيد که دايره گسترده بىفضايىمان را وسيع و وسيعتر کند. بنابراين کوشيديم تا طرحى ديگر دراندازيم و همچنان با روشى مسالمتآميز و خيابانى، اين بار همه فضا را دراختيار گيريم. از تجربههاى خواهرانمان در مراکش براى بسيج عمومى در دفاع از حقوق زنان ايده گرفتيم. با توجه به شرايط و موقعيت حقوقى و تجربيات تبعيضآميزمان، به پشتوانه تجربيات گوناگونمان در حوزه زنان و با توجه به گوناگونى خواستههاى حقوقى زنان، با همفکرى، بحث و گفتگو در نشستهاى جمعى، مشورتهاى بسيار با حقوقدانان و ديگر فعالان حوزه زنان در تهران و شهرستانها، طرح کمپين يک ميليون امضاء براى تغيير قوانين تبعيضآميز را تهيه کرديم. )۱)
رسيدن به اتفاق نظر در اين که کدام يک از قوانين را در کمپين بگنجانيم به آسانى ممکن نبود، شايد اين از موهبت خان گسترده قوانين موجود ما براى زنان است که هر گوشهاش را دست بگذارى چون غدهاى سر باز میکند و بيرون مىريزد. يکى حق طلاق را راهگشا مىداند، آن ديگرى ممنوعيت تعدد زوجات، يکى از سرپرستى فرزند میگويد و ديگر از سهم الارث و.... بنابراين، هريک از ما متناسب با تجربياتمان در موقعيتهاى متنوع خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، قومى، جغرافيايى... اولويتبندى حقوقى خود را داشتيم که ممکن بود در نظر ديگرى چندان در اولويت هم نباشد. چنين شد که تاکيد را بر تغيير کليه قوانين تبعيضآميز قرار داديم تا در نهايت "عقل جمعى“ امضاءكنندگان "اولويت قانونى“ را براى شروع درخواست تغيير قوانين به مجلس و ديگر مجامع برایمان مشخص كند و در مراحل بعدى به يارى حقوقدانان، لوايح مربوط به هريک از قوانين تبعيضآميز را بر مبناى "اولويتهاىقانونىاى که يک ميليون امضاءکننده در برگههاى امضاء مشخص کردهاند در نوبت کار قرار دهيم.
در اين کمپين با هدف اطلاعرسانى و افزايش آگاهى براى تغيير سرنوشت حقوقى و اجتماعى خودمان و ديگر زنان جامعهمان، از روش جمعآورى امضا مدد گرفتيم تا از طريق گفتگوهاى "چهره به چهره" (٢) با زنان و ارائه "دفترچه هاى تاثير قوانين بر زندگى زنان" (٣) به آنان، با هر امضايى که از زنى يا حتى مردى مىگيريم بحث و "خواسته تغيير" قوانين زنان را درشبکههاى افقى و رو به گسترش، شهر به شهر، محله به محله، کوچه به کوچه، خانه به خانه و چهره به چهره درونى کرده و ويروس کنشگرى را در رگهاى توانمندمان مسرى سازيم. در دفترچههاى تاثير قوانين بر زندگى زنان، تبعيضاتى را که به واسطه قانون در قوانين ازدواج، طلاق، حق ولايت بر فرزندان، چند همسرى، سن مسئوليت کيفرى، تابعيت، ديه (نه قانون قصاص، كه با قانون ديه متفاوت بوده و از جنس ديگرى است)، ارث، شهادت، قتلهاى ناموسى و قوانين كيفرى ديگر بر زنان اعمال مىشود را به زبان ساده شرح داديم. علاوه براين کوشيديم تجربههايمان را نيز در اين عرصه مکتوب کرده و انتشار دهيم تا "آگاهى جنسيتى درجريان" را از گردش نياندازيم و در هر گردشى حين عمل به ايدهها و يافتههاى نو و همچنين به اعضاى جديدترى براى "کارزارى به دور از خشونت" دست يابيم و در حوزه نظر به تحليل و نقد عملکرد خود بپردازيم و از تجربه، انديشه و نقد نخبگان و دلسوزان جنبش نيز مدد گيريم. بدين ترتيب کوشيديم با همه توان خود، پازل تقاضاى جمعىمان براى تغيير قوانين زنستيز را با يک ميليون امضا شکل بخشيم.
و اکنون پس از گذشت سه ماه از آغاز کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز، چه توشهاى از اين تجربه داريم؟
صبورى در رسيدن به يک ميليون امضا
«چند تا امضا جمع کردهايد»؟ اين پرسشى است که از آغازشروع به کار کمپيين که حدود سه ماه از آن مىگذرد بيش از همه با آن رو به رو مىشويم.
