اصولگرايان هنوز در شوك دوم خردادند

امير محبيان در گفت‌وگو با "آرمان امروز"

 ـ چرا اصولگرايان تلاش می‌كنند در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری مسیر خود را از تندروهای اصولگرا جدا كنند و بیشتر به حسن روحانی نزدیك شوند؟
ـ جریان تندرو یك جریان اصیل در جریان اصولگرایی نیست و محوریت ندارد. جریان تندرو یك رویكرد رفتاری است كه بین برخی از اصولگرایان وجود دارد. این وضعیت در بین اصلاح‌طلبان نیز وجود دارد. این رویكرد معمولا تلاش می‌كند بدون طی كردن مقدمات به نتایج لازم دست پیدا كند. افراطیون تلاش می‌كنند با حذف كردن عنصر «زمان» و همچنین عدم توجه به اقناع افكار عمومی، رفتارهای خود را سامان دهند. در شرایط كنونی جریان اصولگرایی به دنبال صف كشی با تندروهای سیاسی نیست. جریان اصولگرایی در تاریخ خود هیچ گاه برمحوریت تندروی و افراطی‌گری حركت نكرده است. برخی افراد به جای اینكه بر قدرت استدلال خود تاكید كنند، بر شدت گفتار خود پافشاری می‌كنند. این در حالی است كه ادبیات اصولگرایی همواره ادبیات فاخری بوده و در چارچوب‌های اخلاقی حركت كرده است. به نظر من حضور چنین رویكردی در یك جریان سیاسی به دلیل عدم بلوغ سیاسی است. جریان تندرو هیچ گاه در جریان اصولگرایی نقش محوری و تصمیم‌گیرنده نداشته است. البته به دلیل اینكه جریان‌های افراطی دارای شدت و حدت بیشتری در فضای سیاسی هستند، برخی گمان می‌كنند نقش محوری دارند. این در حالی است كه چنین برداشتی در فضای سیاسی كشور صحیح نیست.


 ـ جریان تندروی اصولگرایی در برخی مقاطع مانند ۸ سال ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد و همچنین مجلس نهم نقش محوری پیدا كرده بود، به شكلی كه جریان معتدل اصولگرایی را زیر پوشش خود قرار داده بود. شما این مساله را قبول دارید؟
ـ در این مقاطع جریان اصولگرایی به شكل‌های مختلف دچار «انفعال» شده بود. جریان اصولگرایی پس از شوك دوم خرداد سال۷۶ هنوز موفق نشده بود از حالت شوك خارج شود و وضعیت خود را ساماندهی كند. در این مقطع زمانی برخی از طیف‌های اصولگرایی تلاش می‌كردند حركت خود را حركت روبه جلو نشان دهند. این در حالی است كه این طیف‌های سیاسی به جای اینكه حركت به سمت پیشرفت داشته باشند، حركت موضعی در پیش گرفته بودند. حتی در برخی اوقات «پس‌رفت» نیز در این مسیر مشاهده می‌شد. در این مقطع زمانی این عده تلاش می‌كردند فضای سیاسی كشور را به شكلی نمایش بدهند كه در یك طرف عده‌ای بی تحرك و بی رمق هستند و از سوی دیگر، گروهی دیگر در حال تحرك و حركت رو به جلو قرار دارند. در نتیجه تندروهای اصولگرا در برخی مقاطع فعلیت سیاسی را بر عهده گرفتند. در نهایت نیز این عده به جای اینكه جریان اصولگرایی را در بین افكار عمومی جلو ببرند، به عقب بردند.


