نقد و بررسی کتاب تاریخ ترقی خواهی ایرانیان نوشته ملیحه بصیر (٣)

 
نویسنده در آغاز بخش هفتم کتاب، می شود گفت دچار یک اشتباه لپی شده است. سرکار خانم بصیر به نقل از یحیی آرین پور و صمد سرداری نیا نهضت تنباکو را در عصر قاجار با ماجرای واترگیت همسان دانسته است. در صورتی که ماجرای واترگیت در اثر رقابت های دو حزب رقیب حاکم بر آمریکا صورت گرفت که هیچ تاثیری بر ساختار نظام سرمایه داری امریکا نداشت. ولی نهضت تنباکو از اولین گام های جدی مبارزه علیه سیاست های استعمار بود، و مهر و نشان مثبت خود را بر جامعه ایران گذارد. البته نویسنده از تاثیرات نهضت تنباکو در جامعه آنروزین در عصر قاجار غافل نیست. ولی همسان دانستن نهضت تنباکو با ماجرای واترگیت پایه و اساس علمی و منطقی ندارد. نویسنده چنان به افشاگری های روزنامه های منتشره در جریان نهضت تنباکو واثق است که هیجان زده گشته، مقایسه پر اشتباه صمد سرداری نیا و یحیی آرین پور را در این مورد تاید آمیز نقل می نماید از چگونگی ورورد صنعت چاپ به ایران و نحوه انتشار اولین روزنامه ها و مطالب آموزنده آن و افراد موثر در این عرصه، خانم بصیر اطلاعات مفیدی ارائه می دهد. همچنین آشنایی روشنفکران پیشرو عصر با افکار تجدد خواهی در غرب و مخالفت برخی علما و انگیزه هایشان از این مخالفت ها با  نوآوری های فکری و صنعت چاپ، نویسنده از منظر درستی به مسائل پرداخته است. در این بخش از نو آوری های افرادی چون رشدیه، میرزا قتحعلی آخوندزاده و عبدالرحیم طالبوف در عرصه های فرهنگی مطالب سودمندی به رشته ی تحریر در آمده است. 
 
در بخش هشتم به اختصار از دوره حکومت مظفرالدین شاه سخن گفته می شود. مطالب این بخش از این حیث مفید است که می توان آن را نگاهی از زاویەای دیگر به چگونگی و چرایی صدور فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه دانست، و  تحلیل شرایط عینی و ذهنی جامعه که مظفر الدین شاه را ناچار  به صدور فرمان مشروطیت نمود. 
 
در بخش نهم، نویسنده وقتی نقش افراد موثر در رهبری انقلاب مشروطیت را واکاوی می کند، در مورد شناخت چهره ی واقعی حسن تقی زاده دچار اشتباه می شود، و از او به عنوان مبارز نهضت مشروطیت یاد می کند. در مورد اعمال این فرد که عامل انگلیس بود، احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطیت حق مطلب را بیان کرده است. متاسفانه استفاده غیر عامدانه سرکار خانم بصیر از برخی منابع که مغرضانه نوشته شده است، ایشان را دچار این چنین اشتباه هایی می کند. در همین بخش ایشان به نقل از دکتر ماشالله آجودانی می گوید: حیدر عمواغلی اذعان کرده به دستور روسیه ماموریت داشته در مشهد یک فرقه کمونیستی تشکیل دهد. وقتی این واقعیت را در نظر داشته باشیم که روسیه تزاری دشمن خونین کمونیست ها بود. کذب بودن روایت دکتر آجودنی مشخص می شود (نقل به مضمون از صفحه ی 391). در صفحه ی 392 به نقل از دکتر آجودانی آمده است: حیدر عمواوغلی به  بدترین لحن ها از مردم یاد می کرد. این مورد کذب محض است. به یقین خانم بصیر را نوشتەهای دکتر آجودانی به اشتباه انداخته است. آجودانی سلطنت طلب دو آتشه ی ضد کمونیستی است که در نوشته های خویش تا جایی که توانسته است به تحریف واقعیات و حقایق تاریخی دست یازیده است. نگارنده این سطور  قبلا طی نوشتاری بدان پرداخته است. 

افزودن نظر جدید