در کشورى که بر اساس سرشمارى اخير آمار جمعيتش از ۷٠ ميليون گذشته است شايد جمعآورى يک ميليون امضا، کارى آسان به نظر آيد، اما در واقع چنين نيست و دشوارى کار بيش از تصور ماست. طى سه ماه گذشته تعداد داوطلبان جمعآورى امضا افزايش يافته است و در حال حاضر حدود ٣٠٠ داوطلب جمعآورى امضاء مشغول فعاليت هستند که اينكار بخشى از زندگیشان شده است اما اين کافى نيست. دغدغهی ما افزايش اين ميزان حداقل به ٢٠ برابر است که بخشى هم سيال خواهند بود. يعنى در هر مقطع سه ماهه بايد حداقل با ٣٠٠ داوطلب جديد ارتباط بگيريم، آموزش دهيم، در آنها با توجه به سختى كار هويتيابى جمعی ايجاد کنيم تا آمادگى فعاليت در اين راه را بيابند و وقتى اين پروسه طى شد به جمعآورى امضاء روى بياورند تا بعد از آن امضاءهايى را كه به سختى جمع كردهاند به بخش مستندسازى بسپارند و... ما با يك گروه مشخص داوطلبان، نمىتوانيم به حد نصاب يک ميليونى برسيم و بايد بهدنبال گسترش داوطلبان باشيم. از اينرو اين پروسه طولانیتر از آن است كه بهراستى بدانيم در دست هر يك از داوطلبان جمعآورى امضاء چه تعداد فرمهاى پر شده وجود دارد و اين كار در درازمدت امكانپذير است. در اين سه ماهه ما سعى كردهايم بدون هيچ نوع تجربهاى اين ساختار پيچيده و سيال را بدون هيچ امكاناتى شكل دهيم، هرچند هنوز مشكلاتى در اين ميان وجود دارد.
اساس کار ما در كمپين، بر شناخت، ارتباط و آگاهىبخشى در بين خودمان و ديگران و در عين حال ايجاد اعتماد متقابل و زمينهسازى براى سازماندهى جمعى "خواستهى تغيير" است. جمعآورى امضا از اهداف ماست اما در حال حاضر انرژى بيشتر اعضا ضمن جمعآورى امضا، صرف ايجاد ارتباط و يافتن فضاهاى تجمع زنان مىشود. آگاهیرسانى پروسهاى دشوار است و اعضا به خوبى واقفند که تلاش دراين پروسه به مراتب دشوار تر از گرفتن امضاست و به همين دليل صبورتر از پرسشکنندگانمان هستند. در حال حاضر کمپين جدا از حاميانش، بيش از ٨٠ عضو فعال در تهران و شهرستان ها دارد که در فعاليتى "چند وجهى“ و گسترده در فقدان رسانهاى تبليغى و قدرتمند، به شناسايى، ارتباط و جمعآورى امضا مىپردازند، و حين جمعآورى امضا، پتانسيلهاى جديدى براى اين حرکت کشف و جذب مىکنند. بنابراين تجربه اين حرکت چندوجهى، پروسه زمانى جمعآورى امضا را طولانیتر میکند و طبيعتا وضعيت ما را با مراکش که دولتى قدرتمند را حامى خود داشت متفاوت میسازد و شايد زيبايى اين حرکت نيز در همين باشد.
در حال حاضر، جدا از امضاهاى اينترنتی (۴) اعضاى کمپين پس از جمعآورى امضا، يا دريافت امضاها از داوطلبان جمعآورى امضا در تهران يا شهرستانها و يا حتى خارج از ايران، آنها را به گروه مستندسازى تحويل میدهند. گروه مستندسازى ضمن نگهدارى آنها اطلاعات مربوط به امضاها (به جز اسم افراد) را براى انجام تحليل آمارى وارد يک ديتابيس میکند. همچنين از تمامى برگههاى امضا، اسکن کامپيوترى تهيه کرده و در آرشيو مستندسازى نگهدارى مىکند. به گفته اين گروه هنوز بسيارى از داوطلبان برگههاى امضايشان را تحويل اين گروه ندادهاند و بسيارى نيز برگههاى خود را تا به رقم قابل توجهى از نظر خودشان نرسد به اين گروه تحويل نمیدهند. (باور نمیكنيد اما برخى با خودشان قرار گذشته اند تا مثلا ٢٠٠ امضاء جمع نكنند، امضاءهايشان را تحويل ندهند!) به همين دليل نمىتوان در اين مدت کوتاه رقم درستى از امضاهاى جمعآورى شده ارائه داد. اما به طور کلى تجربه داوطلبان نشان داده که روند استقبال از کمپين و جمعآورى امضا بهويژه در شهرستانهايى که يا کارگاه برگزار شده يا شبکههاى ارتباطى قوى دارند يا گروههاى زنان درآنجا فعال عمل مىکنند، مانند تبريز و گرگان قابل ملاحظه بوده است، به طور مثال از تبريز تاکنون حدود ١٢٠٠ امضا و در گرگان حدود ۷٠٠ امضا فرستاده شده است. اما هنوز در شيراز و زنجان و اصفهان و يزد و همدان و كردستان دوستان درحال ساختن ساختارهايى متناسب با شهرشان هستند. يکى ديگر از نشانههاى استقبال از کمپين دريافت امضاهاى پستى به همراه نامههاى دلگرم کننده از ايرانيان سراسر دنياست که صدايمان را رساتر و دلمان را گرمتر مىکند.
