از خصیصه های تمایزبخش این انتخابات حذف غیر خودی ها و رد صلاحیت های گسترده

با به پایان رسیدن مهلت ثبت نام نامزدهای انتخابات دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی، تعداد قابل توجه داوطلبین ثبت نام، که با واکنش‌های متفاوتی در کشور همراه بود، موجب تحرکات نوینی در عرصه سیاسی کشور گردیده است. سایت کارآنلاین اقدام به تهیه تعدادی سئوال در این ارتباط و پیامدهای آن نموده و به تعدادی از فعالین و کنشگران سیاسی ارسال کرده است. متعاقب دریافت، پاسخ‌ها در اختیار خوانندگان محترم سایت قرار خواهند گرفت. متن ذیل پاسخ  آقای دکتر عبدالستار دوشوکی، فعال سیاسی و رئیس مرکز مطالعات بلوچستان در لندن  را ملاحظه می فرمایید.

شورای سردبیران کارآنلاین 

------------------------

ـ تا انتخابات مجلس ایران در اسفند ماە امسال چند ماهی باقی ماندە است، و شواهد حاکی از تلاش جناحهای متفاوت حکومتی برای حضور برجستە و قاطع و تعین کنندە در مجلس را دارد. بە نظر شما چە پارامترهائی در زمینە سیاسی و اجتماعی انتخابات این دورە را از دورەهای ماقبل خود متفاوت می کند؟

 این انتخابات دوگانه مجلس  شورا و مجلس خبرگان بعد از دوران پسا توافق هسته ای و بر روی سرکار آمدن دولت تدبیر و امید و رشد فزاینده تنش و رقابت بین جناح های درون ساختار حکومتی و با توجه به اینکه مجلس شورای اسلامی باید یاور و همسوی دولت باشد و مهم تر از آن مجلس خبرگان شاید ناچار شود رهبر آینده ایران را تعیین کند، می تواند حائز اهمیت باشد. البته فراموش نکنیم که بیش از سی انتخابات در طی ٣٧ سال گذشته ثابت کرده که نتایج انتخابات تاثیر سرنوشت سازی در تغییر ساختار قدرت و  یا مناسبات بیرونی و درونی آن بخصوص با ملت ایران  نداشته است. و حدس من این است که در نهایت با توجه به مهندسی نهادینه شده پروسه انتخابات توسط نهادهای مختلف حکومتی، بقول معروف "این نیز بگذرد". وانگهی به احتمال زیاد یکی از خصیصه های تمایزبخش این انتخابات حذف غیر خودی ها و رد صلاحیت های گسترده بیش از انتخابات خواهد بود. چون جمهوری اسلامی حاضر است هزینه تبلیغاتی رد صلاحیت های فله ای را بپذیرد، اما خطر بقول خودشان ورود "نفوذی ها"، "فتنه گران" و "منحرفین" و "نامحرمان" را هرگز نخواهد پذیرفت. به همین دلیل علیرغم گمانه زنی های تئوریک در مورد نقش مجلس خبرگان در انتخاب رهبر آینده و همرایی بل الفعل مجلس با دولت، در عمل دکترین همگونی نظام و استمرار وضعیت موجود غلبه پیدا خواهد کرد.

  - با توجه به این شمائی که به دست دادید، چه کیفیت و دامنۀ حضوری را برای نیروهای دموکرات ممکن می دانید؟