 ـ حسن روحانی در كجای بازی اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۶ قرار دارد؟
ـ برای پاسخ به این سوال باید نخست به این سوال جواب داد كه حسن روحانی كیست؟حسن روحانی یك شخصیت اصولگراست كه در جامعه روحانیت مبارز حضور داشته است. این در حالی است كه در درون جامعه روحانیت مبارز گرایش‌های مختلف فكری و سیاسی وجود داشته و درحال حاضر نیز وجود دارد. در دوران ریاست‌جمهوری آیت‌ا... هاشمی ایشان دیدگاه‌هایی را نمایندگی می‌كرد كه برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز نسبت به این دیدگاه‌ها انتقادات جدی داشتند. در نتیجه یك فاصله و مرزبندی بین آیت‌ا... هاشمی و جامعه روحانیت ایجاد شد. البته این فاصله به معنای تعارض و درگیری نبود بلكه همواره نوعی احترام بین هر دو وجود داشت. در چنین شرایطی آقای روحانی بین جامعه روحانیت مبارز و آیت‌ا... هاشمی قرار گرفته بود. ایشان تلاش می‌كرد مواضع خود را به هر دو دیدگاه نزدیك نگه دارد. با این وجود دیدگاه‌های آقای روحانی مطلقا مانند دیدگاه‌های آیت‌ا... هاشمی نبود. به عنوان مثال دیدگاه‌های آقای روحانی درباره فتنه سال۸۸ و همچنین اتفاقات۱۸تیر سال۷۸ بسیار محكم بود و اختلافات جدی با مواضع آیت ا... هاشمی داشت. به همین دلیل جامعتین، جامعه روحانیت مبارز و همچنین اصولگرایان به صورت كلی آقای روحانی را از خود جدا نمی‌دانستند و یك پیوند نانوشته بین آنها برقرار بود. این در حالی بود كه اصولگرایان به این نكته آگاهی داشتند آقای روحانی دیدگاه‌های خاص خود را دارد و از مشی‌ای پیروی می‌كند كه ممكن است با مشی برخی از اصولگرایان همخوانی نداشته باشد. در نتیجه اصولگرایان هیچ گاه با آقای روحانی در موضع تنازع قرار نداشتند بلكه در موضع اختلاف به سر می‌بردند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال۹۲ همین پیوند نانوشته بین آقای روحانی و اصولگرایان به سود ایشان تمام شد و برخی از اصولگرایان كه آقای روحانی را دشمن نمی‌دانستند و نسبت به سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد نیز انتقاد جدی داشتند از آقای روحانی حمایت كردند. از طرف دیگر آقای روحانی از حمایت اصلاح‌طلبان كه در آن مقطع زمانی فضای گسترده‌ای برای بازی سیاسی نداشتند برخوردار بود و در نهایت به ریاست‌جمهوری رسید. از سوی دیگر آقای روحانی از اشتباه استراتژیك اصولگرایان در زمینه نرسیدن به وحدت لازم نیز سود برد. آقای روحانی با رای بسیار نزدیكی كه در حدود چند صد هزار نفر بود نسبت به نفر دوم انتخابات به ریاست‌جمهوری رسید. خطای بزرگ اصولگرایان در انتخابات سال۹۲ ورود سعید جلیلی به عنوان «احمدی‌نژاد شماره دو» به انتخابات بود. آقای جلیلی با حضور در انتخابات یك دوقطبی بین كاندیداهای ریاست‌جمهوری به وجود آورد كه محوریت آن موضوع پرونده هسته‌ای ایران بود. این در حالی بود كه این موضوع نقطه برتری آقای روحانی در افكار عمومی به شمار می‌رفت. در نتیجه آقای جلیلی دیدگاه «مقاومت» و ایستادگی در مقابل قدرت‌های جهانی را درباره پرونده هسته‌ای در انتخابات نمایندگی می‌كرد و در سوی دیگر آقای روحانی قرار داشت كه به دنبال گره گشایی از پرونده هسته‌ای ایران بود. در نتیجه آقای جلیلی با ایجاد این دوقطبی از یك سو آقای روحانی را در منظر افكار عمومی در موضع برتری قرار داد و از سوی دیگر سه میلیون رایی كه به خود اختصاص داد را از سبد اصولگرایان و آقای قالیباف گرفت. اگر رای آقای جلیلی در انتخابات سال۹۲ به سبد رای آقای قالیباف ریخته می‌شد، آقای روحانی نمی‌توانست به این راحتی به ریاست‌جمهوری دست پیدا كند. با این وجود در شرایط كنونی دو دیدگاه درباره آقای روحانی درباره انتخابات ۹۶ در بین اصولگرایان وجود دارد؛ دیدگاه نخست آقای روحانی را متعلق به جریان اصلاحات تلقی نمی‌كند و برای ایشان خاستگاه اصولگرایی قائل است. افرادی كه این دیدگاه را نمایندگی می‌كنند بر این باورند كه آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ مانند روسای جمهوری قبلی از احتمال رای‌آوری زیادی برخوردار است. در نتیجه هیچ دلیلی برای مقابله با آقای روحانی وجود ندارد و باید به همین تعداد اصولگرا كه در كابینه ایشان حضور دارند اكتفا كرد. این دیدگاه معتقد است نباید آقای روحانی را به آغوش اصلاح‌طلبان بیندازیم. دیدگاه دوم كه بنده نیز با این دیدگاه موافق هستم معتقد است حمایت اصولگرایان از آقای روحانی در انتخابات ۹۶ به معنای تایید همه عملكرد وی در چهارسال اول دولت ایشان است. نكته دیگر اینكه اگر اصولگرایان نیز مانند اصلاح‌طلبان در انتخابات ۹۶ از آقای روحانی حمایت كنند به ضرر دموكراسی است. دو جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب دارای دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به اداره كشور هستند. پس چگونه ممكن است به صورت مشترك از یك نفر در انتخابات حمایت كنند. جریان‌های سیاسی باید برای مردم دایره انتخاب ایجاد كنند تا مردم بتوانند به بهترین شكل ممكن درباره سرنوشت خود تصمیم‌گیری كنند. نباید انتخابات سال۹۶ به یك مسابقه سیاسی شباهت پیدا كند كه تنها یك كاندیدا داشته باشد. این در حالی است كه اختلافات اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در مدیریت كشور بسیار جدی است. به همین منظور جریان اصولگرایی باید به سمتی حركت كند كه كاندیدای خاص خود را در انتخابات معرفی كند.