نيازسنجى حين عمل و شکلگيرى گروههاى جديد
کار درحيطهاى وسيع چون کمپين يک ميليون امضا، تا حدى نامتعارف و متفاوت است. نه مرز جغرافيايى براى امضاکنندگان دارد و نه فيلترهاى جداکننده بين آنها. بهدليل گوناگونى و متکثر بودنش، ساختارى باز و سيال را مىطلبد تا حين آگاهىبخشى، فعاليت و خلاقيت را نيز بازتوليد کند. گروههاى کارى کمپين يک ميليون امضا با چنين درکى از فعاليت جمعى شکل گرفتند، روابط عمومى، آموزش، مستندسازى، انتشارات، و سايت و گروه مالى نخستين گروههاى کارى بودند اما در روند اجرا ضرورت تشکيل گروههاى ديگر از جمله گروه داوطلبان مطرح شد: «ابتدا فکر مىکرديم گروه روابط عمومى بايد اين وظيفه را داشته باشد ولى از آنجايى که برقرارى رابطه با داوطلبان به دليل يکى از اهداف خاص کمپين يعنى گسترش کمپين به لايههاى مختلف مردمى، از مهمترين مسائلى بود که کمپين با آن روبرو بود به اين نتيجه رسيديم که داوطلبان گروه خاص خود را مىطلبد.» (۵)
بدين ترتيب گروه داوطلبان شکل گرفت تا داوطلبانى را که براى جمعآورى امضا و همکارى با کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز به آن مىپيوندند سامان دهد، فعاليتهاى روابط عمومى نيز بيشتر بر معرفى کمپين به افراد و گروهها متمرکز شد.
نمونه ديگر، مستند کردن تجربيات زنان بود که در حيطه وظايف گروه مستندسازى قرار داشت اما سايت کمپين، اختصاص بخشى در سايت را جدا از ثبت تجربيات در دفترچههاى مستندسازى را ضرورى دانست: «ارتباط چهره به چهره تجربهاى جديد و کمى سخت بود. فکرکرديم اختصاص بخشى به نام کوچه به کوچه در سايت و انعکاس اين تجربيات به ديگران، نه تنها سرعت دريافت تجربههاى ديگران را بالا مىبرد بلکه حتى تشويق به نوشتن و ثبت کردن هم مىکند و در عين حال کارى تکميلى براى مستندسازى است.» (۶)
ضرورت تشکيل يک گروه يا تغييراتى از اين دست مىتواند از سوى مخاطبانمان و علاقهمندان کمپين نيز مطرح شود. مثلا يکى از شرکتکنندگان کارگاهى درکرج که از هنرمندان سينماست تشکيل گروه هنرى را براى کمپين پيشنهاد داده است که قابل تامل است، چرا که مىتوان از هنر به مثابه ابزارى براى ارتباط و ارتقاى آگاهى در کمپين بهره گرفت.
