بيانيه شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون انتخابات ٧ اسفند ماه

جريان های شرکت کننده در انتخابات مجلس در روزهای گذشته، ليست های انتخاباتی خود را اعلام کرده اند. ليست های موجود، تامين کننده نظر ما نيستند و ما از هيچ ليست انتخاباتی حمايت نمی کنيم. سازمان ما با اصل ولايت فقيه و سيستم سياسی مبتنی بر آن مخالف است و موضع ما نسبت به انتخابات مجلس خبرگان، عدم شرکت است. 

 

انتخابات ٧ اسفند ماه را گروه های وسيعی از مردم فرصتی می بينند که می تواند روندهای بعد از برجام را تقويت کند، از تاثيری گذاری راست افراطی بر صحنه سياسی کشور بکاهد، فضای جديدی برای غلبه بررکود اقتصادی و بهبود زندگی مردم فراهم آورد و از فشارهای امنيتی کاسته شود. اما رد صلاحيت های گسترده توسط شورای نگهبان، به اين نگاه و اميد لطمه جدی زد. بلوک حاکم می خواهد انتخابات آتی را در فضای امنيتی و به صورت مهندسی شده برگزار کند و ترکيب دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان را با اصول گرايان تندرو آرايش دهد.

 

اين انتخابات مانند هر انتخابات ديگر در جمهوری اسلامی، غيرآزاد و غيردمکراتيک است. در جمهوری اسلامی حقوق مخالفين و حق شهروندی به طرز خشنی نقض می شود. برای مخالفين امکان مشارکت در انتخابات وجود ندارد. انتخابات در جمهوری اسلامی نه برای تامین و تضمین حق شهروندی، که ابزاری برای تنظیم مناسبات قدرت در درون آن و رقابت بين جريان های حکومتی است. سال هاست که بلوک حاکم حتی رقابت بين جريان های حکومتی را برنتافته و انتخابات را به صورت مهندسی شده برگزار می کند تا ذوب شدگان در ولايت دست بالا را داشته باشند. مهمترين ابزار مهندسی انتخابات، نظارت استصوابی است. انتخابات در عين حال در مواقعی فرصت هائی برای مردم فراهم آورده که برنامه جريان حاکم را برهم زنند و مهر خود را بر آن بکوبند. اما هر بار کە این اتفاق افتادە، بلوک حاکم با مانع تراشی مانع اجرا شدن نتایج انتخابات شدە است. بلوک حاکم با توسل به نظارت استصوابی و رای سازی توسط نهادهای حکومتی ـ مذهبی به ويژه سپاه و بسيج، می کوشد ميزان تاثيرگذاری مردم را کنترل و نتيجه انتخابات را به سود خود رقم زند.

 

ما در مقابل انتخابات غيرآزاد و مهندسی شده، بر انتخابات آزاد تاکيد داريم. انتخابات آزاد، انتخاباتی مبتنی بر تامین و تضمین حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برابر حقوق شهروندان است. شرط برگزاری انتخابات آزاد، حذف نظارت استصوابی، برگزاری انتخابات سالم و بدون تقلب، نظارت نمایندگان نیروهای سیاسی از جمله اپوزیسیون برانتخابات، فضای باز سياسی، آزادی بيان و تجمع، رسانه ها و گردش آزاد اطلاعات، فعاليت احزاب سياسی، سنديکاهای کارگری، تشکل های دمکراتيک و سازمان های مردم نهاد است.  

 

انتخابات در اين دوره به مراتب مهندسی شده تر از دوره های قبل است. ولی فقیه به فقهای منصوب خود در شورای نگهبان مجوز داده است که با بیشترین رد صلاحیت‌ها، پیشاپیش هم ترکیب "خبرگان" و هم چینش "مجلس شورا" را مطابق با منویات شخص او و سپاه سمت و سو دهد. حکومت ولایی که مدام در جهت تقویت اقتدار ولایت فقیه و تضعیف جمهوری حرکت کرده و می کند، تلخکام از آزمون ٢ خرداد انتخابات ریاست جمهوری ١٣٧٦ و تجربه انتخابات مجلس ششم ١٣٧٨، در هراس از کابوس جنبش سبز ١٣٨٨، و نه چندان خشنود از هر آنچه که در جریان انتخابات ١٣٩٢ جریان یافت، این بار پیشاپیش شمشیر را از رو بسته و دست به وسیع ترین قلع و قمع‌ها زد تا مجلس يکدست تشکيل دهد. در کنار حذف ها، سپاه، بسيج، امنيتی ها، نيروهای افراطی و کاسبان تحريم برای خريد رای، رای سازی و  تخريب رقبا، برنامه ريزی کرده اند. آن ها بخشی از ثروت های غارت شده کشور در دوره احمدی نژاد را به پای انتخابات خواهند ريخت.