ـ این كاندیدای خاص چه كسی خواهد بود؟آیا اصولگرایان روی چهره جدیدی در انتخابات سرمایه‌گذاری خواهند كرد و یا اینكه از گزینه‌های قدیمی خود استفاده می‌كنند؟
ـ هر دو این حالت‌ها می‌تواند وجود داشته باشد. با این وجود اصولگرایان نمی‌توانند روی یك چهره ناشناس سرمایه‌گذاری كنند. در شرایط كنونی به دلیل اینكه آقای روحانی در چهار سال گذشته همواره در تیررس افكار عمومی قرار داشته و افكار عمومی نسبت به ایشان شناخت خوبی پیدا كرده است، هیچ چهره ناشناسی نمی‌تواند با ایشان رقابت كند. اصولگرایان همواره و در انتخابات مختلف به دنبال معرفی كاندیدای «اصلح» بودند. این در حالی است كه در انتخابات اخیر از دیدگاه‌های خود تنزل كردند و به كاندیدای «صالح مقبول» نیز رضایت داده‌اند. در چنین شرایطی بود كه محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۴ مورد توجه اصولگرایان قرار گرفت و در نهایت به ریاست‌جمهوری رسید. به نظر من جریان اصولگرایی دارای ظرفیت‌های انسانی بسیاری است كه می‌توانند خود را در قامت ریاست‌جمهوری نشان دهند. این در حالی است كه اصولگرایان مدت‌هاست سرنوشت خود را به عده معدودی گره زده‌اند و در بزنگاه‌های مختلف از آنها استفاده می‌كنند. این بدین معنا است كه اصولگرایان مدت‌هاست برای انتخاب گزینه اصلح دور سر خود می‌چرخند. به نظر من اصولگرایان باید مكانیزم انتخاب گزینه اصلح را تغییر بدهند.


