مسی، نمایش توامان هنر و ورزش و تواضع!

ترجمه از: 
. حمید حسینی

مسی، نقطه تلاقی هنر و ورزش است. در بازی اوست که در هم آمیزی این دو به کمال می رسد. حرکات وی با توپ، چونان چرخش قلم موی میکل آنژ است بر بوم نقاشی!

بعد از اهداء پنجمین توپ طلا به مسی، شابی ارناندز هم بازی او در تیم بارسولانا و یکی از ستارگان فوتبال جهان، در توصیف او مقاله‌ایی نوشت چاپ شده در روزنامه ال پایس. مقاله‌ایی بسیار خواندنی. در روزگاری که فوتبال- این تعاونی ترین ورزش تاریخ- چنین دردآور دستخوش حرص و آز سرمایه اندوزان و باندهای سوء استفاده کننده از قدرت - پول است و گرفتار بازی رذیلانه با احساس میلیون ها انسانی که جملگی شان فوتبال را به جمعی بودن آن دوست دارند و از هنر نمایی قهرمانانش لذت می برند، ارایه تصویری هنرمندانه از سوی فوتبالیست بزرگی چون ارناندز در باره بزرگ فوتبالیست تاریخ - لئونل مسی، براستی که جای خواندن دارد. خواندن این نوشته- جدا از گهگاه مبالغه هایی در آن که در عالم توصیف قلبی چندان هم نباید غیر مجاز بنمایند!- و نوشته‌ایی سراسر برخاسته از حس درونی و حاوی یگانگی ورزش- هنر را ، به همه ورزش دوستان و هنرمندان توصیه می کنم.

حمید حسینی

 

 

مسی را موقعی شناختم که به تیم دسته یک بارسلونا آمد. البته از مدتی قبل در باره‌اش می شنیدم، در حالیکه هنوز بیشتر از16 سال نداشت. سرجی الگره، یکی از دوستان عزیزم مدت های زیادی بود که با فوتبال پایه بارسلونا کار می کرد. روزی در حین غذا خوردن رو به من کرد و گفت:  "شابی گوش کن! چند تا از آن بچه های فوق العاده دارن میان به دسته یک. منظورش نسل پیکه، سسک و همبازی هایشان بود و بعدش در ادامه گفت:" اما یه آرژانتینی توشون هست که حتی تصورش را هم نمیتونی بکنی. واقعاً محشره. بازیش تماشاییه  ....... خودت باید ببینیش" اینها شنیده های من بود. اما وقتی برای اولین بار مسی را در رخت کن دیدم متوجه شدم که حق با آلگره است! یک جورایی با بقیه فرق می کند؛ آخر همیشه شاخص هایی وجود دارند که در همان نگاه اول به چشم بخورند! 

مهم ترین خصوصیت مسی که در همان روزهای اول تمرینات نظرم را جلب کرد این بود که عجیب و در آن واحد جریان بازی را می فهمید و آن را در دست می گرفت. داشتن چنین خصوصیتی برای یک بازیکن، هم بسیار مهم است و هم دشوار. بعلاوه، می دیدیم که بهترین پاس ها را می دهد و هر که را هم در مقابلش می گذاریم ساحرانه دریبل می زند؛ حتی بهترین دفاع هایمان را نیز. بفاصله کمی بعد از صعود به تیم اول باشگاه، و در همان سال اول، هم سفر یکدیگر شدیم.  نو جوانی یافتمش بسیار مودب با رفتاری سرشار از احترام به دیگران، عجیب متواضع و بکلی دور از تکبر. مسی در این زمینه واقعاً مثال زدنی است. امروز وقتی به او نگاه می کنم که در چنین مکان رفیعی ایستاده و بزرگ بزرگان شده است، می بینم که هیچ چیز عوض نشده و او باز هم صاحب همان ارزش هاست؛ حتی ذره ای نیز از آن تواضع و احترام به همکاران خود را از دست نداده است. فکر می کنم مسی هیچگاه نخواسته است از بقیه یارانش متفاوت باشد.

 

می توان یک سال در اوج بود و یا که مثلاً دو سال، اما سال های طولانی در اوج زندگی کردن باید چیز ویژه‌ایی باشد! بیانگر شخصیتی پیروزمند، که همه چیز را به کمال می خواهد و هیچ سقف و مرزی برای خود نمی شناسد. و مسی، این چنین است.

از همان آغاز، با همه فرق می کرد؛ وقتی که فقط 16 سال داشت. می دانستم که فوتبالیست خوبی خواهد شد، ولی چون با مشکلات بسیار عدیده دنیای فوتبال که در آن مسائل زیادی نقش آفرین هستند آشنا بودم، هیچگاه تصور نمی کردم که بتواند به بزرگترین بازیکن تا به امروزهمه دوران ها تبدیل شود. از آن هنگامی که مسی را شناخته‌ام حتی یک لحظه هم او را باز ایستاده از یاد گیری ندیده ‌ام. او هر آنچه را که از ابتداء در خود داشته تکامل داده و اضافه بر آن، به یک گل زن سیری ناپذیر نیز تبدیل شده است. در اغاز البته چنین نبود ولی حالا دیگر به جایی رسیده که براستی می تواند همه احتمالات را تبدیل به گل کند. بقول "پپ گوآردیولا"، او به بازی فوتبال در همه ابعادش احاطه دارد و به تمامی مسلط بر  آن. شبیه او را هیچگاه نخواهیم دید. نه تنها بخاطر همه آنچیزی که می تواند انجام دهد، بلکه بخاطر سال های طولانی بازی  در اوج خود. بنظر نمی آید که برای مسی پایانی وجود داشته باشد!