اکنون به تجربه دريافتهايم که در چنين ساختارى، گروههاى کارى علاوه بر ارتباط هماهنگ با يکديگر بايد ناظر بر کار يکديگر هم بوده و در عين حال تعهد و تعلق جمعى را نسبت به فعاليت خود داشته باشند تا حرکتى را که آغاز شده تداوم بخشند. در حال حاضر، همچنان که حرکتمان پيش مىرود هم به ظرفيت بالاى کمپين در فراگيرى و جذب طيفهاى جديد پى مىبريم و هم حين عمل نيازسنجى مىکنيم. اين کار را گروه داوطلبان با تشکيل جلسات پىگيرى دنبال مىکند: «بعد از گذشت يک ماه از اولين کارگاه، به ترتيب داوطلبان شرکتکننده در هر دو کارگاه، به يک جلسه پيگيرى دعوت مىشوند. در اين جلسات، داوطلبان کليه تجارب خود را در ماه گذشته در اختيار هم مىگذارند و چنانچه به دفترچه يا مطلب آموزشى نياز داشته باشند آنها را تحويل گرفته و امضاهايى که جمعآورى کردهاند را تحويل مىدهند. مستندات به گروه رسانه براى درج در سايت تحويل میشود و از آنجا نيز به گروه مستندسازى ارجاع و تجربهها به گروه آموزش براى به روز کردن کارگاههاى آموزشى، منتقل خواهد شد. اين روند باعث مىشود تا هم از تجربيات همديگر استفاده کنيم و هم داوطلبان با کمپين در تماس بوده و بيشتر احساس تعلق به اين کار گروهى را داشته باشند. در هر جلسه پيگيرى داوطلبان، يکى از افراد گروه آموزش هم دعوت مىشود تا تجربيات به صورت مستقيم منتقل شوند. سه جلسه متوالى نيز داوطلبانى که کارگاه را گذراندهاند دعوت شدند تا در جريان تجربههاى يکديگر قرار گيرند. اين جلسهها بسيار جالب توجه بودند. چرا که داوطلبان با ديدن دوباره هم و بيان تجربههاى خود تشويق به کار مىشدند. بخش "کوچه به کوچه" سايت کمپين نيز تبليغ مىشد تا داوطلبان به نوشتن تجربههايشان روى آورند. اکنون اين گروه در پى آن است که تا حد امکان داوطلبانى را از تهران و شهرهاى ديگر بيابد.» (۷) سايت کمپين نيز به دليل نقشى که در اطلاعرسانى دارد در تلاش است «با جذب و آموزش نيروهاى جديد در حوزه نوشتارى و معرفى آنها به ديگر گروههاى کمپين» (٨) از نزديک در جريان کار گروهها قرار گرفته و به انعکاس فعالانهتر اين حرکت بپردازد.
آموزش و گسترش ارتباط در تهران و شهرستانها
گزارش گروههاى مختلف کارى از آغاز کار کمپين يک ميليون امضا تاکنون نشان مىدهد که اساس کار کمپين بيش از هرچيز آموزش و ايجاد ارتباط با لايههاى گوناگون اجتماعى بوده و ارتباط هماهنگ وتنگاتنگ گروهها با يکديگر بازدهى کار را افزايش داده است. تاکنون طبق گزارش گروههاى آموزش و داوطلبان ۹ هفته متوالى است که هفتهاى يک تا سه کارگاه درتهران برگزار شده است: حدود ٢٠ کارگاه براى دختران و ٢ کارگاه براى پسران.
در کارگاه آموزشى، داوطلبان سه نوع آموزش مىبينند: معرفى کليات طرح کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز، آموزش حقوقی (شامل توضيح مفاد مطرح شده در دفترچههاى حقوقى و همچنين پاسخ به پرسشهاى شرکت کنندگان است) و آموزش چهره به چهره براى آشنايى با نحوه برخورد با زنان هنگام جمعآورى امضا. اين گروه ابتدا با ۶ نفر کار خود را آغاز کرد، اما به تدريج با افزايش تعداد داوطلبان جمعآورى امضا و افزايش تعداد کارگاهها و سمينارها در تهران و شهرستانها گروه آموزش تعداد تسهيلگرانش را افزايش داد به طورى که هم اکنون ۵ نفر در بخش حقوقى و ۶ نفر در بخش معرفى کمپين و مهارتهاى ارتباطى مشغول به کار هستند. « بهجز بخش حقوقى که حقوقدانان آموزش مىدهند داوطلبان علاقه به کار در گروه آموزش مىتوانند در بخش آموزش فعال شوند. آنها در يک يا دو جلسه با نحوه کار آموزشگران قبلى آشنا مىشوند و در جلسات بعدى با نظارت آموزشگر قبلى، بخشى از کار آموزش را برعهده مىگيرند و در صورت آمادگى لازم براى اين کار، مواد آموزشى در اختيار آنها قرار مىگيرد تا از آن به بعد جلسات آموزشى را به تنهايى برگزار کنند.» (۹)
براى تشکيل کارگاه آموزشى تقريبا بيشتر گروهها مشارکت دارند. اما هماهنگى و سازماندهى کارگاه برعهده گروه داوطلبان است. جذب داوطلبان چه در داخل تهران و چه در شهرهاى ديگر، هماهنگى داوطلبان براى شرکت در کارگاه آموزشى که براى داوطلبان جديد هر هفته برگزار مىشود، پيدا کردن جا براى برگزارى کارگاهها، هماهنگى با گروه آموزش براى برگزارى کارگاهها و گروه انتشارات براى فرستادن مطالب آموزشى به کارگاهها و گروه سايت براى پوشش خبرى کارگاه از وظايف گروه داوطلبان است.
