از نیمه ی آن شهریور زیبا‎

"از نیمه ی آن شهریور زیبا" سروده ایست، در وصف جوانانی عملگرا، که حماسه ی جنگل را با قهرمانیهای خود آفریدند. این وصف سخنی برآمده از دلِ تجربه، در باره ی جوانان از جان گذشته ی حماسه ی جنگل است.

 

کاش جوانان حماسه ی جنگل میتوانستند بجای آویختن تفنگ از دوش، "صمد" وار کوله هایی مملو از کتاب بدوش کشند. و راز دگرگونی و تغییر را، در آگاهی مردم از قدرت اتحادشان می جستند. اتحادی که هنوز هم برای یاران پراکنده و بر جای مانده ی ایشان ناشناخته مانده است.

 

کاش جوانان حماسه ی جنگل در می یافتند، که دود ناشی از باروت آگاهی بخش نبوده و تیره گی می آفریند. و گرمیِ گلوله های نشسته بر کالبد "فرسیوها" در نهایتِ خود، یاریگر دور باطل استبداد، و سردی می آفریند.

 

دستگاه حکومتی شاه سرانجام در جمودِ خود فرسوده شد، و فرو ریخت. و جوانان باقیمانده از سلاله ی حماسه ی جنگل به هنگام خیزش مردم، همچنان زندگی را مخفیانه، و در پایگاههای خود با پاهایی تاول زده در پوتین هاشان، و در بحث با یکدیگر و ورزشهای چریکی می گذراندند.

 

 

از نیمه ی آن شهریور زیبا

 

۱

دره ی مکار چالوس،

به یقین،

آن روز یکشنبه،

زیباییی خاص داشت.

 

۲

پوشیده در سبزه های نیمه ی شهریور،

و آراسته به برگهای زودرس پائیزی.

لیک جوانان گام نهاده به این دره،

فرصتی برای احساس زیبایی نداشتند.

 

۳

از نیمه ی آن شهریور زیبا،

تا نیمه ی آخر آن بهمن خونین،

همه ی فرصتها صرف شناسایی بود،

شناسایی فرصتهای حمله،

حمله ی جنگل علیه استبداد.

 

۴

شبهای سرد جنگل را چگونه سر کردند؟،

هر چه بود، به راحتی بستری گرم نبود.

دفتری ز خاطراتِ لحظه ها نشر نیافت،

و یا شاید بودُ، در عمق جنگل جای یافت.

 

۵

دیگران نوشتند،

برای رهانیدن یار،

به سیاهکل آمدند،

برای آزادیِ بنده خداشان.

قصد حمله نبود،

لیک حمله کردند.

 

۶

قبل از هجمه ی استبداد،

سر سفره ی مردم بودند،

روستاییی کنجکاو، سلاح یافت در کوله هاشان.

بندیان مردم شدند،

مردمِ تحتِ ستمِ استبداد.

 

۷

موتور کوچک ما،

وصل به مردم،

مردمِ کوه و جنگل،

شهر و روستا، نبود.

 

۸

موتور کوچک ما،

خشم جوانِ آزرده از نامردمی ها،

نامردمی های شاه بود.

او، نه در کوی و برزن،

بل در راهروهای دانشکده ها،

دانشکده هایی آکنده از تعفن استبداد،

چشم به جهانی آکنده از ظلم گشود.

 

۹

کاش قهرمانان ما میخواستند،

با نیش قلم، ریشه ی استبداد بسوزند،

و نه، با تک تیر مسلسل.

استبداد فرهنگ است،

و استبداد، با ممیزی، سلاح و خون، رفتنی نیست.

 

سوم بهمن ماه ۱۳۹۴

البرز

افزودن نظر جدید