این شانس من و همه طرفداران بارسولانا بوده که مسی را در میان خود داشته باشیم. بدون او، بارسولانا تیمی نبود که امروز هست، مسی بوده است آن سنگ پایه تمام پیروزی های بارسلونا در ده سال گذشته و من وقتی می خواهم از او صحبت کنم نمی توانم براحتی از این موضوع بگذرم. براستی که او شایسته همه گونه احترام است. یک بازیکن می تواند یک سال، دو سال و یا سه سال در اوج باشد ولی سال های طولانی که مسی در اوج زندگی می کند منطقاً حکایت از یک ویژگی استثنایی دارد به نشانه اینکه  او همیشه می خواهد پیروز باشد، در کمال بماند، حدی را در این مسیر نشناسد، اگر یک گل زد بدنبال دومی باشد و بعدش سومی و باز هم بیشتر. اینها، خصوصیات قابل مشاهده در اوهستند پیش چشم همه و نیز در همه مسابقاتی که او حضور دارد. البته او در تمامی تمرینات هم همین است که می نویسم. باعث رشد تمام هم بازی هایش می شود چون همه تلاش می کنند تا در طراز و بلندایی قرار بگیرند که او ایستاده است.

هر گونه باختی در هر مسابقه، اثری خرد کننده بر او دارد. با هر باخت اندوه بسیاری بر او مستولی می شود زیرا که در مسابقه به چیزی غیر برد فکر نمی کند. هر چیزی برایش قابل تحمل است مگر باخت. بیاد دارم روز بازی مقابل چلسی در مسابقات جام باشگاهای اروپا را که چون نتوانست یک پنالتی را گل کند و در نتیجه بارسولانا از دور مسابقات حذف گردید، تا چه اندازه درب و داغون بود. همچنین در مقابل منچستر سیتی که یک پنالتی را خراب کرد و با اینکه بازی 3- 1 به نفع ما تمام شد او اما ذره‌ایی هم آرامش نداشت. به او گفتم وقتی خود بازی را برده‌ایم اینکه دیگر نباید آنقدرها مهم باشد که او بغض کرده و با اندوه عجیبی پاسخم داد:" چرا خیلی هم مهمه، من پنالتی را از دست دادم!"  روزهایی را بخاطر دارم که با خودش، با اطرافیانش و با همه دنیا عصبانی بود و اخمو، ولی خب چه کسی این چنین نیست؟ غیر از این، مگر شماره یک دنیا بودن و در حالیکه در 99.99% مواقع هم به زیباترین شکل ممکن بازی می کند، کم چیزی است یا که چیز ساده‌ایی باید باشد؟ هیچ گونه خطایی را هم نمی توان و نباید متوجه او دانست به این خاطر که آن خرسندی بی پایان حاصله از دیدن بازی همیشه تماشایی او پیش همه آنهایی که عاشق فوتبال هستند، جبران کننده هر گونه اشتباه کوچک اوست در زمین.

 

من خود را دوست او می دانم. او را می شناسم که چه اندازه خویشتن دار است. با دشواری می توان او را واداشت که به درد دل بنشیند، اما وقتی اعتماد کند عجیب با صفا و شوخ طبع می شود. طنز بسیار دوست داشتنی و ویژه‌ایی در رفتارش دارد با قلبی بس بزرگ در سینه. او انسان بسیار خوبی است. اگر چیزی از او بخواهی همیشه برای کمک آماده است. یکبار به اوگفتم: " لیو، یکی از دوستام خواهش کرده یک جفت از کفش های بازیت را براش ببرم، برای یک بنیاد خیریه میخواد..." بلافاصله کفش هایش را از پا در آورد و امضاء کرد و تحویلم داد. همیشه اینطوری است. ولی خصوصیتی را که خیلی در او تحسین می کنم صادق بودن و رو راست بودنش است. هیچگاه تو را فریب نمیدهد. شخصیتی بسیار قوی دارد، وقتی موافقت با موضویی ندارد به دشواری می توان نظرش را برگرداند، ضمن اینکه درر اعلام عدم موافقتش خیلی صریح است و آن را به وضوح اعلام می کند. اطمینان دارم که هیچگاه از جانب او جز دوستی نخواهم دید، صداقت و وفا به عهدش را همیشه خواهم داشت. فریبکاری مسی فقط در زمین بازی است، آنجایی که لازم است مدافعان حریف را فریب بدهد و نه بیش از آن و نه در هیچ کجای دیگری؛ و من این خصوصیت را در او ستایش می کنم و می خواهم که شریک این اخلاق باشم.

مسی، سپاس! ممنون بخاطر همه چیز. برای بازی ‌ات، بخاطر دریبل هایت، پاس دادن ها و گل هایی که می زنی، برای هر آنچه که به بارسلونا داده ای و به فوتبال؛ و در نهایت، بخاطر بودنت و شیوه بودنت.

تبریک به خاطر توپ طلایی، براستی که شایسته اش هستی.

 

                                                                                                                                      شابی ارناندز

 

 

 

افزودن نظر جدید