برگزارى کارگاههايى آموزشى در شهرستانها غالبا پس از آشنايى با کمپين و يک دوره جمعآورى امضا صورت مىگيرد. به عنوان مثال در گرگان پس از استقبال گروههاى زنان از کمپين و فعاليت گروه مطالعات زنان اين منطقه در جمعآورى امضا، نياز به برگزارى کارگاه آموزشى احساس مىشود:«حين جمعآورى امضا سوالهاى امضاکنندگان زياد بود و همگى نيازمند ارتقاى آگاهى خود بودند و اين احساس بيشتر لمس مىشد که نيازمند آموزش هستند.» (١٠)
به يارى گروه داوطلبان و آموزش تاکنون چندين کارگاه در شهرستان برگزار شده است، کارگاههايى در گرگان و همدان و يزد با هماهنگى گروه داوطلبان، کارگاههايى در تبريز و کرج با هماهنگى گروه آموزش از جمله اين کارگاههاست. در اين کمپين مردان عدالتخواه نه الزاما در نقش حاميان بلکه در نقش کنشگرانى ظاهر مىشوند که با تشکيل گروه داوطلبان پسر و برگزارى کارگاههاى آموزشى براى پسران به ارتقاى آگاهى مردان نسبت به تبعيضات قانونى عليه زنان يارى مىرسانند.
اطلاعرسانى در بنبستهاى رسمى
در چهارراههاى بنبستى که به رسانههاى رسمى مملكت ما براساس سياست حذفى يا مصلحتانديشى ختم مىشود، اطلاعرسانى در دنياى مجازى به رغم فيلترينگ، موهبتى بزرگ است. راهاندازى سايت کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز، "تغيير براى برابرى“ از ابزارهاى موثرمان در اين عرصه بوده است که به همت گروه سايت کمپين تقريبا يک روز درميان با مطالب جديد به روز مىشود و به طور متوسط بين ٨٠٠ تا ٣هزار بازديدکننده در روز دارد. اين سايت تاکنون حدود ۵۵ نوشته در قالب مقاله، گزارش، مصاحبه، تجربه در مورد کمپين، همچنين بيش از ١٠ متن ترجمه شده از مبارزات حقوقى زنان در کشورهايى چون مراکش، فلسطين، هند، تونس و..به همراه مواد آموزشى مورد استفاده در کارگاههاى آموزشى، منبع خوبى براى اطلاعرسانى از اين حرکت بزرگ را فراهم آورده است.
علاوه براين، سايتها و وبلاگهاى حامى کمپين، با قراردادن لوگوى کمپين در صفحه مجازیشان و همچنين انعکاس فعاليتهاى کمپين نقش عمدهاى در شناساندن کمپين داشتهاند. دراين ميان نقش راديوها و سايتهاى خبرى چون صداى آلمان، راديو فردا، راديو زمانه، برابرى، اخبار روز، ادوارنيوز، گويا، عصرما، پيوند، ايران امروز، شهرزاد نيوز، آواى زن، صبحانه، شهروند، کسوف، استکهلميان، گزارشگران، روشنگرى، …در انعکاس خبرها و همچنين مصاحبه با اعضا و حاميان کمپين در شناخته شدن کمپين و گسترش بحث حقوق زنان در جامعه تاثيرگذار بودهاند. علاوه بر اين حمايتهاى بينالمللى و حقوق بشرى از کمپين از سوى برندگان صلح نوبل، زنان براى حقوق بشر زنان (WWHR)، Women in Black، Women’s Global Network for Reproductive Rights، Organization of Women’s Freedom in Iraq، Women Citizens of Europe Network RCE)، . .فمينيستهايى چون "ارونداتى روى“، اکتيويست و فمينيست هندى، يا دالايى لاما رهبر معنوى و مذهبى تبت،)، بتى ويليامز ( برنده جايزه نوبل و بنيانگذار جنبش صلح ايرلند شمالى)، دزموند توتو (کاردينال آفريقاى جنوبى)، اسکار آرياس (رييس جمهور کاستاريکا)، جودى ويليامز (برنده جايزه نوبل- آمريکا)، خوزه راموس هرتا ( نخست وزير تيمور شرقى) مايريد کاريگان مگوير (برنده جايزه نوبل- ايرلند شمالى)، ريگوبرت منچاتم (برنده جايزه صلح نوبل- گواتمالا) و آدولف پرز اسکوتيول (برنده جايزه نوبل- آرژانتين) صداى حقطلبانهمان را بهتدريج در جهان گسترش میدهند.
