تونس: سکولارها و فشار دوجانبه از طرف اسلامی‌ها و حکومت خودکامه


مصاحبه با خانم سعيده گراش وکيل مدافع، فمينيست و دبيرکل "انجمن زنان دمکرات تونسى“

ترجمه: شهلا فريد

انجمن زنان دمکرات تونسی ATFD در سال ١۹٨۹ در تونس بنياد گذاشته شد. هدف اين سازمان غيردولتى حذف هرگونه نابرابرى جنسى و بهبود وضعيت زنان و دختران در وهله نخست از نظر حقوقى و هم چنين از نظر اجتماعى و اقتصادى است. اين تشکل زنان خواستار حفظ قانون مدنى تونس و بهبود آن در جهت برابرى جنسى است. از نظر سياسى تشکل زنان دمکرات تونسى از جدايى کامل دين از دولت، دمکراتيزه کردن جامعه تونس و رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندى دفاع مى‌کند


س: خانم گراش شما در تونس چگونه مى‌توانيد به رسانه‌هاى عمومى دسترسى پيدا کنيد؟

ج: امکانات اکنون بسيار محدود است زيرا دولت تونس آزادى‌هاى فردى و مدنى را بسيار محدود کرده و از جمله آزادى فعاليت انجمن‌هاى مستقل را. از سال‌ها پيش به‌نام اسلام‌گرايى و مبارزه با ترور و به بهانه حفظ ثبات هر جريان مستقلى تحت فشار است.
ما نمى‌توانيم مراسم بيرونى برگزار کنيم، نمى‌توانيم فراخوان عمومى بدهيم و يا متنى را چاپ کنيم. کسى نمى‌تواند نزد ما در محل انجمنمان بيايد. از چهار سال پيش ما اجازه نيافتيم يک برنامه بيرونى برگزار کنيم. حتى مجمع عمومى اعضا هم اجازه نيافت برگزار شود.

سوال: چنانچه انجمن شما اين محدوديت‌ها را زير پا بگذارد؟

جواب: ما حتى نمى‌توانيم آنها را زير پا بگذاريم، زيرا در اطراف دفترمان همواره پليس‌ها با لباس شخصى مستقرند. حتى گاه اعضاى ما از ورود به محل منع مى‌شوند. هنگامى که در سال ٢٠٠۵ جلسه سران کشورها در مورد ارتباطات و اطلاعات در کشور تونس برگزار شد، شيرين عبادى فعال حقوق بشر و برنده جايزه نوبل نيز آمده بود تا جلسه "سران شهروندان" را افتتاح کند. اين افتتاحيه قرار بود در دفتر ما برپا شود. پليس مانع ورود بسيارى از شرکت‌کنندگان از جمله سياست‌مداران و روزنامه‌نگاران شد.

سوال: آيا اين مسائل تاثيرى در تامين بودجه پروژه‌هاى شما دارد؟

جواب: البته بسيار تاثير گذاشته است. ما از نظر کمک‌هاى مالى و امکانات بسيار در محدوديت قرار گرفته و حتى امکان تامين اجاره و پرداخت حقوق مشاورانى را که به زنان خشونت ديده کمک مى‌کنند، را نداريم و شايد در آينده نزديک مجبور شويم محل را تخليه کنيم و چنانچه راه حلى پيدا نکنيم انجمن ما به تاريخ مى‌پيوندد.
ما يکى از محدود امکانات براى ديگر سازمان‌هاى غيردولتى مستقل بوديم. از بيش از ٨٠٠٠ سازمان ثبت شده شايد به تعداد انگشتان دست انجمن مستقل وجود دارند و از اين ۵ يا شش تا فقط دو انجمن اجازه فعاليت دارند.

