چند پهلو بودن سخنان خامنەای

سخنان خامنەای در خصوص اینکە منظور وی از شرکت مخالفان در انتخابات، رای دادن آنها بودە است و نە امکان حضورشان در مجلس، اخیرا موجی از تفاسیر مختلف میان مفسران برانگیخت و در تاثیرات سیاسی خود، حتی آن دستە از افراد اپوزیسیونی را کە بهر دلیلی تمایل بە شرکت در انتخاباتها را دارند، برانگیخت، چنانکە بنوعی دست بە تهدید او و پس کشیدن از مواضع تاکنونی خود زدند.

اما چرا خامنەای چنین گفت؟ و اساسا آیا الزامی برای تدقیق سخنانش بود؟

در وحلە اول می توان گفت کە توجە خامنەای بە مخالفان، نشان از جدی بودن توان آنان دارد، اینکە علیرغم تمام فشارها و سرکوبها، نە تنها از میدان بدر نشدەاند، بلکە بویژە در بزنگاە انتخاباتها، از طریق شاخص رای ها، توان تعیین کنندە آنها کاملا مبرز است. توانی کە بارها برنامە اقتدارگرایان را بهم ریختە است. بنابراین خامنەای با این سخنان بە توان مخالفان خود اقرار می کند.

آنچە تاکنون در خصوص رد ثبت نام کنندگان محرز است این می باشد کە ظاهرا جریان غالب و اقتدارگرا در صدد سهمیەبندی حضور اصلاح طلبان در مجلس است، بدین منظور کە عدەای حداقل سی نفری کە نقش تعیین کنندەای در تصامیم مجلس نخواهند داشت، وارد این ارگان شوند و بدین ترتیب جریان اقتدارگرا از همین حالا خود را بنوعی از شر آنان خلاص کردەباشد.

خامنەای با تدقیق سخنان خود در باب دعوت مخالفان در انتخابات، می تواند چند منظور داشتە باشد:

ـ پرشکوە برگزارکردن انتخابات جهت نمایش اقتدار جمهوری اسلامی،

ـ این سخنان بنوعی تمسخر مخالفان از طریق نمایش احساس اقتدار خودش است،

ـ خامنەای با این اقرار بسیار زیرکانە سعی در خنثی کردن توان حریف در بسیج افکار عمومی دارد. اینکە با دعوت آنها نهایتا می خواهد بگوید کە آنان نیز بنابر درخواست من آمدند!

ـ در شرایط بحرانها و جنگهای منطقەای، او از احساس تعلق ملی و انسانی مخالفان در خصوص حفظ کشور آگاهی و اطمینان دارد، احساسی کە الزاما بە معنای تایید جمهوری اسلامی نیست. خامنەای در صدد استفادە و یا بهتر بگوئیم سواستفادە از این احساس و آگاهی ست،

ـ خامنەای در این دور انتخابات، با سخن گفتن از مخالفان، میدان مانور خود در گفتمان سازی های رایج خود از انتخابات را فراتر از مرزهای تاکنونی می برد، و بدین ترتیب با نام بردن از آنان عنصر دیگری بە ترسیم جو سیاسی کشور می افزاید کە شاید زیاد باب دل افرادی از قبیل شریعتمداری روزنامە کیهان نباشد،

ـ و سرانجام هدایت آنها بە حضور در مجلس از طریق تشویقشان بە ایمان آوردن بە مبانی نظام. خامنەای بە عنوان رهبر و مرشد ‌ظاهرا رل و نقش خودش را بعنوان هدایتگر هیچوقت فراموش نمی کند!

اما سخنان خامنەای نباید موجب دلسردی مخالفان شود. حتی اگر اعتراضات نیروهای دگراندیش و اصلاح طلب هم بە جائی نرسد اما مردم تحول طلبی کە بە رای اعتقاد دارند، می توانند رای هایشان را در صندوق بە نفع اصلاح طلبها بریزند تا از طریق نمایش اقتدار میل بە تغییر، پیامشان را بە اقتدارگرایان برسانند و خواب آنان را بیشتر آشفتە کنند.

هم چنین سهمیە سی نفری در نظر گرفتە شدە برای اصلاح طلبان بمنزلە این نیست کە این جریان فقط در این سی نفر خلاصە خواهد شد. تجربە نشان دادە است کە نیروهای جدی ای از اصولگرایان میانە (احتمالا این دور افرادی کە بە مجلس راە خواهند یافت بیشتر از این طیف باشند)، کاملا مستعد تغییر در مواضع بنفع جناح چپ در جمهوری اسلامی هستند، و این همان امر و نگرانی ست کە اقتدارگرایان را هیچ وقت خلاصی از آن نیست. دینامیسم درونی جمهوری طوریست کە مرز میان جناحهایش قابل ترسیم ابدی نیست و این آن چیزیست کە همیشە اقتدارگرایان را بسیار برآشفتە کردە است.

 

بخش: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اتفاقا نه تنها این پرده دری خامنه ای موجب دلسردی مخالفان نمی شود بلکه تکلیف "مخالفت" را روشن می کند. بدین ترتیب که اگر مخالف هستی نمی توانی فرم انتخابات را امضاء کنید و اعتقاد و التزام خود را به قانون اساسی و "اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه" اعلام کنید و بروید در مجلس و با "رهنمود های رهبری" مخالفت نمایید!
علی خامه ای تکلیف مخالف را تعیین کرد: مخالف تنها می تواند به موافقین وی و ساختار ولایت فقیه "رای " بدهد و حق دخالت بیشتری ندارد. بدین ترتیب "حقوق" مخالف و موافق روشن می شوند: موافق "ولایت فقیه" حق دارد نامزد نمایندگی مجلس شود و در رای گیری شرکت کند، مخالف حق نمایندگی ندارد و تنها حق و"آزادی" رای دادن دارد!
حالا شما چه "اصلاح طلب" باشید و چه مخالف و معاند، یا "رهنمود رهبری" را می پذیرید و رای به موافقان ایشان می دهید و یا بدنبال رهنمود رهبری نیستید و مخالفت خود با وی را با عدم شرکت در انتخابات نشان می دهید.
از این رو اصلاح طلبان اگر قصد اصلاح چیزی چون قدرت سیاسی در کشور را دارند در عین حال نمی توانند بدنبال سیاست های محور قدرت در ایران بدوند و بروند "رای" دهند! اگر هم از اصلاحات ، شراکت در حاکمیت را می فهمند، باید بدانند که شرط اول نشستن بر سر سفره قدرت ، بوسه بر مهر "ولی فقیه" است.
چپ باید اصلاح طلب را از نشستن بر سر سفره رنگین ولی ننگین "ولایت " بر حذر دارد.