مکانيابى در بىمکانى
شروع کار کمپين در پشت درهاى بسته، و سابقه پر تاريخمان از عدم ارائه مجوز و مکان براى برگزارى برنامههايمان از يک سو و کنشگرى نهادى شده در هدف و روش کمپين، ما را برآن داشته است که از هر جا و مکانى براى معرفى، مخاطبيابى، جلب مخاطب و ايجاد حساسيت به حقوق زنان بهره بگيريم.
مساله اصلى کمپين پيدا کردن مکانى براى برگزارى سمينارها و کارگاههاى کمپين است، براى برگزارى کارگاهها هيچ يک از گروهها مکان ثابتى براى اين کار ندارند. بنابراين بيشتر کارگاهها در خانههاى داوطلبان برگزار مىشود. البته اين کار با مشکلاتى هم همراه هست «دربرخى موارد، برخى داوطلبان، به دليل آنکه مکان کارگاه، خانه است ونه محل يک سازمان، اعتماد نمىکنند تا در کارگاه حضور داشته باشند.» (١١) در شهرستانها نيز بيشتر داوطلبان نيز که فعالان ان جى او هاى شهر يا شهرهاى اطراف هستند و سابقه کار گروهى و اجتماعى دارند غالبا خانههاى خودشان را در اختيار کارگاه قرار میدهند.
برگزارى سمينارها در مکانهاى عمومى نيز به دليل سختگيرى در ارائه مجوز به گروههاى زنان تا حدودى دشوار است. بعد از ممانعت از برگزارى اولين سمينار کمپين در موسسه رعد (١٢) تنها يک سمينار در زنجان با عنوان سمينار معرفى کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين زنستيز (۱۱ آبان ۱۳۸۵) به همت سازمان غيردولتى ترانه و همکارى گروه روابط عمومى کمپين برگزار شد. (١٣)
با وجود اين و بهرغم محدوديتهاى مکانى، درتلاشيم تا در عين جستجو و مکانيابى براى برگزارى سمينار فرصتهاى مکانى را هم از دست ندهيم. به عنوان نمونه بزرگداشت شهلا لاهيجى در موسسه پکا توسط "مرکز فرهنگى زنان" فرصت خوبى بود تا به معرفى کمپين و فعاليتهاى آن بپردازيم، (١۴) يا "نشست بررسى کنوانسيون منع هرگونه تبعيض عليه زنان" توسط يونيسف، موقعيت خوبى بود تا در جلسه پرسش و پاسخ از چگونگى روند شکلگيرى کمپين و حرکت از پايين سخن بگوييم.(١۵) يا نشست گروه مطالعات زنان انجمن جامعهشناسى ايران (۱۰ مهر ۱۳۸۵) و جلسه ماهانه جمعيت زنان مبارزه با آلودگى محيط زيست (۷ آبان ۱۳۸۵) موقعيتهاى مناسبى بودند تا فرصتى را براى شناسايى کمپين به گروههاى ديگر تجربه کنيم (١۶). نشست سازمان غيردولتى "کنشگران داوطلب" با فعالان زن از ترکيه، بلژيک و مراکش (٢۹ آبان ١٣٨۵) نيز موقعيتى را براى اعضاى کمپين فراهم کرد تا به معرفى کار و تبادل تجربياتشان بپردازند. (١۷)
کوچه به کوچه: تواناسازى و قدرتيابى
جمعآورى امضا از طريق ارتباط چهره به چهره هرچه بيشتر اعضا را در ايجاد ارتباط، قدرتمند و توانمند کرده و اعتماد به نفس آنها را افزايش داده است. انتقال اين تجربه در بخش مجزا و مستقلى با عنوان "کوچه به کوچه" و تشويق داوطلبان و ديگر علاقهمندان به مکتوب کردن تجربياتشان در انتقال اين حس به ديگر اعضا مدد رسانده است. اين احساس را در نوشته خديجه بعد از کارگاه تبريز مىبينيم که "روز به روز قوىتر" مىشود و کمپين همه زندگى“اش مىشود، يا نسيم "فائق شدن بر استرسها " را مىآموزد و امضا گرفتن "انرژىاش را مضاعف" مىکند، يا چنان اعتقادى به ساچلى مىدهد که حاضر است با کسى که مسخرهاش مىکند بحث کند، يا زهره را به اين نتيجه برساند که در کلاسهاى ورزش حتى در مجموعههاى دولتى مىتوان چهرههاى بىاعتنا را به امضا کردن و مشارکت در جمعآورى امضا واداشت، و در واقع خودباورى ما زنان را نسبت به توانايى خودمان افزايش داد. (١٨)