 ـ آیا در شرایط كنونی اصولگرایان گزینه‌ای دارند كه پتانسیل شكست‌دادن آقای روحانی را داشته باشد؟
 ـ اصولگرایان در برخی مقاطع دچار تورم كاندیدا بودند. این در حالی است كه به نظر می‌رسد در شرایط كنونی دچار ركود كاندیدا شده‌اند. به نظر من این ركود یك خطر نهفته با خود به همراه خواهد داشت. ممكن است این ركود كاندیدا باعث شود كه چهره‌های اصولگرا در ماه‌های منتهی به انتخابات با مشاهده فضای سیاسی كشور همگی احساس كنند كه چون كسی حاضر نیست در انتخابات شركت كند در نتیجه ما باید احساس تكلیف كنیم و در انتخابات ثبت نام كنند. در نتیجه این ركود ممكن است به یك تورم كاندیدا منجر شود. در شرایط كنونی اصولگرایان به این نتیجه رسیده‌اند كه مرجع نهایی تصمیم‌گیری در جریان اصولگرایی جامعتین است و لاغیر. در نتیجه جامعتین از هر گزینه‌ای كه دعوت كرد باید در انتخابات حضور پیدا كند و هر گزینه‌ای را نیز كه از حضور در انتخابات منع كرد باید تمكین كند و از انتخابات كناره‌گیری كند. بدون شك اصولگرایان با این استراتژی در انتخابات حاضر خواهند شد و هیچ مكانیزم دیگری در پیش نخواهند گرفت. ممكن است برخی از اصولگرایان به این قضیه معتقد باشند كه در شرایط كنونی مصلحت ایجاب می‌كند كه از آقای روحانی حمایت كنیم. با این وجود بنده این فضا را در جریان اصولگرایی مشاهده نمی‌كنم كه اصولگرایان در نهایت به سمت آقای روحانی گرایش پیدا كنند. در سیاست هر چیزی ممكن است و هیچ‌گاه نمی‌توان احتمال یك مساله را صفر دانست. با این وجود احتمال گرایش اصولگرایان به سمت آقای روحانی در انتخابات ۹۶ بسیار كم خواهد بود.


ـ حضور محمدباقر قالیباف به چه میزان در انتخابات جدی است؟ آیا اصولگرایان حاضر خواهند بود روی وی سرمایه‌گذاری كنند؟
ـ بله؛ این احتمال وجود دارد. به هر حال آقای قالیباف یكی از گزینه‌های جدی اصولگرایان برای حضور در انتخابات است كه از قدرت رای‌آوری نیز برخوردار است. در نتیجه آقای قالیباف در سبد انتخاباتی اصولگرایان قرار دارد.


ـ با چراغ سبز نشان‌دادن جامعه روحانیت مبارز به آیت‌ا... هاشمی این شائبه در فضای سیاسی به وجود آمده كه ممكن است آیت‌ا... هاشمی از ظرفیت سیاسی خود در بین اصولگرایان در جهت حمایت از آقای روحانی استفاده كند. به نظر شما آیا آیت‌ا... هاشمی به دنبال به‌دست‌گرفتن ابتكار عمل در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده است؟
ـ آیت‌ا... هاشمی از این ظرفیت سیاسی برخوردار است كه به سمت هر دو جریان سیاسی گرایش پیدا كند. با این وجود در سال‌های اخیر ظرفیت چرخش ایشان به سمت اصولگرایان كاهش پیدا كرده و ایشان بیشتر به سمت اصلاح‌طلبان تمایل پیدا كرده است. در طول سال‌های گذشته برخی از مواضع آیت‌ا... هاشمی مورد انتقاد جدی برخی از اصولگرایان قرار دارد و به همین دلیل اگر ایشان تمایل دارند به سمت اصولگرایان گرایش پیدا كنند باید مواضع مورد انتقاد خود را تبیین و روشن كنند. درباره گرایش جامعه روحانیت مبارز به حضور آیت‌ا... هاشمی نیز باید عنوان كنم جامعه روحانیت هیچ‌گاه به چشم دشمن به آیت‌ا... هاشمی نگاه نكرده و همواره ایشان را جزئی از این تشكل تلقی كرده است. نكته دیگر اینكه این جامعه روحانیت مبارز نبوده كه از آیت‌ا... هاشمی فاصله گرفته بلكه ایشان از جامعه روحانیت مبارز فاصله گرفته است. از سوی دیگر اگر برخی گمان می‌كنند جامعه روحانیت قرار است سكان هدایت خود را به آیت‌ا... هاشمی بسپارد، سخت در اشتباه هستند. اگر جامعه روحانیت به دنبال چنین رویكری باشد به صورت جدی مورد انتقاد برخی از اصولگرایان قرار خواهد گرفت. اگر آیت ا... هاشمی قصد دارد به اصولگرایان نزدیك شود باید به برخی سوالات جدی اصولگرایان پاسخ بدهد. این در حالی است كه در شرایط كنونی آیت ا... هاشمی هیچ تمایلی به پاسخ دادن به سوالات اصولگرایان ندارد و معتقد است مواضع ایشان صحیح است و نیاز به پاسخگویی به هیچ جریان و شخصی نیست. در شرایط كنونی آیت ا... هاشمی به اندازه‌ای به چپ چرخیده كه احتمال گردش به راست ایشان بسیار كم شده است.