سوال: آيا دولت تونس نبايد در حمايت از گروه زنان سکولار دمکرات نفع داشته باشد؟ به عنوان تعادلى در مقابل گسترش اسلام‌گرايى؟

جواب: همه زنان جوانى که حجاب دارند اعضاى معتقد سياسى جنبش اسلامى نيستند. مشکل انجاست که ميان ما جوانان مشکلات بيشترى براى کاريابى و روى پاى خود ايستادن دارند. بسيارى با سن سى سال هنوز نزد والدين خود زندگى مى‌کنند.
از نظر اجتماعى به بن‌بست مى رسند و از نظر سياسى امکان بروز خود را پيدا نمى‌کنند. هيچ عرصه عمومى دمکراتيک وجود ندارد. بحثى انجام نمى‌گيرد. حتى رسانه‌هاى جمعى نيز آلترناتيوى نيستند. به فرستنده‌هاى تلويزيونى عربى مانند الجزيره و المنار نگاه مى‌کنند با آن نوع نگاهى که اين فرستنده‌ها دارند. به نظر مى‌رسد که فقط يک الترناتيو وجود دارد يا به ارتکاب جرم بپردازى و يا به مذهب پناه ببرى. وقتى تمام راهها بسته باشد مردم بيشتر مذهبى مى‌شوند. به نظر من در اينجا سياست داخلى دولت تونس است که وامانده است و از آن سو سياست اتحاديه اروپا اين است: تا زمانى که دولت‌ها به ما در حفظ منافع اقتصادى‌مان کمک مى کنند، ما چشم‌مان را در زمينه حقوق بشر مى‌بنديم.

سوال: شما به عنوان دمکرات‌ها در بين دو چرخ دنده اسلام‌گرايى از يک سو و خودکامگى حکومت از سوى ديگر گير کرده‌ايد.

جواب: بدون ترديد. واين همان چيزى است که من به خاطر آن قدرت‌مداران‌مان را سرزنش مى‌کنم: به نام مبارزه با اسلام‌گرايى هر صداى اپوزيسيونى را در نطفه خفه مى‌کنند. فقط از طريق پديد آوردن شهروندى واقعى و بنياد گذاردن نهادهايى که اصول دمکراسى را تضمين کند، مى‌توان تونس را از اسلام‌گرايى حفظ کرد.
حذف خشونت، بازسازى نهادهاى جمهورى، دمکراتيزه کردن جامعه، آزادی‌هاى فردى، عدالت اجتماعى. مسلما نمى‌توان با يک حرکت سر انگشتان همه اين کارها را انجام داد. ولی حداقل مى‌شود در اين راه تلاش کرد. سرکوب هر چيز فقط به افراطيون کمک مى‌کند.

سوال: رژيم تونس چه عکس‌العملى در مقابل اسلامى‌ها نشان مى‌دهد؟

جواب: رژيم امتياز ميدهد. به طور دائمى بده بستان‌هاى مخفيانه انجام مى‌دهد. من شخصا تعجب نمى‌کنم چنانچه رژيم و اسلامى‌ها در يک انتخابات مشترکا عمل کنند. رسما آنها ممنوع هستند ولى حزب النهدا ( حزبى که مستقر نمودن ارزش‌هاى اسلامى در جامعه را هدف خود قرار داده است) همواره حضور دارد و آنها با هم ارتباط دارند.

مشکل ديگر آن است که اکنون جريان‌هايى وجود دارند که بسيار از النهدا افراطى‌تر هستند مانند جهادى‌ها، سلفى‌ها، که در افغانستان مى‌جنگيدند. بعد از ١١ سپتامبر حزب النهدا ديگر جاذبه نداشت. مشکل اينجاست که سياست پايدارى پيش گرفته نمى‌شود، بلکه همواره راه‌حل‌هاى کوتاه مدت اتخاذ مى‌شود.
من وکيل هستم، يکى از همکاران من با افراطيون جوان سروکار دارد. آنها او را به‌دليل آنکه حجاب نداشت، نمى‌پذيرفتند. يکى از همکاران من که حجاب دارد مى‌گويد که: "در مقايسه با آنها ما تقريبا اته‌ئيست هستيم. اما براى قدرتمداران فقط يک چيز اهميت دارد: در کوتاه‌مدت در قدرت بمانند. وقتى اوضاع به‌هم ريخت، ناپديد مى‌شوند. بهاى آن را ما مردم عادى بايد بپردازيم. آنها به اروپا فرار مى‌کنند و ما اينجا بهايش را مى‌دهيم.


اين مصاحبه را مارتينا سابرا انجام داده و در سايت قنطره که به زبان آلمانى، انگليسى و عربى است، درج شده است.