تجربيات کوچه به کوچه علاوه براين ما را به دنياى جديدى از زنان مىبرد که پيشتر در همسايگى، کوچه و خيابان، مترو، اتوبوس و. .شايد حتى نمىديديمشان اما اکنون مىشناسيمشان، میتواند همان زنى باشد که "امضاى ضربدرىاش" را بر فرم نوشين ماندگار مىکند، يا در هيبت حراست عبوس دانشگاه فرزند طلاقش را به ياد مىآورد و اميد را و "لبخند يک ميليونى“اش را نثار مهرنوش مىکند، يا "۵ سال دوندگىاش را براى طلاق" در بيانيه کمپين مىبيند و اولين امضايش را بر برگه الناز ثبت مىکند، يا در گروه تئاتر، پرده "فصل مشترک در قصه زندگى زنان" را براى نگار اجرا مىکند، يا براى نسيم از شوهر ۴ زنهاش مىگويد، يا خوشحال است که با دادن امضايش به زهره "ممکن است دختران امروز سرنوشت مشابه" او را نداشته باشند، يا مانند ناهيد "دل در گرو تغيير قوانين موجود" دارد و يا زن دستفروش هست که به دقت بيانيه را مىخواند و با امضايش بهترين خاطره جمع آورى امضا را براى ترانه مىسازد. (١۹)
تاکنون بيش از ٢٠ نوشته از تجربيات کوچه به کوچه در سايت تغيير براى برابرى منعکس شده و بيش از صدها روايت شفاهى از اين تجربيات در بين اعضا بازگو شده است که تلاش براى مکتوب کردن اين تجربيات يا از طريق برپايى کارگاههاى نوشتن و آموزش و تشويق افراد به نوشتن اين تجربيات يا از طريق مصاحبه و تاريخ شفاهى در دست انجام است. درابتداى کار نيز کميته مستندسازى دفترچههايى را براى ثبت تجارب اعضاى کمپين در بين اعضا و ديگر علاقهمندان به جمعآورى امضا، پخش کرد که هنوز جمعآورى نشدهاند.
مستقل در تامين هزينهها
کمپين يک ميليون امضا برخلاف بسيارى از فعاليتهاى پروژهاى که طول عمر و مبناى حرکتشان متکى بر دارايىشان است، حساب مالى ازپيشفرضشدهاى ندارد بلکه كارى بزرگ است که قصد دريافت کمکهاى مالى از سازمانهاى دولتى و بينالمللى را نيز ندارد. با اين حساب تامين مخارج کمپين چگونه ممکن است؟
گروه مالى کمپين يک ميليون امضاء براى تغيير قوانين تبعيضآميز، از اول مرداد ٨۵ کارش را آغاز کرد، سرمايه اوليه و تنخواه به صورت حق عضويت از طرف اعضاى اصلى کميتههاى کارى براى پيشبرد اهداف کمپين پرداخت شد. علاوه بر اين برخى از اعضا و علاقهمندان به کار کمپين نيز کمکهاى مالى خود را به اين کميته پرداخت کردهاند که فهرست اسامى کمککنندگان از سوى گروه مالى اعلام خواهد شد. کليه کمکهاى مالى و حق عضويتها در انحصار فعاليتهاى کمپين است و براى پيشبرد اهداف آن هزينه میشود.
براى جمعآورى کمکهاى مالى، قبضهاى جمعآورى کمکهاى مالى به انضمام مهر کمپين از سوى گروه مالى دراختيار داوطلبان قرار داده مىشود تا هرگونه کمکى با هر مبلغى مستند باشد. براى هر وجوه دريافتى، قبض مخصوص کمپين نيز صادر میشود.
تمام اعضاى پروژه در جمعآورى کمکهاى مالى شرکت فعال دارند و هزينههاى انجام شده (هزينه اصلى، چاپ "دفترچههاى تأثير قوانين بر زندگى زنان" است) كه تاکنون از طريق حق عضويتها و کمک مالى اعضا تامين شده است.
بر اساس برآورد مالى گروه مالى کمپين، هزينهى كمپين در طول دو سال و با توجه به تيراژ جزوههاى حقوقى و آموزشى، به طور تقريبى حدود ۵٠ ميليون تومان پيشبينى شده است که تأمين اين مبلغ، رقم بسيار بالايى براى اعضاى كمپين است. به همين دليل کميته مالى سعى دارد در آينده با برپايى جشن و کنسرت، بازارهاى گوناگون، نمايشگاهها و... کمک مالى جمعآورى و پروژه را تأمين مالى کند.