 انتخابات دمکراتیک مستلزم پیش زمینه های متعددی است که در نظام جمهوری اسلامی وجود ندارند. نیروهای دمکرات نیز می توانند در یک پروسه دمکراتیک انتخابات آزاد تاثیر گزار باشند. البته جمهوری اسلامی ثابت کرده که از حضور نیروهای دمکرات و آزادیخواه برای گرم کردن تنور انتخاباتی و ایجاد به اصطلاح نشاط در جامعه مدنی استفاده، یا بهتر است بگویم سوءاستفاده  کرده و می کند. به همین دلیل اعتراف می کنم که نیروهای دمکرات بخصوص در داخل کشور مسئولیت بسیار عظیمی را بر عهده دارند. از یک سو نباید با مشارکت در نمایش انتخاباتی، به پروسه غیر دمکراتیک انتخابات در جمهوری اسلامی مشروعیت بخشید. از سوی دیگر نیز نباید با آرمانخواهی مطلق گرایانه، مردم را از فرصت طرح مطالبات دمکراتیک در فضای انتخابات محروم کرد. در نتیجه نیروهای دمکرات می توانند با آگاهی رسانی شفاف از فضای موجود که فقط چند هفته در هر چهار سال ایجاد می شود، حداکثر استفاده را برای طرح مطالبات خودشان بنمایند. از آنجایی که گزینه عملی دیگری، البته به غیر از انفعال و گوشه نشینی، در جامعه مطرح نیست، نمی توان از نیروهای آزاد‌ی خواه و دمکرات ایراد گرفت که چرا تمایل دارند از فضای انتخاباتی برای طرح مطالبات خودشان استفاده کنند. حتی رد صلاحیت هزاران نفر از کاندیداهای مجلس شورای اسلامی و صدها تن از کاندیداهای مجلس خبرگان می تواند برای نظام مایه مشروعیت زدایی از انتخابات و "هزینه بر" باشد.

  - تعداد قابل توجه کاندیداها، چه برای مجلس شورا و چه برای مجلس خبرگان، را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این می تواند مقدمه ای بر یک حرکت اجتماعی باشد؟

 اخیرا یکی از اعضای شورای نگهبان اظهار تاسف کرده بود از اینکه چرا حتی نام نویسی برای کاندیداها آزاد است و به نوعی به هزاران کاندید گفته بود که "عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری". در یک انتخابات آزاد که در آن نظارت استصوابی وجود ندارد و کاندیداهای مستقیما خودشان را به رای مردم عرضه می کنند، می توان از یک حرکت اجتماعی و شور و نشاط انتخاباتی صحبت کرد. اما در ایران اینگونه نیست. بلکه کاندیداها خود را به شورای نگهبان عرضه کرده اند تا از فیلتر تنگ استصوابی آن عبور کنند و بعد از آن حق انتخاب شدن خواهند داشت. همانگونه که گفتم انتخابات در ایران یک پروسه مهندسی شده است که کنترل آن (به استثنای مرحله اول ـ یعنی نام نویسی) در اختیار نهادهای مختلف حکومتی می باشد.  و اما اینکه بخشی از مردم از حق خود برای انتخاب شدن استفاده کرده و نام نویسی کرده اند تا بعد از رد صلاحیت های گسترده به دنیا نشان بدهند که انتخابات در ایران آزادی نیست، می تواند با نگاهی مثبت  مورد استقبال قرار بگیرد. زیرا انتخابات دو مولفه مهم و جدایی ناپذیر دارد. اول حق انتخاب شدن؛ و دوم حق انتخاب کردن کاملا آزاد، بدون دست چین کردن استصوابی توسط یک نهاد غیر دمکراتیک و ارتجاعی. در نتیجه نفس نام نویسی هزاران کاندید بخودی خود نمی تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد. اما رد صلاحیت هزاران کاندید می تواند منشاء یک حرکت اعتراضی و کارزار مدنی برای به چالش کشیدن فرایند غیردمکراتیک پروسه گزینشی انتخابات  و نفی نظارت استصوابی باشد.