 

اصلاح طلبان در اين دوره برای اولين بار موفق شدند اجماع وسيعی را در صفوف خود تامين کنند. اما آن ها برای گذشتن از صافی شورای نگهبان از يکسو از کانديداتوری چهره های شاخص خود اجتناب کردند، سياست تعامل با ولی فقيه و گفتگو با شورای نگهبان را در پيش گرفتند و به جريان حاکم برای شرکت در انتخابات چک سفيد دادند و از سوی ديگر تاکنون از ارائه و اشاعۀ برنامۀ انتخاباتی خود پرهیز جسته اند. آن ها براين تصور بودند که گويا با حرکت در زير خط قرمزهای ولی فقيه و تعامل با او و شورای نگهبان، خواهند توانست کانديداهای خود را از زير تيغ شورای نگهبان بگذرانند. ما در بيانيه دوم هيئت سياسی ـ اجرائی پيرامون انتخابات، خاطر نشان کرديم که اين سياست کارساز نيست و ولی فقيه با حق الناس خواندن نظارت استصوابی و تاکيد بر احراز صلاحيت کانديداها، دست شورای نگهبان را برای حذف اصلاح طلبان و اعتدال گراها باز گذاشته است. اکنون اصلاح طلبان با افزودن افرادی از ميان کانديداهای ناشناخته و اصول گرايان به ليست خود ، می خواهند با اصول گرايان تندرو رقابت کنند. 

 

هم وطن آزاديخواه!

شرکت در انتخابات مجلس در درجه اول با معرفی کانديداها، ارائه ليست و برنامه و يا دفاع از ليست و کانديداهای معين، معنی پيدا می کند. ما امکان کانديداتوری نداشته ايم و ليست  قابل دفاع با برنامه ای که مطالبات دمکراتيک مردم را بازتاب دهد، ارائه نگرديده است. برای سازمان ما امکان مشارکت در انتخابات مجلس فراهم نيست و سازمان از هيچ يک از ليست های موجود انتخاباتی حمايت نمی کند.

 

با وجود مهندسی و چينش انتخابات توسط بلوک حاکم، گروه هائی از مردم می خواهند با رای سلبی و اعتراضی در انتخابات شرکت  کنند. خواست ما از شرکت کنندگان در انتخابات مجلس اين است که در رای دادن به کانديداها، بر موارد زير درنگ داشته باشند:

١. به ليست شورای ائتلاف اصول گرايان، کانديداهای سپاه پاسداران، راست افراطی، ذوب شدگان در ولايت،  مدافعين نظارت استصوابی، مخالفين "برجام"، مدافعين حضور نظامی رژيم ايران در منطقه، به کانديداهای زن ستيز و ضدکارگر و کاندیداهایی که دم از "فتنه" می زنند و از "حصر" و "حبس" دفاع می کنند، رای ندهند.

 

٢. به کسانی رای دهند که وجوهی از مطالبات عمومی جامعه را در برنامه خود منظور و از آن دفاع می کنند:

ـ دفاع از آزادی زندانيان سياسی و برداشتن حصر و برچيدن فضای امنيتی

ـ دفاع از حقوق شهروندان و مبارزه عليه نقض حقوق بشر، دفاع از حقوق زنان و کودکان

ـ تدوين لوايح برای برون رفت اقتصاد کشور از رکود، تقويت اقتصاد توليدمحور و دانش محور، مبارزه عليه فساد و قاچاق کالا، شفاف سازی فعاليت های اقتصادی و خاتمه دادن به رانت خواری

ـ تدوين لوايح برای دفاع از حقوق کار، فقرزدائی و اشتغال زائی و کاستن از فاصله فقر و ثروت و گسترش بیمه همگانی