براساس گزارش گروه مالى، تاکنون حدود ١ ميليون و ۵٠ هزار تومان کمک و حق عضويت جمعآورى شده است که حدود ۹٠٠ هزار تومان بابت هزينه چاپ و کاغذ و ملزومات پرداخت شده است. و اين غير از خرجهايى است كه اعضاى گروه كمپين براى مخارج سفر خود به شهرستانها متقبل میشوند كه همه را از جيب خود میپردازند. (٢٠)
بنابراين کمپين نه تنها انرژى و زندگى داوطلبان و اعضاى خود را از آن خود میكند بلكه آنان از جيب خود تاكنون هزينههاى آن را ذره، ذره و هر كس در حد توانايیاش پرداخت كرده است. آنچه به اعضاى کمپين نيرو مىبخشد گسترش لايه به لايه آگاهى در زندگى روزمره زنان و مردان است، رشد هويت جمعى اعضا و انتشار آن در خود و ديگران است، آرمانى است که اميد به تحقق آن نيرو بخش است و خود دليل زندگى است.
همانطور كه سعى كرديم در اين گزارش منتقل كنيم، کمپين يک ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز، کارى بزرگ با پيچيدگى و دشوارىهاى زياد است، اين دشوارىها با هر زن و مرد ايرانى كه به آن بپيوندند و داوطلب كار در بخشى كوچكى از آن شوند بهتدريج كاهش خواهند يافت و آينده اميدواركنندهترى براى تغيير اين قوانين پيش رويمان خواهند گذاشت. براى اينكه بخشى از اين باريكهى جوشانى كه در زندگى كنون جامعه جارى شده شويد و اين باريكه را به رودخانهاى هرچه جوشانتر و سرزندهتر تبديل كنيد با ايميل forequality@gmail.com تماس بگيريد.
آذرماه ١٣٨۵
پانوشت
١. كليات طرح ”يك ميليون امضاء براى تغيير قوانين تبعيضآميز“
http://www.we-change.org/spip.php?article12
٢. جزوه آموزش چهره به چهره و گروهى
http://www.we-change.org/spip.php?article83
٣. جزوه حقوقى: تاثير قوانين بر زندگى زنان
http://www.we-change.org/spip.php?article48
۴. بيانيه ”يك ميليون امضاء“ براى تغيير قوانين تبعيضآميز
http://www.we-change.org/spip.php?article11
International Support for Women’s Campaign
http://www.we-change.org/spip.php?article19
۵، ۷ و١١. گزارش سه ماهه گروه داوطلبان (۵شهريور تا ۵ آذر ٨۵)
۶و٨. گزارش سه ماهه گروه سايت (۵شهريور تا ۵ آذر ٨۵)
۹. گزارش سه ماهه گروه آموزش (۵ شهريور تا ۵ آذر ٨۵)
١٠. گزارش کارگاه آموزشى گرگان،«گرگان براى کمپين، کمپين براى گرگان»، ايمان مظفرى
http://www.we-change.org/spip.php?article134
١٢. كمپين يك ميليون امضا براى تغيير قوانين تبعيضآميز آغاز به كار كرد، محبوبه حسين زاده
http://www.we-change.org/spip.php?article24
١٣. آغاز به كار كمپين يک ميليون امضاء درزنجان الناز ناطقى
http://www.we-change.org/spip.php?article143
شش كميته، يك دفتر و جذب دهها نيروى تازه نفس، گام اول زنجانى ها، صفيه قره باغى
http://www.we-change.org/spip.php?article144
١۴. شهلا لاهيجى از اولين حاميان كمپين ”يك ميليون امضاء“ / سارا لقمانى / زنستان
http://herlandmag.net/issue15/06,11,13,07,32,16/
١۵. كمپين يك ميليون امضا راهى براى سازماندهى نيروهاى اجتماعى، مريم حسين خواه
http://www.we-change.org/spip.php?article155
١۶. گزارش سه ماه گروه روابط عمومى (۵شهريور يا ۵ آذر ٨۵)
١۷. ديدار اعضاى کمپين يک ميليون امضاء با زنان فعال مراکش، ترکيه و بلژيک/ الناز ناطقى
http://www.we-change.org/spip.php?article161
١٨و١۹. برگرفته از نوشتههاى مندرج در بخش کوچه به کوچه سايت "تغيير براى برابرى“
http://www.we-change.org/spip.php?article153
http://www.we-change.org/spip.php?article81
http://www.we-change.org/spip.php?article148
http://www.we-change.org/spip.php?article77
http://www.we-change.org/spip.php?article136
http://www.we-change.org/spip.php?article150
http://www.we-change.org/spip.php?article129
http://www.we-change.org/spip.php?article102
http://www.we-change.org/spip.php?article135
٢٠. گزارش سه ماهه گروه مالى (۵شهريور تا ۵ آذر ٨۵)
|
|
|