 - حرکت اکیداً مشخص مورد نظرتان برای این لحظه از روند انتخابات چیست؟

 متاسفانه قواعد بازی را جمهوری اسلامی تعیین می کند و برای ورود به آن تمکین مطلق پیش شرط می باشد. بعنوان مثال عبدالله نوری اخیرا تاکید کرده بود که اصلاح‌طلبان در صورت رد صلاحیت های فله ای نباید عقب‌نشینی (یا بعبارتی تحریم و یا اعتراض) کنند و حتی با چند نفر باقی مانده در انتخابات شرکت کنند. جمهوری اسلامی این را می داند و به همین دلیل نیز چند "کبریت بی خطر" اصلاح طلب از فیلتر هدفمند شورای نگهبان با موفقیت عبور خواهند کرد تا هیزم لازمه اصلاح طلبان را برای گرم کردن تنور انتخاباتی مهیا کنند. به احتمال زیاد انتخابات اسفند ماه صحنه ای جدی را برای وزن کشی معنا دار جناح های مختلف بوجود نمی آورد. وانگهی تصور ایجاد تغییر از بالا با حضور در لایه های مختلف هرم قدرت، آن هم توسط کسانی که فعلا  بخشی از لایه های تحتانی این هرم هستند و کارنامه درخشانی نیز ندارند، می تواند بر توهم امکان‌پذیری تغییر در نظام جمهوری اسلامی در بین توده ها دامن بزند. کمااینکه این امید وهم انگیز نه تنها حواس باطنی توده ها بلکه آرمان های آزدایخواهانه و ترقی طلبانه آنها را به دل بستن به رقابت های نافرجام بین "بد" و "بدتر" تقلیل خواهد داد  و در عمل تغییری در جایگاه مرکز ثقل قدرت ایجاد نخواهد کرد.

 در نتیجه با توجه به توضیحاتی که ارائه کردم، باید اذعان نمود که پیش بینی وقایع اجتماعی، بعنوان مثال آنگونه که پیدایش انفجاری جنبش سبز نشان داد، مشکل است. اما می توان سناریوهایی مختلفی را متصور شد. از جمله اینکه رد صلاحیت  احتمالی هزاران کاندیدا توسط شورای نگهبان را مستمسکی مشروع برای ایجاد حرکت اعتراضی علیه انتخابات غیر دمکراتیک، قبل از آغاز آن نمایش و تحریم انتخابات بکار گرفت. یا وگرنه تکرار مکررات و شرکت جستن در هلهله و رقص و شادی دو هفته قبل از انتخابات توهینی است آشکار به خرد آن داغ دلانی است که در طی ٣٧ سال  گذشته  سی بار از همان سوراخ و توسط همان مار گزیده شده اند و بقول حافظ باز هم به امید دوا بر در آن سوراخ باز آمده اند، و در این ٣٧ سال عارفی پیدا نشد که کند فهم زبان سوسن، تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد. 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

بسیار فیلسوفانه و دقیق فرمودید که در عرض این سه دهه ٣٧ عارفی پیدا نشد که کند فهم زبان ملت، تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد. بعله این داستان تکراری ما است که با صد امید به پای صندوق های رای می رویم و نا امید باز می گردیم. آیا این شعر آخر هم از حافظ است یا از خودتان می باشد؟ ولی بهر حال گویاست.

پرسش و پاسخ ها و جواب های تحلیلی بسیار خوبی هستند. اما آقای دوشوکی مشخص نکرده اند که آیا باید شرکت کرد یا نه؟ اگرچه ایشان در جواب به آخرین سوال این پاسخ را داده اند. اما بعقیده من استراتژی و راهکار باید بسیار روشن باشد. یک تحلیل خوب آنگونه که ایشان در قالب پاسخ ها ارائه داده اند کافی نیست. باید راهکار مبتنی بر آن تحلیل و ارزیابی همه جانبه از وضعیت موجود و فرمان مشخص برای عملکرد مشخص بدون دوپهلوگویی برای خوانندگان ارائه کرد. اگرچه گمان من این است که ایشان طرفدار تحریم انتخابات یا بقول خودشان پرهیز از گزیده شدن از همان مار و همان سوراخ است

رد صلاحیت ها آغاز شده. اما فکر نکنم اعتراضی آنچنانی صورت بگیرد. شوربختانه این ملت عادت کرده است به هر ساز جمهوری اسلامی برقصد . حتی اگر هزاران نفر رد صلاحیت شوند. یا در آزمون مجلس خبرگان مردود شوند