ـ تدوين قوانين ضرور برای حفظ محيط زيست و حل معضل کم آبی

ـ تغيير قانون انتخابات در جهت حذف نظارت استصوابی و تامين حق انتخاب شهروندان

- دفاع از استقلال مجلس و اعمال حق تحقیق آن در کلیۀ امور، خاصه در امور مربوط به نهادهای غیرانتخابی

ـ پيشبرد سياست صلح در منطقه، تنش زدائی از مناسبات با کشورهای ديگر از جمله امريکا

 

٣. انتخابات مجلس در مناطقی از کشور خصلت محلی دارد و مطالبات مشخص مردم و مسائل محلی و ملی ـ قومی در آن نقش مهمی بازی می کند. در اين مناطق به کسانی رای دهند که مطالبات مردم را در برنامه خود منظور کرده و به دفاع از آن ها متعهد شده باشند.

 

٤. در حوزه هائی که کاندیدائی با شروط پیش گفته وجود ندارد، از شرکت در انتخابات خودداری کنند و صندوق های رای را خالی بگذارند.

 

شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

اول اسفند ماه ١٣٩٤ (٢٠ فوريه ٢٠١٦)

 



 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، ضمن همراهی با سخنان و راهکارهای مدبرانه و وطن دوستانه ی این بیانیه، اشکالاتی بر آن دارم که ذیلاً بر می شمارم.

- در اینکه ما واژه هایی چون رادیو، تلویزیون، تلفن، رادار، آسفالت، موتور، سماور و... را مستقیما وارد زبان فارسی کرده ایم، هیچ ایراد و اشکالی نمی بینم، چه ما هیج دست مستقیمی در تولید این فرآورده ها نداشته ایم.
اما وقتی در بیانیه های رسمی و نیمه رسمی شاهد استفاده از واژه هایی چون "کاندید" و "کامنت" هستم، در جایی که واژه های ملموس تری چون "نامزد انتخاباتی"، و "نظر" داریم، این را نمی دانم شیفتگی بی موردش نام دهم، یا عشق و علاقه مفرط به واژه های بیگانه.

- خود نیز می دانید، که سطر سطر بیانیه ی با ارزش و مفید شما بی پشتوانه ی اجتماعی حبابی را ماند در فضای آشفته ی سیاسی کشور، لذا متحیرم از اینکه چرا در صدد تبدیل فصل انتخابات به فصل استبداد زدایی از کشور بر نیامده اید.
گمان نمی کنید، که اگر بجای طرح مستقل این اعلامیه، در جهت نوشتن اعلامیه ای در همین راستا در معیت نحله های گوناگون جنبش فدایی، حزب توده ایران، بقایای جنبش سبز، بقایای جبهه ی ملی، بقایای خروج کرده از خط رجوی، عناصر خوشنام خارج شده از حاکمیت فعلی و... حرکت می کردید، به اهداف مندرج در اعلامیه عملا نزدیکتر بودید.