 ـ چرا احمدی‌نژاد حضور و یا عدم حضورش در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده را در شرایطی كه شانس كمی نیز برای پیروزی داشت به نظر بزرگان گره زد و چرا رهبری حضور ایشان را صلاح ندانستند؟
به نظر من اگر تلاش كنیم به چرایی دیدار رهبری و آقای احمدی‌نژاد و همچنین نامه آقای احمدی‌نژاد در تمكین از نظر رهبری بپردازیم ممكن است به سرنخ‌های زیادی دست پیدا كنیم كه مساله را پیچیده‌تر می‌كند. در نتیجه همین مساله كه آقای احمدی‌نژاد نظر رهبری درباره عدم حضور را پذیرفته و از آن تمكین كرده برای اصولگرایان كفایت می‌كند و اصولگرایان به دنبال چرایی این مساله نخواهند رفت. نكته دیگر اینكه دیدگاه‌های رهبری برای اصولگرایان حجت شرعی دارد و اصولگرایان به چشم امر و نهی به سخنان رهبری نگاه می‌كنند. در قضیه آقای احمدی‌نژاد نیز این مساله وجود دارد و اصولگرایان با مشخص‌شدن دیدگاه‌های رهبری به صورت كلی احمدی‌نژاد را از سبد انتخاباتی خود كنار گذاشته‌اند. آقای احمدی‌نژاد به عنوان یك فعال سیاسی حق دارد كه اگر تمایل داشته باشد در فضای سیاسی ایران فعالیت كند. قرار نیست احمدی‌نژاد به صورت كلی از حیز انتفاع ساقط شود. به نظر من ما باید به آینده سیاسی آقای احمدی‌نژاد منصفانه نگاه كنیم. بدون شك گذشت زمان به بسیاری از ابهامات پیرامون آقای احمدی‌نژاد پاسخ خواهد داد.


ـ دولت آقای روحانی در سال‌های ابتدایی تشكیل خود درگیر ساماندهی به میراث نابسامان دولت قبل بود. این در حالی است كه در دولت احتمالی آینده خود با چنین وضعیتی مواجه نخواهد بود. به نظر شما دولت آقای روحانی در آینده با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی مواجه خواهد شد؟
ـ بسیاری از تحلیلگران سیاسی و از جمله بنده در طول سه سال گذشته به شكل‌های مختلف این مطلب را عنوان كرده ایم كه دولت آقای روحانی در توجیه افكار عمومی بسیار ضعیف عمل می‌كند. دولت آقای روحانی موفق نشده دستاوردهای خود را برای افكار عمومی بازگو كند به شكلی كه مردم احساس كنند كه دولت تدبیر و امید باعث پیشرفت كمی و كیفی زندگی آنها شده است. با روی كار آمدن آقای روحانی مردم نسبت به حل مشكلات داخلی و بین المللی بسیار امیدوار شدند. این در حالی است كه خیلی زود امیدها به یأس و ناامیدی تبدیل شد. به نظر من بزرگ‌ترین دشمن آقای روحانی دولت آقای روحانی است. دولت آقای روحانی موفق نشده با وحدت درونی یك پیام مشترك به جامعه منتقل كند. مهم‌ترین چالش دولت آقای روحانی در آینده تصویر ضعیفی است كه از دولت در جامعه و در بین جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا وجود دارد. بدون شك دولت یازدهم در حال نمایش یك تصویر آشفته، ضعیف و متناقض از خود به محیط پیرامون است. در شرایط كنونی صدای مردم از مشكلات اقتصادی بلند شده است. این در حالی است كه دولت هیچ‌گونه برنامه مدونی برای حل مشكلات اقتصادی مردم ارائه نكرده است. از آقای روحانی به عنوان یك فرد تحصیلكرده و دنیادیده انتظار این است كه تصویر مناسب‌تری از دولت خود به مردم ارائه كند. آقای روحانی به‌خوبی به این مساله آگاهی دارد كه تصویری كه از دولت خود به محیط پیرامون عرضه می‌كند به مراتب از كاركرد واقعی دولت با اهمیت‌تر است. در نتیجه آقای روحانی باید راه‌حل مشكلات دولت را در درون دولت جست‌وجو كند.

منبع: 
آرمان روز

افزودن نظر جدید