سازمان فداییان خلق ایران اکثریت در بیانیه انتخاباتی خود نوشته است: «ما امکان کانديداتوری نداشته ايم و ليست قابل دفاع با برنامه ای که مطالبات دمکراتيک مردم را بازتاب دهد، ارائه نگرديده است. برای سازمان ما امکان مشارکت در انتخابات مجلس فراهم نيست و سازمان از هيچ يک از ليست های موجود انتخاباتی حمايت نمی کند.»
بعد نوشته اند:
«با وجود مهندسی و چينش انتخابات توسط بلوک حاکم، گروه هائی از مردم می خواهند با رای سلبی و اعتراضی در انتخابات شرکت کنند. خواست ما از شرکت کنندگان در انتخابات مجلس اين است که در رای دادن به کانديداها، بر موارد زير درنگ داشته باشند»
پس شرکت نمیکنند و از هیچ لیستی حمایت نمیکنند اما رهنمود دارند که:
١. به ليست شورای ائتلاف اصول گرايان، کانديداهای سپاه پاسداران، راست افراطی، ذوب شدگان در ولايت، مدافعين نظارت استصوابی، مخالفين "برجام"، مدافعين حضور نظامی رژيم ايران در منطقه، به کانديداهای زن ستيز و ضدکارگر و کاندیداهایی که دم از "فتنه" می زنند و از "حصر" و "حبس" دفاع می کنند، رای ندهند.» خوب، مگر نمیگویید به کدام لیست رأ ندهید؟ پس چگونه میتوانید از هیچ لیستی حمایت نکنید؟ مگر دعوت از مردم برای این که به لیست آن طرف رأی ندهد به این معنی نیست که به لیست این طرف رأی بدهد؟ مگر معنی شرکت کردن حتما رأی دادن خود فرد است ؟ مگر رهنمود دادن همراه با شماره گذاری و همراه با بیان صریح این که به کی رأی ندهید خود به معنی شرکت نیست؟ دوستانم! عزیزانم! اگر برای شما مهم است و برای کشور مهم است که افرادی که شرکت میکنند به کدام لیست رأی ندهند، چون نمیخواهید که آن لیست برنده شود، چطور متوجه نیستید که اگر این کار با رأی دادن به لیست مقابل همراه نشود بی نتیجه میماند؟ اگر رأی ندادن به آن لیست درست است چرا تقویت این لیست در مقابل آن درست نیست؟ رفقا و دوستان عزیز فدایی! آیا براستی خود شما این گونه تعیین موضع را منطبق با دانش سیاسی و مسئولیت میهنی میدانید؟ آیا فکر میکنید که مردم ایران همان دهاتیهای فیلم صمد آقا هستند و ما هم روشنفکران فیلم رگبار که آنها را به این شکل هدایت کنیم؟ آیا شما فکر نمیکنید که چه معنی دارد آن دسته از مردمی که آگاهانه برای شرکت به قول شما سلبی میروند پای صندوق و شرکت میکنند باید از گروهی رهنمود بگیرند که خود شرکت را تحریم کرده است؟ یعنی اینقدر قحط الرجال شده است و شما اینقدر مالک رهنمود؟ آیا با همین ندانم کاری ها ما در مسئولیتهای مردمی و میهنی خود اغتشاش ایجاد نکردیم؟ من امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم و سایت رادیو فردا را دیدم و تظاهرات مردم به حمایت از سگ کتک خورده دیدم از هیجان و احساس خوشبختی این برخورد زار زار زدم زیر گریه و وقتی همسرم وحشت زده از خواب پرید از بغض و اشک نمیتوانستم بگویم که کسی نمرده است و فقط اشاره میکردم تا بیست دقیقه بعد توانستم برای او توضیح بدهم که نگاه کن این مردم ما هستند که اینگونه زیبا هستند!.آنوقت شما میخواهید به این مردم به این شکل رهنمود بدهید؟

آقای ممبینی گرامی، ضمن آرزوی شادی و سلامتی برای قلب مهربان و زیبا شناختت که همیشه در جهت حمایت از حرکات انسانی انجام شده در کشورمان می تپد، میخواهم بگویم، نکات آمده در نظر شما، در بیانیه ی حاضر ملحوظ شده است.

اما آنچه این بیانیه ی خوب و جاندار را از درجه ی اجرایی شدن حداکثری می اندازد، عدم مراجعه ی نویسندگان این بیانیه به تمامی واحدهای آزادیخواه و دموکراسیخواه کشور برای آوردن امضای ایشان در پای این بیانیه است.

تا قبل از خواندن مطلب شما، گمانم بر این بود، که قصد و مقصدِ آقای پرویز صیاد از آفریدن موجودِ بی بدیلی به نام "صمدآقا" یا "آقای بی نیاز" چزاندن گوش طراز اولهای کشور!!!؟، که گوششان به هیچ منطقی سرراست نبوده و نیست، بوده است، حال پس از خواندن مطلب شما کمی دل به شک شده ام، آیا صمدِ آقای پرویز صیاد برای تمسخر روستائیان کشور آفریده شده است؟

واقعا متاسفم !؟تحریم میکنید بعد راهنمایی میکنید که اگر میخواهید رای بدهید به چه کسانی رای بدهیدوبه چه کسانی رای ندهید واقعا این موضع شماست اینقدر خام وبچه گانه .چهل وپنج سال تجربه راچیکار کردیدواقعا بندبند نوشته های شما پرازتناقض وتردید وبی برنامگی ست.واقعا جای تعجب دارد که شما موضعتون با شاهزاده پهلوی وجبهه ملی وچپهای افراطی ومجاهدین یکیست.جای بسی تعمق دارد اینچنین موضع گیری هایی!!!!؟؟؟؟؟

البرز عزیز با سلام. من عمر جوانیم را به پای این جنبش دادم. با این حساب تا آخر عمر حواسم به آن هست و نگرانش هستم. دوست عزیز حرفهای من در آن بیانه نیست. اصلا آن بیانه حرف هیچ کس دیگری را در خود ندارد. دو موضع گیری عجیب در این دور وجود داشت. یکی که میگفت امر انتخابات امر ما نیست. یکی هم که میگفت ما امکان نامزد شدن نداشتیم و از این رو امکان شرکت نداریم، اما شما مردم رهنمود ما را اجرا کنید. من تاکنون چنین موضعی را ندیده بودم. یعنی در جدول مندلیف عناصر سیاسی این آلیاژ اصلا محاسبه نشده بود. خوب مگر میرحسین موسوی و کروبی و نهضت آزادی و هزاران مثل آنها امکان نامزدی داشتند که شرکت کردند؟ مگر عدم امکان نامزدی مساله امروز ما بود که حالا سازمان آن را کشف کرد؟ و اگر سازمان شرکت نمیکند مردم چرا باید شرکت کنند و اگر سازمان امکان شرکت ندارد رهنمودش باری مردم برای چیست؟ ببینید دوست عزیز، این مذاکرات وحدت سازمان شما را دارد پوک میکند. شما به خاطر پیش برد وحدت موضع سایی میکنید و خود را به جایی میرسانید که دیگر خود نیستید. به خاطر چی؟ چه به دست می آورید؟ آیا شما میتوثانید به من نشان دهید که پیش از انتخبات با تعدادی از جوانان این کشور تماس گرفتید تا جو را بسنجید؟ اما من مطمئن هستم شما به دقت حواستان به موضعگیری گروه های چپ بود. حقیقتا من دلم برای سازمان سوخت. رجوع کنید ببینید چقدر قضاوت منفی درست شده. حق سازمان این نبود. در مورد صمد هم بگویم، اگر انقلاب بهمن یک حسن داشته باشد آن هم پایان دادن نگاه تحقیرآمیز عصر پهلوی به دهقانان است.

آقای ممبینی گرامی، ضمن سپاس از پاسخ شما، بایسته دیدم، که بنویسم، که هر یک از ما در مرحله ای از رشد جنبش فدایی بخشی یا تمم زندگیش را هدیه به اهداف این جنبش کرده است، و طبیعتاً مانند باغبانی که لحظه ای از یادِ گلها، درختان و ...باغش غافل نمیماند، احساس هر یک از اعضای صدیق جنبش به این جنبش نیز چنین است.

در باره ی بیانیه حاضر میخواهم سخنم را در جوف یک حکایت خیالی بزنم. زمانی در قریه ای واقع در بیابانی گرم و سوزان، اهالی به فکر ترسیم تصویری از یک شیر افتادند، از جایی که غالب اهالی شیری را نه از نزدیک دیده و نه لمس کرده بودند، هر یک از ره خیال قسمتی از شیر را بر صفحه ی کاغذی مشترکی نقش کردند. در نهایت تشابه این تصویر خلق شده با شیر در این بود، که این تصویر مانند یک شیر واقعی چهار دست و پا ایستاده بود، یال و دم داشت، اما قامتش به اندازه ی یک موش بود، چون روی یک صفحه از یک دفتر مشق نقاشی شده بود.

هم از این رو بود که خطاب به نویسندگان بیانیه نوشتم؛ «... خود نیز می دانید، که سطر سطر بیانیه ی با ارزش و مفید شما بی پشتوانه ی اجتماعی حبابی را ماند در فضای آشفته ی سیاسی کشور، لذا متحیرم از اینکه چرا در صدد تبدیل فصل انتخابات به فصل استبداد زدایی از کشور بر نیامده اید...»
و خطاب به شما آوردم؛ «... نکات آمده در نظر شما، در بیانیه ی حاضر ملحوض شده است...»

اما آنچه این بیانیه ی خوب و جاندار را از درجه ی اجرایی شدن حداکثری می اندازد، عدم مراجعه ی نویسندگان این بیانیه به تمامی واحدهای آزادیخواه و دموکراسیخواه کشور برای آوردن امضای ایشان در پای این بیانیه است. چه اگر چنین کرده بودند، شیر ترسیمی روی کاغذ شباهت بیشتری به شیر واقعی می یافت.

در بحثهای مربوط به وحدت، به دلیل آنکه لزومی به چپاندن زورکی خود در یک چارچوب تنگ نداریم، همواره پیشنهادم اتحاد بر سر فراگیرترین خواستها و مطالبات بوده و هست، به عبارتی دیگر هر واحدی از واحدهای جنبش فدایی و دیگر نیروهای مختلف کشور با حفظ استقلال خود و بر اساس فراگیرترین خواستها و مطالبات مردمی در جبهه ای مشترک برای رهیافت به آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی شرکت می جوید.

در باره ی روستائیان و تحقیرشان در زمان پهلوی بی تردید حق به جانب شماست، چه خودم آن را لمس کرده ام. اما تصاویر نقشِ "صمد" که توسط هنرنمایی آقای پرویز صیاد خلق شده را در سمت تحقیر روستایی ارزیابی نمی کنم. بل آن تصاویر را در مسیر برملا کردن حماقتهای تحمیلی به جامعه می بینم.

چند نکته در مورد بيانيه شورای مرکزی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون انتخابات ٧ اسفند ماه 94
1- فداییان اکثریت می گویند ما در انتخابات ی شرکت نمی کنیم ؛ اما شما مردمی که می خواهید در انتخابات شرکت کنید ؛ به این ها رای ندهید ( اصول گرایان ) و به انها رای دهید ( حالا با شروطی یعنی به اصلاح طلبان ) . ایا یک سازمان سیاسی که خود را پیشرو و رهبر مردم می داند یا می خواهد رهبری مردم را بدست اورد می تواند به ان ها چنین رهنمودی بدهد ؟ احتمالا مردم خواهند گفت این ها خود شرکت نمی کنند اما به ما می گویند با شرط و شروطی شرکت کنید ؛ پس ان ها خود را از ما نمی دانند . بین خود و ما تفاوت قایلند . برای خود تکلیف را قطعی کرده اند و برای ما شرط و شروط می گذارند . این به نظرم جنبات است . ه منفی موضع فداییان اکتریت در مساله انتخاب
2- جنبه مثبت نظر فداییان ان است که نظیر سایر جریانات تند روی چپ و یا چپ های خطا کار ؛ نظری قطعی و مطلق ابراز نداشتند که انتخابات به کل تحریم است و شرکت در ان خیانت و یا خطای سیاسی است . این مورد یعنی حدودی از تردید در درست بودن تحریم ؛ یعنی شک کردن به درست بودن قطعی نظر خود . این نظر بینابینی می تواند این نوید را بدهد که اگر عمل سیاسی مردم در میان مدت گشایشی در اوضاع بدهد و فضای سیاسی و اقتصادی را کمی بهبود بخشد ؛ ان ها تهییج شوند که در انتخابات بعدی شرکت را تجویز نمایند . فداییان اکثریت می گویند ما شرکت نمی کنیم و نمی گویند ما تحریم می کنیم ؛ این خط با انهایی که می گویند تحریم می کنیم تفاوت هایی دارد . شاید فداییان مردمی تر و عمل گراتر اند و می دانند در شرایطی که نیروهای دموکرات ؛ چپ و پیروان جدایی دین از سیاست قادر به تاثیر گذاری در اوضاع کشور نیستند ؛ اگر دولت را اصلاح طلبان به دست بگیرند امید به کاهش بیکاری ؛ امید به بهبود روابط با جهان ؛ امید به حصول به رشد اقتصادی بیشتر ؛ امید به کاهش فساد و رانت خواری و در نهایت امید به کاهش درد و رنج مردم و جوانان بیکار افزایش می یابد . در مورد گشایش نسبی ازادی های اجتماعی ؛ سیاسی و مدنی چیزی نمی گویم .
3- فداییان می گویند ما با اصل ولایت فقیه مخالفیم ؛ ساده لوحی است اگر فداییان بپندارند که همه انهایی که در انتخابات شرکت می کنند با اصل ولایت فقیه توافق دارند .